به گزارش افکارخبر، خانم فاطمه طباطبایی عروس امام خمینی(ره) در خاطرات خود درباره شوخی حاج احمدآقا و شهید چمران می‌نویسد: چند روز بعد همراه دکتر چمران به صور رفتیم. در آنجا احمد از دکتر چمران خواست که با هم به منطقه نظامی بروند و چند روزی را کنار رزمندگان فلسطینی سپری کنند.

در آنجا احمد تمرین عملیات نظامی را آغاز کرده بود. پس از مراجعت، دکتر چمران از رخدادهای سفر و روحیه و اخلاق به‌ویژه شجاعت و استعداد احمد برای امام موسی صدر تعریف کرد. دایی با شنیدن شرح آن وقایع به دکتر چمران گفت که شما بی‌احتیاطی کردید. احمد آقا مهمان ماست، نباید چنین ریسکی می‌کردید.

چمران با تأیید صحبت‌های امام موسی گفت: با احمد آقا به پشت‌بام مؤسسه رفته بودیم که دیدم احمد آقا بر لب بام راه می‌رود. با نگرانی از او خواستم که از لبه بام فاصله بگیرد، اما او ناگهان دستش را روی لبه بام گذاشت و روی کف دست بالانس زد. خیلی نگران و مضطرب شدم و به ایشان گفتم: من تا حالا برای خودت ترسیده بودم، ولی الآن به این فکر افتادم که اگر افتاده بودی همه می‌گفتند دکتر او را پرت کرده است.