گروه سیاسی:

تنها چهار روز پس از پایان زمان ثبت نام برای کاندیداتوری انتخابات ریاست جمهوری نامزدهای دولت در انتخابات موسوم به " کاندیداهای مشقی " یکی پس از دیگری از شرکت در انتخابات انصراف دادند، در سوی دیگر اما این اتفاق به صورت گسترده در تیم کاندیداهای هوادار هاشمی رفسنجانی نیفتاد، رخدادی که نشان از تفاوت استراتژی انتخاباتی در این دو ستاد دارد.

به گزارشافکارنیوز،همواره از محمد رضا عارف و حسن روحانی به عنوان کاندیداهای اصلاح طلب در این دوره از انتخابات یاد می شد، نامزدهایی که از مدت ها پیش حضورشان در رقابت های انتخاباتی را منوط به شرکت نکردن محمد خاتمی و هاشمی رفسنجانی کرده بودند.
با وجود ثبت نام هاشمی در روز و دقایق آخر این دو نامزد نه تنها از دور رقابت ها کناره گیری نکردند بلکه بنابر اخبار رسیده فعالیت های انتخاباتی آنها تا حد زیادی تشدید هم شده است، اقدامی که هر چه باشد نمی توان از آن به عنوان تصمیم این دو برای رقابت با هاشمی یاد کرد.

در سوی دیگر میدان کاندیداهای دولتی که گویی از ابتدا هم برای انصراف دادن ثبت نام کرده بودند یکی پس از دیگری عرصه را برای اسفندیار رحیم مشایی خالی کردند تا نامزد هوادار دولت بدون هیچ دغدغه ای از سوی رقبای خودی تمام آرایی را که می تواند به سبد خود سرازیر کرده از دیگر کاندیداها به نحو محسوسی پیشی بگیرد، اما چرا در حالی که گفته می شود سبد رای هاشمی و مشایی یکی است استراتژی این دو کاندیدا تا این حد با هم تفاوت دارد؟

از مدت ها پیش که زمزمه های نامزدی مشایی در انتخابات مطرح شد، چند نام دیگر هم از اعضای دولت در کنار مشایی به عنوان کاندیداهای اصلی احمدی نژاد برای ریاست جمهوری پس از خودش مطرح بود.

غلامحسین الهام، نیکزاد و رحیمی از جمله شخصیت هایی بودند که احتمال می رفت گزینه های احمدی نژاد برای رقابت در انتخابات باشند.
این احتمالات البته پس از حضور پرحاشیه احمدی نژاد در روز ثبت نام همگی به فراموشی سپرده شد تا تحلیلگران یقین پیدا کنند احمدی نژاد بر سر مشایی شوخی ندارد و تمام تلاشش را می کند تا بتواند طیف هوادارانش را برای رای دادن به اسفندیار دولت بسیج کند.

در اردوگاه اصلاح طلبان اما وضعیت دیگری حاکم است. قاعدتاً با آمدن هاشمی باید تمام اصلاح طلبان که اینک او را به خود نزدیکتر می داند به نفع وی از دور رقابت ها کناره گیری می کردند اما چنین نشد تا هنوز هم احتمال کناره گیری هاشمی از دور انتخابات مطرح باشد.
حسن روحانی در این باره می گوید: " تا چند روز مانده به روز انتخابات من یا آیت الله هاشمی رفسنجانی در صحنه خواهیم ماند و بدون شک یکی از ما دو نفر کنار خواهد رفت. "
این نقل قول احتمال ضعیفی مبنی بر کناره گیری هاشمی از دور رقابت ها را مطرح می کند، احتمالی که به توجه به کنار نرفتن عارف و روحانی تقویت شده است.

فعالان اصلاح طلب در صفحه های اجتماعی خود از طراحی یک استراتژی جدید برای این دوره از انتخابات سخن می گویند استراتژی که بنا به نوشته محمد رضا جلایی پور این بار بیشتر بر " شاه‌پیام " ‌ها، " شاه‌جمله " ‌ها و ایده‌های کارساز و اندیشیده استوار است تا اردوکشی های خیابانی که یکبار هم پیش از این امتحانش را پس داده است.
‌‌ این گروه از اصلاح طلبان بر اساس نظر سنجی های موهوم تصور می کنند هاشمی همین الان دارای ۱۴ میلیون رای است و با استراتژی مناسبی می توان این آراء را مدیریت کرد.
به عبارت دیگر نباید از نظر دور داشت که هاشمی ۸۰ ساله مشکلاتی برای حضور در انتخابات دارد و حتی درصورت تایید صلاحیت نمی تواند مانند دیگر کاندیداها به سفر استانی رفته و برای خود تبلیغات داشته باشد.

بر همین اساس هاشمی می تواند هنگامی که با استفاده از پتانسیل‌هایش در میان اصلاح طلبان موج ایجاد کرد به سود روحانی و یا عارف کنار بکشد و از هوادارانش بخواهد به یکی از این دو نفر رای بدهند، تحلیلی که بیش از حد بر روی جذابیت های اجتماعی هاشمی حساب باز کرده و معتقد است هاشمی می تواند حداقل بخش بزرگی از این رای را به حساب روحانی و یا عارف بریزد و در نهایت در صورت کشیده شدن انتخابات به دور دوم منجر به پیروزی شود.

در اردوگاه دولتی ها اما همه چیز برعکس است، اراده دولت بر این قرار گرفته که مشایی در انتخابات بالاترین رای را به دست آورده به عنوان جانشین احمدی نژاد به مردم معرفی بشود، در حالی که دیگر اعضای دولت به سود او از گردونه رقابت ها کنار می کشند و البته در همین نامزد شدن ها و کنار کشیدن ها نیز می توان یاران واقعی مشایی را درون دولت شناخت، چنانکه وزیر علوم از نارضایتی تلویحی خود درباره اقدام اخیر رییس جمهور سخن گفت و تاکید کرده حرکت رییس جمهور در معرفی یک نامزد ترجیح شخصی او است و لزوماً به معنای نظر تمام اعضای دولت نیست.
درواقع می توان چنین نتیجه گرفت که احمدی نژاد همچون یک عاشق و رفسنجانی به مانند یک شطرنج باز حرفه ای وارد این دور از رقابت های انتخاباتی شده‌اند.
احمدی نژاد حساب سود وزیان حمایت از مشایی و رد صلاحیت احتمالی او را نمی کند و با تمام قوا پشت کاندیداتوری اش می ایستد اما هاشمی با حوصله مهره هایش را چیده و به انتظار حرکت متقابل حریف نشسته، گویی برخلاف آنچه می گویند از مدت ها پیش استراتژی انتخاباتی اش را ریخته و در زمان مقتضی عملی کرده است.

حال باید دید در روزهای آینده کدامیک از این دو استراتژی می تواند رقیب عمده ای برای کاندیداهای جریان اصولگرایی باشد، جریانی که اکنون تلاش می کند تا با معرفی یک کاندیدای واحد در آستانه انتخابات دست بالا را در مقابل حریفان داشته باشد.