به گزارش افکارنیوز، " هزینه های این برنامه را شرکت … تقبل کرده اند، مصاحبه ای داریم با مدیر عامل شرکت …این ماکارونی خیلی خوبه بچه ها… "
این سکانس ها و متن هایی است که به ناچار جزوی از زمان مخاطبین را در رسانه ملی به خود اختصاص داده است.

البته آنچه دیده می شود نشان از عمق فاجعه ای است که صدا وسیما را ناچار به این اتفاق کرده است. دیگر نیاز به لفافه سخن گفتن نیست و سکوت رسانه ها خود خیانتی است در حق این رسانه ملی. آن کس که کار رسانه کرده به خوبی جایگاه صدا وسیما را می فهمد و می داند که رسانه تأثیرگذار چه نقشی در فرهنگ سازی عمومی جامعه ایفا می کند. آن وقت هزینه های سرسام آور و بی تأثیر و حتی ضد فرهنگی که در برخی ارگانها و سازمانها و … می شود برایت سنگین تمام می شود.


صدا وسیما برای مدیریتش ناچار به تبلیغات شده است و این اتفاق شأن فرهنگی و جایگاه آن را نزول داده است. حتی در مواردی برای تبلیغ بهتر هزینه های تبلیغات کاهش چشمگیری کرده است. به طوری که شاید به راحتی بتوان تبیلغات گرانقیمت گذشته را با تیزرهای ارزان قیمت فعلی معادل دانست.

با امید آنکه این نوشته پیش از بحران باشد نکاتی در این باره عنوان می گردد:
۱ - وقتی عرصه تنگ می شود ایده و تفکر و همت که به نوعی سرمایه های معنوی هستند، جایگزینی نامتقارن برای سرمایه گذاری مادی می تواند تلقی شود. بدین معنی که در پشت پرده تولیدات فاخر تلویزیونی لزوماً سرمایه های هنگفتی نبوده است. هر چند سرمایه گذاری مادی و معنوی در کنار هم می تواند اثرات به مراتب قویتر و ماناتری را در رسانه به یادگار بگذارد.



۲ - برگزیده شدن برنامه صبحی دیگر در صدا وسیما حاوی پیامی بود که رد پای آن را شاید در سریال هایی همچون پایتخت نیز بتوان جستجو کرد. صبحی دیگر در کمال سادگی و صمیمیت هزینه های سنگین برخی از برنامه ها را نیز نداشته است و همین انتخاب نشان از به کارگیری سرمایه های معنوی است. نیروی انسانی دلسوز و همگرا، توجه به محتوا و انطباق آن با نیاز مخاطب، توجه به سبک زندگی اصیل ایرانی و اسلامی، دوری از تملق و … در کنار عوامل دیگر پر مخاطب شدن این برنامه ها را به دنبال داشتند و خط بطلانی بود بر این تفکر که استفاده از نمادهای غربی موجب افزایش مخاطب می شود!

۳ - آمارهای صدا وسیما نشان از اتفاقی جالب و مورد توجه در ایام نوروز دارد. افزایش مخاطبین برنامه های پربیننده نوروزی همچون پایتخت، همراه با کاهش فاحش بینندگان شبکه های پر مخاطب ماهواره ای بوده است. پیام این نتیجه آماری نیز مشخص است! بهترین راه مقابله با این رخنه فرهنگی(که در حال از هم پاشیدگی بنیان خانواده هاست) ساخت و تولیداتی پر مخاطب است که پیام فرهنگی غنی خود را نیز در آن گنجانده باشیم.



۴ - انتخاب حاتمی کیا و ده نمکی به عنوان محبوب ترین کارگردان های سینما، نسخه خیلی از تفکرات غلط فرهنگی جامعه را پیچید و نشان داد که مخاطبین سینما و تلویزیون امروز ما بر خلاف آنچه که عده ای تصور می کنند دوستدار ارزش ها و سینمای ارزشی می باشند. نشان داد که مردم کدام خط سیر را قبول دارند. پس می توان با همین تفکرات تولیدات متفاوتی را به جامعه ایرانی هدیه نمود.

۵ - دولت در این روزها باید بداند که بیش از هر زمان دیگری نیاز جامعه به کالای فرهنگی است. کالایی که به فرموده رهبر معظم انقلاب همانند سبد کالا نمی توان آن را طی چند روز در جامعه تزریق کرد. همت می خواهد و پشتکار. دلسوزی می خواهد و جانفشانی. برای جهاد باید سینه سپر کرد. برای مدیریت جهادی باید همه توان را به کار برد و از طعنه اغیار خم به ابرو نیاورد.

رسانه ملی یکی از ابزارهایی است که نیاز به حمایت دارد. هم مادی هم معنوی، همانند دو بال. صدا و سیما باید همواره نمادی از جایگاهی باشد که لا اقل برای هزینه هایش دست گدایی به سازمانها، شرکت ها و ... دراز نکند. سر بالا بگیرد و به عنوان یک رسانه فاخر فرهنگی تنها و تنها تمرکز خود را بر تولید محتوای اثر بخش بگذارد. همت کنید و به پا خیزید که سال سال عزم و اراده است. سال مدیریت جهادی در عرصه فرهنگ و اقتصاد است.