به گزارش افکارنیوز، دو هفته قبل برای اولین‌بار خبرگزاری رویترز طی گزارشی از قول منابع آگاه در آژانس بین‌المللی انرژی اتمی از تمایل این سازمان بین‌المللی برای ایجاد دفتر دائم در تهران برای بازرسی مستمر بازرسان آژانس از تاسیسات هسته‌ای ایران خبر داد.

این خبر بلافاصله توسط سازمان انرژی اتمی ایران تکذیب شد و مسئولان ذیربط در سازمان تاکید کردند که باز شدن دفتر دائم در تهران توسط آژانس در مذاکرات ایران با ۱ + ۵ و در مذاکرات فنی بین ایران و آژانس مطرح نشده و تاکنون مقامات رسمی در این‌باره ابراز تمایل نکرده‌اند اما در روز ۲ بهمن همزمان با برگزاری نشست شورای حکام که در آن نحوه راست‌آزمایی اقدامات ایران توسط آژانس مورد بحثقرار گرفت، یوکیو آمانو مدیرکل آژانس بین‌المللی به طور رسمی از تمایل آژانس برای بازگشایی دفتر در تهران خبر داد.

در پاسخ به این مسئله بهروز کمالوندی سخنگوی سازمان انرژی اتمی کشورمان ابراز داشت که در زمان پخش این خبر توسط رسانه‌ها، ایران برای تاسیس چنین دفتری ضرورتی نمی‌دید. این موضع‌گیری مقامات ایرانی نشان‌دهنده عدم تمایل تهران برای ایجاد چنین دفتری است.

اما سوال اینجاست که چرا آژانس خواستار ایجاد دفتر در تهران است و ایران هم تاکنون از این مسئله استقبال نکرده است؟

گویا استدلال مسئولان آژانس برای این مسئله افزایش فعالیت‌های این سازمان در ایران، بازرسی‌های مستمر در چارچوب توافق ۶ ماده‌ای علی‌اکبر صالحی رئیس سازمان انرژی اتمی با آمانو، وظیفه محول شده به آژانس برای راست‌آزمایی اقدامات ایران در قالب توافق ایران با ۱ + ۵ و بازرسی‌های عادی آژانس از تاسیسات هسته‌ای در چارچوب پادمان است که مجموعه این فعالیت‌ها حکایت از افزایش حضور بازرسان آژانس بین‌المللی در ایران دارد.

آژانس تمایل دارد که همانند ژاپن و کانادا در ایران نیز دارای دفتری باشد تا بتواند راحت‌تر فعالیت‌های خود در کشورمان را پیگیری کند و بازرسی‌های مستمری از تاسیسات ایران داشته باشد ولی باید این مساله را مدنظر قرار داد که ایجاد دفتر آژانس در واقع مربوط به روابط ایران با این سازمان می‌شود که وابسته به نوع پادمان تعریف شده بین دو طرف است.

هر کشور در رابطه با آژانس براساس پادمان تصویب شده همکاری می‌کند و در ایران با توجه به ابعاد سیاسی پرونده هسته‌ای، آژانس برای اجازه تاسیس دفتر باید پادمان با ایران را دوباره تعریف کند که در صورت تعریف جدید پادمان، مجلس هم وارد عمل می‌شود چرا که تعریف پادمان باید با تایید مجلس شورای اسلامی باشد.

در ضمن اینکه کانادا و ژاپن با چه پادمانی با آژانس در ارتباط هستند یک مسئله مربوط به خود این کشورهاست و مسئله پادمان‌ها دارای ماهیت مقایسه‌ای نیست. به واقع اگر اجازه ایجاد دفتر به آژانس در تهران داده شود به نوعی زمینه فراهم کردن رژیم حقوقی جدیدی است که به نوعی در بر دارنده مفهوم استثنا بودن برنامه هسته‌ای ایران است و پذیرش این تعهد دارای بار حقوقی، سیاسی و فنی است که ایران را متعهد به پذیرش آن می‌کند.

اکنون باید دید اگر آمانو این درخواست را به طور رسمی به دفتر نمایندگی ایران در وین ارائه دهد چه استدلالهایی را برای این درخواست مطرح میکند و سازمان انرژی اتمی چگونه به آن پاسخ خواهد داد؟