به گزارشافکارنیوز، اصول گرایان چهارمین جلسه ی هم اندیشی خود را در ۱۹ مهرماه ۱۳۹۳ برگزار کردند. جلسات هم اندیشی برای رسیدن به آرمان وحدت. اصول گرایان برای رسیدن به آرمانی با هم هم اندیشی می کنند که به دلایل مختلف وحدت را در انتخابات ریاست جمهوری رد کرده و به جای آن تفرقه را تئوریزه کردند. ظاهرا یک شکست سنگین در اردوگاه اصول گرایان نیاز بود تا از فضای انتزاع بیرون آمده و تلاش کنند واقعیت های عرصه سیاست را درک و به جای پرواز در آسمان انتزاع پا بر زمین واقعیت بگذارند. هر چند از منظر نویسنده ی اصول گرا این مطلب هر وحدتی هر چند دیرهنگام در اردوگاه اصول گرایان مفید و درخور توجه است و باید از آن حمایت کرد اما به این همایش نقدهایی وارد است. امید است خوانندگان محترم آن را به عنوان یک نقد درون خانوادگی مورد توجه قرار دهند.

آرمانی صحیح اما اقدامی دیرهنگام

بخشی از اصول گرایان بسیار دیر به ارزش وحدت و ائتلاف در امور اجتماعی و سیاسی رسیدند. درست زمانی که جبهه ی پایداری در آستانه انتخابات مجلس نهم با تشکیل و اعلام موجودیت خود اردوگاه اصول گرایان را دچار تفرقه کرد، و هنگامی که به بهانه ی خالص سازی برخی از نیروها را با برچسب زدن ها به آن از دادن لیست مشترک پرهیز کرد و همچنین هنگامی که به دلیل ورود نادرست گزینه های طیف پایداری در انتخابات ریاست جمهوری زمینه را برای پیروزی رقیب فراهم ساختند، شیشه ی وحدت اصول گرایان ترک خورده و شکست. از این رو این دست از تلاش ها هر چند در خور توجه است اما مانند بند زدن قوری چینی شکسته ای است که اگر سرپا هم شود نفع زیادی در آن نیست!

ظاهرا نیاز بود تا سنگر مهمی همچون قوه ی مجریه از دست برود و اصول گرایان با چالش های سنگینی در حوزه های امنیت داخلی، سیاست خارجی، مسائل فرهنگ، آموزش عالی، ‌حوزه ی نفت، ‌پیشرفت های علمی و … روبرو شوند تا دریابند که رقیب منتظر اشتباهات آنها است و اصلا فرصت را از دست نمی دهد و درست از مجرای آرمانی که اصول گرایان امروز به آن می اندیشند و برای آن جلسات هم اندیشی می گیرند؛ رقیب با همان فرمول به برتری رسید. با توجه به عبرت امروز، ‌ آن بخشی از بدنه ی جناح اصول گرایی که آرمان وحدت را غیرممکن و دست نیافتنی و غیر مبنایی می دانستند باید اذعان و اعتراف به ارزش آرمان وحدت داشته باشند نه اینکه مدعیانه افرادی که شعار وحدت داده و آن را ضرورت پیروزی می دانستند، به وحدت دعوت کنند.

از این رو وحدت نیروهای اصول گرایی قابل قبول و اقدامی پسندیده است اما رسیدن دیرهنگام به آن نتیجه ای جز به انفعال کشاندن جبهه ی اصول گرایی نداشت.

تنها وحدت عامل پیروزی نیست!

باید این واقعیت را پذیرفت که اصول گرایان زمانی به فکر وحدت افتادند که سکه ی اصول گرایی رونق چندانی ندارد. اصول گرایان به گونه ای مشتاق وحدت شدند که تصور می کنند تنها عامل پیروزی، وحدت است. و با رسیدن به وحدت گفتمانی یا وحدت روشی، پیروز انتخابات آینده خواهند بود. باید بیان داشت که شاید در بحبوحه ی انتخابات ریاست جمهوری وحدت روشی می توانست باعثپیروزی اصول گرایان شود اما امروز با توجه به استقرار دولت جدید با گفتمانی متفاوت و جذاب، نه تنها عامل وحدت روشی بلکه وحدت گفتمانی هم راه به جایی نبرده و نمی تواند باعثپیروزی اصول گرایان شود.

با توجه به عملکرد احمدی نژاد در دولت نهم و دهم، علی الخصوص در سال های انتهایی دولت دهم، و با توجه به نقدهایی که به شخص احمدی ن‍‍ژاد و دولت او در بعضی از زمینه ها وارد است؛ ‌ اصول گرایان در افکار عمومی جامعه در موضع انفعالی قرار گرفته اند و باید پاسخگو باشند.

هر چند احمدی نژاد از اصول گرایان برخاست اما در ادامه ی راه تلاش کرد تا خودش را از بدنه ی اصول گرایی جدا کند، ‌ اما افکار عمومی جامعه ضرورتا مانند احمدی ن‍ژاد یا مانند بخشی از اصول گرایان فکر نمی کنند. افکار عمومی احمدی نژاد را خوب یا بد ثمره ی اصول گرایی می دانند،. همچنین به دلیل روش نا صحیح انتقاد از دولت از سوی نمایندگان طیف پایداری در مجلس، ‌ اصول گرایان در اذهان عمومی جامعه مخالف حل مشکلات و باز شدن گره های معیشتی زندگی مردم جلوه داده می شوند. علاوه بر دو دلیل فوق؛ ‌ عملکرد شکننده ی اصول گرایان در انتخابات ریاست جمهوری یازدهم؛ نشان داد که بی شک چهره ی اصول گرایان در بین افکارعمومی نیاز به ترمیم دارد و این چهره تنها با وحدت ترمیم نمی شود.

از این رو هر چند همایش هایی نظیر همایش وحدت اصول گرایان مورد حمایت است اما دل خوش کردن تنها به این دست از همایش ها به مراتب خطراتی عمیق تر از عدم وحدت نیروهای اصول گرایی را در پی دارد. توجه به نحوه ی اتخاذ مواضع، رصد فضای فرهنگی و سیاسی کشور، تبدیل نشدن به عناصر عیب گیر و مغرض در فضای سیاسی و افکار عمومی، ایجاد زنجیره ی رسانه ای، حضور در فضای مجازی، ‌ نقد عالمانه دولت، همگرایی با سایر گروه های اصول گرایی می تواند از عوامل پیروزی اصول گرایان در انتخابات بعدی در کنار آرمان وحدت باشد.

جامعتین باید محور وحدت باشند!

به نظر می رسد در سازوکار رسیدن به وحدت در جناح اصول گرایان، هنوز باید دو نهاد جامعه روحانیت مبارز و جامعه مدرسین محور وحدت باشند. رسمیت دادن به نهادها یا شخصیت های دیگر در کنار جامعتین، ‌ رسمیت دادن به یک شیوه ی قابل نقد است. آیت الله مصباح یزدی یک عضو در کنار سایر عضوهای جامعه مدرسین است و هر چند رهبری معنوی جبهه ی پایداری را بر عهده دارد اما خود ایشان بارها وابسته بودن این جریان به خود را رد کرده اند. همچنین جریان جبهه ی پایداری یک طیف از بدنه ی اصول گرایی است، لذا نمی توانند خود محور وحدت باشند. دقیقا اشکالی که جریان پایداری نسبت به سایر جریان های اصول گرایی در سازوکارهای وحدتی در انتخابات قبلی داشت؛ این نکته بود که شخصیت ها و طیف های اصول گرایی با هم برابر هستند و نباید برخی محور و برخی تابع باشند. از این رو هر چند برخی از بدنه ی اصول گرایی به بهانه ی سهم خواهی جریان های دیگر وحدت را رد می کردند اما امروز خود سهم بزرگ تری در محوریت وحدت دارند.

رسمیت دادن به هر نهاد یا شخصی در کنار جامعتین در سازوکار رسیدن به وحدت اولا باعثایجاد اختلاف در بین بدنه ی اصول گرایی می شود و ثانیا به همان دلیل سایر نهادهای اصول گرایی مجاز به مدعی شدن برای محور وحدت شدن می شوند. به عبارت دیگر این نوع ورود برای تبدیل شدن به محور وحدت به نوعی ورود تحمیلی است. از این رو گروه ها و جریان های سیاسی تلاش می کنند با ایجاد فشار بر جناح اصول گرایی در لحظات حساس جایگاه خود را رسمیت ببخشند. علاوه بر این این رویکرد، شائبه ی سهم خواهی را تقویت می کند. شائبه ای برخی از جریان های اصول گرایی به همین دلیل وحدت را شرکت سهامی تعریف کرده و آن را مذموم می دانستند. هر چند جامعتین باید با ترمیم نهادهای خود و جذب شخصیت های جوان زمینه را برای تحرک و چابکی بیشتر فراهم سازند.

همه ی طیف ها حضور ندارند!

شاید یکی از مهمترین نقدها به این همایش، ‌ عدم حضور همه ی طیف های اصول گرایی در این جلسه یا جلسات می باشد. در حال حاضر جناح اصول گرایی شامل جریان ها و شخصیت های متفاوت و متعدد می باشد. برگزاری جلسات وحدت باید به گونه ای رقم بخورد که حضور همه ی طیف ها به حداکثر برسد. در حال حاضر در جلسه ی همگرایی اصول گرایان شخصیت هایی نظیر علی لاریجانی، محمود احمدی نژاد، محمدباقر قالیباف، ‌محمدرضا باهنر و… و همچنین طیف هایی نظیر رهروان ولایت، حضور نداشتند که به عنوان بخش مهمی از بدنه ی اصول گرایی درخور توجه هستند.

شاید یکی از دلایل عدم حضور این شخصیت ها و جریان ها، ناظر به این نکته باشد که امروز کسانی داعیه دار آرمان وحدت شدند که دیروز این آرمان را قبول نداشتند و آن را عبثمی دانستند. از این رو به نظر می رسد برای رسیدن به رویکردی جامع با حضور همه ی طیف ها، باید شخصیت هایی عهده دار این امر شوند که در لحظه های حساس و سرنوشت ساز عرصه ی سیاست همواره تصمیمات صحیح اتخاذ کردند و به توافق جمعی پایبند بوده اند. هر چند عدم حضور این شخصیت ها و طیف ها قابل قبول نبوده و به بهانه های کوچک نمی توان از آرمانی بزرگ دست کشید.

جمع بندی

به نظر می رسد پس از اشتباهات گذشته، اصول گرایان به ارزش وحدت و ائتلاف در عرصه ی فعالیت های سیاسی و اجتماعی پی برده اند. اما این تلاش هر چند در خورد توجه، ‌تحسین و حمایت است اما این اقدام دیرهنگام در حال رخ دادن است. از جمله نقدها بر این گونه از جلسات علاوه بر دیرهنگام بودن، می توان دلایلی نظیر عدم حضور همه ی طیف هایی اصول گرایی، تلاش برای به رسمیت شناختن نهادها و شخصیت هایی در عرض جامعتین، تکیه ی بیش از حد بر عامل وحدت؛ محور شدن شخصیت ها و طیف هایی که خود با وحدت مخالف بودند و … را می توان اضافه نمود. اما در هر حال از این آرمان و روندی که شکل گرفته حمایت نموده و منتظر نتایج آن هستیم.