به گزارش افکارنیوز، زندگانی سراسر قرآنی حضرت روح الله(قدس الله نفسه الزکیه) دارای جهات و ابعاد متعددی است که توجه صرف به هر یک از آن جهات و ابعاد می تواند مانعی باشد در جهت درک جنبه دیگر شخصیت آن امام بزرگوار.

بدون شک این ویژگی زندکانی امام دلها چیزی نیست جز شباهت بی نظیر وی به سیره معصومین علیهم السلام که بسیاری از افراد در شناخت زندگانی آن افراد نیز دچار افراط و تفریط می شوند و با شناخت و برجسته نمودن بعدی از ابعاد شخصیتی آنها، نسبت به سایر ابعاد شخصیتی ایشان غافل می مانند.

بزرگانی چون حضرت امام(که شاگردان راستین مکتب اهل بیت هستند) در مواقع مورد نیاز اوج عطوفت بودند و در هنگامه خطر با احدی از در تعارف وارد نمی شدند و هنگامی که انقلاب و مکتب خویش را در آستانه انحراف می دیدند، حتی از قطع عضو آلوده نیز فروگذار نبودند.

جای تاسف است که این کوتاهی نظر در خصوص حضرت امام از سوی کسانی صورت می پذیرد که ادعای همراهی با ایشان را دارند و این موضوع خطر تحریف اندیشه امام را دو چندان می سازد.

از جمله این افراد حجت الاسلام «رسول منتجب نیا» است که اخیرا در یادداشتی در روزنامه شرق با عنوان «امام(ره)؛ آنگونه که بود» نسبت به تحریف اندیشه امام متذکر شده است و در آن ضمن انتقاد از مستند سازی های ناقص در رابطه با شخصیت امام اضافه کرد:



«برخی تریبون‌ها و رسانه‌های داخلی مستند‌سازی و تطبیق بعضی از بیانات یا موضع‌گیری‌های امام که در شرایط خاص اتفاق افتاده و لزوما ارتباطی با شرایط روز ندارد را در دستور کار دارند تا با این شبیه‌سازی، منویات جریانی خود را دنبال کنند و برخی اعمال غیرموجه را موجه جلوه دهند.

اما خطر آنجاست که رفته‌رفته در ذهن نسل جوان، چهره مغشوشی از امام، ته‌نشین شود. رافت، رحمت، عفو، گذشت، بزرگواری و کرامت امام در طول تاریخ در میان رهبران، کم‌نظیر بوده است. قدرت‌پرستی و انتقامجویی در مسلک ایشان جایی نداشت و اینکه امروز در هاله‌ای از شبهات و ایرادها قرار داده شوند مایه تاسف است.»

این نگرانی آقای منتجب نیا اگرچه جای قدردانی دارد اما به خودی خود یک نگرانی ایجاد می کند و آن هم اینکه نکند تنها با نشان دادن چهره رحمانی امام، قهاریت و جدیت ایشان در حفظ و حراست از انقلاب برای نسل سوم ناشناخته بماند.

این سخن که رحمت امام در میان رهبران سیاسی کم نظیر بوده است و انتقام جویی در مسلک ایشان جایی نداشته است سخنی بی انتها صحیح و درست است که نمونه های آن در سیره عملی ایشان نسبت به مخالفان سیاسی بسیار دیده می شود.

نمونه بارز این رافت امام به ماجرای کودتای نوژه باز می گردد که در آن حادثه با وجود اقدام خرابکارانه کودتاچیان، حضرت امام داماد خود(مرحوم آقای اشراقی) را مامور رسیدگی به امور خانواده کودتاچیان می نماید تا آنها پس از دستگیری سرپرست خانواده، دچار مشکلات معیشتی نشوند و امورات زندگی ایشان دچار اختلالی نگردد.

این نمونه ها از رحمت حکومت اسلامی در سیره عملی ایشان به وفور یافت می شود اما این خصوصیت بنیانگذار انقلاب اسلامی، یگانه صفت ایشان نبود و در جای لازم قهر و سلطه حاکم اسلامی نیز از ایشان جلوه گر شد.

دست بر قضا نمونه های این وجه حکومت داری ایشان نیز به وفور یافت می شود و در ماجراهای متعددی چون: برخورد با سید حسین خمینی(نوه حضرت امام، مرحوم آیت الله منتظری و… به روشنی و وضوح، جدیت ایشان در حراست از کیان نظام اسلامی دیده شد.

در ماجرای اقدامات افراطی و خارج از عرف نهضت آزادی بود که آقای محتشمی پور(وزیر کشور وقت) از حضرت امام استعلام کردند و حضرت امام نیز بی هیچ تعارفی در پاسخ به وزیر کشور نوشتند:

«در هر صورت، به حسب این پرونده‏هاى قطور و نیز ملاقاتهاى مکرر اعضاى نهضت، چه در منازل خودشان و چه در سفارت امریکا و به حسب آنچه من مشاهده کردم از انحرافات آنها، که اگر خداى متعال عنایت نفرموده بود و مدتى در حکومت موقت باقى مانده بودند ملتهاى مظلوم بویژه ملت عزیز ما اکنون در زیر چنگال امریکا و مستشاران او دست و پا مى‏زدند و اسلام عزیز چنان سیلى از این ستمکاران مى‏خورد که قرنها سر بلند نمى‏ کرد…

نتیجه آنکه نهضت به اصطلاح آزادى و افراد آن چون موجب گمراهى بسیارى از کسانى که بى‏اطلاع از مقاصد شوم آنان هستند مى‏گردند، باید با آنها برخورد قاطعانه شود، و نباید رسمیت داشته باشند..»

نکته دیگری که در یاداشت آقای منتجب نیا وجود داشت از این قرار بود که «بعضی از بیانات یا موضع‌گیری‌های امام که در شرایط خاص اتفاق افتاده و لزوما ارتباطی با شرایط روز ندارد!»

اگر بخواهیم این سخن آقای رسول منتجب نیا را بپذیریم بدین معناست که تقریبا باید بسیاری از عبرت های زندگی حضرت امام را کنار بگذاریم چرا که دیگر امروز نه خبری از بنی صدر و نهضت آزادی هست و نه خبری از جنگ و گروهک های مسلح که سخنان و مواضع ایشان قابل بهره برداری باشد و در عین حال از آنجا که این گزاره(عدم تطابق دقیق حوادث) در سایر وجوه زندگی حضرت امام قابل تسری است پس نیازی به پیروی از وجه رحمانی سیره عملی امام هم نیست!

آن چیزی که امروز نسل سوم انقلاب را تهدید می کند از این قرار است که هر جناح و گروهی بخواهد حضرت امام را به نفع جریان خود مصادره کند و حال آنکه حضرت امام متعلق به همه ادوار تاریخ است و یقینا تک بعدی نگریستن به سیره عملی ایشان همان نتیجه ای را حاصل می آورد که تک بعدی نگریستن به تاریخ اسلام به بار خواهد آورد.