به گزارش افکارنیوز، در متن این نامه سرگشاده آمده است:

بسم الله الرحمن الرحیم

جناب آقای دکتر علی مطهری

نماینده محترم مردم تهران در مجلس شورای اسلامی

سلام

اساساً علاقه ای نداشتم که به نامه ی شما، خطاب به دبیرمحترم شورای نگهبان پاسخی بدهم. چراکه اولا نامه نگاری چهره های سیاسی چون شما، بی پایان به نظر می رسد وثانیا عنصرسیاسی نیستم که بخواهم خودم یا حزبم را ازاین پاسخ، بهره مندسازم.

و اگر غیرت انقلابی ام به عنوان یک نویسنده بسیجی غلیان نکرده بود، این چندخط را نیز، نمی نوشتم.

و البته درست است که مخاطب شما در نامه ی مذکور، فرد خاصی بود اما محتوای آن، مخاطب همگانی داشت. ضمن این که شما، در کسوت نمایندگی مردم تهران درمجلس شورای اسلامی، می بایستی پاسخ گوی شهروندان تهرانی، ازجمله بنده ی حقیر باشید.

اما بعد…

۱ - از قدیم گفته اند آدم زنده وکیل و وصی نمی خواهد. شما چه اصراری داریدکه مستمراً وکالت افتخاری سران فتنه را عهده دارباشید؟ تصور نمی کنیدکه موضوعات مهم تری برای این جور رگ گردنی شدن ها، وجود داشته باشد؟

۲ - ظاهراًخیلی اصرار داریدکه آشوب های سال ۸۸ را یک اعتراض آرام مدنی تلقی نمایید. می شود خواهش کنم یک لحظه، رسانه ها، گزارش های رسمی، صداوسیما و اخبار مخبرین را درباره ی آشوب های ضدانقلاب در سال ۸۸ فراموش کنید وبه حرف این برادرکوچک اعتماد کنید.

آقای دکترمطهری!

منزل و دفترکار بنده، در ایام آشوب ها، دقیقا درنزدیک ترین نقطه به خیابان های آشوب زده قرارداشت. بخوانید صبح و شام، ناگزیر در وسط میدان بودم و انبوهی از صحنه های دردناک را از طرف اخلال گران، به چشم خود دیده ام و البته ازتعبیر شما با عنوان " برخورد خشونت آمیز به یک اعتراض مدنی " تعجب کردم.

چرا که به چشم خود دیدم که یک زن عصبانی به یک پلیس یگان ویژه با مشت حمله کرده بود وپلیس صبور، فقط اورا نگاه می کرد و دیدم که همان زن، به گروهی از نیروهای بسیجی، زشت ترین فحش های ناموسی را می داد و برادرانم، با کظم غیض، از کنار اوگذشتند. از این گذشت ها وصبور مردی ها، بسیار اتفاق می افتاد! آن که بی تابی می کرد و آتش می افروخت و فریاد می کشید و فحش می داد، نیروهای حزب اللهی نبودند، آن که خشونت به خرج می داد، پلیس نبود و اساساً آن که خیابان های تهران را به جهنم تبدیل کرده بود، آن کسی بودکه شیطان هوا وهوس و ابلیس منصب وجاه طلبی، در او حلول کرده بود وکیش شخصیتش، آن گونه که بود، خودنمایی کرد…

۳ - شما که سال هاست مرد قانون گذاری شده اید، به نظر شما مدل آشوب خیابانی چه نسبتی با اعتراض به نتیجه ی فرآیند یک عمل سیاسی به نام انتخابات دارد؟ اگر دارد، پس یک سره می بایست تکلیف معترضین درکف خیابان و به مدد چماق ها روشن شود. پس دراین صورت، مراجع قانونی یعنی تخیل…و هزار فرسنگ زیردریا!

۴ - این چه روش زشتی است که هرگاه مردم، نام ما را از صندوق آراء بیرون آوردند، درمیانه ی میدان، به رقص آییم. ولی هرگاه همان مردم، رقیب کاندیدای مورد نظر ما را انتخاب کردند، به خشم وخون متوصل شویم و نامش را بگذاریم اعتراض آرام مدنی. آیا این روش کاملاً غریضی نیست؟

۵ - هنوز در کف برخی از خیابان های منطقه مرکزی تهران، جای سطل های آشغال وآتش سوزی خیابانی فتنه ی ۸۸ باقی است. چرا آن هارا از قلم می اندازید؟

۶ - شما بهتر از من می دانید که ماجرای فتنه ۸۸ یک مسئله کلان امنیت ملی است و صرفا دعوای بین دو یا چند نفر نیست که با تشکیل دادگاه فیصله یابد و برای حل مسائل کلان بیش از آنکه به محکمه نیاز داشته باشیم - که آن هم در جای خود لازم است - به تدبیر همه جانبه و هوشمندانه نیازمندیم؛ پس با این نامه نگاری ها سعی نکنید افکار عمومی را به مطالبه گری برای تشکیل دادگاه سوق دهید. چرا که اگر دادگاه هم تشکیل شود، نتیجه آن، امثال حضرت عالی را خشنود نخواهد کرد، خودتان بهتر می دانید. چرا که در نامه خود صراحتا اعلام کردید که سران فتنه را مبرای از خطا نمی دانید. پس منطقا سزای خطاکار، مجازات است.

۷ - به اعتبار نگاه ایمانی، شما به عنوان یک انسان، اراده وحق آزادی دارید و به اتکاء قانون اساسی جمهوری اسلامی، درچهارچوب مقررات، حق آزادی بیان دارید، باشد. از این حق شریف خود استفاده کنید. اما شما را به خدا، اجازه ندهید قلمتان در رثای مظلومیت نداشته ی سران فتنه، تکاپو کند و هرگاه برای مظلومیت سران فتنه خونتان به جوش آمد، به تهمت های بزرگی که به نظام مطهر جمهوری اسلامی زدند، فکرکنید و به این فکرکنید که فتنه گری آنها چه آسیب های بزرگ سیاسی، امنیتی و اقتصادی به کشورمان وارد کرد و البته گاهی هم به پلیس جان فشان جمهوری اسلامی فکر کنید که برای حفظ نظم عمومی، از جان مایه گذاشت و به فرزندان بسیجی انقلاب که خود را سپر بلای نظام کرده بودند و به تن زخمی آنها بیاندیشید و به این فکرکنید که اکنون، روح آن ها نیز، زخمی شده است؛ چرا که می بینند فرزند مغز متفکر جمهوری اسلامی، شده است وکیل مدافع نمک خورهای نمکدان شکن نظام.

سخن آخر این که شما فرزند خانه ی فلسفه و منطق هستید، پس انتظار می رود که پیش ازسخن گفتن و قلم راندن، با خودتان صغری - کبری کنید. مبادا که کلیات خمس را شش بدانید ونسب اربعه را، پنج بخوانید. مبادا که بیشتر از این، دشمن شادمان کنید.

برادرشما - رضارسولی

عضو هیات مدیره انجمن قلم ایران