به گزارش افکارنیوز،

غلامحسین کرباسچی در مصاحبه با «آریا» و درباره ملاقات فائزه هاشمی گفت: در این مورد هیچ موضع حزبی نگرفته‌ایم.  این موضوع دو جنبه دارد. یک جنبه سیاسی و تبلیغاتی دارد که قطعا سیاسی و تبلیغاتی کردن این صحبت یا دیدار کار مناسبی نبوده است این سوابق و تاریخچه‌ای که از سوابق بهائیت برای ما است، معقول نیست که این‌گونه دیدارها تبلیغاتی و رسانه‌ای شود. برخی از رسانه‌های اصولگرا که با آقای هاشمی مشکل دارند، این موضوع را در بوق و کرنا می‌کنند. نهایت این است که ثابت کنند دختر رئیس‌ مجمع تشخیص مصلحت نظام با آن همه سوابق، طرفدار بهائیت است؟ خب این موضوع تبلیغ بهائیت است یا تخریب خانم هاشمی؟

وی می‌افزاید: در جلسه‌ای که با خود خانم فائزه هاشمی داشته‌ایم، به ایشان گفتیم که رسانه‌ای شدن این دیدار، درست نیست اما این موضوع را باید مسئولین نظام پاسخگو باشند که از نظر عاطفی یک فردی را چه درست و چه غلط با یک پرونده‌ای می‌فرستند در زندانی در یک اتاقی که یک مجموعه از کمونیست‌ها، توده‌ای‌ها و فدایی در آن قرار دارند. خب یکی از این افراد هم بهایی است. بعد از شش ماه زندگی کردن با هم در این اتاق به یک سلام و علیکی رسیده‌اند، حالا از زندان خارج می‌شوند، آیا حق ندارند با هم ارتباط داشته باشند؟ زمینه این معاشرت را مسئولانی که شرایط را در زندان به وجود آورده‌اند، ایجاد کرده‌اند!

کرباسچی مدعی شد؛ این قبیل مسائل جنبه‌های عاطفی دارد و خیلی نباید با مسائل سیاسی ادغام شود.

مغالطه‌ کرباسچی در حالی است که این نخستین‌بار نیست که برخی اعضای این حزب فاسد و مفسد یا گروهک‌های ضدانقلاب - از نهضت آزادی با برخی مارکسیست‌های سابق و باند مهدی هاشمی معدوم و... - پیوند می‌خورند که ریشه در هم مشربی و هم افقی دارد. ادعای مرعشی سخنگوی حزب درباره لیبرال بودن حزب و اعتراض و استعفای محمد هاشمی از مرکزیت کارگزاران- با این هشدار که حزب از خط امام دور شد و سرنوشت مشارکت در انتظار آن است- ثابت می‌کند که روند سقوط در این حزب شدت گرفته است.

از سوی دیگر بنا بر ادعای کرباسچی لابد باید برای مجرمان توده‌ای یک زندان، مجرمان سازمان منافقین یک زندان، مجرمان نهضت آزادی و جبهه ملی یک زندان سوم و احیانا برای هر یک از مجرمان و خائنان به امنیت در حزب مشارکت و سازمان مجاهدین (انقلاب) و کارگزاران و... زندان‌های اختصاصی دیگر درست شود.

از سوی دیگر باید گفت، چگونه است که امثال فائزه هاشمی جذب هر چه تفاله ضدانقلاب هست می‌شوند اما با انقلاب و نظام اسلامی نمی‌توانند کنار بیایند که نمونه آن در فتنه‌انگیزی سال 88 مشاهده شد؟ چگونه است که اعضای سازمان تروریستی منافقین، تبدیل به «دوستان خوب» فائزه هاشمی می‌شوند اما نشریات و چهره‌های لیبرال کارگزارانی علیه مسلمانی چون آیت‌الله مصباح‌یزدی و آیت‌الله جنتی و ... عقده‌گشایی و نفرت‌پراکنی می‌کنند؟

با این همه دلایل روشن است که چرا آقای کرباسچی حاضر نیست حتی در لفظ مانند آقای هاشمی رفسنجانی از بهائیان اعلام انزجار و برائت کند؟! و کدام پیوند عاطفی میان شبکه صهیونیستی - انگلیسی بهائیت و حزب کارگزاران برقرار شده که مردم مسلمان ایران بی‌خبرند؟