به گزارش افکارنیوز، خروجی مذاکرات لوزان را باید به دو بخش تقسیم کرد اول توافق غیر رسمی بر سر راه حل های اختلافات اصلی هسته ای و دوم بیانیه مشترکی که به عنوان خروجی رسمی مذاکرات منتشر شد. به دلایلی که در ادامه ذکر خواهد شد بر این باورم که در اولی یعنی «توافق های غیر رسمی لوزان» آنچه نتیجه ساعت ها مذاکره فنی بوده است به دستاوردهای بسیار زیاد و بعضا غرور آفرینی دست یافتیم و در دومی یعنی بیانیه مشترک، «اصل» و «محتوای» آن هوشمندانه عمل نکردیم و ممکن است از این زاویه از پشت خنجر بخوریم.

دلایل ادعای فوق را در قالب پاسخ به چند سوال ذکر می کنیم:

با اینکه جزییات «توافق های غیر رسمی لوزان» به صورت رسمی منتشر نشده است چگونه از آن دفاع می کنید؟

به نظر نمی رسد نیاز به اطلاعات محرمانه ای از درون مذاکرات باشد تا بتوان از توافق های غیر رسمی مذاکرات دفاع کرد بلکه می توان برای پی بردن به جزئیات توافقات صورت گرفته به فکت شیت منتشر شده توسط تیم هسته ای ایران رجوع کرد و مطالعه گذرای این متن به خوبی نشان می دهد که در بسیاری موارد در توافق های صورت گرفته دستاوردهای زیادی کسب شده است و امتیازهای داده شده با احتساب امتیازهای احتمالی که در این متن به آن تصریح نشده، به گونه ای نیست که دستاوردهای به دست آمده را به طور جدی تحت الشعاع قرار دهد.


درباره تناقض های بین روایت آمریکا و ایران از توافق های صورت گرفته چه توضیحی می توان داد؟

منطق عقلانی و سیاسی حکم می کند که به سه دلیل ما باید به روایت تیم هسته ای ایران از «توافق‌های غیر رسمی لوزان» احتجاج کنیم مگر آنکه به صورتی یقین آور خلاف آن اثبات شود. اول اینکه آن ها نمایندگان مردم ایران در مذاکرات هستند آیا منطق حکم می کند ما به نمایندگان خودمان بیشتر اعتماد کنیم یا ادعاهای دشمن‌مان. دوم تیم هسته ای از حیثصداقت و ایمان و تلاش بارها مورد تایید رهبری قرار گرفته اند گرچه این تایید به مفهوم تایید عملکردها یا حداقل همه عملکردها نیست اما برای اطمینان از صداقت تیم هسته ای اطمینان آور است. و سوم اینکه منطق سیاست ورزی حکم می کند ما برای تقویت مطالبه‌گری خود از طرف مقابل، ادعای طرف خود را به عنوان توافق بپذیریم نه ادعای طرف مقابل که مطابق منافع ملی ما نیست.

چه تفاوتی بین توافق های غیر رسمی لوزان و بیانیه مشترک وجود دارد؟

توافق های غیر رسمی لوزان نتیجه ساعت ها مذاکره بر سر جزئیات و چانه زنی سخت است و بیانیه مشترک عبارت های عمدتا مبهم و کلی برپایه این جزئیات اما نکته مهم اینجا است که توافق های صورت گرفته بر سرجزئیات «چارچوب راه حل ها» که شفاهی است یا حتی ممکن است مکتوب شده باشد، هنوز به رسمیت نرسیده است و طبعا ممکن است به راحتی دچار آسیب چرخش مواضع مخصوصا از سوی آمریکایی ها که در این امر پرسابقه هستند، شود اما بیانیه مشترک به صورت رسمی به تایید طرفین رسیده است.

بر محتوای بیانیه مشترک چه نقدهایی وارد است؟

ابتدا باید تاکید کرد که برای تحلیل محتوای بیانیه مشترک به عنوان یک سند رسمی مجبوریم صرفا به متن سند مراجعه کنیم و نمی توانیم روایت تیم هسته ای ایران را ملاک تحلیل قرار دهیم بر این اساس نکات مربوط به شرح ذیل می باشد:



۱. خلاف آنچه در فکت شیت ایران ذکر شده است در هیچ کجای این بیانیه رسمی بر غیرحقوقی بودن سند تصریح نشده است و همین مساله شائبه تبدیل این بیانیه غیر رسمی به توافقی رسمی و در نتیجه دو مرحله ای شدن توافق را از نظر حقوقی پررنگ می کند حتی اگر بتوان به گونه ای از نظر حقوقی این مساله را توجیه کرد مهمتر آن است که آثار عملی و رسانه ای توافق دو مرحله ای مانند تحریک هیجان در مردم و بالا رفتن فشار افکارعمومی بر تیم هسته ای برای به نتیجه رسیدن مذاکرات، ایجاد تکانه شدید به وضعیت اقتصادی و ضربه پذیرتر شدن آن را با خود خواهد آورد.



۲. درباره ظرفیت و سطح غنی سازی به عنوان یکی از محل های اختلاف عبارت ها مبهم و قابل تفسیر به رای است.



۳. درباره یکی از اختلافات اصلی یعنی تحقیق و توسعه، گرچه در مذاکرات و توافق شفاهی صورت گرفته جزییات توافق صورت گرفته خلاف منافع ما نیست اما براساس این متن رسمی، بخش تحقیق و توسعه ما را محدود به ماشین های سانتریفیوژ بر اساس جدولی زمانی و سطحی «توافق شده» کرده است به عبارت دیگر در این سند رسمی ما محدودیت تحقیق و توسعه را پذیرفتیم.



۴. به صراحت و به گونه‌ای غیرقابل تفسیر نطنز تنها مرکز غنی سازی ایران ذکر شده است به عبارت دیگر در این متن از یکی از خط قرمزهای تعیین شده یعنی غنی سازی در فردو عقب نشینی شده است البته به دلایلی که توضیح آن در این مجال نمی گنجد شاید بتوان نبود غنی سازی صنعتی در فردو را در یک چانه زنی دیپلماتیک که شما گاهی برای گرفتن امتیازهای اصلی باید امتیازهایی بدهی را پذیرفت اما همچنان دو سوال باقی می ماند اول اینکه در بیانیه مشترک تصریح شده است «مواد شکافت پذیر در فردو نخواهد بود» به عبارت دیگر ما در فردو نه حتی غنی سازی صنعتی بلکه غنی سازی برای تحقیق و توسعه نیز نخواهیم داشت سوال دوم و بسیار مهمتر اینکه هنگامی که کل این سند پر است از جملات مبهم و تفسیر پذیر حتی اگر منطقی بوده است که این امتیاز را بدهیم چرا همین مساله را هم مثل امتیازهایی که طرف مقابل به ما داده است، مبهم ذکر نکردیم تا اگر طرف مقابل از ابهام سند رسمی سوءاستفاده کرد و به تعهدات خود پایبند نبود ما هم تعهدی این چنین رسمی نداده باشیم.


۵. درباره راکتور آب سنگین اراک عبارت ها باز به گونه ای است که آمریکایی ها می توانند عدم تولید پلوتونیوم را به آن مستند کنند گرچه ما هم می توانیم آن را مطابق روایت خود بدانیم اما باز می بینیم که هم اوباما و هم کری از این ابهام استفاده کرده و بر عدم خروجی پلوتونیوم تاکید کردند در حالی که این مساله در تناقض با فکت شیت ایران یعنی توافق غیر رسمی صورت گرفته است.



۶. بخش مربوط به نظارت ها، امضای پروتکل و…که باید توسط ایران صورت گیرد، صریح و بدون ابهام است.



۷. درباره تحریم های اتحادیه اروپا بدون ذکر زمان از لغو تحریم های اتحادیه اروپا سخن گفته شده است و درباره تحریم های آمریکا، عبارت «همزمان» با اجرای تعهدات «عمده» هسته ای که توسط آژانس راستی آزمایی شود ذکر شده است این عبارت ها روشن می کند که خلاف آنچه آقای دکتر ظریف در توئیت خود ذکر کرده اند صراحتی بر لغو همه تحریم ها در آغاز کار دیده نمی شود و یکبار دیگر می بینیم که براساس همین مبهم بودن سند کشورهای غربی ۱ + ۵ ازتدریجی ومرحله ای بودن حذف تحریم ها سخن می گویند.



۸. نکته بسیار مثبت این بیانیه در کنار این که اصل غنی سازی توسط ایران پذیرفته شده است لغو همه قطعنامه های سازمان ملل است که این مهم در حالی به دست آمده است که ما هیچ کدام از این قطعنامه ها را عملا اجرا نکردیم.



همه آنچه ذکر شد را می توان این گونه خلاصه کرد که این بیانیه، درباره برخی موارد که به ضرر ایران است صراحت دارد و در دیگر موارد به گونه‌ای قابل تفسیر است که آمریکایی ها می توانند(البته اگر دنبال فریب باشند) خلاف توافق های غیر رسمی لوزان مواضع زیاده خواهانه خود را با آن توجیه کنند لذا در صورتی که طرف آمریکایی به توافق های غیر رسمی لوزان مطابق فکت شیت ایران پایبند باشد، بیانیه مشترک لوزان مشکلی در سر راه توافق ایجاد نمی کند(والبته فایده ای مهم نیز برای ما به ارمغان نخواهد آورد) اما نگرانی آنجا ایجاد می شود که اگر آمریکایی‌ها مشابه گذشته به دلایلی از قبیل عدم توفیق در قانع کردن کنگره، شرایط سیاسی داخلی یا زیاده خواهی ها، بخواهند مواضع خود را تغییر دهند(که از همین ابتدا با روایت آمریکایی از توافق زمینه های آن را ایجاد کرده اند) در این صورت با سوءاستفاده از فضای سیاسی رسانه‌ای ایجاد شده ناشی از انتشار بیانیه مشترک لوزان تلاش می کنند تقصیر شکست مذاکرات را بر دوش ایران بیندازند و نه تنها سعی می کنند از این طریق به احساسات تهییج شده برخی مردم ناامیدی تزریق و مخصوصا به اقتصاد تحریک شده ایران تنش سنگین وارد کنند بلکه اجماع در حال فروپاشی علیه ایران را دوباره احیا کنند.



در مجموع می توان تاکید کرد به نظر می رسد تیم هسته ای با اینکه توانست در مذاکرات برای حل اختلافات هسته ای به دستاوردهای درخشانی برسد اما بهتر بود به اصرار آمریکایی ها جواب منفی می داد و با تاکید بر خط قرمز عدم توافق دو مرحله ای به «اصل» صدور بیانیه مشترک تن نمی‌داد یا حداقل در «محتوا» هوشمندی بیشتری به خرج می داد.



برخی از تعهدات طرف مقابل(به عنوان مثال تحریم ها) را شفاف و غیرقابل تفسیر می کرد در آن صورت ما اکنون هم شاهد دستاوردهای مثبتی بودیم که برای گام نهایی توافق جامع به کار می آمد و هم حتی اگر در طول مذاکرات سه ماهه پیش رو، گام نهایی با چرخش موضع و زیاده خواهی آمریکا دچار چالش می شد هزینه ای نمی‌پرداختیم.



در هر صورت لوزان شاهد ساعت ها دیپلماسی فعالانه و موثر بچه‌های انقلاب با دستاوردهایی قابل اعتنا بود که این احتمال وجود دارد که این دستاوردها با پذیرش انتشار بیانیه ای «پر ریسک» و «کم فایده» در معرض خطر «فریبکاری آمریکایی» قرار گیرد.



از اين پس بايد منتظر بود و ماراتن نفس گير مردان هسته اي ايران را در نگارش توافق نهايي ديد و البته بايد به دقت مراقب بدعهدي آمريکايي بود تا کار به سرانجام نهايي برسد. ان شاءا... .