گروه سیاسی

- عارف کفته دیگر بیش از این کوتاه نمی آید و یکبار به درخواست رییس دولت اصلاحات جایش را به حسن روحانی داده است اما این بار زمان آن است که دیگران کنار بروند. او می خواهد سهم بیشتری در کشور برای اصلاح طلبان معتدل به دست آورد اما در مقابل گروهی تلاش می کنند روح کارگزارانی ها را در بدنه اصلاحات بدمند.

اصلاح طلبان هنوز سهمی از قدرت ندارند. در وقایع سال ۷۸ و ۸۸ هر چه شد به نام اصلاحات انجام شد در حالی که بسیاری از جوانان حامی اصلاحات حتی روحشان هم از برنامه های ساختار شکنانه با خبر نبود. به عبارت دیگر این جریان تندرو بود که سهم اصلاح طلبان میانه رو را از آن خود کرده و سهمیه سیاسی آنها را سوزاند.

به گزارشافکارنیوز، نگاهی به وضعیت سیاسی در یک دهه گذشته نشان می دهد که هر جا اصلاحات از نظام فاصله گرفته است، یکی از عناصر کارگزاران به عنوان یک چهره اصلاح طلب فعالیت کرده است. از کدیور گرفته تا کرباسچی هر کدام در دوره ای مسئول حلول در جسم اصلاحات را بر عهده داشتند.

کارگزارانی ها بدنه اجتماعی چندانی ندارند به همین دلیل روی رای خودشان برای پیروزی در انتخابات ها چندان حساب نمی کنند. انها آخرین بار در سال ۸۴ با بزرگترینشان یعنی هاشمی رفسنجانی به میدان آمدند و به محمود احمدی نژاد که در آن روزها به نسبت هاشمی گمنام محسوب می شود، قافیه را باختند.

از آن پس دو راه در پیش روی کارگزاران وجود داشت یا باید پایگاه اجتماعی بدست می آرود و یا اینکه از صحنه سیاسی خارج می شد. اما آنها راهکار سومی یافتند، حلول در جسم اصلاحات، آنها با روی کار آمدن محمود احمدی نژاد فرصت آن را یافتند که به اصلاح طلبان نزدیک شوند. در جریان سال ۸۸ اصلاح طلبان همگی وارد میدان مین شدند اما کارگزارانی ها از کنار میدان نظاره گر نتیجه دستورالعمل هایشان بودند.

در سال ۹۲ در شرایطی که امیدی برای بازگشت چهره های شاخص اصلاح طلب به بازی های سیاسی وجود نداشت، محمدرضا عارف پا به عرصه گذاشت، او که در دوره مجلس هشتم معاون اولی رییس جمهور را تجربه کرده بود تلاش بسیاری برای همگرایی اصلاح طلبان انجام داد اما کارشکنی اعضای کارگزاران اجازه این فعالیت را نداد. او سرانجام به درخواست رییس دولت هشتم از انتخابات به نفع گزینه کارگزارن کناره گیری کرد.

حالا عارف تصمیم گرفته تا در انتخابات مجلس به عنوان سرلیست وارد میدان شود وامید دارد تا این بار حمایت رییس دولت اصلاحات و همچنین سایر اصلاح طلبان را داشته باشد. عارف بر خلاف انتظارش با سنگ اندازی تکنوکراتها و کارگزارانی ها رو به رو شد.

از یک سو اعتماد ملی ها وارد میدان شدند و از سوی دیگر شورای مشورتی تشکیل شد. از یک طرف موسوی لاری عارف را به محوریت قبول نداشت و از سوی دیگر صادق خرازی علم نئو اصلاح طلبی برافراشت. در این میان سید هادی خامنه ای نیز تیر خلاص را به عارف زد و تلویحا او را محور ندانست.
عارف که در این مدت از بی مهری اصلاح طلبان کملا بهره مند شده است این بار در جمع مردم مازندران گفته که دیگر فداکاری نمی کند.

اینهمه اصلاح طلب، چرا ناطق رقیب عارف!
سوال مهمی که خاموشی، به عنوان مشاور عارف مطرح کرده این است که چرا تلاش می شود در بدنه اصلاحات دو قطبی عارف ناطق ایجاد شود؟ مگر ناطق اصلاح طلب بوده و یا اندیشه اصلاح طلبی دارد که نامش را در کنار عارف قرار می دهند؟

از همان ابتدا که دیدارها با ناطق آغاز شد کاملا مشخص بود که بار دیگر کارگزارانی ها بر آن شده اند تا گزینه خود را در دل اصلاح طلبان قرار دهند. انتخاب ناطق که فعالیت اصلاح طلبی نداشته و علاوه بر آن در میان اصولگرایان بیشتر پایگاه اجتماعی دارد تا اصلاح طلبان کمی جای تامل داشت. به همین جهت ناطق، بعد از شش سال سخنرانی کرده و از سران فتنه تلویحا حمایت می کند. ناطقی که در رقابت با رییس دولت اصلاحات بود اکنون امید اصلاحات شده است. محمد قوچانی به عنوان یکی از کارگزارانی ها وظیفه رسانه ای، قالب کردن ناطق به اصلاحات را بر عهده دارد.

اما در مقابل شخصیت هایی از اصولگرایان سنتی هستند که ناطق نوری را اساسا اصولگرا می دانند. به عنوان مثال محمدرضا باهنر با اشاره به سابقه ناطق نوری می گوید که برای اصلاح طلب خواندن ناطق، باید کارنامه بیشتری از فعالیت های اصلاح طلبانه او داشت، او ذاتا یک اصولگرا است.

در این بین عارف بر سرو دو راهی مهمی قرار دارد، از یک سو اینده اصلاح طلبان است که با کناره گیری او به طور کامل به دست کارگزارانی ها خواهد افتاد. و از سوی دیگر آینده سیاسی خود اوست که در صورت عدم جلب حمایت اصلاح طلبان (که در حال حاضر این چنین است) شکست خواهد خورد و برای همیشه از صحنه سیاسی کشور باید خارج شود.