به گزارش افکارنیوز، غیبت هشت ساله اصلاح طلبان و کارگزاران سازندگی در سیستم اداری کشور و ناکامی آنها در فتنه ۸۸ باعثشده تا پدران معنوی این دو طیف یعنی خاتمی و هاشمی رفسنجانی این روزها که نماینده ای تقریبا هم فکر با خود را در راس دولت می بینند به تکاپو بیفتند و فرصت انتخابات مجلس دهم را برای تداوم حضور خود در قدرت، مغتنم بشمارند.

رئیس جمهور روحانی هرچند که تاکنون بارها تاکید کرده وابسته به هیچ حزب و جناحی نیست و مستقل وارد میدان شده ولی خاتمی و هاشمی هر یک به گونه ای طراحی بازی انتخابات آتی مجلس را در میدان دولت دیده اند. حامیان اصلاحات نیز که اکنون هر یک ساز مورد علاقه خود را برای آهنگ انتخابات کوک می کنند در رسانه هایشان اهداف مورد خواست خود را دارند.

هاشمی، روحانی و خاتمی در سه راهی انتخابات

آرزوی امروز جماعت اصلاح طلب بر آن است تا انتخابات مجلس دهم را به دنبال انتخابات یازدهم ریاست جمهوری پیگیری کنند. به عبارتی توقعشان بر این است تا بعد از آنکه عارف حاضر شد به دستور خاتمی از انتخابات ۹۲ انصراف دهد و آرای کمتر از ۱۰ درصدی خود را(طبق نظرسنجی های آن ایام) در سبد رای روحانی بریزد، حالا نوبت روحانی است تا در انتخابات مجلس ضمن پرهیز از انتشار لیست جداگانه، از عارف نماینده اصلاحات(در صورت کاندیداتوری) حمایت کند.

خاتمی هم این نکته را به خوبی درک کرده که نقش هاشمی در این دولت به عنوان پدر معنوی یا بهتر بگوییم «پدرخوانده ای عزیزتر از پدر» تعریف شده و خاتمی نقش دوم یا نقش حاشیه ای را برعهده دارد، از این رو اگر نتواند دست برتر یا اول را در مجلس آینده پیدا کند‏، اصلاحات را بیش از پیش به حاشیه رانده و به نوعی تعریف جدیدی از اصلاحات ذیل هاشمی و روحانی را پذیرفته است. این دلیلی است که بسیاری از اصلاح طلبان نیز روشن تر از آفتاب می بینند و می دانند که اگر نتوانند مجلس آینده را از آن خود کنند، نه تنها پایگاه اجتماعی خود را در دایره گسترده تری از تردیدها باقی می گذارند و اصلاحات در سراشیبی قرار می گیرد که از طرف دیگر کارگزاران با یک وقفه نسبتا طولانی مدت، ذیل هاشمی و روحانی احیا می شود و خاتمی و اصلاحات باید از آن پس خود را ذیل کارگزاران سازندگی مورد قبول هاشمی و اعتدال روحانی تعریف کنند. هدفی که ظاهرا هاشمی به دنبال آن است و می کوشد روحانی و خاتمی را در سایه افکار و اهداف خود کنترل کند و حال آنکه از اظهارات و رفتارهای سیاسی خاتمی و روحانی پیداست که هیچ یک به این امر رضایت ندارند و هر یک می کوشند دست بالا را در اریکه قدرت داشته باشند.

بده بستان های سیاسی برای همراه کردن افکار عمومی

با این حال شواهد نشان می دهد که روحانی و هاشمی از لحاظ سیاسی و فکری امروز قرابت بیشتری با هم دارند و هر دو می کوشند در اتحاد با هم در یک مسیر به سوی انتخابات آینده مجلس حرکت کنند. به طوری که علی یونسی دستیار ویژه رئیس جمهور اوایل همین ماه تاکید کرد: «ستادهای انتخاباتی دکتر روحانی در زمان انتخابات ریاست جمهوری نه تنها باید منسجم باشند بلکه از هم اکنون برای انتخابات بعدی مجلس فعالیت خود را آغاز کنند.» موضوعی که مورد انتقاد هاشمی و کارگزاران قرار نگرفت اما از طرف جبهه دوم خرداد شاهد اخباری مبنی بر تشکیل حزب عارف تا دو ماه دیگر هستیم و همچنین روز گذشته عارف در نشستی با برخی از دانشجویان دانشگاه تهران از برنامه ریزی برای انتخابات مجلس آینده خبر داد. این کنش ها و واکنش های آشکار و گاها پنهان حاکی از آن است که خاتمی و اصلاح طلبان علاقمند به جداسازی لیست انتخاباتی و گلیم سیاسی خود از دولت و طیف هاشمی در انتخابات مجلس دهم هستند و علاوه بر این انتظار دارند تا نمایندگان موردقبول آنها مورد حمایت روحانی و هاشمی قرار گیرد.

بده بستان های سیاسی در این میدان به دنبال همراه کردن افکار عمومی مجلس آینده و کسب کرسی های بیشتر برای نیروی تاثیرگذار در خانه ملت است. حال آنکه یکی از موانع بزرگ مقابل خود را جریان اصولگرایی می بینند و برای تغییر ترکیب فعلی مجلس به هر ریسمانی که لازم باشد چنگ می زنند. مصاحبه اخیر اکبر ترکان مشاور رئیس جمهور نیز در همین مقیاس قابل ارزیابی است که آنها می کوشند جریان مقابل خود را تندرو و افراطی معرفی و با نوعی مهندسی انتخابات، به مردم برای رای دادن به کاندیداهای احتمالی مجلس دهم امر و نهی کنند.

سرگردانی اصلاح طلبان در برزخ سیاسی

اصلاح طلبان که به هر ترتیب امروز به دنبال تشکیل یک ائتلاف بزرگ با محوریت و رهبری خاتمی برای کسب کرسی های سبز رنگ مجلس هستند علاوه بر جبهه اصولگرایی‏، موانعی از جنس طیف های همرنگ اما رقیب خود هم پیش روی دارند. هنوز اصلاح طلبان نمی دانند که باید در انتخابات آتی با هاشمی پدرخوانده دولت یازدهم کنار آیند یا باید انشقاق و جدایی اصلاحات از هاشمی و روحانی را بپذیرند که در این صورت با نواختن ساز جدایی و تلاش برای تعریف اصلاحات ذیل خودش، بعید است موفقیتی کسب کنند.

گرفتاری اصلاح طلبان در برزخ سیاسی تاثیرات منفی روی پایگاه اجتماعی این طیف هم گذاشته و حامیان عارف در انتخابات ریاست جمهوری که پس از انصراف وی رای خود را به نام روحانی نوشتند حالا نمی دانند که در انتخابات آینده مجلس باید در مسیر هاشمی و روحانی حرکت کنند یا به آنچه یحتمل به نام لیست خاتمی و عارف شناخته می شود رای دهند؟ چنین مواردی تبدیل به دغدغه مضاعفی برای اصلاح طلبان شده است و در عین حال که درون میدان سیاسی مشترک خود با هاشمی و روحانی در یک حالت برزخ و سرگردانی به سر می برند نمی دانند که چطور باید افکار عمومی حامی خود را توجیه و مدیریت کنند. از همین رو یکی دیگر از برنامه های آنان در صورت ناتوانی در راستای اقناع هاشمی و روحانی برای حمایت از لیست اصلاحات در انتخابات مجلس، این است که عارف را که در هماهنگی کامل با خاتمی و به نوعی سایه خاتمی در شرایط فعلی محسوب می شود به اهرم فشاری به هاشمی و روحانی تبدیل کنند تا حتی اگر نهایتا از ارائه لیست جداگانه ای در انتخابات مجلس مایوس شدند، در پروژه توجیهی «سهم خواهی برای کنترل عارف» لااقل به داشتن سهم بیشتر از صندلی های مجلس آینده امیدوار باشند. در این صورت است که حتی اگر در لیست مشترکی با کارگزاران و طیف دولت وارد رقابت های انتخاباتی مجلس آینده شوند، ‌ می توانند به تعادل و هم وزنی اصلاحات‏، کارگزاران و دولتی ها و شکل گیری فراکسیونی با عنوان «اصلاحات یا دوم خرداد» در مجلس دهم امیدوار باشند.

تکمیل سناریوی فریب برای خلاصی از حاشیه نشینی

مدلی که احتمال دارد بنا بر شرایطی که گفته شد، اصلاح طلبان دنبال کنند همان است که در انتخابات یازدهم ریاست جمهوری هم آزموده شد و اصلاح طلبان که شکست قطعی در انتخابات با وجود عارف را فهمیدند به ائتلاف با روحانی که در واقع نماینده هاشمی تایید صلاحیت نشده، بود روی آوردند و امروز شاهدیم که بسیاری از وزرای کابینه دولت در واقع نمایندگان اصلاحات یا جبهه دوم خرداد هستند.

در چنان وضعیتی که طبق نظرسنجی ها آرای عارف کمتر از ۱۰ درصد بود، خاتمی با اجبار عارف به انصراف در حقیقت روحانی که خواه ناخواه در بازی آمدن و تایید صلاحیت نشدن هاشمی حرکت می کرد تا هر لحظه بیشتر مدیون هاشمی و حمایت های کارگزاران شود را‌ فریب داد تا وی و جبهه سیاسی متبوعش نیز از قافله عقب نماند. خاتمی که پس از فتنه سال ۸۸، خود را در وضعیت مناسب سیاسی نمی بیند با سهیم کردن سبد رای روحانی با آرای اندک عارف و وامدار کردن رئیس جمهور منتخب به خود، در عین حال که سایه شکست را از سر اصلاحات دور کرد و در بازی نسبتا مشابه هاشمی در خصوص روحانی شرکت کرد، بیشترین سهم در کابینه روحانی را به خود اختصاص داد آنطور که کارگزاران این کار را از مسیر هاشمی انجام داد و شاید در شرایط موجود این بزرگترین پیروزی برای اصلاحات و کارگزاران به شمار می رفت.

اکنون اصلاح طلبان می کوشند در انتخابات مجلس دهم یا هاشمی و روحانی که در اتحاد ملموس و سهمیه قدرت متعادل و مشترک با هم هستند را به سمت خود و سهم اصلاحات سوق دهند و پیروزی قطعی داشته باشند و یا در غیر این صورت و احتمال شکست و ضرورت شناسایی اصلاحات ذیل هاشمی و پذیرفتن تمدید حاشیه نشینی اصلاحات در عرصه سیاسی، با سهم خواهی بیشتر به وسیله اهرم فشار عارف، سناریوی فریب را تکمیل کنند تا شاید بتوانند از این طریق روزگاری از جاده های فرعی و سرازیری که هم اکنون در آن حرکت می کنند به جاده اصلی و به سمت بالا معبری بزنند و از حاشیه نشینی سیاسی خلاص شوند.