به گزارشافکارنیوز،آیت الله هاشمی رفسنجانی در بیان خاطراتش از ۸ فروردین ۱۳۶۱ آورده است؛

پاکسازی غرب دزفول از حضور عراقی‌ها / جلسه خصوصی هاشمی با نخست وزیر و ولایتی

به‌ مطالعه‌ گزارشها پرداختم‌. متأسفانه‌ رسانه‌های‌ جهانی‌، پیروزی‌ ایران‌ را منعکس‌ نمی ‌کنند وعراق‌ با پرروئی‌ مدعی‌ پیروزی‌ است‌. آقای‌ محسن‌ رضائی‌ از جبهه‌ تلفن‌ کرد و گفت‌، در دو روز آینده‌ کار در این‌ جبهه‌ تمام‌ می ‌شود و برای‌ برنامه‌های‌ آینده‌ به‌ تهران‌ می‌آیند. ساعت‌ ده‌ صبح‌ به‌ مجلس‌ رفتم‌. کارکنان‌ مجلس‌ به‌ مناسبت ‌عید و تبریک‌ پیروزی‌ جمع‌ شدند و در محل‌ کتابخانه‌ با من‌ ملاقات‌ کردند. مقداری‌ برای‌ آنها صحبت‌ کردم‌.

آقایان‌[محمد علی‌] هادی‌،[صباح‌] زنگنه‌ و[سیدمحمد] خاتمی آمدند و راجع‌ به‌ ادامه‌ جنگ‌، آینده‌ عراق‌ و موضوع‌ ورود نیروهای‌ ما به‌ خاک‌ عراق‌ و کیفیت‌ همکاری‌ نیروهای‌ اسلامی‌ عراق‌مطالبی‌ به‌ شور گذاشتیم‌. نماز ظهر و عصر را با پاسداران‌ مجلس‌ خواندم‌ و برای‌ آنها سخنرانی‌کردم‌.

عصر در جلسه‌ شورای‌ مرکزی‌ حزب‌ جمهوری‌ اسلامی‌ شرکت‌ کردم‌. موضوع‌ مورد بحث‌، بیشتر درباره‌ آینده‌ عراق‌ و گرفتن‌ خسارت‌ و… بود که‌ بیشتر نظر براین‌ بود که‌ باید فشار بیاوریم‌ تاکار یکسره‌ شود. سپس‌ جلسه‌ خصوصی‌ با نخست‌ وزیر و وزیر خارجه‌ داشتم‌ که‌ راجع‌ به‌ مسافرت‌ وزیر خارجه‌ به ‌پاکستان‌ و برنامه‌های‌ او بحث‌ کردیم‌ و تصمیم‌ گرفتیم‌ که‌ اجازه‌ مسافرت‌ اتباع‌ پاکستان‌ و هند را به‌ایران‌ بدهیم‌ و روابط مان‌ را با پاکستان‌ توسعه‌ دهیم‌. شام‌ را مهمان‌ رئیس‌ جمهوری‌ بودم‌. ساعت ‌دوازده‌ شب‌ به‌ مجلس‌ رفتم‌. در اخبار ساعت‌ دوازده‌ اعلام‌ شد که‌ عراقی‌ها از تمام‌ منطقه‌ غرب‌ دزفول‌ پاکسازی‌ شده‌ و به‌ مرز عقب‌ نشسته‌اند و حدود هیجده‌ هزار اسیر و بیش‌ از این‌ کشته‌ داده‌اند.


تاکید هاشمی بر خرید موشک از کره شمالی / مشورت تلفنی هاشمی با آیت الله خامنه ای

در خاطرات هاشمی از ۸ فروردین ۱۳۶۴ آمده است؛

بعد از نماز، مشغول کارهایم شدم. برای اطلاع از سیاست تبلیغاتی دشمنان، رادیوهای فارسی بیگانه را گوش دادم. آقای رفیق‏ دوست که عازم سفر به سوریه برای گرفتن موشک است، آمد. از او خواستم که از کره شمالی هم موشک مطالبه کند. با آقایان صیاد و رضایی صحبت کردم. آنها گفتند که مشکلی ندارند.

امروز هم عراق به چند شهر، حمله هوایی کرده و حملات آن در چند مورد دفع شده است. احمدآقا هم آمد و در مورد جنگ، موشک و اطلاعات رسیده با او بحثشد. ظهر فائزه و[همسرش] حمید[لاهوتی] که از رفسنجان برگشته ‏اند، آمدند. فائزه، ماهی پلو پخت.

با رئیس‏ جمهور درباره زدن موشک تلفنی مشورت کردم که ایشان موافق تأخیر بودند. عصر آقای[سیدرضا] زواره‏ای آمد و طبق معمول از ضعف دولت سخن گفت و گزارشی از وضع منطقه بمباران شده دولت آباد داد. گفت که روحیه‏ ها خوب است. شب هم هواپیماهای عراقی به تهران آمدند ولی قبل از انجام عملیات، مجبور به فرار شدند.

حضور ناشناس هاشمی در کرمانشاه / تماس صیاد شیرازی از منطقه والفجر ۹

آیت الله در بیان خاطراتش از ۸ فروردین ۱۳۶۵ می گوید؛

ساعت سه بعد از نیمه شب با تلفن صیادشیرازی از منطقه عملیاتی والفجر۹ بیدار شدیم. از حمله ارتش عراق خبر می‌داد و کمک می‌خواست. به سپاه گفتم نیرو اعزام دارد. بعد از نماز با اتومبیل به طرف باختران حرکت کردیم. بخشی از جاده‌ها خوب نبود. تقریباً در تمام مسیر از اراضی مزروعی و آباد عبور کردیم؛ غیر از قسمت کوهستانی. در قهوه‌خانه کوچکی توقف کردیم و چای و کباب برگ خوردیم. آقای محسن رضایی هم به ما ملحق شد.

ظهر به شهر باختران[= کرمانشاه] رسیدیم و در مرکز سپاه پاسداران به صورت ناشناس مستقر شدیم. با جبهه تماس گرفتیم. وضعشان خوب نبود. آقایان محسن رضایی و سرهنگ ترابی برای کمک به آنها به مریوان رفتند که صیاد را تقویت کنند و یا سپاه مسئولیت دفاع را به عهده بگیرد.

شب گزارش برنامهها را دادند. آقای حمیدینیا فرمانده قرارگاه نجف ۲ آمد. گزارش وضع جبهههای غرب و برنامه عملیات محدود در منطقه نوسود و زیمناکوه را داد. عصر در منطقه باغ مرکز سپاه با دکتر روحانی پیاده روی کردیم و درباره جنگ و ارتش و سپاه بحث کردیم.