حسین شریعتمداری در یادداشت روز کیهان با عنوان "سرلشکر بی لشکر ! " نوشت:
این روزها، آمریکا و متحدانش طرح قدیمی و ذلت بار «تشکیل کشور مستقل فلسطین» را که مفهوم واقعی آن به رسمیت شناختن رژیم جعلی اسرائیل است، در پوشش یک طرح جدید! به صحنه آورده و با ترفندهای نه چندان پیچیده در پی تصویب آن از سوی سازمان ملل متحد هستند. طرحی که چنانچه از تصویب سازمان ملل بگذرد و تایید کشورهای مسلمان را به دنبال داشته باشد - که با توجه به موج بلند بیداری اسلامی، بسیار بعید به نظر می رسد - پیامدهای تلخ و خطرآفرین آن، تنها در ادامه اشغال فلسطین محدود نمی ماند، بلکه موج بیداری اسلامی و امنیت تمامی کشورهای مسلمان را با خطری جدی روبرو خواهد کرد.

و در این باره گفتنی هایی هست؛
۱ - ماجرای فلسطین اشغالی نه فقط از آن روی که فاجعه ای تلخ در جهان اسلام است نمی تواند بیرون از کانون توجه ملت های مسلمان باشد بلکه از سوی دیگر با امنیت منطقه ای و در مواردی با امنیت داخلی کشورهای مسلمان نیز رابطه ای مستقیم و تعیین کننده دارد و از این دو زاویه باید گفت که سرنوشت فلسطین با سرنوشت تمامی کشورها و ملت های مسلمان از جمله ایران اسلامی گره خورده است، بنابراین، برخلاف آنچه آمریکا و متحدانش در پی القای آن بوده و هستند و برخی از جریانات آلوده و یا کم دان سیاسی به تکرار آن نشسته اند، ماجرای فلسطین اشغالی در محدوده تنگ و فرمول دیکته شده «صهیونیست ها و فلسطینی ها» و یا نامعادله ساختگی «اعراب و اسرائیل» قابل ارزیابی نیست،

چرا که مردم مظلوم فلسطین به نمایندگی از تمامیت جهان اسلام و ملت های مسلمان با صهیونیست های اشغالگر در جنگ و ستیزند و از خاکریزی حفاظت می کنند که فرو ریختن آن می تواند دست اندازی دشمن به سایر کشورهای دور و نزدیک منطقه را به دنبال داشته باشد. با نگاه از این زاویه که نگاهی واقع بینانه و خالی از ابهام است، می توان نتیجه گرفت که کمک های مالی و سیاسی و تسلیحاتی به مبارزان فلسطینی و حتی حضور فیزیکی در کنار آنها، کمترین هزینه ای است که کشورها و ملت های مسلمان برای حفظ امنیت خود ملزم به پرداخت آن هستند و نباید و حق ندارند اینگونه کمک ها و حمایت ها - که متاسفانه ناچیز و اندک است - را باری از «منت» بر دوش مردم فلسطین و یا صدقه ای از روی «شفقت» به آنان تلقی کنند.

۲ - طرح تشکیل «دولت مستقل فلسطین» در سرزمین های ۱۹۶۷، شامل ۴ درصد از خاک فلسطین اشغالی و ۱۸ درصد از کرانه باختری رود اردن است که در جنگ ژوئن ۱۹۶۷ همراه با نوار غزه، صحرای سینا و بلندی های جولان به اشغال اسرائیل درآمده بود. بنابراین تصویب و اجرای این طرح به مفهوم آن است که ۹۶ درصد - بخوانید تمامی - خاک فلسطین به صهیونیست ها واگذار شده و حاکمیت رژیم جعلی اسرائیل بر سرزمین فلسطین به رسمیت شناخته شود.

این، دقیقا همان خواسته ای است که صهیونیست ها طی چند دهه گذشته و پس از اشغال فلسطین در سال ۱۹۴۸ به عنوان یک «آرزو» در سر داشته و تاکنون به علت برخورد با دیوار بلند مقاومت از دسترس آنان دور مانده است. همانگونه که ملاحظه می شود در طرح تشکیل دولت مستقل فلسطین، نه فقط از استقلال فلسطین خبری نیست بلکه شامل دو محور مشخص دیگر است. اول؛ محروم کردن مردم فلسطین از سرزمین مادری خود و دوم؛ به رسمیت شناختن رژیم جعلی اسرائیل و تحویل سرزمین فلسطین به صهیونیست ها.

۳ - این روزها، آمریکا و متحدانش با همراهی و همخوانی برخی از دیکتاتورهای دست نشانده منطقه، نظیر آل سعود، اصرار به «جدیدنمایی»! این طرح دارند و حال آن که طرح یاد شده طی نزدیک به ۷۰ سال در دستور کار آمریکا و متحدانش بوده است و در تمامی اجلاس های مربوطه نظیر «اسلو»، طائف، آناپولیس، مادرید و… از سوی حریف مشترک غربی - صهیونیستی روی میز مذاکره - بخوانید سازش - قرار داشته است.

کارتر، ریگان، بوش پدر، کلینتون، بوش پسر و اوباما بر همین طرح «ذلت بار» تاکید داشته اند و گفتنی است که در تاریخ ۲۶ ژوئن ۱۹۴۷ جامعه ملل طی قطعنامه شماره ۱۸۱ بر طرحی مشابه طرح یاد شده، تاکید کرده بود. با این تفاوت که در قطعنامه ۱۸۱ جامعه ملل، کشور مستقل فلسطین شامل ۴۴ درصد از خاک فلسطین اشغالی بود و طرح مورد بحثآنگونه که اشاره شد فقط ۴ درصد از سرزمین فلسطین را دربر می گیرد و ۱۸ درصد بقیه از کرانه باختری رود اردن است که در جریان جنگ ۶ روزه - ۶ ژوئن ۱۹۶۷ - از خاک اردن به اشغال رژیم صهیونیستی درآمده است.

۴ - اکنون با توجه به آن که طرح تشکیل کشور مستقل فلسطین اولا؛ طرح جدیدی نیست و سابقه ای نزدیک به ۷۰ ساله دارد و ثانیا؛ همواره در تمامی اجلاس ها مورد تاکید دشمن بوده است، این سؤال پیش کشیده می شود که چرا آمریکا و اسرائیل با تصویب آن در سازمان ملل متحد مخالفت می ورزند؟! مگر نه این که تشکیل کشور مستقل فلسطین به گونه ای که شرح آن گذشت، آرزو و خواست همیشگی آنان بوده است؟ بنابراین مخالفت کنونی چگونه قابل توجیه است؟ مخصوصا آنکه آمریکا در حالی با تصویب طرح مخالفت می ورزد که همزمان با این مخالفت، در چارچوب کمیته ۴ جانبه، شامل آمریکا، اتحادیه اروپا، روسیه و سازمان ملل بر اجرای همین طرح اصرار دارد!

این پرسش فقط به فقط یک پاسخ دارد و آن، بازی فریب با افکار عمومی ملت های مسلمان است. توضیح آن که آمریکا و اسرائیل با ابراز مخالفت صوری و تظاهر به ناخشنودی از تصویب این طرح در پی آنند که تصویب طرح یاد شده را حرکتی در تقابل با منافع آمریکا و اسرائیل جلوه داده و از این رهگذر - به زعم خود - افکار عمومی ملت های مسلمان را برای پذیرش آن آماده کنند، با این توهم که در تصویب طرح مورد اشاره، از آمریکا و اسرائیل «امتیاز»!! گرفته اند!

در این میان نقش برخی از دیکتاتورهای دست نشانده عرب و شماری از رسانه های وابسته به اردوگاه صهیونیسم ضمن آن که احمقانه است، خنده دار نیز هست. به عنوان مثال، دربار آل سعود اعلام کرده است که اگر آمریکا به مخالفت خود با تصویب این طرح ادامه دهد، عربستان سعودی در روابط و مناسبات خود با آمریکا تجدیدنظر خواهد کرد! و باز هم به عنوان مثال، «ژان دانیل»، مدیر مسئول و سردبیر هفته نامه معروف و فرانسوی «نوول ابزرواتور» که طی ۴۰ سال گذشته در دفاع از رژیم اشغالگر قدس یقه چاک می کرد و در میان رسانه های غربی به سگ جنگی - DOG FIGHT - اسرائیل مشهور است ناگهان دچار عذاب وجدان! می شود و در حالی که تظاهر می کند احساسات فلسطین دوستانه اش تحریک شده است می نویسد «مخالفت آمریکا و اسرائیل با طرح تشکیل دولت مستقل فلسطین نشانه شیادی، تزویر و فریبکاری آنهاست!» در همین زمینه می توان به تفسیرها، گزارش ها و مقالات روزنامه های واشنگتن پست، نیویورک تایمز و تفسیر خبری CNN و… اشاره کرد.

۵ - محمود عباس - ابومازن - رهبر تحمیلی و غیرقانونی «جنبش فتح»! یک بهایی ایرانی تبار و از نوادگان عباس افندی است. خانواده وی چند دهه قبل - در دوران ناصرالدین شاه - و در پی شکست فتنه بابی ها به «حیفا» در فلسطین اشغالی کوچ کرده بودند.

مقامات رژیم صهیونیستی محمود عباس را به چشم یک دوست می نگرند چرا که بهائیت به قول حضرت امام(ره) و به گواهی اسناد موجود یک حزب صهیونیستی است. «زئیف شف» ژنرال بازنشسته ارتش صهیونیستی و یکی از استراتژیست های اسرائیلی درباره محمود عباس می گوید «ابومازن یک سرلشکر وفادار است و تنها عیب او، آن است که لشکر ندارد»!

«زئیف شف» در تعبیر خود از محمود عباس به یکی از اصلی ترین مشکلات رژیم صهیونیستی در عملیاتی کردن طرح های سازش و از جمله طرح یاد شده اشاره می کند. چرا که اسرائیل برای تحمیل طرح های ذلت بار خود به مردم فلسطین، با کمترین مقاومت و مخالفتی از سوی گروه فتح به رهبری محمود عباس، روبرو نیست ولی چرا در تمامی مذاکرات سازش وقتی مذاکرات به نتیجه نهایی و دلخواه اسرائیل روبرو می شود، طرف صهیونیستی به بهانه ای آن را به تعویق می اندازد؟ علت را باید در این واقعیت جستجو کرد که گروه فتح طرف مقابل اسرائیل نیست، و سازش با ابومازن به مفهوم سازش اسرائیل با یکی از وابستگان خود است و بدیهی است که نمی تواند موافقت مردم فلسطین را در پی داشته باشد.

دقیقا به همین علت بود که آمریکا و اسرائیل در نیمه دوم اردیبهشت ماه سال جاری با وساطت سؤال برانگیز ترکیه و مصر، طرح آشتی ملی فتح و حماس را به صحنه آوردند با این امید که محمود عباس در مذاکرات سازش از پشتیبانی حماس نیز برخوردار باشد. کیهان در همان روزها - ۲۰ اردیبهشت ماه ۹۰ - طی یادداشتی با عنوان «روی این دیوار یادگاری ننویسید» به این نکته اشاره کرد که این پیوند ناهمگن، با هدف سازش و معامله بر سرفلسطین طراحی شده است و با توجه به مواضع انقلابی حماس در بزنگاه های حساس نمی تواند دوام داشته و به کار آید.

بخشی از تظاهر آمریکا و اسرائیل به مخالفت با طرح تشکیل کشور مستقل فلسطین را بایستی در تلاش آنها برای جلب موافقت حماس و مردم فلسطین جست وجو کرد که خوشبختانه این تیر به سنگ اصابت کرده و دیروز آقای «اسماعیل هنیه» رهبر انقلابی حماس اعلام کرد ابتدا تمام خاک فلسطین را آزاد می کنیم و سپس کشور مستقل فلسطین را تشکیل خواهیم داد. گفتنی است که در پیشنهاد کشور مستقل فلسطین در طرح یاد شده آمده است که این کشور نمی تواند نیروی نظامی - غیر از پلیس - داشته باشد. پرواز بر فراز آن بایستی تحت کنترل اسرائیل باشد داشتن پرچم مستقل، روابط خارجی و مسائل دیگری از این دست نیز به مذاکرات بعدی موکول شده است.

۶ - و بالاخره باید گفت که یکی از اصلی ترین اهداف در طرح تشکیل کشور مستقل فلسطین، مهار خیزش های اسلامی منطقه و مخصوصا حذف شاخصه ضد اسرائیلی آن است. این محور اساسی به شرح جداگانه ای نیاز دارد که به آن خواهیم پرداخت.
انتهای پیام /
۲۰۱۱ Fars News Agency. All rights reserved