به گزارش افکارخبر، اگرچه جمله به جمله و بند به بند این فرمان مهم نیازمند ارائه تحلیل‌های کارشناسی و بررسی‌های دقیق است اما اجمالاً اینکه در نامه مذکور خطوط قرمز مشخصی وجود دارد که هیچکس نمی‌تواند از آنها تخطی کند.

رهبر انقلاب در این نامه با بیان اینکه «گمان می‌رود –برجام - از جمله‌ی مسائل به یاد ماندنی و عبرت‌آموز جمهوری اسلامی باشد» فرامین مهمی را در قالب چند خط قرمز مصرّح مورد اشاره قرار داده‌اند که ما در اینجا به ۳ مورد از آنها اشاره و پیرامون آنها نکاتی را مطرح می‌کنیم.

آن ۳ مورد که در بندهای اول، دوم و هشتم فرمان رهبر معظم انقلاب مورد اشاره قرار گرفته‌اند به این شرح‌اند:

۱ _ اعلام کتبی رئیس‌جمهور آمریکا و اتّحادیه‌ی اروپا مبنی بر لغو تحریم‌ها…در اعلام اتّحادیه‌ی اروپا و رئیس‌جمهور آمریکا، باید تصریح شود که این تحریم‌ها بکلّی برداشته شده است. هرگونه اظهاری مبنی بر این‌که ساختار تحریمها باقی خواهد ماند، به‌منزله‌ی نقض برجام است.

۲ _ وضع هرگونه تحریم در هر سطح و به هر بهانه‌ای توسّط هر یک از کشورهای طرف مذاکرات، نقض برجام محسوب خواهد شد.

۳ _ در موارد ابهام سند برجام، ‌تفسیر طرف مقابل مورد قبول نیست و مرجع، متن مذاکرات است.



*بایستی اذعان کرد که اگر به مقطع قبل از توافق ویَنی دولت و به قولی به دوران «پیشابرجام» برگردیم، به هیچ وجه خاطره خوبی در زمینه ۳ خط قرمز اشاره شده در اذهان وجود ندارد.

به سخن دیگر اینکه تصور عمومی این بود که پس از توافق موقت ژنو در سال ۹۲ و پس از بیانیه لوزان در سال ۹۴ هم هر سه خط قرمز اشاره شده در بالا، در متن و روح توافقات و مذاکرات رعایت شده، اما در قول و عمل اتفاقات دیگری رخ داد.

در اشاره به خط قرمز اول تصریح شده در فرمان رهبر معظم انقلاب باید گفت که پس از توافق موقت ژنو در ۲ سال قبل، ۱۰۰ تحریم جدید علیه کشور و مردم ایران اعمال شد.

در ادامه و با آنکه تحریم‌های جدید به اذعان دکتر علی اکبر ولایتی(مشاور امور بین‌الملل مقام معظم رهبری) و مرضیه افخم(سخنگوی وزارت خارجه) خلاف توافق ژنو بودند اما مقامات مذاکره کننده دولت صرفاً اعلام می‌کردند که تحریم‌های اعمال شده، خلاف روح توافق است(به این معنی که خلاف متن نیستند!)

پس از بیانیه لوزان در فرودین ماه امسال نیز برخی تحریم‌های جدید از سوی اتحادیه اروپا اعمال شد که سیدعباس عراقچی از اعضای ارشد تیم مذاکره کننده دولت، آنها را «بدعهدی و بدقولی» خواند.

مسئله بعدی نیز این بود که تحریم‌های لغو شده در فرایند دو ساله توافق و مذاکرات تا مقطع توافق وین نیز هیچیک اثر خاص یا محسوسی بر اقتصاد ایران و معیشت مردم نگذاشتند.

اکنون این سؤال به شدت خودنمایی می‌کند که پس از برجام نیز آیا باز هم شاهد تحریم‌های جدید خواهیم بود؟!

درباره خط قرمز دوم ضمن آنکه توضیحات ارائه شده برای خط قرمز اول و یادآوری خاطرات تلخ پس از توافق موقت ژنو و پس از بیانیه لوزان شاهد مثالی برای این بند نیز محسوب می‌شود اما بایستی اشاره کرد که بهانه‌های تروریسم، حقوق بشر، رسیدن موعد اجرای مصوبات تحریمی که در گذشته امضا شده‌اند و چند مورد دیگر نیز مقولاتی هستند که یقیناً آمریکا قصد ندارد در صورت فراهم شدن فرصت جدیدی برای تحریم جدید، از آنها دست بردارد.

تجربه توافق ژنو و بیانیه لوزان که عده‌ای قصد جشن گرفتن برای آنها را داشتند نشان می‌دهد که پس از آن دو گذرگاه، این اتفاقات رخ داده و تحریم‌های جدیدی به بهانه‌های جدید اعمال شده‌اند که هیچیک از آنها توسط مقامات دولت کشورمان نقض توافقات اعلام نشده‌اند و دولت ضمن ادامه دادن مذاکرات، تعهدات خود در قبال ۱ + ۵ را همچنان انجام داده است.

مثلاً محمدجواد ظریف پس از اعمال برخی تحریم‌های جدید آمریکا بعد از توافق موقت ژنو گفته بود: تحریم جدید آمریکا نقض توافق ژنو نیست ادامه همان قبلی‌هاست!

سیدعباس عراقچی نیز در همین رابطه ضمن اینکه تصریح کرده بود تحریم‌های جدید خلاف توافق ژنو نیست! بیان کرده بود که این تحریم‌ها «خلاف روحیه همکاری و حسن‌نیت» ‌اند.

و پس از تمام این رخدادها نیز، مذاکره کنندگان، مذاکرات را ادامه دادند تا به مقطع مذاکرات وین و صدور متن برجام رسیدند.

آیا تحریم‌های جدید، باز هم با توجیهات جدید همراه خواهند شد؟!

در اشاره به خط قرمز سوم نیز باید اشاره کرد که خاطرات تلخ ماجرای «فکت‌شیت»! هنوز در ذهن فعالان سیاسی و رسانه‌ای ایران وجود دارد.

رهبر معظم انقلاب تصریح کرده‌اند که تفسیر طرف مقابل مورد قبول نیست و ان‌شاءالله هم که دولت وقعی به تفسیرهای من‌عندی ۱ + ۵ در قبال برجام نخواهد گذاشت اما شاید مرور خاطراتی که از مسئله فکت‌شیت و تفسیرهای طرف مقابل در یادها مانده است از باب عبرت گرفتن و توجه بیشتر به فرمان ولایی رهبر انقلاب مطلوب باشد.

پس از توافق موقت ژنو و در واقع ساعاتی قبل از اعلام رسمی این توافق در سال ۹۲، کاخ سفید متن توافقات صورت گرفته را که بعدها فکت‌شیت نام گرفت منتشر کرد.

متنی که مفادّی از آن مورد اعتراض تحلیلگران و فعالان سیاسی کشورمان قرار گرفت اما مقامات مذاکره‌کننده دولت یازدهم به گفتن سخنانی نظیر اینکه «متن منتشر شده جعلی است»! «خلاف واقع است» و «فضاسازی رسانه‌ای است» بسنده کردند و بعداً هم معلوم شد که اساساً گویا توافق شده بود که متن توافق را طرف آمریکایی منتشر کند.

قال و مقال‌ها و تلخی‌های فکت‌شیت یا گزاره‌برگ آمریکایی توافق موقت ژنو ادامه یافت تا اینکه همین ماجرا در قبال بیانیه لوزان در سال ۹۴ هم تکرار شد.

دولتی‌ها اول کار و در عکس‌العمل به انتشار فکت‌شیت کاخ سفید از بیانیه لوزان، اقدام به انتشار متنی ضعیف در سایت وزارت خارجه کردند که هرگز مورد اعتنا قرار نگرفت.

سپس بیان شد که قرار است با توجه به مطالبه رهبر انقلاب و خواسته نمایندگان ملت، یک فکت‌شیت ایرانی تهیه شده و رسماً منتشر شود.

بعد اظهار شد که فکت‌شیت ایرانی آماده شده اما برای انتشار باید منتظر دستور روحانی بماند.

چندی بعد مقامات مدخل در مذاکرات اعلام کردند که «همین صحبت‌های ما»! فکت‌شیت است.

سپس علی‌اکبر صالحی، رئیس سازمان انرژی اتمی به صحنه آمد و اینطور اظهار کرد که «نیازی به انتشار فکت‌شیت نیست»!

مدتی بعدتر نیز فکت‌شیتی که گفته می‌شد برای انتشار، منتظر دستور روحانی است به فراموشی سپرده شد و حرف‌های مقامات مذاکره کننده ایرانی هم در یاد کسی نماند و همه به مقطع کنونی یعنی صدور برجام رسیدیم.

اکنون محل تأمل آنجاست که روند تلخ اشاره شده و رخ داده هرگز نباید در جریان توافق ویَنی دولت و متن برجام نیز حتی به میزان یک لحظه تکرار شود و تکرار دوباره ماجرای فکت‌شیت‌ها به منزله نقض برجام از سوی کشورهای ۱ + ۵ است.