شهریور سال 1357(1978م) برای دو کشور ایران ومصردو حادثه همزمان را در برداشت،یکی تظاهرات 16و17شهریور(جمعه سیاه) وکشتار مردم به دست رژیم پهلوی برای ایران و دوم جریان مذاکرات کمپ دیوید بین مصرو اسرائیل درامریکا، برای مصر. ما در این نوشتار سعی داریم این دو اتفاق همزمان را بررسی کنیم وسپس با طرح روابط محمدرضا پهلوی و محمدانورسادات بین دوحادثه فوق ارتباطی برقرار سازیم.

۱ - حوادثشانزدهم وهفدهم شهریور

در پی سرعت گرفتن حرکت انقلابی مردم ایران در سال ۵۶ و گسترش دامنه انقلاب و تظاهرات مردمی در شهرهای مختلف در سال ۵۷، جمشید آموزگار مجبور به استعفا شد. شاه وامریکا به خوبی درک کردند که تنها هماورد رژیم، نیروهای مذهبی هستند‌؛ به همین جهت به فکر دولتی افتادند که بتواند نیروهای مذهبی را راضی کند. شاه وامریکا به گمان خود می­پنداشتند که جعفر شریف امامی به دلیل سوابق پدرانش می­تواند با روحانیت رابطه برقرار کند.[۱] به همین منظور وی را که از سران فراماسونری و ۱۵ سال رییس مجلس سنا بود به قصد کنترل اوضاع، وحفظ قدرت رژیم، مأمور تشکیل کابینه جدید کردند. رژیم شاه با این تغییر و تحول و اعلام سیاست آشتی ملی و احترام به روحانیت، سعی داشت اوضاع را کنتر ل کرده و از خشم و نفرت عمومی بکاهد؛ اما، هوشیاری حضرت امام خمینی(ره) ‌ باعثشد که ایشان طی پیامی خطاب به ملت ایران نقشه رژیم را رسوا و مردم انقلابی را بیش از پیش آگاه و خروشان نمایند. در ۱۳ شهریور ۱۳۵۷ که مصادف با روز عید فطر بود راهپیمایی تاریخی و عظیمی برپا شد. روحانیون این تظاهرات را تجربه­ی موفقی ارزیابی کردند[۲] وتصمیم گرفتند که تظاهرات در روز ۱۶ شهریور ماه بار دیگر تکرار شود. صبح روز ۱۶ شهریور سیل‌ جمعیت‌ از گوشه‌ گوشه‌ی‌ تهران‌ جاری‌ شد. به‌ گزارش‌ کیهان‌، تهران‌ یک‌پارچه‌ تعطیل‌ و تظاهرات‌ بود. صدها هزار تظاهرکننده ‌در خیابان‌های‌ تهران‌ راهپیمایی‌ کردند. راهپیمایان‌ برای‌ سربازان‌ دست‌ تکان‌ می‌دادند و گل‌ پرتاب‌ می‌کردند. ناظران‌ تعداد رهپیمایان را تا یک‌ میلیون‌ نفر تخمین‌ زدند. طول‌ صف‌های‌ راهپیمایان‌ به‌ چند کیلومتر می‌رسید.[۳] ابتدا مأموران‌ کوشش‌ کردند جلو راهپیمایی‌ را بگیرند.، اما بعد راه‌ را باز کردند و به‌ دنبال‌ جمعیت‌ به‌ حرکت‌ درآمدند. صدها موتورسوار با شعار و تابلو جلوی‌ جمعیت ‌حرکت‌ می‌کردند. شهید محلاتی‌ که‌ در آن‌ روز از طرف‌ جامعه‌ روحانیت‌ مسئول‌ ستاد برگزاری‌ راهپیمایی‌ بوده‌ است‌، چنین‌ گزارش‌ می‌کند: ارتش‌ با وسایل‌ زرهی‌ در سراسر خیابان‌ انقلاب‌ فعلی‌ مستقر شده‌ بود. با این‌ حال‌ ملت‌ از شمیران‌ حرکت‌ کردند به‌ طرف‌ پایین‌. ما رابط‌ داشتیم‌ که‌ مرتب‌ به‌ ما خبر می‌دادند. هنگام‌ ظهر آیت‌الله بهشتی‌ در خیابان ‌انقلاب‌ نزدیک‌ پیچ ‌شمیران‌ به‌ نماز ایستاد، خبر آوردند آخر صف‌ حدود چهارراه‌ قصر است‌. بعد از نماز، جمعیت‌ را به‌ طرف‌ میدان‌ شهیاد(آزادی‌) حرکت‌ دادیم‌. شعارها را کنترل‌ می‌کردیم‌. شعارها از جلو تعیین‌ می‌شد. عصر به‌ میدان‌ آزادی‌ رسیدیم. ‌ قرار شد آیت‌الله بهشتی‌ برای‌ جمعیت‌ صحبت‌ کند و آقای‌ ناطق ‌نوری‌ که‌ لباسش‌ را عوض‌ کرده‌ و لباس‌ شخصی‌ پوشیده‌ بود، قطعنامه‌ را بخواند. به‌ روایت‌ آقای‌ ناطق‌ نوری‌، نزدیک‌ به‌ غروب‌ بود که‌ جمعیت‌ به‌ میدان‌ آزادی‌ رسید. کامیون‌های‌ ارتشی‌ داخل‌ میدان ‌آزادی‌ استقرار یافته‌ بودند، مردم‌ به ویژه خانم‌ها با شعارهای‌ خود سربازان‌ و درجه‌داران‌ را منقلب‌ کردند و آن‌ها را به‌ گریه‌ انداخته‌ بودند.[۴] آیت‌الله بهشتی‌ تصمیم‌ گرفت‌ برای‌ جمعیت‌ سخنرانی‌ کند. از او دعوت‌ کردند روی‌ یک‌ اتومبیل‌ پارک‌شده‌ برود، وی‌ این‌ اقدام‌ را بدون‌ اجازه‌ صاحبش‌ غاصبانه‌ شمرد و امتناع‌ کرد. بشکه‌ای‌ پیدا کردند و ایشان‌ روی‌ آن‌ ایستاد و سخنرانی‌ کرد. آقای‌ ناطق‌ نوری‌ هم‌چون‌ تحت‌ تعقیب‌ بود، با لباس‌ شخصی‌ و عینک‌ دودی‌ قطعنامه‌ را قرائت‌ کرد. بنا بر گزارش ساواک‌، ‌تظاهرات‌ این‌ روز از منطقه‌ قیطریه‌، ونک‌، پهلوی‌(ولی‌عصر) ژاله‌ و مناطق‌ جنوب‌ شهر شروع‌ شد و جمعیت‌ها در شاهرضا(انقلاب‌) و آیزنهاور(آزادی‌) به‌ هم‌ پیوستند و ساعت‌ ۳۰:۱۸ به‌ میدان‌ شهیاد(آزادی‌) رسیدند.[۵]

طبق‌ این‌ گزارش‌ مردم ‌ در خیابان‌ آیزنهاور مرتباً اعلام‌ می‌کردند که‌ جمعیت‌ فردا صبح‌ در خیابان‌ شهدا نامی‌ که‌ تظاهرکنندگان‌ به‌ خیابان‌ ژاله‌ داده‌اند ‌ اجتماع‌ کنید. سردمداران‌ رژیم‌ از حرکت‌ مردم‌ چنان‌ به‌ وحشت‌ افتاده‌ بودند که‌ جرأت‌ به‌ تأخیرانداختن‌ یک‌ روز حکومت‌ نظامی‌ را برای‌ مطلع‌ کردن‌ مردم‌ نداشتند. به همین منظور سپهبد مقدم‌ برای‌ جلوگیری‌ از تکرار راهپیمایی‌ از شاه‌ درخواست‌ برقراری‌ حکومت‌ نظامی‌ کرد. و سرانجام‌ با موافقت‌ شاه‌، تصویب‌ شورای‌ امنیت‌ و هیأت‌ دولت‌، حکومت‌ نظامی‌ به‌ تصویب‌ رسید و با فرمان‌ شاه‌ ارتشبد اویسی‌ فرماندار نظامی ‌تهران‌ شد. نیمه‌های‌ شب‌ دولت‌ اطلاعیه‌ای‌ تنظیم‌ کرد که‌ رادیو در اخبار صبح‌گاهی‌ آن‌ را قرائت‌ کرد، امّا اکثر مردم‌از آن‌ بی‌خبر بودند؛ خصوصاً که‌ آن‌ روز جمعه‌ بود و روزنامه‌ صبح‌ هم‌ منتشر نمی‌شد. دولت‌ در این‌ اطلاعیه‌ با اشاره‌ به‌ اطلاعیه‌ی‌ ۱۵ شهریور که‌ تظاهرات‌ را در معابر عمومی‌ ممنوع‌ اعلام‌ کرده‌ بود و اشاره‌ به‌ راهپیمایی‌ ۱۶ شهریور اعلام‌ کرد «‌تنها برای‌ جلوگیری از خون‌ ریزی‌ تظاهرات‌ غیرقانونی‌ و ضدملی‌ آنان‌ تحمل‌ شد.»[۶] فرماندار نظامی‌ تهران‌ به‌ سپهبد بدره‌ای‌ فرمانده‌ گارد جاویدان‌ دستور داد تا واحدهایی‌ از گارد را به‌ فرمانداری‌ نظامی‌ منتقل‌ کند. بدره‌ای‌ فرمان‌ اعزام‌ واحدهایی‌ را به‌ سرلشکر امینی‌ افشار فرمانده‌ لشکر ۱ گارد جاویدان‌ صادر کرد و یگان‌هایی‌ از لشکر در میدان‌ و خیابان‌ ژاله‌(شهدا) مستقر شدند. ارتشبد اویسی‌ با صدور اولین‌ اطلاعیه‌ ‌فرمانداری‌ نظامی‌ اعلام‌ کرد: «‌به‌ منظور ایجاد رفاه‌ مردم‌ و نحوه‌ نظم‌ از ساعت‌ ۶ صبح ‌روز ۱۷ شهریور ماه‌ مقررات‌ حکومت‌ نظامی‌ را به‌ مدت‌ شش‌ ماه‌ «به‌ اجرا می‌گذارد. مردم‌ صبح‌ زود بی‌خبر از حکومت‌ نظامی‌ در دسته‌های‌ بزرگی‌ از خیابان‌های‌ فرح‌آباد، شهباز و میدان‌ خراسان‌ به‌ طرف‌ میدان‌ ژاله‌ حرکت‌ کردند. در نزدیکی‌ و خود میدان‌ کامیون‌های‌ مملو از نظامیان‌ ایستاده‌ بودند، ولی‌ مردم‌ بی‌اعتنا به‌ راه‌ خود ادامه‌ می‌دادند. ساعت‌ نزدیک‌ ۳۰:۷ صبح‌ بود که‌ جمعیت‌ در میدان‌ ژاله‌ و خیابان‌های ‌منتهی‌ به‌ آن‌ مستقر شدند. یکی‌ از فرماندهان‌ نظامی‌ با بلندگو به‌ مردم‌ اخطار کرد که‌ حکومت‌ نظامی‌ است‌، چرا تجمع‌ کرده‌اید؟ یکی‌ از روحانیون‌ مردم‌ را به‌ نشستن‌ دعوت کرد. جمعیت‌ روی‌ زمین‌ نشست‌، ولی‌ ظواهر امر نشان‌ می‌داد که‌ نیروهای‌ فرمانداری‌ نظامی‌ قصد متفرق کردن‌ مردم‌ را ندارند. راه‌ عبور را از چهار طرف‌ بر روی‌ مردم‌ بستند. ناگهان‌ صدای‌ رگبار از خیابان‌های‌ منتهی‌ به‌ میدان‌ بلند شد و همین‌ که‌ جمعیت‌ از چهار طرف‌ به‌ سوی‌ میدان‌ هجوم‌ آوردند، نیروهای‌ مستقر در میدان‌ نیز از چند سو مردم‌ را به‌ رگبار مسلسل‌ بستند. در مدت‌ چند ثانیه‌ صدها نفر در خاک‌ و خون‌ غلطیدند[۷].

فرماندار نظامی‌ در اطلاعیه‌ شماره‌ ۴ خود ضمن‌ متهم‌کردن‌ مردم‌، اعلام‌ کرد در واقعه‌ ۱۷ شهریور ۵۸ نفر کشته‌ و ۲۰۵ نفر مجروح‌ شده‌اند. دو روز بعد دادگستری‌ اعلام‌ کرد تعداد کشته‌شدگان‌ به‌ ۹۵ نفر رسید. گر چه‌ تعداد شهدای‌ آن‌ روز رسماً اعلام‌ نشد، ولی‌ آگاهان‌ آمار وحشتناکی‌ را از شهدای‌ ۱۷ شهریور ارائه‌ کرده‌اند. پارسونز سفیر انگلیس‌ تعداد شهدا را «‌صدها نفر» ذکر کرده‌ است‌. سولیوان‌ سفیر آمریکا نیز گزارش‌ می‌کند که‌ در میدان‌ ژاله ‌» ‌بیش‌ از دویست‌ نفر از تظاهرکنندگان‌ کشته‌ شده ‌بودند.»[۸] جان دی. استمپل که خود از مسؤولین رده بالای سفارت ایالات متحده آمریکا در ایران بود، ‌ بعدها کتابی منتشر کرد. وی در کتاب خود درباره واقعه میدان شهدا می‌نویسد: ‌ بلادرنگ پس از آغاز برخورد در میدان ژاله، مجروحین حادثه به سه بیمارستان واقع در ناحیه روانه شدند. منابع پزشکی کشته شدگان را بین ۲۰۰ تا ۴۰۰ نفر برآورد کردند[۹]. در ابتدا دولت مدعی شد که مقتولین ۵۸ نفر بوده‌اند اما در عرض یک هفته این رقم به ۱۲۲ نفر افزایش یافت که به این رقم بین ۲۰۰۰ تا ۳۰۰۰ زخمی نیز افزوده گردید. در نیم روز ۸ سپتامبر(۱۷/۶ / ۵۷) رقم مقتولین اعلام شده از طرف مخالفین ۴۰۰ تا ۵۰۰ نفر بود، ‌ اما طی ۲۴ ساعت تا حدود ۱۰۰۰ نفر بالا رفت … قبرستان بهشت زهرا تنها محل رسمی دفن مردگان در تهران به کنترل مخالفین درآمد و نیز تحریکات قابل توجهی درباره ثبت ارقام قبور مقتولین از هر دو طرف به عمل آمد پزشکانی که مدت ۳۶ ساعت کار کرده بودند عقیده داشتند که رقم ۳۰۰ تا ۴۰۰ کشته و ۳۰۰۰ تا ۴۰۰۰ مجروح که در بیمارستانها و مراکز درمانی درمان سرپایی شده‌اند برآوردی منطقی است. علی­ایحال رژیم پهلوی در این روز مردم بی‌گناه را به خاک و خون کشید. عده زیادی از مردم توسط دژخیمان رژیم به شهادت رسیدند این حادثه نقطه عطفی جهت افزایش خشم و اعتراض عمومی مردم و رسوایی بیش از پیش رژیم گردید و در تاریخ ننگین ستم‌شاهی به عنوان جمعه سیاه و جمعه خونین برای همیشه باقی ماند.



۲ - مذاکرات صلح کمپ دیوید[۱۰]

پیمان کمپ دیوید مهمترین رخدادی بود که پس از چند جنگ مهم و دوره ای فرسایشی میان جهان عرب و رژیم اسرائیل روی داد و نقطه عطفى در روابط اعراب و رژیم صهیونیستى بود. انور سادات رئیس جمهور مصر و جانشین جمال عبدالناصر در اوایل دهه هفتاد میلادی و در سال ۱۹۷۲ میلادی مستشاران نظامی شوروی را از مصر اخراج کرد. پس از جنگ۱۹۷۳ و گرایش شدید سادات به غرب و آمریکا، رفته رفته موضوع صلح با رژیم صهیونیستى نیز مطرح شد و در سال ۱۹۷۵سادات قرارداد سینا را با رژیم صهیونیستى منعقد ساخت. و در یک اقدام غیر منتظره براى مردم اعلام کرد که حاضر است براى دستیابى به یک صلح پایدار میان مصر و اسرائیل به بیت المقدس سفر کند و باب ‏مذاکرات را با سران رژیم اسرائیل بگشاید این اقدام سادات به قدرى غیر قابل باور مى‏نمود که بسیارى از مردم‏مصر و جهان عرب هم تصور چنین چیزى را نداشتند. پیشنهاد سادات در حالى مطرح مى‏گردید که هنوز بیش از سه‏سال و اندى از آخرین جنگ اعراب و اسرائیل نمى‏گذشت وجنگنده­های رژیم اسرائیل صدها نفر غیر نظامی را در جنوب لبنان به خاک وخون کشیده بودند و بگین با خونسردی تمام دربرابر این جنایت بزرگ گفت: «از کشته شدن غیر نظامیان متأسفم، اما معذرت نمی­خواهم»[۱۱] سادات در کمالِ ناباورىِ مردم کشورهاى عرب ومسلمان در ۱۹ نوامبر ۱۹۷۷ به سرزمین اشغالى مسافرت نمود و بگین دشمن سرسخت فلسطینیان و مسلمانان را در آغوش‏گرفت ودر برابر پارلمان اسرائیل «کنست» به ایراد سخنرانی پرداخت. امریکا از سفر سادات به اسرائیل حمایت کرد و کارتر این اقدام را بسیار شجاعانه، غیر منتظره، سازنده وگامی به سوی حرکت صحیح خواند. سادات سفر به اسرائیل را بخشی از جهت گیری استراتژیک خود در نزدیک شدن به امریکا به عنوان یک عامل تعیین کننده برای برقراری موازنه قدرت در خاورمیانه می­دانست.[۱۲] متعاقب این سفر، سفرهاى دیگرى از جانب مقامات مصر و اسرائیل به این دو کشور انجام شد که مقدمات تهیه‏یک قرارداد صلح را آماده کردند. مذاکرات صلح درسپتامبر ۱۹۷۸ در محل کمپ دیوید پس از دوازده روز مذاکرات مخفی و با میانجی‌گری ایالات متحده پی­گیری و نهایی شد.(همزمان با برگزاری مذاکرات در کمپ دیوید حوادث۱۶و۱۷ شهریور در ایران اتفاق افتاد.) مناخیم بگین و انورسادات، با حضور جیمی کارتر، رئیس جمهور وقت ایالات متحده آمریکا درکاخ سفید ودر تاریخ ۲۶ مارس ۱۹۷۹ توافق کمپ دیوید[۱۳] به امضا نهایی رساندند. درمتن این پیمان مصر ورژیم اسرائیل به این توافق رسیدند که در ازای به رسمیت شناختن این رژیم از سوی مصر، اسرائیل صحرای سینا را در چند مرحله به مصر باز گرداند. همچنین در این پیمان انجام مذاکرات بین مصر، اردن وفلسطینی­ها در مورد دستیابی به یک مصالحه پیش بینی شده بود و مصر متعهد شد نیروی بسیار کمی در صحرای سینا داشته باشد و نیروهای پاسدار صلح بین­الملل دریک منطقه غیر نظامی که از مدیترانه تا شرم­الشیخ گستردگی دارد مستقر شود و عبور آزاد اسرائیل از کانال سوئز مورد تأیید مصر قرار گرفت وتنگه تیران وخلیج عقبه رسماً به عنوان آبراه بین­الملل شناخته شد.[۱۴] پیمان کمپ دیوید اولین پیمان صلح میان طرفین جنگ اعراب و اسرائیل بود که به صلح میان مصر و اسرائیل انجامید.. دو کشور پس از عقد عهد نامه صلح، اقدام به برقرارى روابط سیاسى و مبادله سفیر نمودند وروابط خود را به طور چشمگیرى گسترش دادند؛ از جمله باید از قرارداد فرهنگى بین دو کشور که در سال ۱۹۸۰ به‏امضا رسید نام برد. مصر اولین رژیم عرب بود که موجودیت رژیم اسرائیل را به رسمیت شناخت وبا امضای پیمان کمپ دیوید از جامعه عرب جدا شد و شکافی میان عربها به وجود آورد.

۳ - روابط محمدرضا پهلوی و محمدانور سادات ویژیگی­های مشترک

با مرگ جمال عبدالناصر، معاون وی انورسادات‌، قدرت را در دست گرفت‌. در پی مرگ عبدالناصر، به دستور شاه‌، هویدا نخست وزیر وقت ایران در مراسم تشییع جنازه ناصر در قاهره شرکت کرد و زمینه توسعه روابط آتی را فراهم آورد. سادات نیز در پاییز ۱۳۵۰ش. به تهران آمد و شرایط سیاسی برای ازسرگیری همکاری‌ها و مناسبات دو کشور مهیا شد. محمدرضا پهلوی، پادشاه ایران و محمد انور سادات، رئیس جمهور مصر، در خارج از محدوده دیپلماتیک، با یکدیگر دوستان صمیمی و نزدیک بودند.

۱-۳ - ارتباط با بلوک غرب وامریکا

ایران که بعد از کودتای ۲۸مرداد۱۳۳۲ به متحد استراتژیک امریکا در منطقه تبدیل شده بود ودر بازی ابرقدرتها که بصورت دوقطب شرق وغرب بود به در چارچوب ابرقدرت غرب عمل می­کرد. اما مصر قبل از روی کار آمدن انورسادات وبخصوص در دوره جمال عبدالناصر در چارچوب ابرقدرت شرق یعنی شوروی عمل می­کرد. با روی کار آمدن انور سادات در اوایل دهه هفتاد میلادی نشانه­های ازگرایش به غرب در رفتار سیاسی وی دیده می­شد. سادات در سال ۱۹۷۲با اخراج مستشاران نظامی شوروی از مصر تمایل خود به غرب را نشان داد. پس از جنگ۱۹۷۳، این گرایشات شدید سادات به غرب وبخصوص به آمریکا، بیشتر مشخص شد. این رویکرد مشترک، سبب تحکیم هرچه بیشتر روابط دو دولت شد.

۲-۳ - روابط با اسرائیل

یکی از نقاط اشتراک فکری و استراتژیکی انور سادات و محمدرضا پهلوی، علاقه به ایجاد رابطه مسالمت آمیز با اسرائیل بوده است، بعد از آنکه محمدرضا پهلوی در منطقه با رژیم اسرائیل روابط استراتژیک برقرار کرد. محمدرضا شاه یکی از مشوقان اصلی سادات به برقراری رابطه با اسرائیل بود. سادات مانند شاه ایران مشتاق رابطه با اسرائیل بود، هرچند که درآن دوره به اقتضای شرایط سیاسی جرأت علنی ساختن این اشتیاق را نداشت. به قدرت رسیدن سادات باعثشد تا دولت مصر در جنگ رمضان(۱۳۵۲ش.) علیرغم خشم و کینه ضدصهیونیستی مردم و بسیاری از نیروهای مسلمان ارتش مصر تمایلی به ادامه آن نداشته باشد. بر این اساس این جنگ بلافاصله با اعلام آتش بس سازمان ملل و پذیرش آن از سوی سادات و در حالی که تمامی صحرای سینا در اشغال صهیونیست‌ها بود، خاتمه یافت‌. چهار سال پس از جنگ رمضان، هنگامی که سادات در پاییز ۱۳۵۴ ش. در ناباوری ملتهای مسلمان به اسرائیل سفر کرد، شاه ایران بعد از کارتر دومین رئیس کشوری بود که این سفر را مورد حمایت قرار داد. شاه از مشوقان سادات در این سفر و در تلاشهای قاهره برای صلح با صهیونیستها بود. هنگامی که سادات در ۲۵ خرداد ۱۳۵۵ به تهران آمد، شاه تلاش کرد تا وی را به برقراری رابطه سیاسی با رژیم صهیونیستی متقاعد سازد. مقامات قاهره بعدها به حمایت‌های شاه از سادات در ایجاد روابط با صهیونیستها اذعان کردند. به همین دلیل سفر سادات به بیت‌المقدس که یکسال بعد صورت گرفت و همچنین پیمان کمپ دیوید که متعاقب آن در امریکا منعقد شد، از ابتدای شکل‌گیری تا مراحل نهایی آن، مورد حمایت شاه قرار داشت‌. به همین دلیل بود که پس از امضای این پیمان‌، حسنی مبارک از سوی سادات برای ارائه گزارشی به شاه ایران وارد تهران شد.

۴ - تبریک انور سادات به مناسبت سرکوب حادثه ۱۷شهریور

مذاکرات صلح بین اسرائیل و مصر و با میانجی‌گری ایالات متحده درسپتامبر ۱۹۷۸ در محل کمپ دیوید در هشتاد کیلومتری واشنگتن در حال برگزاری بود. اردشیر زاهدی سفیر ایران در امریکا، به عنوان نماینده شاه در مذاکرات حضور داشت. همزمان با برگزاری مذاکرات در کمپ دیوید حوادث۱۶و۱۷ شهریور در ایران اتفاق افتاد. خبرفاجعه ی قتل­عام مردم در میدان ژاله به سرعت در جهان پیچید و سیاست­مداران، دولتمردان، خبرگزاری­ها ومحافل بین المللی را وادار به عکس­العمل نمود. همانطور که گفتیم همزمان روسای جمهور امریکا، مصر و اسرائیل در کمپ دیوید مشغول مذاکرات سازش بودند. با اطلاع از حوادثایران ابتدا این انور سادات بود که با شاه تماس گرفت ومراتب هم­دردی وپشتیبانی خود را از شاه به وی اطلاع داد[۱۵] وبابت موفقیت شاه در سرکوب تظاهرات ۱۷شهریور به وی تبریک گفت. و سپس جیمی کارتر رئیس جمهور امریکا طی تماس تلفنی خمایت خود را از شاه اعلام کرد.[۱۶]





پی نوشتها

[۱] - روح­الله­ حسینیان، یکسال مبارزه برای سرنگونی رژیم شاه، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ۱۳۸۷ص ۳۷۶

[۲] - همان

[۳] - همان، ص۳۹۴

[۴] - همان، ص۳۹۵

[۵] - همان، ص۳۹۶

[۶] - همان، ص۴۰۱

[۷] - همان، ص ۴۰۳

[۸] - همان، ص۴۰۴

[۹] - جان. دی استمپل، درون انقلاب ایران، ترجمه­ی دکتر منوچهر شجاعی، تهران: موسسه­ی رسا، ۱۳۷۷، ص۱۶۸

[۱۰] - کمپ دیوید نام منطقه ای ییلاقی در ایالت مریلند آمریکا واقع در شمال شرقی واشنگتن پایتخت این کشور است. این منطقه تفریحگاه تابستانی رؤسای جمهور آمریکاست.

[۱۱] - مبانی سیاسی وفرآیند تکوین، نشریه روزنامه جمهوری اسلامی ایران، ۱/۰۱ / ۱۳۷۲، ص۲඲

[۱۲] علی جزینی، نقش سوریه در روند صلح خاورمیانه سازش اعراب واسرائیل، تهران: موسسه انتشارات آذریون ۱۳۷۷، ص ۶۱

[۱۳] - همان، ص ۶۲

[۱۴] - همان، ص، ۶۳

[۱۵] - ویلیام سولیوان، مأموریت در ایران، ص ۱۱۵

[۱۶] - روحالله حسینیان، پیشین، ص 406