به گزارش افکارنیوز،

 هرچند حواشی حضور عبدالواحد موسوی لاری در دانشگاه یزد جنجال بسیار زیادی در فضای دانشگاهی و رسانه‌ای کشور ایجاد کرد و ماجرای شکسته شدن پای یکی از دانشجویان زیر ضرب و شتم ماموران امنیتی یا همان محافظان و حراستی‌ها فضای دانشگاه یزد متشنج شده بود اما واکنش دانشجویان درباره این اتفاق در جای خود جالب توجه است.

تشکل‌های دانشجویی دانشگاه یزد، اعم از بسیج دانشجویی، انجمن اسلامی دانشجویان و جامعه اسلامی دانشجویان در بیانیه‌ای مشترک نسبت به حواشی به وجود آمده از حضور موسوی لاری در این دانشگاه اظهار داشتند: با توجه به اینکه فتنه 88  همواره یکی از خطوط قرمز واضح و مبرهن و البته اصلی این نظام محسوب می گردد و طبق مستندات پیوست گردیده، نقش کم نظیر و تاثیرگذار فرد مذکور(موسوی لاری) در فتنه 88 اثبات می شود و همچنین با عنایت به صحبت های اخیر امام امت در جمع دانشجویان مبنی بر عدم حضور فتنه گران و حامیان فتنه در دانشگاه ها، سخنرانی آقای موسوی لاری در فضای دانشگاه محل اشکال بوده و با خطوط قرمز مطروحه در فوق مغایرت دارد.

جامعه اسلامی دانشجویان همچنین در بیانیه‌ای جداگانه متذکر شد: علیرغم تذکر های مکرر و اقناع مسئولین دانشگاه در رابطه با ضرورت جلوگیری از ورود چنین اشخاصی، ریاست دانشگاه لجوجانه و با تأثیر گیری احتمالی از کانون های قدرت خارج از دانشگاه بر برگزاری این مراسم پافشاری کردند. تشکل جامعه اسلامی دانشجویان با حفظ حریت خود، قاطعانه تذکرات خود را در چارچوب قانون بیان می کند و هیچ نیازی به پخش شب نامه های غیر قانونی ندارد. چرا که اولا با اصل این عمل به عنوان امری غیر قانونی و غیر اخلاقی مخالف است و ثانیا در شرایطی که می تواند نظر خود را به صورت منطقی و معقول به دیگران منتقل کند هیچ نیازی به چنین اعمال غیر قانونی ندارد.

یکی از دانشجویان نیز در یادداشتی به ابعاد مختلف و البته حواشی تلخ حضور موسوی لاری در دانشگاه یزد پرداخته است؛ در بخشی از این نوشته می‌خوانیم: مسئولین تشکل تازه تأسیس توسعه و اعتدال، هم قبل و هم حین برنامه قولِ دادن تریبون شفاهی به دانشجویان موافق و مخالف را داده بودند. اما زمانی که سوالات به صورت گزینشی پرسیده می شد و تریبون شفاهی هم ندادند، در میان اعتراض های دانشجویان، موسوی لاری به یکباره از جای خود بلند شد و سالن را ترک کرد.

این در حالی است که موسوی لاری، وزیر کشور دوران اصلاحات به عنوان یکی از عناصر اصلی جریان فتنه شناخته می‌شود و حضور معنادار وی درست قبل از انتخابات در دانشگاه یزد، می‌تواند زمینه‌ای برای شروع دانشگاه‌پیمایی هم حزبی‌هایش برای فتح کرسی‌های بهارستان باشد.

چند ماه پس از پایان غائله سال 88 و در شهریورماه 89، رسانه‌های خبری معاند، مجموعه‌ای از اظهارات سران و عوامل داخلی پیگیر در ماجرای حوادث تلخ سال 88 را منتشر که به نوبه خودش تا حدود زیادی گویای ماهیت فتنه بود و حاکی از هدفگذاری اصلی جرایانات هادی بیرون از کشور برای تیرراس قرار دادن ولایت فقیه بود؛ در این بین، نگاهی کوتاه به اظهارات موسوی لاری می‌تواند جالب باشد.

موسوی لاری:

(۱۱ تیر۸۸) ما باید از سپاه و بسیج و شورای نگهبان که برخلاف قانون عمل کرده‌اند، شکایت کنیم و این همان زنده نگه داشتن فضای فعلی است.

موسوی لاری:

(۱۳ تیر ۸۸) بالاخره آقای خامنه‌ای هم وارد یک چالش شده است که اگر حواسش جمع نباشد، ممکن است این شتر درب خانه ایشان هم بخوابد و فقط قرار نیست درب خانه هاشمی بخوابد. حالا احمدی‌نژاد رئیس جمهور قانونی شده و مشکلی ندارد و هر چه هست متوجه آقای خامنه‌ای است.

موسوی لاری:

(۱۴ تیر ۸۸) آقای خامنه‌ای این کارها [منظور زدن مردم توسط نیروهای امنیتی] را توجیه کرد [اشاره به خطبه‌های نماز جمعه] و گفت از نام رهبری سوءاستفاده کردند. خب مگر غیر این است که اینها ابزارهای رهبری هستند و این همان چاقویی است که رهبری برای کشتن نیروها تیز کرده است و معلوم است که مقصد این کودتا زیر نظر رهبری است. اصلاً فرض بگیریم که آن جمعیت علیه ولی فقیه برخاسته باشد. آیا در این صورت مجاز به کشتن مردم هستند؟ می‌کشند، بعد می‌آیند و می‌گویند عاملان قتل‌ها باید مشخص شوند. خدا می‌داند من حوادث اخیر را مانند ۵۰ سال صدر اسلام می‌دانم. آقای جنتی چه فرقی با شریح قاضی دارد؟ بلکه شریح صد شرف به او دارد، چون سر شریح کلاه رفت اما اینها عمداً این کارها را می‌کنند و آقای جنتی خودش می‌داند در بحث تقلب در انتخابات سهم اول را دارد.

موسوی لاری:

(۲۸ تیر ۸۸) موسوی لاری پیشنهاد می‌دهد در انتهای بیانیه این گونه بیان شود: ای ملت شریف ایران به انتخابات مخدوش و به دولت برآمده از آن صحه نگذاریم و در این راه گام نخست باید پیشنهادهای آیت‌ ا... هاشمی تلقی شود.

به نظر می‌رسد واکنش دانشجویان به حضور سران فتنه و ماهیگیری برای مقاصد انتخاباتی در دانشگاهها با ایجاد التهاب و تشنجی که تنها دستاوردش، بازماندن جامعه علمی کشور از مسیر اصلی خواهد بود، بازخورد حقیقی احزاب و سیاسیونی است که دنبال جولان در فضای دانشگاه و بهره‌کشی سیاسی از فضای علمی کشور هستند.