به گزارش افکارخبر،روحانی می‌گوید: تا آنجا که‌ حافظه‌ام‌ یاری‌ می‌کند، اولین‌ مناسبتی‌ که‌ من‌ توانستم‌ امام‌ را زیارت‌ کنم‌، در روز میلاد حضرت‌ صدیقه‌ طاهره‌، حضرت‌ فاطمه‌(س‌)(در سال‌ ۱۳۴۰) بود. در روزهای‌ میلاد، معمولاً طلبه‌ها برای‌ دیدن‌ مراجع‌ به‌ منزل‌ آنها می‌رفتند.

بالطبع‌ با دوستان‌ به‌ محله‌ی‌ یخچال‌ قاضی‌ که‌ منزل‌ حضرت‌ امام‌ در آنجا بود، رفتیم‌. در محل‌ سکونت‌ امام‌، دو باب‌ منزل‌ در کنار هم‌ قرار داشت‌. در آن‌ موقع‌، خانه‌ی‌ دست‌ چپی‌(جنوبی‌) بیرونی‌ ایشان‌ بود؛ که‌ بعداً خانه‌ دست‌ راستی‌(شمالی‌) نیز به‌ آن‌ اضافه‌ شد. ظاهراً در همان‌ زمان‌، منزل‌ شمالی‌ هم‌ متعلق‌ به‌ امام‌ بود و بعدها که‌ رفت‌ و آمدها به‌ منزل‌ امام‌ زیاد شد، ایشان‌ آن‌ را جزو بیرونی‌ منزل‌ خود قرار دادند.

منزل‌ جنوبی‌ از یک‌ حیاط‌ بسیار کوچک‌، یک‌ زیرزمین‌، بالکن‌ و دو اتاق تشکیل‌ شده‌ بود. من‌ وقتی‌ وارد منزل‌ امام‌ شدم‌ و ایشان‌ را زیارت‌ کردم‌، خیلی‌ خوشحال‌ شدم‌؛ چون‌ بیش‌ از یک‌ سال‌ بود که‌ مشتاق دیدار ایشان‌ بودم‌. امام‌ خیلی‌ جذاب‌ و با ابهت‌، اما خیلی‌ کم‌حرف‌ بود. من‌ منظره‌ی‌ اولین‌ دیدار را به‌ خوبی‌ به‌ یاد دارم‌ که‌ دست‌ ایشان‌ را بوسیدم‌ و حدود یک‌ ربع‌ ساعت‌ در آن‌ اتاق روبه‌روی‌ امام‌ نشسته‌ بودم‌.

چند نفر از دوستانم‌ که‌ با هم‌ به‌ خانه‌ی‌ امام‌ رفته‌ بودیم‌، عجله‌ داشتند تا به‌ خانه‌ی‌ دیگر مراجع‌ برویم‌، ولی‌ من‌ علاقه‌مند بودم‌ هر چه‌ بیشتر آنجا بنشینیم‌ تا امام‌ را بیشتر ببینیم‌. ابهت‌، رفتار و نحوه‌ی‌ سلوکش‌ بسیار آموزنده‌ بود، مخصوصاً به‌ دلیل‌ عشق‌ و محبتی‌ که‌ از گذشته‌ به‌ دلیل‌ تعریف‌های‌ مرحوم‌ علامه‌ حائری‌ به‌ ایشان‌ داشتم‌، برای‌ من‌ بسیار جالب‌ توجه‌ بود. یادم‌ هست‌ که‌ بعد از منزل‌ امام‌، به‌ منزل‌ علامه‌ طباطبایی‌ صاحب‌ تفسیر المیزان‌ رفتیم‌.

زیارت‌ ایشان‌ هم‌ برای‌ من‌ بسیار جالب‌ بود؛ زیرا بخشی‌ از تفسیرالمیزان‌ و مصاحبه‌ی‌ هانری‌ کربن‌ با ایشان‌ را خوانده‌ بودم‌ و کم‌ و بیش‌ با شخصیت‌ وی‌ آشنایی‌ داشتم‌ و می‌دانستم‌ ایشان‌ مفسّر و فیلسوف‌ بزرگ‌ و عالیقدری‌ است‌.