به گزارشافکارنیوز، یکی از مسائل اساسی در هر حکومت تامین امنیت کشور است. در صورت بروز ناامنی نظم اجتماعی مختل شده و نارضایتی‌های اجتماعی به وجود می‌آید. یکی از مناطقی که بسیار در این زمینه حساس و مستعد است منطقه استان سیستان بلوچستان است. استان سیستان و بلوچستان از آنجا که دو گروه سنی و شیعه را در خود جای داده است و همچنین به علت هم مرزی با دو کشور پاکستان و افغانستان ظرفیت تحریک پذیری آن نیز، بالا است.

تا پیش از اینکه تفکر سلفی‌گری در منطقه نفوذ نداشت، مسلمانان از شیعه و سنی در منطقه به راحتی زندگی می‌کرده‌اند و با یکدیگر مشکلی نداشته اند. حتی در زمان کنونی در مناطقی که تفکر سلفی کمتر نفوذ داشته است؛ شیعیان و اهل سنت در کنار یکدیگر به راحتی زندگی می‌کرده‌اند. در گذشته حتی شیعیان به مساجد اهل سنت می‌رفته‌اند و اهل سنت به مساجد شیعیان می‌رفته‌اند و رابطه دینی نزدیکی داشته‌اند. همچنین یکی از آیین‌های اهل سنت، عزاداری روز عاشورا و برای امام حسین(ع) بوده است.

اما در زمان حاضر شاهد بروز درگیری‌هایی میان این دو مذهب اسلامی هستیم. این در حالی است که علماء سلف اهل سنت و علماء سلف شیعه هیچگاه به بروز اختلافات میان گروه های مختلف مسلمین معتقد نبوده‌اند. اما در دهه‌های اخیر شاهد فعالیت‌هایی تفرقه افکنان در این منطقه هستیم که در پی به هم زدن روابط برادرانه بین مسلمانان این منطقه است. حوادثی مانند ترور علمای اهل سنت، ترور معلمین، کارمندان و سربازان شیعه منطقه، گروگانگیری و… فعالیت‌هایی است که در منطقه به صورت هدفمند انجام می‌گیرد. این در حالی است که در این اتفاقات بزرگان طرفین هر دو از این اعمال، اعلام برائت می نمایند. سئوالی که به وجود می‌آید این است که پس این اعمال و فعالیت‌هایی از این دست، توسط چه کسانی و با چه هدفی انجام می شود.


حمله به اهل سنت

هجومی که در دهه اخیر به خصوص نسبت به اهل سنت و علماء آنها صورت می گیرد با اهداف زیر انجام می گیرد:

از بین بردن علماء معتقد به وحدت:در برهه ای از زمان ما شاهد ترور علماء اهل سنت در منطقه بودیم. در این ماجرا تعدادی از مولوی ها و ماموستا های اهل سنت در کردستان و بلوچستان ایران و همچنین در عراق مورد ترور قرار گرفتند. این حرکت با هدف از بین بردن علماء اهل سنت بوده است تا بدین وسیله روش سابق اهل سنت که روشی معتدل بوده است را از بین ببرند و در مقابل تفکر سلفی و رادیکال سلفی را توسط افرادی با این تفکر به اهل سنت منطقه القاء کنند. با ترور و از بین بردن علماء اهل سنت تنها مولوی های با تفکر سلفی مورد رجوع اهل سنت قرار خواهند گرفت و این سبب می شود تا مرور زمان تفکر اهل سنت منطقه به تفکر خشک و رادیکال سلفی گری که توسط پاکستان و عربستان تبلیغ می شود؛ تبدیل شود.

ناحق جلوه دادن اهل سنت واقعی:مولوی‌های سلفی مسلک در سخنرانی‌های خود اهل سنت واقعی را افرادی چاپلوس و وابستگان به حکومت معرفی می کنند. آنها کسانی از اهل سنت را که مخالف مسلک وهابیت و سلفی گری رفتار نمایند را، وابستگان به حکومت می نامند. برای مثالمولوی گرگیچامام جمعه اهل سنت آزاد شهر گلستان در نماز جمعه می گوید «… افرادی از اهل سنت که در مراسم سینه زنی و عزاداری محرم شرکت می‌کنند یا جاهل هستند و از اعتقادات مذهبی خود آگاهی ندارند و یا اینکه چاپلوسند و به دنبال پست، مقام و مال دنیا هستند، حساب اهل سنت از چنین افرادی جدا هست و ما چنین افسار گسیخته‌هایی که پیرومذهب و دین خود نیستند جزو اهل سنت نمی‌دانیم.» این در حالی است که اهل سنت نیز به امام حسین و سایر ائمه علیهم السلام اعتقاد دارند و به عنوان نوادگان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم برای آنها احترام خاصی قائل هستند و از زمان های قدیم شرکت اهل سنت در مراسم عزاداری محرم امری رایج بوده است. و حتی برخی از علماء اهل سنت مانندمولوی قاضی‌زادهامام جمعه اهل سنت در شهر فنوج شرکت جوانان اهل سنت را در مراسم عزاداری امام حسین علیه السلام ضروری دانسته‌اند.

ایجاد روحیه عدم اعتماد نسبت به شیعیان:هدف دیگر از اینگونه فعالیت ها ایجاد تفرقه انداختن بین اهل سنت و شیعیان است به این ترتیب آنها با انجام عملیات های تروریستی در میان اهل سنت می خواهند آن ها را به اسم شیعیان بنویسند. و به این ترتیب اطمینان اهل سنت را نسبت به شیعیان سلب نمایند. اما علماء شیعه در همه این موارد با موضع گیری به موقع و محکوم کردن حرکات افراطی و تند از این امر جلوگیری کرده اند.

حمله به شیعیان

جریان سلفی با انجام فعالیت های ضد شیعی در منطقه اهداف زیر را دنبال می کند:

فشار به نظام جمهوری اسلامی:این جریان با انجام عملیات های تروریستی در منطقه در پی آن است در قدم اول به نظام جمهوری اسلامی فشار بیاورد تا شاید بتواند از این طریق از حکومت امتیازهایی را بگیرد. در قدم بعد آن را نظامی ناکارآمد جلوه دهد و به این ترتیب از مشروعیت نظام بکاهد. این همان چیزی است که دشمنان نظام همواره از ابتدای انقلاب در پی آن بوده اند تا با ناکارآمد جلوه دادن نظام و وارد کردن فشارهای پیاپی به آن زمینه فروپاشی آن را فراهم کنند.

فشار به شیعیان منطقه:این گروهک ها با انجام عملیات های تروریستی علیه شیعیان خواهان نا امن کردن منطقه برای شیعیان هستند تا بدین وسیله در مرحله اول بتوانند بین شیعیان منطقه و حکومت مرکزی شکاف ایجاد کنند در مرحله دوم با نا امن‌کردن منطقه آنان را مجبور به مهاجرت اجباری از منطقه می کنند. به این ترتیب که با انجام عملیات‌های تروریستی در منطقه شیعیان به خاطر عدم احساس امنیت مجبور به مهاجرت از آن منطقه شوند به این ترتیب عرصه برای جولان بیشتر آنان در منطقه مهیا می شود.

نامعتمد کردن اهل سنت در میان شیعیان:علماء شیعه و خصوصا رهبر انقلاب بسیار بر روی وحدت کلمه و همچنین اتحاد بین مذاهب مختلف در کشور تاکید دارند. زیرا عدم اتحاد سبب می شود دشمنان به راحتی بتوانند در میان گروه های مختلف نفوذ نمایند و یکپارچگی ایران را به هم بزنند و حتی درگیری های داخلی به وجود بیاورند و خود سود خود را ببرند. از این رو اتحاد بین شیعه و سنی در کشور اهمیت ویژه ای پیدا می کند و این اتحاد تا سال ها پیش وجود داشته است. اما در سال های اخیر با دخالت بیگانگان و جریان های سلفی در منطقه این وحدت و برادری رو به سستی گذاشته است. جریان های سلفی که با این وحدت مخالف هستند در پی آن هستند با انجام حرکت های تروریستی به نام جریان مقابل اعتماد بین دو طرف شیعه و سنی را نسبت به هم خدشه دار نمایند و به این ترتیب وحدت موجود را از بین ببرند. در این میان هوشیاری طرفین لازم است تا در این نقشه از پیش طراحی شده به نفع دشمن راه نروند.

نتیجه گیری

سابقه وحدت و برادری در میان شیعیان و اهل سنت منطقه سیستان و بلوچستان به سال ها پیش باز می گردد و آنها در کنار یکدیگر بدون هیچ مشکلی زندگی می کرده اند. در سال‌های اخیر با بروز و ورود جریان سلفی گری وابسته به وهابیت شاهد بروز مشکلاتی از قبیل ترور، تهمت، تهدید و… در منطقه هستیم و این هوشیاری مردم و علماء طرفین را می طلبد تا با هوشیاری از بروز اختلافات در میانشان جلوگیری کنند و با تأسی از علماء سلف شیعه و سنی از دامن زدن به این تحرکات افراطی در منطقه جلوگیری نمایند.