مجله پنجره در شماره اخیر خود مصاحبه ای را باآیت الله یزدی انجام داده است که وی در این مصاحبه به نکان جالبی اشاره کرده است که از آن جمله موضوع اختلافات با آیت الله هاشمی و تلاش هاشمی برای شورایی شدن رهبری بعد از رحلت حضرت امام است.
گروه سیاسی افکار مهمترین بخشهای این مصاحبه را انتخاب کرده است که در زیر می خوانید:

*فکر تشکیل شورای رهبری مسئله‌ای دیگر است که بیشتر از طرف آقای هاشمی سرچشمه گرفته بود و در این رابطه، همان زمان، اکثر اعضای جامعه مدرسین مخالفت کردند. در حال حاضر هم که دوباره آقای هاشمی این مباحثرا مطرح می‌کند، باز هم ما مخالفیم و بعدا هم مخالف خواهیم بود. به این علت که مسئله تشکیل شورای رهبری مبنای فقهی و علمی ندارد، بلکه مبنای روشنفکری دارد، چون یک مجتهد هیچ‎وقت نمی‌تواند مقلد باشد و با نظر شورایی بحثکند.

*آقای هاشمی کمی کلی‎گراست و همین مسائل سبب می‌شود، بحث‌هایی را برای خود پیش بیاورد.

*در جریان فتنه، سران فتنه به پشتیبانی آقای هاشمی خیلی کارها کردند و آقای هاشمی اساسا یک نوع تفکر داشته و دارد که هیچ ربطی به جامعه مدرسین ندارد. ایشان هیچ وقت عضو جامعه مدرسین نبوده و همیشه عضو جامعه روحانیت مبارز بوده و در آن‌جا نیز همیشه این بحث‌ها با ایشان وجود داشته است.

*من به علت اختلاف با هاشمی در اجلاس خبرگان شرکت نکردم / شبی که صبح‎اش اجلاس مجلس خبرگان رهبری آغاز به کار می‌کرد، طبق رسمی که از زمان آیت‌ا… مشکینی رییس پیشین مجلس خبرگان بود، صحبتی با رییس مجلس برای تعیین محورهای سخنرانی افتتاحیه می‌شد. همه اعضا آن شب بودند و بنده به ایشان گفتم که جناب آقای هاشمی رسم بوده که شب قبل از شروع اجلاس، دوستان هیئت رییسه، محورهای سخنرانی را از رییس پرسیده و نظر می‌داده‌اند. آقای هاشمی یک‎سری مسائلی را مطرح کرد که از دید ما دست سوم و چهارم بود، بنده گفتم آقای هاشمی هیچ تعارفی نداریم این سخنان بیانش در مدرسه درست است، ولی شما باید فاصله‎تان را با رهبری کم کنید، فاصله شما با رهبری زیاد است، در این شرایط اگر شما فاصله‎تان را با رهبری کم کنید، به‎خصوص در جلسه و قبل از نطق‎تان، حتما می‌توانید جلسه را خوب اداره کنید و بنده با توجه به ارتباطی که با اعضا دارم و گفت‌وگوهای تلفنی و حضوری، پیش‎بینی می‌کنم جلسه فردا خالی از تشنج نخواهد بود؛ به این دلیل که شما با رهبری فاصله گرفته‎اید و در حقیقت یک نوع برداشت‎هایی از این فاصله و سکوت‎تان شده. شما در نطق افتتاحیه، فاصله‎تان را با رهبری کم کنید. بالاخره آن شب در کمیسیون سه نفره‌ای که بنده عضو آن بودم و این مباحثبا آقای هاشمی طرح شد، به علت این‌که بنده ناراحت شدم، آخرش ایشان گفت که ادبیات فلانی را قبول ندارم و به یک شکلی مطلب را خواهم گفت که این مسئله‌ای که شماها می‌گویید حل شود. بنده همان شب از سر سفره نتوانستم بلند شوم و در حقیقت دچار بیماری شدم که هنوز هم آثار آن باقی مانده. ولی خوشبختانه مقام معظم رهبری تدبیرهای بسیار خوبی داشتند و تبیین کردند که حساب ایشان از سران فتنه جداست و در نهایت این اواخر دوستان گفتند که شما حساب‎تان را از فرزندان‎تان جدا کنید، زیرا شما یک موقعیت و فرزندان‎تان موقعیت دیگری دارند.

*ما رابطه‎مان با آقای هاشمی همیشه خوب بوده، البته اختلاف هم داشتیم / در حال حاضر، هم رابطه‎مان خوب است و اختلاف هم داریم. در مجلس هم که ایشان رییس بود و بنده نایب‎رییس، همیشه با هم اختلاف داشتیم. به ایشان می‌گفتم این روشنفکربازی‎ها اسمش اجتهاد نیست و آقای هاشمی می‌گفت مجتهدین گفته‌اند، اجتهاد مبنای خاصی دارد. در مجمع تشخیص مصلحت نظام هم به‎عنوان عضو شورای نگهبان شرکت می‌کردم. بارها با آقای هاشمی این بحث‌ها را داشتم که آقای هاشمی شما این‌جا حق ندارید که بگویید این خلاف شرع است یا خیر؛ این‌جا مجمع تشخیص مصلحت نظام است و تشخیص خلاف شرع بودن یا نبودن مربوط به شورای نگهبان است و آقای هاشمی می‌گفت نه حالا این‌جا بحثمی‌کنیم، شاید در رأی‎گیری تأثیری داشته باشد که بنده می‌گفتم این خلاف است و اشکال شرعی دارد و شما حق ندارید این مسائل را مطرح کنید. با این اوصاف ما با هم دوست هستیم. البته نویسنده‌ای گفته که قضیه ما با لبخند حل می‌شود که این مطلب صحیح نیست، زیرا قضیه ما با ایشان حل شدنی نیست، آقای هاشمی یک نوع تفکری دارد و ما هم یک تفکر دیگر، اما در عین‎حال ایشان یک روحانی سابقه‎دار، مبارز و خدوم در کشور است که ما روشش را نمی‌پسندیم و با خودش هم صحبت کرده‎ایم، ولی تخریبش را هم جایز نمی‌دانیم.

*آقای ناطق امروز، غیر از آقای ناطق پنج سال پیش است، زیرا بدون علت از دوستانش کناره‌گیری کرده، به‎خاطر یک‎سری مسائلی که جزیی است. مثل آقای هاشمی که غیر از آقای هاشمی ۱۰ سال پیش است.

*مقدس‎ترین چیزها در دوران آقای خاتمی زیر سئوال رفت. ما هم در حد خودمان با هر کس که می‌بایست برخورد کنیم از نظر قضایی برخورد داشتیم.

*جامعه مدرسین موثرترین عامل در جهت ریاست‎جمهوری احمدی‎نژاد بوده و حمایت زیادی از ایشان کرده است، ولی در عین‎حال روی برخی از کارهای او دست گذاشته و می‌گوید که خلاف است؛ مثلا اظهارات آقای مشایی و پول‎هایی را که آقای مشایی دارد خرج می‌کند، بارها اعضای جامعه مدرسین ایراد گرفته‌اند.

*ما اصلا آقای مشایی را قبول نداریم که درخواست ملاقات بکند و در این جهت آقای احمدی‌نژاد درخواست کرده‌اند که بگذارید آقای مشایی بیاید و حرف‎هایش را شما بشنوید و آقای جنتی همان‎جا گفت: یعنی به ما تهمت ملاقات با فلانی بخورد؟ آقای مشایی این‎قدر پیش ما مردود است که حاضر نیستیم با وی ملاقات کنیم و در این جهت، خودش برای ملاقات درخواستی نداشته. معلوم است که خود وی نیز می‌فهمد؛ بالاخره یک آدمی است که خود را رییس و همه کاره دفتر احمدی‌نژاد می‌داند. البته مشایی آدمی است که از پول و موقعیت استفاده می‌کند و بر این تصور است که با این کارها می‌تواند رییس‌جمهوری آینده شود؛ بنده همین‎جا به شما می‌گویم، در آینده اگر آقای مشایی به‎عنوان رییس‌جمهوری مطرح شود، اولین تشکلی که رسما و صریحا مخالفت خواهد کرد، جامعه مدرسین است

*به هر قیمتی که باشد موافقت نخواهیم کرد که آقای مشایی رییس‌جمهوری مملکت شود، ولی در حال حاضر ایشان در خیلی استان‌ها کارهایی را شروع کرده و با پول بی‌حساب مردم که خیلی‌ها از آن اطلاع دارند و در جریان هستند، درصدد رییس‌جمهوری شدن است.

*امروز سران فتنه خودشان هستند و خودشان و آن مثل معروف در خصوص آن‎ها صدق می‌کند که وقتی در سلمانی مشتری نداشتند، سر همدیگر را می‌تراشیدند و در حال حاضر آن‎ها چون مشتری ندارند، به دیدن همدیگر می‌روند و می‌نشینند صحبت‌هایی می‌کنند که یعنی ما هستیم