به گزارش افکارنیوز،تا دهم تیر مشخص می شود که می توانیم حقوق هسته ای مان را به کشورهای ۱ + ۵ و به عبارت بهتر به امریکایی ها ثابت کنیم یا خیر؟ مذاکره کنندگان هسته‌ای کشورمان که به پشتوانه ملت و نظام پای در میدان سخت مذاکرات نهاده اند، طبعا به دنبال رسیدن به نتیجه‌ای مطلوب و در خور شأن و نام ملت بزرگ ایران هستند. ملتی که با مقاومت تمام در برابر زیاده خواهی‌ها و در اوج تحریم ها، تبدیل به یک قدرت هسته‌ای انکار ناپذیر شد. اکنون نیز ۶ کشوری که ادعاهای بزرگی در رهبری دنیا دارند، مجبور شده اند پای میز مذاکره با نمایندگان این ملت بنشینند. وظیفه مذاکره کنندگان نیز – همانگونه که خود بارها گفته اند – حفظ حقوق هسته ای ملت و حذف یکجا و یکباره تمامی تحریم های ظالمانه علیه کشورمان.

تضادی که این روزها میان مقامات ارشد ما و دولت امریکا ایجاد شده نشان از احتمال به توافق نرسیدن دارد: مقامات و مذاکره کنندگان کشورمان به صراحت و به حق عنوان کرده‌اند که در لغو یکجا و یکباره تحریم‌ها مصرند، و اصلا فلسفه مذاکرات همین بوده است، حال آنکه طرف غربی به سردمداری امریکا عنوان می کند که مخالف لغو یکباره و تمام تحریم هاست و تنها به تعلیق و یا حذف تدریجی فکر می کند. این تضاد جدی بوجود آمده سبب شد که برخی از تحلیلگران احتمال شکست مذاکرات در صورت زیاده خواهی های ظالمانه امریکا و مقاومت به حق فرزندان انقلاب در مذاکرات را محتمل دانسته اند.

حال باید دید در صورت شکست مذاکرات رویکرد رئیس جمهور کشورمان در سیاست داخلی چه تغییری خواهد کرد:

روحانی و شکست مذاکرات

دولت روحانی و شخص رئیس جمهور اهمیت بسیاری برای موفقیت در مذاکرات قائل هستند. متأسفانه این تحلیل وجود دارد که جناب رئیس جمهور حلال همه مشکلات کشور را در به نتیجه رسیدن مذاکرات می بیند؛ ولی به نظر می رسد رئیس جمهور نیز احتمال شکست مذاکرات را در پس زمینه ذهن خود محتمل دانسته و به بررسی آینده رفتاری خود پس از شکست مذاکرات سوئیس پرداخته است.

با روی کار آمدن حسن روحانی به عنوان ریاست جمهوری کشورمان، وی از حل شدن مشکل هسته ای در آینده نزدیک خبر داد؛ توافق ژنو نیز در راستای همین وعده و شکلی عملی از تحقق آن وعده در نگاه رئیس جمهور و برخی حامیان بود؛ با این حال با توجه به مقدمه بند قبل، این احتمال وجود دارد که شکست مذاکرات رقم خورده و در این صورت برخی از حامیان ظاهری رئیس جمهور، از اطراف او پراکنده شوند.

اینکه روحانی در این میان فرمان سیاسی خود در سیاست داخلی را به کدام سمت و سو بچرخاند، یک موضوع مهم است. مستقل؟ اصلاح طلبان؟ اصولگرایان؟ و یا سیاست سکوت؟ کدامیک؟

رویکرد مستقل؛ احتمال ضعیف

روحانی از روزی که بیانیه سوئیس قرائت شد در چندین سخنرانی خود پس از اشاره به موفقیت هسته‌ای، به انتخابات امسال مجلس شورای اسلامی اشاره و این دو را به هم مرتبط می ساخت؛ بدین صورت که بلافاصله پس از اینکه قرائت بیانیه سوئیس را یک موفقیت برای دولت می خواند به موضوع انتخابات امسال کشور اشاره می کرد. گویی قصد معرفی جریان مربوط به خود برای انتخابات را داشت.

با این وجود محتمل بود که اگر دولت موفق به امضای توافق نهایی گردد، خود را بی نیاز از سایر جناح ها خواهد دید و این گروه های دیگر خواهند بود که برای بدست آوردن موفقیت جزئی در کنار روحانی، سعی کنند موفقیت او را موفقیت خود قلمداد و خود را به او بچسبانند؛ همان کاری که اصلاح طلبان در ریاست جمهوری سال ۹۲ با وی کردند.

اما اگر رسیدن به توافق نهایی با شکست مواجه شود، احتمال آنکه روحانی سعی کند رویکرد مستقل برای خود ایجاد و حفظ کند، بعید نیست؛ هر چند که برای انتخابات پیش روی مجلس شورای اسلامی بعید است که به صورت مستقل وارد شود، ولیست جداگانه بدهد چرا که احتمال شکست لیست او وجود دارد. از این رو محتمل است وی گرایشی به سمت اصلاح طلبان یا اصولگرایان داشته باشد.

نزدیک شدن به اصلاح طلبان؛ ائتلاف با معتقدان به رحم اجاره ای

رویکرد اصلاح طلبان در انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۲ نشان داد که این جناح برای آنکه بتواند در میان مردم بار دیگر برای خود جایگاهی پیدا کند، باید به این و آن متصل شده و زیر تابلوی برندگان انتخابات خودش را جا بزند. همچنان‌که در این انتخابات و تا روزهایی که احتمال پیروزی روحانی چندان قوی نبود از عارف حمایت کردند و به محضی که دریافتند عارف قطعا پیروز نخواهد بود، او را مجبور به کناره‌گیری کردند؛ بعد هم که روحانی پیروز انتخابات شد، پیروزی را به نام خود سند زدند و با تلاش‌های بسیار رسانه‌ای سعی کردند روحانی را مدیون اصلاح طلبان نشان دهند.

این رفتار ابزارانگارانه اصلاح طلبان نسبت به دولت روحانی و شخص رئیس جمهور تا آنجا پیش رفت که به صراحت عنوان کردند دولت روحانی «یک رحم اجاره ای» است؛ به این معنی که به محضی که اصلاح طلبان بار دیگر قدرت لازم را پیدا کنند، از او جدا شده و او را همچنان که تا کنون از خود ندانسته اند، دور خواهند انداخت.

قطعا اگر توافق نهایی هسته ای نیز امضا شود، اصلاح طلبان بسیار تلاش خواهند کرد که به انحای مختلف خود را دولت بچسبانند و توافق را نیز ملک طلق خود معرفی کنند؛ و قطعا در انتخابات مجلس نیز با تابلوی حمایت از روحانی به میدان خواهند آمد؛ اما اگر این توافق به امضا نرسد، آنان بدون تردید از روحانی دوری خواهند جست؛ چرا که در نگاه آنان رئیس جمهوری که برگ برنده ای در انتخابات ندارد، توافق و ائتلاف با او هیچ فایده ای ندارد؛ حال سوال اینجاست که آیا روحانی نیز همین نگاه را خواهد داشت؟ این احتمال می رود که روحانی پس از دهم تیر تا ایام نزدیک به انتخابات به این واقعیت خواهد رسید که رفتار ابزاری اصلاح طلبان با دولت وی، نه تنها برای دولت که برای آینده سیاسی خود روحانی نیز با موفقیت توام نخواهد بود.

پس بهتر است روحانی معتقدان به «رحم اجاره ای» را به حال خود وانهد و کسان دیگری را که به او بدین چشم نمی نگریسته اند، برای ائتلاف برگزیند.

ائتلاف با اصولگرایان؛ بازگشت روحانی به اصل خود

اصلاح طلبان و شبکه رسانه ای آنها چه بخواهند و چه نخواهند رئیس جمهور کشورمان، دکتر روحانی، خاستگاهی اصولگرایانه دارد؛ روحانی از ابتدای مبارزه برای پیروزی انقلاب عضو جامعه روحانیت مبارز بوده و هنوز هم عضو این تشکل محسوب می شود؛ او حتی پس از پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری نیز از این تشکل کنار نکشیده است.

روحانی نیز به خوبی این را دریافته که این تشکل روحانی به هیچ وجه نگاهی را که بزرگان اصلاح طلب به وی دارند نداشته و خواهان موفقیت او هستند. از این رو این احتمال می رود که روحانی در صورت شکست مذاکرات به سمت و سوی اصولگرایان، مخصوصا اصولگرایان معتدل حرکت کند؛ همانا این تصمیم برای روحانی نیز بهترین تصمیم ممکن خواهد بود.

چه آنکه روحانی مجبور نخواهد شد برای ائتلاف با اصلاح طلبان، آن هم در شرایطی که آنان به صراحت دولت او را «رحم اجاره ای» توصیف کرده اند، دست به هر امتیاز دادنی بزند؛ اصلاح طلبان در صورتی هم که بخواهند روحانی را در جمع خود برای انتخابات مجلس راه بدهند، سعی خواهند کرد حداکثر استفاده و امتیاز را ببرند و کمترین امتیاز را به روحانی بدهند؛ سابقه رفتاری آنان چنین نشان می دهد.

حال آنکه روحانی اگر به اصل و خاستگاه خود بازگردد قطعا می تواند با شرایط بهتری به آینده بیندیشد؛ مخصوصا اگر شکست مذاکرات هسته ای به خاطر مقاومت دولت و مذاکره کنندگان کشورمان در صیانت از حقوق هسته ای و عزت و منافع ملت ایران صورت گرفته باشد، اصولگرایان آن را یک امتیاز مثبت و یک افتخار برای روحانی برخواهند شمرد؛ حال آنکه اصلاح طلبان قطعا به نتیجه نرسیدن مذاکرات را – به هر علتی هم که باشد – موجب سرافکندگی و کاهش محبوبیت روحانی قلمداد خواهند کرد و تقصیرات را به پای او خواهند نوشت.

احتمال آخر؛ صبر و سکوت

این احتمال نیز وجود دارد که در صورتیکه توافق نهایی تا موعد مقرر به امضا نرسد، روحانی تا مدتی در مسائل داخلی رویکرد سکوت را پیش بگیرد و برای انتخابات مجلس شورای اسلامی نیز هیچ لیستی که منتسب به دولت باشد ارائه نگردد. در این صورت روحانی در انتخابات مجلس شورای اسلامی تنها یک نظاره گر خواهد بود و تلاش خواهد کرد با پیروز انتخابات روابط خود را برقرار کند.

نتیجه گیری

قطعا به نتیجه نرسیدن مذاکرات، در صورتیکه به خاطر مقاومت فرزندان ملت و مذاکره کنندگان کشورمان در صیانت از حقوق هسته ای و حفظ عزت و منافع ملت ایران صورت گرفته باشد، نه تنها یک شکست محسوب نشده، بلکه یک پیروزی کامل برای کشورمان خواهد بود.

با این وجود شکست مذاکرات ممکن است تغییراتی در سیاست داخلی رئیس جمهور و چگونگی حضور او در انتخابات مجلس شورای اسلامی ایجاد کند؛ رویکرد اعتدالی، ائتلاف با اصلاح طلبان، ائتلاف با اصولگرایان، سیاست صبر و سکوت؛ با توجه به جمیع شرایط مذکور، روحانی اگر بخواهد چرخشی به سمت یکی از دو جناح کشور داشته باشد، چرخش به سمت اصولگرایان بیشتر به سود او و دولت او خواهد بود تا چرخش به سمت جناحی که او و دولتش را تنها یک «رحم اجاره ای» می دانند.

به هر حال باید منتظر ماند و دید روز دهم تیر کدام خبر منتشر می شود: امضای توافق نهایی یا شکست مذاکرات؟