به گزارش افکارخبر، بیست و ششم مرداد ۱۳۹۴ بود که رهبر انقلاب دقیقاً به فاصله یک ماه پس از شکل گیری توافق هسته ای وین؛ در جریان دیدار با اعضای مجمع جهانی اهل بیت و اتحادیه‌ رادیو و تلویزیون‌های اسلامی برای اولین بار از کلیدواژه ای جدید در صحنه سیاسی کشور رونمایی کردند.

رهبر فرزانه انقلاب در جریان دیدار مذکور با تشریح طراحی دشمن برای ضربه زدن به نظام جمهوری اسلامی و کشورهای منطقه در شرایط کنونی؛ یکی از دو راهبرد اصلی دشمن در زمان حاضر را " نفوذ " در داخل کشور و سطح منطقه دانستند. ایشان در همین زمینه فرمودند: " می خواهند در کشورهای اسلامی و در کشورهای این منطقه، یک نفوذی به‌وجود بیاورند که تا ده‌ها سال ادامه داشته باشد.

امروز آمریکا آبروی گذشته را در این منطقه ندارد؛ میخواهند این را بازسازی کنند. در کشور ما هم قصدشان همین است؛ در ایران هم نیّتشان این است. نیّت آنها این بود که از این مذاکرات و از این توافق، وسیله‌ای پیدا کنند برای نفوذ در داخل کشور. ما این راه را بستیم و این راه را به طور قاطع خواهیم بست. "

بررسی های انجام شده در متن سخنان رهبر فرزانه انقلاب نشان می دهد که ایشان از تاریخ مذکور تاکنون؛ نزدیک به هفتاد بار کلمه " نفوذ " را در متن سخنان خود در مناسبت های مختلف به کار برده اند. مسئله ای که می تواند نشان دهنده عمق اهمیت این مسئله در نظر معظم له و سطح خطر پیش روی انقلاب و ملت های منطقه از ناحیه " نفوذ " دشمن در کشور و منطقه آسیای غربی باشد. رهبر انقلاب سپس در جریان دیدار با رئیس و مدیران سازمان صداوسیما در تاریخ بیستم مهرماه جاری در تبیین هدف اصلی دشمن در راه مقابله با جمهوری اسلامی می فرمایند:

«هدف اصلی از این جنگ نرمِ فکرشده و حساب‌شده، استحاله‌ی جمهوری اسلامی ایران و تغییر باطن و سیرت، با حفظ صورت و ظاهر آن است.» معظم له پیش از این نیز در تاریخ ۲۵ شهریور سال جاری نیز در جریان دیدار با فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی فرموده بودند: «نفوذ فرهنگی و سیاسی خطرناک‌تر از نفوذ اقتصادی و امنیتی است؛ دشمن بدنبال دگرگون کردن باورهای جامعه است»

با کنار هم قرار دادن سخنان رهبر فرزانه انقلاب در مقطع پس از شکل گیری توافق هسته ای؛ می توان به اصول کلی نظام فکری معظم له در زمینه پدیده " نفوذ " دست یافت. بنابر آنچه گفته شد؛ توجه به چند نکته در این زمینه ضروری خواهد بود. اول آنکه مهمترین و خطرناک ترین نوع نفوذ دشمن؛ نفوذ فکری - فرهنگی برای تغییر باورهای مردم - به خصوص نسل جوان - است. دوم آنکه برقراری روابط اقتصادی در فضای پسابرجام در صورتی که بدون ملاحظه زمینه های نفوذ دشمن در کشور باشد، می تواند به عنوان پیش زمینه ای برای نفوذ دشمن در ابعاد سیاسی و فرهنگی به حساب آید. و نکته پایانی آنکه شبکه پیچیده نفوذ؛ دارای اجزایی جدا از هم و نامرتبط نیست. به هم پیوستگی فرهنگ، سیاست و اقتصاد در دنیای کنونی باعثشده است تا تغییر هر کدام از این متغیرها؛ اثرات مستقیم و غیرمستقیمی بر دیگر اجزای این مجموعه داشته باشد.

با این وجود همانگونه که پیش از این ذکر شد؛ مهمترین خطر پیش روی انقلاب اسلامی در زمینه نفوذ دشمن؛ تغییر فکر و دیدگاه کلی جامعه ایران نسبت به جهان غرب و در راس آن آمریکا است. در همین زمینه؛ عادی سازی و مباح سازی خطوط قرمز ارتباط با آمریکا و کشورهای غربی در فضای پسابرجام؛ می تواند به عنوان یکی از مهم ترین پیش زمینه های تغییر دیدگاه جامعه ایران نسبت به آمریکا در نظر گرفته شود. در حالی که در پیش گرفتن رویکرد تساهل و تسامح در زمینه سیاست های فرهنگی؛ قطعه دیگر پازل حساسیت زدایی از جامعه انقلابی ایران به شمار خواهد رفت. این دو در کنار هم می توانند به عنوان دو لبه ی قیچی، پیراهن شیطان بزرگ را از تن آمریکا درآورده؛ قبای پادشاهی نیک سیرت را بر او بپوشانند! عادی سازی رابطه با شیطان بزرگ اما نقش مهم تری در تغییر دیدگاه جامعه انقلابی ایران نسبت به نفوذ دشمن بر عهده خواهد داشت. نامگذاری عجیب و عمیق دولت آمریکا توسط بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی را می توان به عنوان مهمترین نماد مقابله آن پیر سفرکرده با نفوذ دشمن در سطح کشور دانست.

با این وجود؛ برخی جریانات سیاسی - رسانه ای خاص در داخل کشور سعی دارند " شیطان بزرگ " را " فرشته نجات " ملت ایران تصویر کنند. عادی سازی رابطه با آمریکا و تاکید بر لزوم گسترش مذاکرات هسته ای به سطح مسائل منطقه ای و دیگر مسائل اختلافی فی مابین از مهمترین دیدگاه های این جریان سیاسی - رسانه ای است. مسئله ای که می تواند باعثعادی سازی رابطه با شیطان بزرگ شده؛ زمینه تغییر ذهنیت جامعه ایرانی نسبت به نظام سلطه را در مدت کوتاهی فراهم کند. طرفداران این رویکرد؛ در ماه های اخیر بارها در نوشته ها و سخنان خود سعی داشته اند تا همزمانی مذاکرات هسته ای بین ایران و ۵ + ۱ با بحران های تروریستی موجود در منطقه را فرصتی بی نظیر! برای گفتگوی دوجانبه ایران و آمریکا در جهت حل مسائل منطقه ای قلمداد کنند. در همین راستا؛ روزنامه اصلاح طلب شرق در راستای تطهیر چهره آمریکا؛ ۲۵ فروردین ماه ۱۳۹۳ مصاحبه ای اختصاصی با آلن آیر سخنگوی فارسی زبان وزارت امور خارجه آمریکا را با تیتر: " مساله ایران و آمریکا، ‌ دوستی و دشمنی نیست " منتشر نموده است.

با این وجود؛ رهبر فرزانه انقلاب طی دو سال اخیر بارها نسبت به بزک کردن چهره آمریکا هشدار داده اند. مسئله ای که می تواند به عنوان یکی از مهمترین موانع نفوذ آمریکا در کشور به حساب آید. ایشان در تاریخ ۱۸ شهریور ماه سال جاری در جریان دیدار اقشار مختلف مردم در همین زمینه می فرمایند: " بعضی‌ها اصرار دارند این شیطان بزرگ را با این خصوصیّات - که از ابلیس بدتر است - بزک کنند و به شکل فرشته وانمود کنند. چرا؟ دین به‌کنار، انقلابی گری به‌کنار؛ وفاداری به مصالح کشور چه می شود؟ عقل چه می شود؟ کدام عقلی و کدام وجدانی اجازه می دهد که انسان قدرتی مثل قدرت آمریکا را به‌عنوان دوست، به‌عنوان مورد اعتماد، به‌عنوان فرشته‌ی نجات انتخاب بکند؟ " ماجرای مصافحه محمدجواد ظریف و باراک اوباما در راهروهای سالن مجمع عمومی سازمان ملل؛ اگرچه از سوی رسانه های نزدیک به دولت و اصلاح طلبان به عنوان عملی احترام آمیز! یاد شد؛ یکی از مهمترین رفتارهای نمادین انجام شده در دو سال اخیر برای مباح سازی و عادی سازی رابطه با شیطان بزرگ به حساب می آمد.

درمقابل؛ رهبر فرزانه انقلاب با درک سطح تاثیر اقدامات مسئولین کشور بر افکار عمومی مردم، همواره مسئولین دولتی را به موضع گیری صریح و بدون ملاحظه در برابر دشمن توصیه کرده اند. توصیه ­های مکرر ایشان به مسئولین دولتی برای پاسخ دادن به اظهارات گستاخانه مقامات آمریکایی در تریبون های عمومی در همین راستا قابل ارزیابی است. بر همین اساس معظم له در جریان آخرین دیدار خود با اعضای هیئت دولت می فرمایند: " به نظر من کاری که علی‌العجاله باید کرد این است که در اتّخاذ مواضع انقلابی، باید صراحت داشت؛ یعنی رودربایستی نکنیم. مواضع انقلابی را، مبانی امام بزرگوار را صریح بیان کنیم، خجالت نکشیم، رودربایستی نکنیم، ترس نداشته باشیم و بدانیم که «وَ للهِ‌ جُنودُ السَّماواتِ وَ الاَرضِ وَ کانَ اللهُ عَزیزًا حَکیمًا» … هوشیار باشیم؛ من چند روز قبل از این، در صحبت گفتم که اینها در صدد نفوذند، در صدد رخنه کردنند؛ این رخنه از جاهای مختلفی ممکن است باشد؛ مواظب باشید. " آنگونه که از متن سخنان رهبر فرزانه انقلاب برمی آید؛ موضعگیری صریح و انقلابی در برابر دشمن؛ به عنوان اولین اقدام مسئولین دولتی در جهت مقابله با نفوذ به حساب می آید. در حالی که عادی سازی و مباح سازی رابطه در نقطه مقابل این رویکرد؛ به عنوان پیش زمینه نفوذ دشمن در کشور و بسترساز تغییر ذهنیت جامعه نسبت به دشمن خواهد بود.

همه اینها ما را به این نتیجه واضح می رساند که زمینه ساز نفوذ یا عدم نفوذ دشمن در کشور، درواقع خود ما هستیم. طبیعتاً نقش مسئولین و نخبگان در این مسیر پررنگ تر از دیگر آحاد جامعه خواهد بود. مسئولین دولت یازدهم هم می توانند با مرزبندی شفاف و صریح با دشمنان خونی ملت ایران(به ویژه شیطان بزرگ) راه نفوذ دشمن در سطح کشور را سد کنند و هم اینکه با سهل اندیشی در زمینه عدم رابطه با آمریکا و عبور پیدا و پنهان از خط قرمزهای سیاسی - اعتقادی انقلاب، بیش از هر عاملی زمینه تغییر ذهنیت جامعه ایران را نسبت به " شیطان بزرگ " فراهم کنند. با این حال؛ واقعیت آن است که علی رغم روشن بودن مسیر، برخی از مسئولین و افراد انقلابی دیروز؛ امروز با اظهارات نابجای خود جاده صاف کن نفوذ دشمن در سطح کشور شده اند. متاسفانه طی دو سال اخیر، تساهل و تسامح در زمینه مدیریت فرهنگی کشور نیز به عنوان لبه دوم قیچی نفوذ دشمن در افکار و ذهنیات جامعه ایرانی عمل نموده است.

سطح نقش آفرینی دستگاه های زیرمجموعه وزارت ارشاد در جهت جنگ نرم دشمن با جمهوری اسلامی به حدی رسیده است که هر چند روز یک بار خبری از عملکرد نامطلوب دستگاه های مسئول این وزارتخانه در برخورد با ناهنجاری های به وجود آمده در حوزه تحت مدیریت شان رسانه ای می شود. در همین زمینه دکتر رضا غلامی کارشناس مسائل فرهنگی گفته است: "در شرایطی که دشمن با تمام قوا دارد علیه کشور کار فرهنگی می کند، دستگاه های فرهنگی ما به دلیل بستن بودجه فرهنگی از سوی بعضی افراد در سازمان مدیریت و برنامه ریزی، به تعطیلی کشیده شده اند و این از نظر امثال بنده که کارشناس فرهنگی هستیم، مشکوک است و باید موشکافی شود چرا در این شرایط، عده ای دارند با ماشین فرهنگی کشور این معامله را می کنند؟ آیا هیچ عقلی تایید می کند بودجه فرهنگی کشور که اگر همه آن هم یکجا تخصیص و به دستگاه ها پرداخت شود، آب از آب تکان نمی خورد، اینگونه قلع و قمع شود؟" هرچه هست؛ عملکرد وزارت امور خارجه و وزارت ارشاد دولت یازدهم به عنوان مهمترین دستگاه های دولتی موثر در زمینه مقابله با نفوذ سیاسی و فرهنگی دشمن در سطح کشور چندان قابل قبول نیست. واقعیتی که می تواند خطر نفوذ دشمن در کشور را در حالتی خطرناکتر از آنچه هست قرار دهد.