گروه سیاسی- این خبر البته خیلی زود توسط خود مجمع و نیز اطرافیان رئیس دولت اصلاحات تکذیب شد و البته سابقه کذابی های مهدی خزعلی هم به همین جا محدود نمی شود اما آنچه بیش از پیش در این ماجرا قابل توجه می نماید گسترش نارضایتی از اقدامات دولت یازدهم حتی در میان هواداران این دولت است.

به گزارش افکارنیوز، درواقع اصلاح طلبان این روزها ناچارو ناگزیر از پذیرش حسن روحانی برای انتخابات سال 96 هستند و از همین رو صداهای معترض درون خود را نیز با سنگین ترین واکنش ها سرکوب کرده اند. اما در سوی دیگر ماجرا باید دید حامیان دولت چقدر از گزینه روحانی برای بُرد در انتخابات مطمئن هستند؟

دولت یازدهم با دو وعده گشایش در زمینه تحریم ها و نیز مبارزه با فساد اقتصادی بازمانده از دولت پیشین روی کار آمد. فسادی که اطرافیان رئیس جمهور آن را میراث دولت دهم برای دولت یازدهم خواندند و حتی حسام الدین آشنا در گفت وگو با مجله اندیشه پویا از آن با عنوان "مین گذاری" در راه دولت جدید نام برد. با دبه های پی در پی آمریکا در قضیه برجام و نیز نامه محرمانه موگرینی به ظریف مبنی بر اینکه اتحادیه اروپا بیش از اینکه تاکنون در ماجرای برجام انجام داده کار دیگری نمی تواند بکند مشخص شده است که دستاورد دولت از برجام چیزی بیش از مشتی تبلیغات رسانه ای و رفت و آمدهای بی ثمر دیپلماتیک نبوده است.

 حالا دیگر هم نخبگان سیاسی و هم مردم کوچه و بازار می دانند که دست ایران با وجود لجاجت های آمریکا و شرکای منطقه ای اش به این آسانی ها به روی بازارهای جهانی باز نخواهد شد. حداقل در حوزه خودرو و مسکن بازار نیز نشان داده که فریب وعده های دولتی را نمی خورد و همچنان در رکودی سنگین منتظر نتیجه انتخابات آینده خواهد ماند.

از سوی دیگر در سه سال گذشته و احتمالاً یک سال آینده حامیان دولت هر آنچه می توانند درباره اقدامات دولت احمدی نژاد و مجالس اصولگرا افشاگری خواهند کرد و به این ترتیب دستشان برای انتخابات کاملاً خالی خواهد ماند.

درواقع حتی تازگی این افشاگری ها نیز به زودی جای خود را به کهنگی و تکرار می دهد و آنگاه دولت یازدهم باید بر سر دستاوردهایش با رقبای انتخاباتی مناظره کند. ماجرای فیش های حقوقی تاحد زیادی دست و زبان دولت را در این مناظره ها خواهد بست.

به هر حال مشخص شده که درون دولت افرادی بدون توجه به شرایط اقتصادی کشور حتی برای اوقات فراغت فرزندانشان مزایای میلیونی دریافت کرده اند. نزدیکترین شخص به رئیس جمهور از سوی رئیس سازمان بازرسی کل کشور متهم به دخالت در انتصاب فردی با سوابق تخلفاتی در راس یک بانک است. آن هم بانکی که قرار بوده در راستای رفاه کارگران قدم بردارد اما تبدیل به موسسه ای شده که رفاه مدیرانش را در اولویت قرار داده است.

این روزها بیش از همه نام صفدر حسینی، دخترش،دامادش و دیگر نزدیکانش در رسانه ها مطرح است. گفته می شود قرار است امروز رئیس جمهور صفدر حسینی را برکنار و شخص دیگری را درصندوق توسعه ملی جایگزین وی کند.

اما باید پرسید آیا با این برکناری ها مشکلات این موسسه های مالی حل خواهد شد؟ چه کسی می تواند این تضمین را بدهد که یکی دیگر از صفدرهای دولت جایگزین علی صدقی و شرکاء در بانک رفاه کارگران نشده اند؟ وضعیت برادر رئیس جمهور به کجا می رسد؟

بالاخره این صفدر و دیگر صفدرهای مدعی اصلاحات و اعتدال برای روی کارآمدن این دولت خرج کرده‌اند. چگونه می شود آن ها را از سر خود باز کرد و دستشان را از بیت المال برید؟

در چنین شرایطی است که باید گفت اصلاح طلبان برخلاف تصور نخستینشان درباره انتخابات سال 92 با لغزیدن به سوی حسن روحانی دچار اشتباهی مرگبارتر از سال 88 شدند. آنچه زمانی هوشمندی اصلاحات و رهبران ان خوانده می شد این روزها توسط رده های پایین تر این جناح با پرسشی بنیادین مواجه شده است.

اینکه چرا اصلاحاتی که زمانی علیه دولت سازندگی شکل گرفت باید هشت سال بعد کلید را در دستان یکی از پیروان هاشمی جست وجو می کرد. برزخ این روزهای اصلاح طلبان خماری شب مستی خرداد سال 92 است.

حالا باید دید آیا در این یک سال باقی مانده این جناح سیاسی می تواند خود را از شر اشتباه سال 92 خلاص کند یا همچنان اسیر صفدرها و فریدون های دولت یازدهم در انتخابات پیش رو به توجیه اقدامات آنان خواهد پرداخت.