به گزارش افکارنیوز، زهره طبیب‌زاده عضو شورای مرکزی جبهه پایداری درباره احتمال کاندیداتوری هاشمی، مشایی، ‌ رویکرد جریان انحرافی به بحثو گفت‌و‌گو پرداخت.

*فارس: به نظر شما آیا هاشمی در انتخابات ۹۲ کاندیدا می شود و آیا ضروری نیست که اصولگرایانی که خط مشی سیاسی، اقتصادی ایشان را نمی پذیرد برای رقابت با ایشان کاندیدای واحد بدهند؟

طبیب‌زاده: من فکر می‌کنم برخی از جناح‌های سیاسی اصولگرا از امکان حضور آقای هاشمی در انتخابات به عنوان حربه‌ای برای ایجاد وفاقی که سبب عدول از ارزش‌های موجود در گفتمان سوم تیر و در واقع همان ارزش های اصلی انقلاب است، سوء استفاده می‌کنند. امثال هاشمی، حسن روحانی و موارد مشابه به دلیل عملکردهای سیاسی، اقتصادی و مواضعی که در گذشته در صحنه سیاسی کشور اتخاذ کرده‌اند، از نظر خواص و توده‌های مردم عملا از صحنه سیاسی کشور، کنار گذاشته شده‌اند.

توده های مردم در واقعه ۹ دی، علیه سران فتنه به وضوح موضع گرفته و خواستار محاکمه حامیان مستقیم و غیر مستقیم فتنه ۸۸ از جمله آقای هاشمی و فرزندانش بوده‌اند. بر مطلعین سیاسی پوشیده نیست که ژست فعلی آقای هاشمی در نزدیک کردن خود به رهبری و ملاقات با ایشان تنها جهت فضاسازی و اثرگذاری و انعطاف افکار عمومی در مورد پرونده ی مهدی هاشمی است وگرنه کدام مطلع سیاسی نمی‌داند، شعله ی اولیه اغتشاشات خیابانی فتنه ۸۸ در نامه آقای هاشمی به رهبری به صورت هشدار جرقه زده شد.

همچنین کلید واژه انتخابات آزاد توسط رسانه ها و سایت های نزدیک به هاشمی، مرتباً تبلیغ و تأکید می‌شد. ارتباط و جلسات پنهانی هاشمی و فرزندانش با سران فتنه بر همگان آشکار است. سوء استفاده‌های مالی و سیاسی، جذب کارگزاران سازندگی و خاندان هاشمی در طول ۸ سال ریاست جمهوری ایشان بر چه کسی پوشیده است؟ مردم بارها در انتخابات‌هایی چون مجلس ششم و ریاست جمهوری نهم عملا ایشان را از صحنه سیاسی کشور کنار گذاشته اند، دیگر نبش قبر کردن مردگان سیاسی برای ترساندن از روح او، تنها برای کودکان نوپا در عرصه سیاسی کارکرد دارد.

* فارس: اخیرا حلقه انحرافی تحرکات زیادی را از خود نشان می‌دهد. به نظر شما این تحرکات جهت حضور در انتخابات ریاست جمهوری است؟ شانس رهبر جریان انحرافی در جریان انتخابات ۹۲ تا چه حد است؟

طبیب‌زاده: من فکر می‌کنم این نحله فکری مواضع انحرافی‌اش از سایر جریان‌های سیاسی آشکارتر است. در جریان اصولگرایی برخی با زیرکی، خود را اصولگرا نامیده ولی رشته افکارشان، افکار لیبرالیستی است و مانند اصلاح طلبان قائل به تساهل و تسامح هستند ولی جریان انحرافی بدون نفاق مواضع انحرافی خود را صراحتا نشان می‌دهد که عملا به هیچ جناحی از روحانیت، اعم از مراجع، جامعه مدرسین، روحانیت مبارز و یا سایر روحانیون بزرگ که به لحاظ فکری و سیاسی مقبول نظام اند متصل نیست و از سوی دیگر حتی مورد نقد اجماعی اکثر روحانیون قرار دارد.

متدینین و توده‌های مردم بالاخره یکی از مراجع و کانون های سیاستگذار روحانی را امین و مورد وثوق خود می‌دانند.

**رهبر فرقه انحرافی حتی به اندازه سروش و کدیور و حجاریان هم سواد نظری ندارد

جریانات انقلابی و برآمده از نظام نظیر سپاه و بسیج، جوانان نخبه و متدینین و فعال دانشگاهی نیز با جریان انحرافی، مرزبندی شدیدی دارند. از سوی دیگر رهبر این فرقه انحرافی حتی به اندازه سروش و کدیور و حجاریان هم سواد نظری و اسلوب فکری منسجمی ندارد. این حلقه تنها یک نحله ی سیاسی بدون پشتوانه نظری منسجم است که به دلیل قرار گرفتن در کانون قدرت و ثروت، چند صباحی عده‌ای را به دلیل چرب و شیرین بودن قدرت در اطراف خود گرد آورده است، ولی به مجرد فاصله گرفتن از قدرت خواهید دید کسی دور این جریان فکری باقی نمی‌ماند.

** سرنوشت نهضت آزادی در انتظار جریان انحرافی

در خوش بینانه ترین تحلیل، این افراد به ناسیونالیزمی با پوشش ضعیف دینی قائل‌اند. اما چون نظریه پرداز باسوادی ندارند، در آینده نه چندان دور سرنوشتی بهتر از نهضت آزادی نخواهند داشت. بنابراین به نظر من اینها به دلیل وضوح انحرافشان خطر واقعی برای نظام محسوب نمی‌شوند چراکه فاقد پیچیدگی گفتمانی است. در حال حاضر آنها محبوبیت دولت به جهت خدمت رسانی به اقشار ضعیف در استان‌ها را دلیلی برای اقبال مردم به سوی خود در انتخابات ۹۲ تلقی می‌کنند، غافل از این که سیاسیون و متدینین جامعه به خوبی از زاویه دیدگاه و عملکرد سال‌های اخیر آقای رئیس جمهور با مواضع مقام معظم رهبری به خوبی مطلع‌اند.

** احمدی‌نژاد با عملکردش در دولت دهم دیگر شانسی برای رأی ندارد چه برسد به مشایی

من حتی فراتر از این مسأله عرض می کنم؛ اگر خود آقای احمدی نژاد برای شرکت در انتخابات ریاست جمهوری۹۲ منع قانونی نداشت، در صورتی که از جایگاه رسمی خود خارج شده و امکان نقد مواضع و دیدگاه‌های وی برای صاحب نظران سیاسی جهت تنویر افکار عمومی مقدور شود، با عملکردش در دولت دهم مطمئنا که دیگر هیچ شانسی برای گرفتن رأی مجدد از مردم ندارد، تا چه رسد به چهره ی غیرمقبولی مانند آقای مشائی.

گذشته از آن مشائی ، رجل سیاسی و مذهبی هم محسوب نمیشود. وی سابقه مدیریت در عرصه کلان مدیریتی را در کارنامه عمل خود برای حضور در پست ریاست جمهوری ندارد. حداکثر پست اجرائیاش، ریاست سازمان میراث فرهنگی و رئیس دفتر رئیس جمهور و مسئولیتهایی در این سطح بوده است. حتی اگر از نظر سیاسی رد صلاحیت نشود سابقه مدیریتی قابل قبولی در شأن پست ریاست جمهوری ندارد.