به گزارش افکارنیوز، «هیلاری کلینتون»، وزیر خارجه سابق آمریکا در کتاب خاطرات خود فصلی را به ایران اختصاص داده است و در آن به موضوعاتی چون تاریخچه روابط ایران و آمریکا، برنامه هسته ای ایران و گفت و گوهای شکل گرفته پیرامون آن پرداخته است.

کلینتون درباره روابط ایران و آمریکا پیش از انقلاب اسلامی ایران این گونه توضیح می دهد: «دولت ما بیش از بیست و پنج سال از روابطی بسیار نزدیک با ایران بهره می برد تا این که پادشاه ایران توسط انقلابی مردمی سرنگون شد. بنیادگرایان شیعه که توسط آیت الله «روح الله خمینی» رهبری می شدند بلافاصله قدرت را در دست گرفتند. حاکمان جدید ایران به شدت با آمریکا مخالف بودند و ما را شیطان بزرگ می نامید.»

او در بخشی از خاطرات خود به مذاکرات ایران و آمریکا بر سر موضوع هسته ای و تلاشهای عمان در این میان اشاره می کند و می نویسد: از سال ۲۰۰۹ دولت اوباما استراتژی دو مسیره یعنی فشار همراه با مذاکره را در قبال ایران برگزیده اما مذاکرات ایران و ۱ + ۵ به هیچ نتیجه ای نرسیده بود. احتمال درگیری نظامی در حال افزایش بود. سلطان به ما گفت که " من می توانم کمک کنم ". او یکی از معدود رهبرانی است که از سوی همه به عنوان میانجی صادق و درستکار مورد قبول است و روابط نزدیکی با واشنگتن، ‌ کشورهای خلیج(فارس) و تهران دارد. او پیشنهاد داد گفت و گوهای مستقیم و محرمانه‌ای میان آمریکا و ایران برای حل موضوع هسته ای به میزبانی این کشور برگزار شود. تلاشهای پیش از این برای به تفاهم رسیدن با رژیم ایران شکست خورده بود اما سلطان گمان می کرد که ممکن است او شانس این را داشته باشد تا توافق و خروج از این بن بست را تسهیل کند. لزوم محرمانه بودن این گفت و گو ها به این دلیل بود که تندروهای دو طرف نتوانند پیش از رسیدن به توافق جلوی آن را بگیرند.

انتقاد از محور شرارت خواندن ایران


وزیرخارجه سابق آمریکا هم چنین نسبت به رویکرد دولت «جرج بوش» نسبت به ایران به طور تلویحی انتقاداتی را مطرح کرده و آن را باعثانشقاق جهانی حول موضوع هسته ای ایران می داند: «اوایل سال ۲۰۰۳ این کشور تقریبا ۱۰۰ سانتریفیوژ برای غنی سازی اورانیوم در اختیار داشت. طی ۶ سال پس از آن، در سایه ی انشقاق در جامعه جهانی و نیز خودداری ایران از دادن اطلاعات و اجازه ی دسترسی به آژانس، این کشور مدام برنامه‌ی خود را توسعه داد. هنگامی که اوباما به ریاست جمهوری رسید ایران تقریبا ۵ هزار سانتریفیوژ داشت.»

او هم چنین گریزی به سخنرانی معروف بوش و محور شرارت دانستن ایران نیز اشاره کرده و می گوید: «برای مدت کوتاهی در اواخر دهه ۱۹۹۰ این امید وجود داشت که ایران مسیر دیگری را برگزیند. سال ۱۹۹۷ فردی نسبتا میانه رو به عنوان رئیس جمهور انتخاب شد. محمد خاتمی کسی بود که در مصاحبه ی تلویزیونی با رسانه ای آمریکایی گفت می خواهد دیوار بی اعتمادی میان ایران و آمریکا را فروبریزد. دولت آمریکا پس از حادثه «الخبر» ملاحظات قابل درکی داشت اما با این حال «بیل کلینتون» محتاطانه، گام های متقابلی دربرابر‌ ایران برداشت. می توان به اشاره‌ کلینتون به ایران در پیام ویدئویی عید فطر اشاره کرد: «امیدوارم به زودی در حالی که یک بار دیگر روابط خوبی با ایران داریم این روزعید را ببینیم» دولت کلینتون برای شروع گفت و گو با ایران پالس های ‌دیپلماتیک متعددی برای این کشور ارسال کرد. از جمله آن‌ها می توان به نامه ای اشاره کرد که توسط دوست مشترک ما یعنی عمان ارسال شد. «مادلین آلبرایت» وزیر خارجه وقت آمریکا با عذرخواهی رسمی از نقش آمریکا در کودتای ۱۹۵۳ و برداشتن بعضی تحریم ها، شاخه زیتون هایی علنی‌تر برای ایران فرستاد. اما ایران هیچ گاه این مسیر را تماما ادامه نداد و بخشی از این مساله هم به خاطر جلوگیری تندروها از اقدام توسط خاتمی بود. حملات ۱۱ سپتامبر آمریکا و امیدهای بوجود آمده پس از آن برای همکاری ایران با آمریکا در افغانستان که دارای مرز گسترده ای با ایران است می توانست خاتمی را در پیشبرد همکاری یاری کند اما سخنرانی ۲۰۰۲ بوش که در آن ایران، عراق و کره شمالی را محورهای شرارت خواند هرگونه امید به گفت و گو دو کشور در آن زمان را از میان برد.»

وی در قسمت دیگری از خاطرات خود به حوادثسال ۸۸ اشاره می کند و درباره آن این گونه می نویسد: در پشت صحنه همکاران من در وزارت خارجه پیوسته با فعالان در ایران رابطه داشتند و با مداخله ای فوری توییتر را از تعطیل شدن برای تغییرات منع کردند. تعطیلی که باعثمی شد معترضان از ابزاری کلیدی برای ارتباط محروم شوند.

افشای فردو و همراهی روسیه با آمریکا


تاسیسات فردو و افشای آن توسط امریکا ادامه دهنده خاطرات هیلاری کلینتون است. «بعداز ظهر ۲۳ سپتامبر جیم جونز مشاور امنیت ملی اوباما و من در هتل والدورف مدودوف رئیس جمهور روسیه، لاوروف وزیرخارجه و سرگی پریخودکو مشاور امنیت ملی وی را ملاقات کرده و شواهد پیرامون تاسیسات قم را به آنها ارائه کردیم. در اولین ملاقاتی که دو رئیس جمهور در لندن با هم داشتند مدودوف تصدیق کرده بود که روسیه برنامه هسته ای ایران را دست کم گرفته بود اما با این حال اطلاعات جدید رئیس جمهور را شوکه کرد. در چهار سالی که وزیر خارجه بودم فقط یک بار دیدم که لاوروف پولادین این چنین سراسیمه و دچار لکنت زبان شود. پس از آن لاوروف رسانه ها را با گفتن جملاتی پیرامون تحریم های سخت تر علیه ایران که پیش از آن از وی هرگز نشنیده شده بود شگفت زده کرد. او گفت: تحریم ها به ندرت منجر به نتایج سازنده می شوند اما در برخی موارد اجتناب ناپذیر هستند.»

انتخابات ۹۲ و آغاز به کار دوباره کانال عمان


هیلاری کلینتون در پایان خاطرات خود پیرامون ایران انتخابات ۹۲، انتخاب حسن روحانی و نیز به کار افتادن دوباره کانال عمان را بازگو می کند: «در یک مناظره ی داغ که در رسانه ملی پخش می شد رقبای جلیلی او را به دلیل سوء مدیریت سیاست هسته ای کشور و تأثیرات وحشتناکی که بر اقتصاد داشته است به شدت مورد مواخذه قرار دادند. علی اکبر ولایتی، یکی از وزرای امور خارجه سابق که از تندروان محسوب می شد گفت: محافظه کار بودن به معنی نامنعطف و یک دنده بودن نیست.

محسن رضایی، یک فرمانده عالی مقام سابق در سپاه گفت: نمی شود که ما انتظار داشته باشیم همه چیز به ما بدهند و ما در مقابل هیچ ندهیم.سپس با زیرسؤال بردن شعار مقاومت در برابر جهان اضافه کرد: آیا منظور شما این است که ما باید مقاومت کنیم و مردم را گرسنه نگه داریم؟ جلیلی سعی کرد که از کارشکنی هایش در آخرین مذاکرات ۱+۵ با استناد به گفته رهبری دفاع کند و گفت: آن ها می خواستند دُرّ بگیرند و درقبالش آبنبات بدهند.اما این حرف مانع حملات نشد. حسن روحانی، که خود سابقاً مذاکره کننده ارشد هسته ای بود و به دلیل صحبت از تعاملات سازنده با جهان به عنوان معتدل ترین فرد در رقابت محسوب می شد جلیلی را بدلیل اینکه اجازه داد ایران در شورای امنیت سازمان ملل تحریم شود مورد حمله قرار داد و گفت : تمام مشکلات ما از اینجا نشأت می گیرد، خوب است سانتریفیوژها بچرخند، اما درصورتی که زندگی مردم هم بچرخد. ایرانی هایی که در خانه هایشان در حال تماشای این بحث ها بودند احتمالا در بهت به سر می بردند. در روز انتخابات، در ژوئن ۲۰۱۳، ایرانیان در کمال تعجب به طور گسترده ای حضور یافتند و با رأی قاطع روحانی را انتخاب کردند. اما پشت پرده، بعد از انتخاب روحانی، کانال عمانی دوباره به تکاپو افتاده بود. سلطان اولین رهبر خارجی بود که روحانی را در تهران ملاقات کرد. رئیس جمهور اوباما نامه ای دیگر نوشت و این بار پاسخی مثبت دریافت کرد.