به گزارش افکارنیوز، محمدباقر قالیباف شهردار تهران اخیرا مهمان خبرگزاری مهر بود که در ادامه بخش دوم مصاحبه او را میخوانید:

درمورد ائتلاف سه گانه سوالها و شایعاتی به خصوص پیرامون موضع شما مطرح است که از جمله می توان به شایعاتی مانند اینکه خیلی تمایل به حضور در این ائتلاف ندارید، اشاره کرد.

- قالیباف: این موضوع را صریحا تکذیب می کنم.

موضع صریح شما در مورد ائتلاف سه گانه چیست؟

- قالیباف: ما در ائتلاف سه گانه خواستیم یک حرف را به جامعه بگوییم. یکی از مشکلات امروز جامعه ما این است که بعضی ازکارهای خوب، بد شده است. مثلاً اگر دو رقیب سیاسی روبروی یکدیگر ایستادند، همدیگر را تخریب کرده و به هم بد وبیراه گفتند ظاهرا از نظر بعضی این کار پسندیده است ولی اگر یک حرکت سیاسی شکل بگیرد که بر اساس عقلانیت پیش رفته و باورهای اسلامی و اخلاق در آن حاکم باشد، اینکار ناپسند است. در واقع حرف اصلی ائتلاف سه گانه، تعامل، همکاری و همفکری برای هدف مهمی مانند انتخابات ریاست جمهوری است. این به معنی نبود اختلاف سلیقه هم نیست.

مثلا شما فکر می کنیدکه گرایش من در بخش های مختلف شبیه آقای دکتر ولایتی است یا اینکه بنده در تمام مسائل مثل ایشان فکر می کنم؟ حتما من در همه مسائل مثل آقای دکتر ولایتی فکر نمی کنم، چون من قالیبافم و ایشان آقای دکتر ولایتی. این در مورد دوست دیگرمان آقای دکتر حداد عادل هم صادق است. ما هر کداممان در نگاه، کار، سلیقه و… متفاوتیم؛ ولی حتما فصل مشترک های خوبی هم با یکدیگر داریم. آن فصل مشترک ها کجاست؟ آنجایی که حاضریم به خاطر منافع انقلاب و نظام از منافع و مباحثشخصی بگذریم.

بنده به عنوان یکی از بچه های جبهه یاد گرفتم که بین منافع شخصی با خواسته ها و منافع انقلاب، خواسته های انقلاب را ترجیح بدهم. لذا بنده به عنوان محمدباقر قالیباف اگر احساس کنم که برای کاندیداتوری در انتخابات ریاست جمهوری آینده فلانی بهتر از بنده است، حتما کاندیدا نخواهم شد و وظیفه خودم می دانم در این شرایط به نفع آن شخص کنار بروم.

انتخابات نزدیک است و افرادی هم به تدریج خود را برای نامزدی انتخابات مطرح می کنند. به نظر شما نخبگان، رسانه ها و خصوصا مردم در انتخابات در سال ۹۲ چه معیارهایی را باید مدنظر قرار بدهند؟


- قالیباف: من معتقدم نخبگان و رسانه ها باید سه موضوع را به جد دنبال کنند و مردم هم طبعا بدان توجه خواهند داشت.


اول این که از هر فردی که خواستار حضور در صحنه انتخابات است کارنامه عملکرد بخواهند. بررسی کنند که این فرد در گذشته کجا بوده و چه کارهایی را انجام داده است. یعنی مشخص شود که فرد چه کارنامه ای در سوابق و عملکرد مدیریتی و اجرایی گذشته خود دارد؛ چه کرده و چه توان و ظرفیتی را از خود نشان داده است و آیا این برای مسئولیت سنگین و مهمی مانند ریاست جمهوری کافی است یا نه؟


دوم این که از او برنامه بخواهند و ببینند چه نگاهی به مسائل و مشکلات کشور دارد و چه راه حل ها و راهکارهایی را برای پیشرفت کشور و عبور از تنگناها و معضلات ارائه می دهد. آیا برنامه او صرفا کلی گویی و یک سری شعار و وعده است یا واقعا نسبت به شرایط کشور، ظرفیت ها، محدودیت ها، فرصت ها و تهدیدها اشراف و نگاه درستی دارد و حرف هایی که می زند دارای پشتوانه کارشناسی و مطالعاتی است. البته عملیاتی بودن برنامه هم مهم است و اینکه آیا او توان اجرا و تحقق برنامه را دارد یا نه؟ مردم باید مطمئن شوند که این فرد می تواند این برنامه را اجرایی کند. والا ما برنامه اول تا پنجم را نوشته ایم؛ ولی همان دولت هایی که این برنامه ها را نوشته اند یا مسئول اجرای آنها بوده اند از آن برنامه ها منحرف شده و کارهای دیگری را انجام داده اند.


پس توان اجرایی که از برآیندکارنامه و برنامه فرد ناشی می شود شاخص سوم است که مقام معظم رهبری نیز اخیراً بر آن تاکید کرده اند.


برخی حضور شما را در رأس دولت آینده نوعی بازگشت به گذشته می دانند و عنوان می کنند یک مدلی مانند دولت سازندگی حاکم خواهد شد. آیا این تحلیل را قبول دارید و اصولاً وجه تمایز شما با آقای هاشمی، گرایش ها و دولت ایشان چیست؟


- قالیباف: این سئوال مهمی است و پاسخ به آن نیاز به توضیح دارد. نکته اول اینکه مردم ما باهوش تر از این هستند که بخواهند بازگشت به گذشته داشته باشند. نگاه مردم همواره روبه جلو است. ضمن اینکه بنده معتقدم نوع مدیریت و نگاه من با آقای هاشمی بسیار متفاوت است و بر همین اساس بنده شاید جزو اولین کسانی بودم که در سال ۷۳ به ایشان و روند دولت ایشان انتقاد کردم. این موضوع را بطور مفصل زمانی با آقای هاشمی در میان گذاشتم که در قرارگاه سازندگی بودم و مثالی هم برای ایشان از مدل مدیریت در دوران دفاع مقدس در بکارگیری نیروهای بسیجی در کنار دیگر سازمانها آوردم. در انتقادی که در آن زمان مطرح کردم این نکته را عنوان کردم که توسعه و پیشرفت ما باید مبتنی بر هویت و رویکرد اسلامی و تلقی دینی از انسان شکل بگیرد.


همواره معتقد بوده ام که توسعه ما باید توسعه ای از جنس تعالی باشد نه توسعه ای که صرفا جنبه مادی دارد. البته بنده هیچ وقت منکر تلاش هایی که در گذشته شده است نیستم. اما جامعه ما یک جامعه اسلامی است و وقتی ما به اهداف جامعه و انقلاب اسلامی می رسیم که حرکت ما در سیاست، اقتصاد و فرهنگ نیز اسلامی و انقلابی باشد. ما با مدل های غربی شاید به پیشرفت صرفا مادی برسیم اما به پیشرفت اسلامی - ایرانی که مادیت و معنویت را با هم می خواهد نخواهیم رسید.


ما باید این باور را داشته باشیم که زمانی مردم و جامعه در مسیر تعالی و رشد قرار می گیرند که حرکت کشور و نظام و دولت مبتنی بر هویت و اصول و ارزش های اسلامی و انقلاب باشد، ما در شهرداری تهران به دنبال محقق کردن این الگو بوده ایم. گیرم که در شهر تهران، مثلا مشکل حمل و نقل وآلودگی هوا را که امروز مهمترین چالش این شهر هست حل کردیم. آیا این کافی است؟ و آیا ما به همه اهدافمان درساختن یک شهر طراز اسلام و انقلاب رسیده ایم؟ قطعا جواب منفی است. ماچه زمانی به اهداف نظام اسلامی می رسیم؟ وقتی که آن بعد باطنی و معنایی انسان که هدفش رشد و تعالی هم است به درجه اعلای خود برسد، یعنی درواقع توسعه ما توسعه ای از جنس تعالی باشد نه اینکه صرفا به دنبال تحقق توسعه مادی باشیم. از آن طرف هم آیا می توانیم بدون حل مشکلات اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی جامعه و کلا مشکلات مادی مردم به تعالی برسیم؟ قطعا در این صورت هم نمی توانیم و لذا باید این دو مقوله را درکنار یکدیگر ببینیم.

کارنامه قابل توجهی ندارند به ارائه شعار بسنده می کنند


ولی عده ای معتقدندکه رویکرد مدیریتی شما در شهرتهران تنها توجه به ابعاد مادی بوده است.


- قالیباف: ببینید ادعا با واقعیت متفاوت است. شما باید به عملکردها و کارنامه نگاه کنید و بر اساس واقعیت ها ارزیابی کنید که آیا عملکرد ما در شهرداری تهران یک بعدی بوده و یا ما در راستای توسعه و تعالی توامان مادی و معنوی شهر حرکت کرده ایم. واقعا می خواهم سوال کنم در چه دوره ای درشهر تهران این حجم از فعالیت های دینی، گسترش فضاهای مذهبی، فعالیت در حوزه های اجتماعی و فرهنگی با رویکرد مذهبی و انقلابی داشته ایم. این رویکرد در کنار اقدامات وسیع عمرانی و خدماتی صورت گرفته است چون باور داریم که رشد توامان مادی و معنوی در روح و هویت انقلاب اسلامی نهفته است و مدیر نظام اسلامی هم موظف است آن را دنبال کند.


بعضی ها به خاطر اینکه در گذشته و عملکردشان کارنامه قابل توجهی ندارند تنها به ارائه شعار بسنده می کنند مثلا می گویند ما می خواهیم به گفتمان سوم تیر پایبند باشیم، اشکالی ندارد؛ سوم تیر از آن انقلاب است، شعارهایش شعارهای انقلاب و دفاع مقدس است به شرط اینکه افراد مدعی به آن شعارها پایبند باشند. اما متاسفانه در عمل نشان دادند که رفتار و کردارشان در ابعاد مختلف، متفاوت با سوم تیر وشعارهای آن است. لذا اینگونه افراد نمی توانند بیایند و دیگران را متهم کنند که مثلا دنبال رجعت به گذشته هستند. بنده بارها گفته ام که مدیریت ما یک مدیریت جهادی و مبتنی بر فرهنگ اسلامی است و پیشرفت و توسعه ای که ما دنبالش هستیم همان پیشرفت اسلامی، انقلابی و ایرانی است که اساس آن پیشرفت تومان مادی و معنوی و رشد و تعالی انسانهاست.


در این سالهایی که مسئولیت مدیریت شهری در تهران بر عهده بنده بوده است، تهران با یک رویکرد اصولی و مبتنی بر یک برنامه کلان و راهبردی با این نگاه به پیشرفت که عرض کردم اداره شده است. ما توسعه شهر را صرفا مقوله ای کالبدی و مادی تعریف نکرده ایم بلکه رویکرد ما این بوده که توسعه و پیشرفت مادی و کالبدی وسیله ای باشد برای رشد و تعالی مردم یعنی در شهر تهران فضا و زمینه به گونه ای فراهم شود که در ضمن حل مشکلات مردم و بهتر شدن زندگی در شهر، رشد ا خلاقی و معنوی هم ایجاد شود.


ما از همان ابتدا که وارد شهرداری تهران شدیم مقوله گذار شهرداری تهران از نهادی صرفا خدماتی به نهادی اجتماعی و فرهنگی را مطرح کردیم. در همان اولین برنامه‌ای که به شورای شهر دادیم، مقولات اجتماعی و فرهنگی جزو سرفصل‌ها و اهداف دارای اولویت ما بود. نهاد اجتماعی یعنی نهادی که به بخش معنایی و اخلاقی و دینی و روحی و فرهنگی مردم هم توجه جدی بکند. این مسئله هم در بعدنرم‌افزاری و هم سخت‌افزاری دنبال شد. یک نمونه آن کاری است که ما در حوزه کمک به مسجد سازی در تهران صورت داده ایم که توانست بخش مهمی از خلاءها را در فضاهای محله ای شهر از بین ببرد. شهر تهران در این حوزه واقعا فقیر بود و در فقرش همین بس که مثلا در منطقه ۵ که یک میلیون نفر جمعیت در آن زندگی می‌کنند، ما تنها ۵۰ مسجد داشتیم اما امروز وضعیت فرق کرده است. این رویکرد در حوزه ترویج و بسط فعالیت های دینی و مذهبی هم دنبال شده است. یا مثلا در حوزه ترویج فرهنگ دفاع مقدس دغدغه ما این بوده که چگونه بتوانیم با گذشت بیست و چند سال از دفاع مقدس فرهنگ آن را در زندگی شهری جاری بکنیم. کار بزرگی که در باغ موزه دفاع مقدس انجام شده و حقیقا بی سابقه است در همین راستا بوده است.


اینکه ما در شهرداری این حجم از تمرکز را بر موضوعاتی چون تقویت تعلق محله ای، آسیب های اجتماعی، همبستگی و پیوندهای شهروندی، حفظ حقوق و کرامت شهروندان، حمایت از گروههای آسیب پذیر مانند زنان سرپرست خانوار و غیره صورت داده ایم به معنای آن است که در رویکرد کلی مان، از یکسویه نگری در حوزه مدیریت پرهیز داشته ایم. ببنید ما نمی توانیم انتظار تحقق یک شهر دینی و اخلاقی داشته باشیم، در حالی که به فاصله جنوب و شمال شهر دامن می زنیم و تبعیض را در شهر نهادینه می کنیم.

دیکته خود را نوشته ایم


آقای دکتر بعد از تقریبا هشت سال حضور در شهرداری تهران، در یک جمله به ما بگویید که کارنامه خودتان را در اداره این کلانشهر بزرگ چگونه می بینید؟


در یک جمله می توانم بگویم که تلاش کردیم تا تهران را مطابق با ارزشهای اسلامی و ایرانی و در مقیاس جهانی اداره کنیم. یعنی ساختن و اداره شهری با هویت دینی و انقلابی و ملی مطابق با آخرین استانداردهای روز دنیا در تمام زمینه های اجرایی و فنی و عملیاتی.


آیا فکر می کنید در انجام این کار موفق بوده اید؟


البته این مردم و کارشناسان هستند که باید درباره عملکرد و کارنامه ما نظر بدهند. به هر حال ما دیکته خود را نوشته ایم و اکنون در معرض قضاوت دیگران مخصوصا مردم هستیم.


همواره یکی از درخواستها و انتظاراتم از رسانه ها در مسئولیتهای مختلف این بوده است که زبان گویا و مطالبه¬گر مردم باشند. این وظیفه شما رسانه¬ها است که دائما از مسئولین و مدیران درباره عملکرد و کارنامه شان پرسشگری کنید.


امروز تهران، هم اهداف خود را می شناسد و هم راه های رسیدن به این ا هداف را و با اطمینان به مردم عزیزمان می گویم که امروز از سردرگمی و آزمون و خطا در اداره شهر خبری نیست. بنده فکر می کنم با توجه به بازخوردهایی که عملکرد مدیریت شهری تهران در عرصه ملی و جهانی داشته است ما در حد توانمان موفق بوده ایم. مردم امروز این احساس را دارند که شهر تهران بر مبنای یک مدیریت استراتژیک و یک رویکرد عقلانی اداره می شود.


علت آن هم این است که ما یک استراتژی کلان و یک برنامه جامع برای اداره تهران مبتنی بر سند چشم انداز ۲۰ ساله و برنامه های ۵ ساله تهیه و ارائه کردیم که تهران در این سالها بر اساس این استراتژی و برنامه اداره شده است.


قاطعانه می توان ادعا کرد که در حال حاضر تهران از نظر داشتن برنامه مشخص در همه زمینه ها از جمله حمل و نقل عمومی، شهرسازی، پروژه های عمرانی، برنامه های متنوع اجتماعی - فرهنگی، برقراری عدالت اجتماعی و کاهش شکاف بین مناطق شمال و جنوب شهر، مبارزه سیستمی و اصولی با فساد و نظام شفاف مالی و اداری و … در طول تاریخ شهرداری و بلدیه تهران در بهترین شرایط به سر می برد.


تهران بزرگ بعد از گذشت قریب به نیم قرن امروز دارای یک سند کلان تفصیلی است که حاصل تلاش دهها نفر از استادان و پژوهشگران و نخبگان کشور طی چند سال اخیر است.

دوست دارم مردم من را همان رزمنده دوران دفاع مقدس بشناسند


برای پایان مصاحبه چند سوال کوتاه از شما می پرسم و امیدوارم شما هم کوتاه پاسخ دهید.


قالیباف: بفرمایید.


شما با توجه به سوابقتان عناوین مختلفی دارید مثلا استاد دانشگاه، خلبان، فرمانده، شهردار و … دوست دارید مردم شما را با کدام عنوان و صفت بشناسند؟


- قالیباف: دوست دارم مردم من را همان رزمنده دوران دفاع مقدس بشناسند.


چه ارزشی در دفاع مقدس وجود داشت که شما خلاء آن را در فضای امروز احساس می کنید؟


- قالیباف: من وقتی که در بعضی جلسات حضور دارم که افراد سیاسی هم در آن هستند روی یک جمله معمولا بیشتر تاکید می کنم، می گویم "صداقت در عالم سیاست شاید حماقت به نظر برسد، اما من باز هم صداقت را ترجیح می دهم" . صداقت ارزش مهمی در فضای دفاع مقدس و میان بچه های رزمنده بود که امروز متاسفانه خلاء آن خیلی احساس می شود.