روزنامه کیهان در ستون اخبار ویژه امروز چهارشنبه خود نوشت:


* شما که به جای صدور انقلاب ختم انقلاب گرفته بودید

دبیرکل سابق حزب مشارکت در راستای دفاع فصلی و موسمی از انقلاب ادعا کرد شعار صدور انقلاب بعد از انقلاب بر ضد خودش تبدیل شد.

محمدرضا خاتمی در گفت‌وگو با سایت جماران گفت: در سال‌های اول انقلاب در همین تلویزیون جمهوری اسلامی گفت وگو بود، توده‌ای‌ها و چریک‌های فدایی خلق می‌آمدند و با مسلمانان و عالمان اسلامی بحثمی‌کردند، دانشگاه‌ها محل گفت‌وگو بود، بعد از یک مدتی البته به خاطر مسائلی این باب گفت‌وگو بسته شد و ما چه در داخل و چه در خارج از این مسئله ضرر و زیان‌هایی را متحمل شدیم.

وی درباره شعار صدور انقلاب اسلامی گفت: منظور از صدور انقلاب در دیدگاه امام(ره) کاملا روشن بود که چیست، ولی دو اتفاق افتاد که ما دراین راه ناکام ماندیم نه فقط ناکام بلکه همین شعار صدور انقلاب هم به ضد خودش تبدیل شد، یکی گرفتاری‌های داخلی بود و شما می‌خواستید بگویید صدور انقلاب یعنی صدور اندیشه و الگو، ما با گرفتاری‌های بعد از انقلاب متاسفانه الگوی درخشانی را که به دنبالش بودیم نتوانستیم بسازیم نه تنها الگو را نساختیم بلکه در زمینه تولید فکر و اندیشه هم دچار اختلال شدیم، ما بعد از انقلاب چند تا آقای مطهری یا آقای بهشتی تربیت کردیم و یا با متفکرین خودمان الان چگونه برخورد می‌کنیم؟ متاسفانه ما در تولید فکر و اندیشه و الگو در بعد از انقلاب آن توفیق لازم را نداشتیم.

وی ادامه داد: دومین مشکل این است که ما هیچ وقت نیامدیم بگوییم که اگر ما می‌خواهیم این انقلاب را به عنوان یک تفکر و اندیشه صادر کنیم در طرف مقابل هم ممکن است تفکر و اندیشه وجود داشته باشد، ما چه جایگاهی برای پذیرش آن تفکر و اندیشه داریم؟ بسیاری وقتی صدور انقلاب را مطرح می‌کنند یعنی اندیشه انقلاب و اسلام و تفکر اصلاح یک جاده یک طرفه‌ای است که فقط هر چه ما می‌گوییم دنیا باید بشنود، وقتی صدور اندیشه انقلاب موفق می‌شد که به عنوان یک گفت‌وگو مطرح می‌شد درباره این اظهارات چند نکته قابل تأمل به نظر می‌رسد مخصوصا اینکه دبیرکل سابق مشارکت و برادر رئیس دولت اصلاحات ژست دلسوزی برای انقلاب گرفته و از موضع یک طرفدار انقلاب حرف زده است.

نخست اینکه نشریات همسو با حزب مشارکت و برخی تئوریسین‌های این حزب علناً در دوره اصلاحات از پایان انقلاب سخن گفته و برای آن ختم گرفتند! سالم‌ترین آنها می‌گفتند دوره انقلاب اسلامی و شعارها و آرمان‌های آن سپری شده است، تندروهایشان که از اساس مایل به محاکمه انقلاب اسلامی و آرمان‌ها و متولیان آن بودند.

ثانیا فضای گفت‌وگو را جریان‌های ضد انقلابی مسدود و منقضی کردند که با وجود شکست در رفراندوم جمهوری اسلامی و تحریم رفراندوم قانون اساسی، اجازه شرکت در انتخابات و داشتن تجمع و تریبون و رسانه و میتینک داشتند اما با این وجود به جنگ شهری و اختلاف‌افکنی و همکاری با سفارت آمریکا و ترور دست یازیدند.

ثالثا امروز تمام و نه حتی اکثریت بقایای گروهک‌های مورد اشاره نظیر حزب توده و فدائیان خلق و سازمان منافقین و … از فتنه سبزی که اصلاح‌طلبان حمال و بارکش آن شدند، حمایت می‌کنند و بنابراین امثال رضا خاتمی به جای تظاهر به دغدغه عدم صدور انقلاب، باید از دغدغه شکست ضد انقلاب سازمان‌دهنده فتنه سبز سخن بگویند و گرنه کورترین تحلیلگران هم صدور انقلاب اسلامی را در سلسله شکست‌های جبهه استکبار در لبنان و فلسطین و عراق و مصر و یمن و بحرین و عربستان و اردن و آمریکای لاتین و در شعارهای الله‌اکبر و الاسلام هوالحل و نیز در حمله به سفارت خانه‌های رژیم صهیونیستی و آمریکا مشاهده می‌کنند.

رابعا جریان اصلی لانه کرده در حزب مشارکت جزو دشمنان اصلی تفکرات شهید مطهری و شهید بهشتی و سایر نظریه پردازان انقلاب اسلامی رده‌بندی می‌شوند و لااقل امثال رضا خاتمی حق ندارند دم از این شهیدان بزنند، این شهیدان برای اعتلای انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی جان در طبق اخلاص گذاشتند و توسط گروهک‌هایی به شهادت رسیدند که اتفاقا جزو تربیت‌شدگان یا حامیان جریان چپ استحاله شده(اصلاح‌طلبان و فتنه‌گران فعلی در مشارکت و مجمع روحانیون و …) محسوب می‌شوند و مگر نه اینکه همین حضرات به ترور شخصیت صاحب نظران و متفکرانی چون علامه مصباح یزدی و رجال صاحب نام و جریان‌شناس حوزه‌های علمیه پرداخته‌اند؟



* رویتر: جانفشانی مردم ایران رعب به دل اپوزیسیون انداخته است

«در حالی که اپوزیسیون در خیابان شکست خورد، حامیان جمهوری اسلامی آماده جانفشانی هستند و جان دادن برای نظام را تکلیف مذهبی خود می‌دانند.»

خبرگزاری انگلیسی رویتر با انتشار این تحلیل نوشت: اصلاح‌طلبان مخالف جمهوری اسلامی در مواجهه خیابانی ناتوان به نظر می‌رسند و به گفته برخی از اصلاح‌طلبان که سابقا صاحب مقام بوده‌اند، این طیف متاسفانه برای احیای تحرکات خیابانی با شکست مواجه شده‌اند، یکی از متحدان موسوی که نخواست نامش فاش شود گفت «اپوزیسیون بدون رأس و راهبرد است».

رویتر با اشاره به اینکه اپوزیسیون از طریق فضای مجازی می‌کوشد سربازگیری کند، تصریح می‌کند: یک سیاستمدار اصلاح‌طلب که بعد از حوادثسال ۲۰۰۹ به اتهام اقدام علیه امنیت ملی به ۲ سال حبس محکوم شد، می‌گوید «حامیان رژیم آماده جانفشانی برای جمهوری اسلامی هستند، آنها کشته شدن و شهادت برای جمهوری اسلامی را وظیفه مذهبی خود می‌دانند.»

این سیاستمدار اصلاح‌طلب که نام وی از سوی خبرگزاری انگلیسی فاش نشده، به رویتر گفته است «رویارویی با تشکیلات، خیلی هزینه‌بر شده و اعضای اپوزیسیون مرعوب شده‌اند».

رویتر همچنین از قول یک دیپلمات غربی در تهران نوشت: برخلاف کشورهای عربی، بسیاری از مخالفان به جای رویارویی
با حاکمیت ترجیح می‌دهند به غرب بروند و هزینه نپردازند.

خبرگزاری انگلیسی در گزارش خود می‌نویسد: مقامات ایرانی تعبیر مثبتی از بهار عربی داشته‌اند و معتقدند این اتفاق، پایان حاکمیت دولت‌های تحت حمایت آمریکا در منطقه خاورمیانه را رقم خواهد زد، حتی رهبر جمهوری اسلامی، بهار عربی را بیداری اسلامی نامیده و می‌گوید که این انقلاب‌ها الهام گرفته از انقلاب اسلامی ایران است.



* نشانه‌های تازه از نفوذی بودن شورای هماهنگی سبز

سازمان‌دهندگان اصلی فتنه سبز پس از ۸ ماه جانبداری نسبت به گروهک موسوم به شورای هماهنگی سبز می‌گویند بخاری از این گروه بلند نمی‌شود.

رادیو فردا ارگان رسمی سازمان در این باره به بیانیه چند روز پیش صادره از سوی گروهک مذکور پرداخته و از قول علی اصغر رمضانپور معاون فرهنگی وزارت ارشاد در دولت خاتمی و همکار دون پایه شبکه دولتی بی بی سی در حال حاضر اعلام کرد: این شکل یادآوری خواسته‌ها بدون برداشتن گامی به جلو و توضیح وضعیت جدید و اینکه اگر خواسته ما نشد چه اقدامی در مقابل انجام خواهد شد، به تدریج موضع مخالفان را تضعیف می‌کند، یعنی در واقع شورا نوعی سیاست تعلیق را در پیش گرفته است.
معاون متواری مهاجرانی این را هم گفته است که: شورا با صدور بیانیه هم از تیغ انتقاد در امان نیست، اگر بیانیه صادر نکند به بی عملی متهم خواهد شد وقتی هم بیانیه صادر می‌کند، با انتقاداتی از این دست که شما[خبرنگار رادیو فردا] مطرح کردید روبه‌رو می‌شود، اینکه شورا می‌گوید ما در آینده راه حل و پیشنهاد خودمان را برای مشارکت در انتخابات مطرح می‌کنیم، به معنای این است که شورا هنوز به اطمینان خاطر نرسیده و این برای یک گروه سیاسی که رأس آن در زندان به سر می‌برد و بخش دیگری از آن در خارج از ایران منسجم نیست، بسیار خطرناک است، این بیانیه‌ها فقط می‌خواهد استفاده تبلیغاتی بکند.

در همین حال شبکه صهیونیستی بالاترین تعارف را کنار گذاشته و بی‌مجامله تر از رادیو فردا، به شورای هماهنگی سبز و اردشیر امیرارجمند حمله کرد، بالاترین با اشاره به پیغام چندی پیش موسوی که گفته بود هیچ امیدی به انتخابات و شرکت در آن نیست، نوشت: شورای هماهنگی سبز در بیانیه اخیر خود، پس از چند هفته سکوت در قبال این پیام سرانجام بار دیگر درباره انتخابات بیانیه داده و در نهایت شگفتی، حتی در حد یک جمله هم به سخن موسوی درباره تحریم انتخابات اشاره نکرده است، تنها نشانه این بیانیه از «راه سبز امید» این است که به نوعی بسیار بی‌رمق خواستار آزادی موسوی و کروبی و همسرانشان شده است. شورا می نویسد «برای خروج از بن بست سیاسی کنونی و هموار شدن راه اصلاحات اساسی و ساختاری، حاکمیت به عنوان نقطه عزیمت با آزادی آقایان موسوی و کروبی و نیز کلیه زندانیان سیاسی، نشان دهد که به راستی در جهت برون رفت از بن بست سیاسی کنونی مصمم است.» شورا گویا نمی‌فهمد که حاکمیت اصلا نه این چیزها را می‌خواهد و نه حتی می‌خواهد که آنها را «نشان» دهد و کیست که نداند که افزودن شرط آزادی این چهار تن به شروط گنگ خاتمی برای شرکت در انتخابات، جای رساندن پیغام تحریم را نمی‌گیرد؟

بالاترین اضافه کرد: در ماه‌های اخیر خاتمی و اصلاح‌طلبان پشیمان بارها و به طرق گوناگون بحثشرکت در انتخابات را پیش کشیدند، بارها با زمینه‌سازی برای طرح این بحثبه پیکر جنبش زخم زدند و بر زخم‌های باز آن نمک پاشیدند، در تمام این ماه‌ها، رسانه‌های سبز، از سایت کلمه که قرار بود سخنگوی موسوی باشد تا تلویزیون رسا، که قرار بود در جهت هماهنگی مبارزه عمل کند، به کاهلی دامن زدند و به جای شورافکنی و هماهنگی برای مبارزه و مقاومت، زنجموره سر دادند و به جای تحلیل، تخیل پروردند. تنها نقطه‌ای که وقتی بحثبه آن می‌رسید حاضر بودند مهم جلوه‌اش دهند، بحثانتخابات بود.

نویسنده تحلیل مذکور ادامه می‌دهد: با خواندن بیانیه اخیر شورا بار دیگر به یاد می‌آوریم که در تمام این ماه‌ها که
موسوی از رساندن تک جمله‌ای سیاسی به بیرون محروم مانده بود، کسانی که باید او را نمایندگی می‌کردند عملا هرگونه فعالیت مبارزاتی را تعطیل کردند، حرکتی که در بیست و پنج بهمن آغاز شد، تعطیل شد و جای همه اینها را، ابتدا با احتیاط و سپس بی‌خجالت و به صراحت، بحثشرکت در انتخابات گرفت و باز در تمام این مدت اصلاح‌طلبان از مواجهه با این حقیقت طفره رفتند که شرکت در انتخابات به معنی گذر از همه ادعاها خواهد بود و این گذر معنایی جز خیانت نخواهد داشت، صدور چنین بیانیه‌ای از سوی شورای هماهنگی راه سبز امید، آن هم پس از پیغام صریح تحریم موسوی و بدون کوچک‌ترین اشاره‌ای به آن، اشتباهی مهلک است و اگر تعارف را کنار بگذاریم، چیزی جز فرصت‌طلبی و خیانت نیست.

بالاترین همچنین تصریح کرده است: شورا مجموعه‌ای از آدم‌هایی است که نه نامی از آنها می‌دانیم و نه نشانی، توجیه آنها برای ناشناس ماندن تا زمانی پذیرفتنی بود که این مجموعه قصد تدارک مبارزه‌ای را داشت که لازمه آن مخفی کاری است وگرنه شرط گذاشتن برای شرکت در انتخابات، بدون طرح هیچ بدیل دیگری، و گفتن حرف‌هایی که دیگر در هر رسانه «اصولگرایی» هم پیدا می‌شود نیازی به پوشیدگی ندارد، استفاده از ژست مبارزاتی پوشیدگی چیزی جز فرصت‌طلبی نیست.

بالاترین همچنین با مرور وضعیت گروهک‌های اپوزیسیون تصریح کرده است «ما بدبخت و ذلیل هستیم.»



* طرح گام به گام لنگ می‌زند

وزیر خارجه روسیه تلقی خود از طرح گام به گام برای حل مسئله هسته‌ای ایران را اعلام کرد.

سرگی لاوروف در گفت‌وگو با شبکه آمریکایی سی ان ان اظهار داشت: «مسکو روش گام به گام را در جهت حل مسئله هسته‌ای ایران پیشنهاد می‌کند، طبق این طرح ایران باید گام اول را بردارد مثلا کار تولید سانتریفیوژها را به تعلیق درآورد.

ما هم در عوض نه در چارچوب شورای امنیت سازمان ملل متحد و نه به طور یکجانبه تحریم‌های جدیدی اتخاذ نخواهیم کرد.»

به گفته وزیر امور خارجه روسیه پس از آن ایران به عضویت تمام عیار پروتکل الحاقی به پیمان منع اشاعه سلاح هسته‌ای درخواهد آمد.

لاوروف خاطرنشان کرد: «اگر ایران درک کند که همه این کارها برای کنترل وضعیت عدم اشاعه است و نه برای سرنگونی نظام، آنوقت است که فرصت آغاز گفت‌وگویی جدی پیرامون این مسئله به وجود خواهد آمد».

باید از آقای لاوروف پرسید مگر تحریمی هم مانده که قدرت‌های مستکبر غربی امکان اعمال آن علیه ملت ایران را داشته باشند اما اعمال نکرده باشند؟! از طرف دیگر وزیر خارجه روسیه باید توجه داشته باشد که در تجربه چند سال گذشته ایران تمام راه‌های اعتمادسازی را ولو تا سر حد تعلیق اغلب فعالیت‌های هسته‌ای حتی مراحل ماقبل غنی‌سازی در پیش گرفت اما جز طلبکاری بیشتر، نتیجه‌ای مشاهده نکرد، پس از آن نیز با تدبیر حکیمانه مسئولان، جمهوری اسلامی روش گسترش فعالیت‌های هسته‌ای صلح‌آمیز طبق معاهدات بین‌المللی و از جمله NPT را در پیش گرفت و به اعمال حقوق قانونی خود پرداخت، در این میان طرف روسی به خیال اینکه کلاهی از این نمد برای خود ببافد، بعضا به پارسنگ بلوک غرب تبدیل شد و حیثیت مستقل خود را زیرسؤال برد.

به همین دلیل روسها ابتدا باید استقلال خود را ـ که گویا درصدد بازیابی آن هستند ـ نشان دهند و دراین راه، نه از ایران بلکه از طرف غربی توقع داشته باشند که به میانهروی برگردد و تعهدات و حقوق بینالمللی را به رسمیت بشناسد، تأخیر در راهاندازی نیروگاه بوشهر و عدم همراهی لازم در فراهم کردن امکانات غنیسازی که باعث شد متخصصان ایرانی راساً به توسعه سانتریفیوژها و غنیسازی ۲۰ درصدی مبادرت کنند، از نقاط تاریک در کارنامه روسها است و برای زدودن این ابهامات، طرح گام به گام را باید از خود مسکو و سپس از پایتختهای اروپایی و آمریکا شروع کرد و ایران نیز در چارچوب معاهدات بینالمللی آماده اعتمادسازی متقابل و همکاری است.