به گزارش افکارخبر، در چنین اوضاعی روزنامه‌های متعدد طیف تجدیدنظرطلب عمده مطالب صفحات خود را به موضوعی که نزدیک به ۴۰ هفته دیگر رنگ تحقق می‌گیرد اختصاص داده و در شماره‌های روزانه خود تلاش می‌کنند افراد مندرج در لیست انتخاباتی خود را معرفی کرده و به این نامزدهای احتمالی به گفت‌وگو و مباحثه بنشینند یا آنکه با بازخوانی کارنامه این کاندیداهای احتمالی، آنها را به عنوان افراد مناسب برای اداره امور کشور معرفی کرده و از هم اکنون فضای انتخاباتی - رقابتی را بر جامعه تحمیل کنند.

روزنامه‌های طیف تجدیدنظرطلب در حالی هدف کلان رهبران خود مبنی بر بازپس‌گیری قدرت را به شکل فراگیر و همه جانبه دنبال می‌کنند که مردم به‌دنبال شکل دهی مجلسی هستند که اعضایش نه تنها شناخت و تصویر درستی از معضلات کشور داشته و اولویت شان مرتفع کردن چنین مؤلفه‌هایی باشد بلکه توقع دارند منتخبان آنها در خانه ملت گره حل مشکلات داخلی را نه در واشنگتن، لندن و پاریس بلکه در سرمایه‌ها و ظرفیت‌های داخلی جست‌وجو کنند؛ همان چیزی که رهبر معظم انقلاب هم از آن به عنوان توسعه درون‌زا یاد کرده و قابلیت پیاده‌سازی اقتصاد مقاومتی را بر اساس آن استوار می‌دانند. به‌راستی چطور می‌شود از یک سو داعیه مردم و مرتفع کردن مشکلات آنها را داشت و در رفتار به گونه‌ای عمل کرد که خلاف مصلحت عمومی و منافع جامعه باشد.

به‌راستی کدام جریان دلسوز و دغدغه‌مند را می‌توان پیدا کرد که به جای پیگیری خواسته‌های اصلی مردم از دولت به موضوعاتی بپردازد که – حداقل در برهه کنونی - نشانی از معضلات مردم ندارد، مگر نه این است که افکار عمومی به خوبی اهداف جناح‌های سیاسی و تحرکات آنها را دنبال می‌کنند، پس چطور جماعت تجدیدنظرطلب انتظار دارند سبد آرای آنها در اسفندماه مملو از آرایی باشد که مردم به نفع آنها به صندوق‌ها ریخته‌اند و کابوس دوری ۱۰ ساله آنها از قدرت را به واقعیت تبدیل کنند.

تجدیدنظرطلبان در حالی داعیه پیشرفت و توسعه کشور را در خلال دغدغه‌های انتخاباتی خود مطرح می‌کنند که یکی از آسیب‌هایی که پیشرفت و توسعه کشور را تهدید و هزینه‌های فراوانی را متوجه حوزه‌های مختلف می‌کند، «تبلیغات زودهنگام انتخاباتی» و به عبارت بهتر تمرکز مسئولان و کارگزاران نظام بر آوردگاه‌های انتخاباتی آن هم ماه‌ها قبل از برگزاری آن است، به گونه‌ای که «تمرکز روی خدمت‌رسانی به مردم» و «تحقق شعارهای انتخاباتی» جای خود را به زمینه‌سازی برای موفقیت و رأی‌آوری افراد وابسته می‌دهد. چنین آسیبی بارها مورد تأکید و هشدار رهبر معظم انقلاب هم قرار گرفته، به عنوان نمونه معظم له در یکی از سخنرانی‌های خود می‌فرمایند: «مسائل مربوط به انتخابات به ‌ویژه حضور پرشور مردم در آن، در همان ایام نزدیک به انتخابات بسیار مهم است، اما عده‌ای باعجله از حالا مباحثانتخاباتی را شروع کرده‌اند که این فعالیت‌های زودهنگام انتخاباتی موجب منحرف‌شدن ذهن‌ها از مسائل اصلی، مشغول کردن افراد به یکدیگر و برخی بدگویی‌ها می‌شود و این، به ضرر مصالح کشور است.»


معرفی نامزدهای خانوادگی!


یکی از رویکردهای انتخاباتی روزنامه‌های زنجیره‌ای طی ماه‌های اخیر را باید معرفی نامزدهایی دانست که از یک خانواده مشهور هستند و می‌توانند بر سرنوشت سیاسی این جناح تأثیرگذار باشند که نمونه عینی آن تمرکز بر خانواده هاشمی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام است. اواخر سال ۹۲ بود که فائزه هاشمی در جمع اصلاح‌طلبان دماوند در جلسه‌ای اظهار داشت: ما باید در انتخابات آینده طوری عمل کنیم که ۵۵ الی ۶۰ درصد مجلس را در اختیار بگیریم. وی در ادامه عنوان کرده بود: باید جلوی دیکتاتوری احتمالی ناشی از اکثریت ۸۰ درصد مجلس را بگیریم.

از سوی دیگر توجه روزنامه‌های زنجیره‌ای به اعضای این خانواده بیش از هر زمان دیگری است، به عنوان نمونه روزنامه آرمان در کنار برخی دیگر از رسانه‌های مکتوب این جناح تلاش می‌کند محسن، فائزه و فاطمه هاشمی را به عنوان تواناترین افراد برای احراز پست نمایندگی مردم در مجلس معرفی کند. خرداد ماه امسال بود که آرمان رسانه نزدیک به خاندان هاشمی رفسنجانی، در مقایسه‌ای عجیب و غریب به تفاوت‌های تربیتی سه زن پرداخت و با مقایسه فاطمه هاشمی رفسنجانی، بی‌نظیر بوتو و ایندیرا گاندی، فاطمه هاشمی را به عنوان یک چهره سیاسی مهم کشور معرفی کرد.

دربخشی از این گزارش آمده بود: «مشی پدران و رفتار دختران، اگرچه با علم به این تفاوت‌ها نمی‌توان عملکرد سه زن را در یک راستا ارزیابی کرد اما مشترکات آنها قابل توجه است که از مهم‌ترین آنها می‌توان به نحوه مواجهه پدران با نگاه ایده‌آلیستی دختران اشاره کرد، به عنوان مثال فاطمه هاشمی می‌گوید که پدرم شخصیتی آرام و آکنده از همگرایی و دوستی با نوع انسان دارد. تبعیض جنسیتی را قبول ندارد و به همین دلیل گروهی از تندروها دشمن ایشان هستند… فاطمه هاشمی جا پای پدر می‌گذارد و مو به مو دنباله‌رو افکار اوست و کارنامه دو دختر و دو پسر بسته شد، اما کارنامه یک پدر و یک دختر باز است.»

دیگر رسانه‌های زنجیره‌ای نظیر اعتماد هم در مصاحبه‌هایی با محسن هاشمی تلاش می‌کنند با انتشار رپرتاژ آگهی وی را یکی دیگر از نامزدهای جماعت مدعی اصلاح‌طلبی معرفی کنند. محسن هاشمی در همین گفت‌وگو مانند پدر از اقبال دیگران برای حضورش سخن می‌گوید که «بعضاً اطرافیان ترغیب وتحریک می‌کنند» و همچنین از تردید حوزه انتخابیه اینگونه سخن می‌گوید، «شهرهای رفسنجان، کرمان و تهران مطرح است.»

روز گذشته روزنامه آرمان بار دیگر با چاپ تصویر دختر هاشمی رفنسنجانی تلاش کرد ضمن تبلیغ وی به عنوان یکی از نامزدهای نهایی طیف تجدیدنظرطلب در انتخابات، وی را صاحب تخصص و توانایی‌های فوق‌العاده! ذکر کند؛ «برخی شایعات و شنیده‌ها حکایت از آمادگی فاطمه هاشمی برای حضور در مجلس دهم دارد. شاید بدگمانان و بدبین‌ها این شایعه را درست کنند که او به دنبال اغراض سیاسی درصدد ورود به بهارستان است اما زمانی که پای درددل فاطمه هاشمی می‌نشینید، او از طرح‌هایی می‌گوید که اگر به تصویب مجلس برسد به‌طور حتم باری از دوش خانواده‌های بیماران و به ویژه بیماران خاص برداشته خواهد شد. او آشنا به درد بیماران و نیازمندان جامعه است و می‌تواند نماینده خوبی برای آنها در مجلس باشد. از سویی کارشناسان بارها بر این مهم تأکید کرده‌اند که افراد متخصص باید خود را برای حضور در مجلس آماده کنند و افرادی که به صرف اهداف سیاسی وارد خانه ملت می‌شوند، بزرگ‌ترین خیانت را در حق رأی‌دهندگان می‌کنند.»

آرمان در ادامه با جملاتی کنایه وار به گروه‌های اصلاح‌طلب می‌نویسد: تخصص و توانایی‌های فاطمه هاشمی و به ویژه رویکرد میانه‌رو او سبب شده تا برخی از گروه‌های سیاسی مطمئن از پیروزی او در مجلس با رأی بالا باشند و می‌دانند اگر فاطمه در سر‌لیست آنها قرار گیرد، موفق خواهد شد، بنابراین تلاش می‌کنند تا نام او را در لیست خود قرار دهند اما فاطمه هنوز به طور رسمی آمادگی خود را برای کاندیداتوری انتخابات مجلس دهم اعلام نکرده است.

پیشنهاد سرلیست شدن فاطمه هاشمی در شرایطی از سوی این روزنامه مطرح می‌شود که محمدرضا عارف این روزها هر نامی را به غیر از نام خود برای سرلیستی اصلاح‌طلبان می‌شنود، آزرده خاطر می‌شود، چراکه عده‌ای از وابستگان به این جناح به جای وی ناطق نوری و دیگران را سرلیست جناح اصلاح‌طلبی معرفی می‌کنند، به عنوان نمونه چندی پیش یکی از روزنامه‌های همین طیف در مطلبی با حمله به برخی مدعیان ریاست مجلس بعدی و در حمایت از لاریجانی نوشته بود: زمانی که تندروهای دو گروه اصلاح‌طلب و اصولگرا بر یک طبل می‌کوبند باید دانست خبر مهمی در راه است و اتفاق مبارکی در حال رخ دادن است که تندروها به ضرر خود می‌دانند، بنابراین از هر روزنه‌ای برای عدم تحقق آن بهره می‌برند. اکنون که به انتخابات مجلس شورای اسلامی نزدیک‌تر می‌شویم، گروه‌های سیاسی جلسات خود را منظم برگزار می‌کنند و به‌طور ضمنی از تدبیر انتخاباتی سخن می‌گویند و در ذهن اسامی‌ای را به عنوان ریاست مطرح می‌کنند که در لفافه به اطلاع همفکران و همطیفان خودشان می‌رسانند. از جمله این شخصیت‌ها که بسیار مورد تأیید میانه‌روها برای قرار گرفتن بر کرسی ریاست مجلس دهم مطرح می‌شود، علی لاریجانی است.

از سوی دیگر صدا، ارگان رسانه‌ای کارگزاران در شماره اخیر خود می‌نویسد: «با نزدیک شدن به انتخابات مجلس دهم باز هم توجه‌ها به سمت «ناطق نوری» جلب شده است» و محمد قوچانی با اشاره به لزوم کاندیداتوری ناطق در انتخابات پیش‌رو می‌گوید: «ناطق رئیس مجلس مناسبی است.»

معجون رسیدن به قدرت با معرفی نامزدهای خانوادگی


حال در چنین شرایطی که مردم همچنان منتظر محقق شدن شعارها و وعده‌های دولتمردان در حوزه مشکلات اقتصادی و معیشتی هستند، باید منتظر ماند و دید که جریان تجدیدنظرطلب - که ماه‌هاست تلاش می‌کند فضای کشور را انتخاباتی کند - با معرفی نامزدهای خانوادگی و فقدان وحدت نظر در بین گروه‌های خودی چگونه می‌تواند پس از ۱۰ سال دوری از قدرت، به کرسی‌های مجلس شورای اسلامی یا خبرگان خود را نزدیک کند، در حالی که مردم با توجه به غائله‌آفرینی‌ها و هزینه‌زایی این دسته سیاسی علاقه‌ای به روی کارآمدن دوباره آنها ندارند.