به گزارش افکارنیوز،

 "دنیس راس،"  دستیار ویژه پیشین باراک اوباما، رئیس جمهور آمریکا، در مصاحبه‌ای با موضوع "پیامدهای توافق هسته ای ایران" با بخش انگلیسی نشریه سعودی "مجله" مدعی شد جمهوری اسلامی نمی تواند در مبارزه جهانی ضد داعش به عنوان یک شریک عمل کند.

 
دنیس راس، سیاستمدار کهنه‌کار آمریکایی که در دوره چندین رئیس‌جمهور، از جمله باراک اوباما، به عنوان مشاور فعالیت کرده در مصاحبه ‌با بخش انگلیسی این نشریه سعودی که در لندن مستقر است در خصوص مسائل مختلفی از جمله ایران، حزب الله لبنان و جنگ سوریه اظهارنظر کرده است.
مشروح این مصاحبه به شرح زیر است:

 

سؤال: بیش از یک سال از امضای برجام با دولت ایران می گذرد. تا اینجا ارزیابی شما چیست و آیا اتفاق غیرمنتظره ای تا کنون افتاده است؟

 

دنیس راس: صادقانه بگویم، من از آنچه که در سال گذشته اتفاق افتاد متعجب نشدم. لغو تحریم ها به نفع ایران بوده است. در عوض، رهبران ایران خود را آماده کردند که دست از بلندپروازی های هسته ای خود بردارند، هرچند که آنها تسلیم نشدند. اگرچه در چارچوب برجام، ایرانی ها متعهد شدند هیچگاه به دنبال سلاح هسته ای نباشند؛ اما با وجود این، به آنها اجازه داده شده تأسیسات صنعتی هسته ای داشته باشند و پس از گذشت پانزده سال، آنها همچنان گزینه دستیابی به سلاح هسته ای را خواهند داشت. ایرانی ها توان هسته ای خود را حفظ کردند و در نتیجه، این گزینه را در اختیار دارند. آنچه که ما در عوض عایدمان می شود این است که زمان بخریم؛ زمانی 10 تا 15 ساله.

 

وی در ادامه مدعی شد: اما وقتی که من می گویم چیزی مرا متعجب نکرد منظورم این است که من انتظار این را داشتم که (با امضای توافق) رفتار بد ایران در منطقه افزایش می یابد. ایرانی ها معتقدند تسلط بر منطقه حق آنهاست، زیرا آنها نگاهی از بالا به پایین به اعراب دارند و فکر می کنند فرهنگ برتری دارند و آمریکا را مانع اصلی این سلطه می دانند. ما اکنون شاهد ناراحتی دوستان سنّتی آمریکا در منطقه هستیم چرا که آنها تصور می کنند آمریکا تمایل کمتری برای مواجهه یا مقابله با رفتار تهاجمی ایران در منطقه دارد. 

 

سؤال: آیا برخی از متحدان سنتی آمریکا در منطقه خاورمیانه (غرب آسیا) درست می گویند که دولت اوباما به دنبال ایجاد ائتلافی با ایران به قیمت از دست رفتن آنهاست؟
 
پاسخ دنیس راس: واقعیت این است که دولت اوباما خواستار تغییر اساسی در روابط میان ایران و آمریکاست. دولت می داند که این کار در حال حاضر امکان پذیر نیست؛ اما قصد ندارد کاری کند که تندروهای داخل ایران تقویت شوند. من موضع دولت اوباما را درک می کنم اما با آن موافق نیستم. دلیل این مسئله آن است که منطق مذاکره با ایرانی ها در زمینه برنامه هسته ای - که من هم بخشی از این فرایند بودم - این بود که بر آنها فشار وارد شود و در عین حال یک راه برای آنها باقی گذارده شود. من معتقدم که همین منطق باید در مورد رفتار ایران در منطقه به کار گرفته شود. ایران بارها اعلام کرده بود تا زمانی که تحریم ها سر جای خود باشند، در مورد برنامه هسته ای خود مذاکره نمی کند. اما دیدیم که آنها مذاکره کردند. زمانی که مشخص شد جمهوری اسلامی در خطر قرار دارد، آنها رویکرد خود را در مورد مسئله هسته ای تغییر دادند. در نتیجه، ما 10-15 سال زمان خریدیم. بنابراین، زمانی که به ایرانی ها فشار وارد کنید و فقط یک راه برای آنها باقی بگذارید، در نتیجه آنها در می یابند برای جلوگیری از به خطر افتادن منافعشان باید رفتارشان را تغییر دهند. این پیشنهاد من که باید در پاسخ به رفتار ایران در منطقه به آنها فشار وارد کنیم باعث تقویت خط تندروی در این کشور نمی شود؛ بلکه آن را تضعیف می کند، زیرا با این کار می توان به ایران نشان داد که هزینه رفتار بدش چیست.

 

سوال: رویکرد خودتان را درباره ایران به شکل عملی تبیین کنید.

 

پاسخ دنیس راس: ابتدا باید همه گزینه های احتمالی را با کشورهای عضو شورای همکاری خلیج (فارس) و اسرائیلی ها بررسی و بر نحوه مقابله با استفاده ایران از شبه نظامیان شیعه تمرکز کنید، زیرا این مسئله، ابزار آنهاست. ما باید نشان دهیم که ابزار مقابله با آنها را داریم و می توانیم ابزارهای جدیدی طراحی کنیم. دوم اینکه ما باید در سوریه بیشتر حضور داشته باشیم و هزینه را برای روسها، ایرانی ها و شبه نظامیان شیعه بالا ببریم.

 

سوال: منظورتان اقدام نظامی است؟

 

پاسخ دنیس راس: در شرایط کنونی هیچ راه حل سیاسی وجود ندارد. ما اکنون قطعنامه 2254 شورای امنیت سازمان ملل متحد را داریم که بر مبنای توقف خصومت ها، بر مبنای مذاکره و انتقال سیاسی قدرت صادر شده  است. روسها با این کار موافقند ولی اکنون به چه کاری مشغولند؟ اخیراً آنها از یک خط قرمز عبور کردند و بمب افکن هایشان را از پایگاه هوایی ایرانی به سمت حلب و سایر اهداف در سوریه گسیل داشتند. در عین حال، آنها همچنان با آمریکا در حال مذاکره هستند و تبادل اطلاعات دارند و یک ستاد عملیاتی مشترک برای هماهنگی در زمینه حملات هوایی دارند. آنها گروه های اپوزیسیونی را مورد هدف قرار می دهند که مسیری برای شکست حصر حلب باز کرده بودند. این کار با منطق مذاکره ما با آنها در تعارض است. روسیه و ایران در سوریه دارای هدفی مشترک هستند، هرچند که ممکن است این مسئله در سایر حوزه ها صدق نکند. روس ها ممکن است به تجزیه سوریه راضی باشند. چون اگر آنها بخش غربی سوریه را که از شمال تا جنوب کشیده شده است در اختیار داشته باشند، آنگاه دولت "بشار اسد" بر اکثریت جمعیت کنترل خواهد داشت و این مسئله از نظر اسد، پوتین و ایران موضوعی خوشایند است. آنچه که برای ایرانی ها مهم است این است که بتوانند اهرم حزب الله را حفظ کنند. بنابراین، اگر بخواهم به پرسش شما پاسخ دهم، منظور من این است که ما باید به طور شفاف به روس ها بگوییم که آماده ایم به قطعنامه 2254 شورای امنیت پایبند بمانیم؛ اما اگر آنها به آن پایبند نمانند، ما برای تغییر موازنه قدرت در نبردهای زمینی وارد عمل می شویم. ما به طور شفاف به روس ها می گوییم مادامی که اسد بر سر قدرت است، هیچ راه حل سیاسی ممکن نیست - و فقط تعداد آوارگان بیشتر می شود و بی ثباتی افزایش می یابد و این مسئله برای ما غیرقابل قبول است. بنابراین، اگر اسد بار دیگر بخواهد از بمب های بشکه ای استفاده کند، ما با حملات هوایی، سکوهای پرواز بالگردهای آنها را منهدم می کنیم. برای مثال، این کار به ایرانی ها و دوستان ما این پیام را می دهد که ما وقتی حرفی می زنیم در مورد آن جدی هستیم. طرح و بررسی گزینه های مختلف با اعراب و اسرائیل، این پیام را می فرستد که ما ماهیت تهدید را درک می کنیم و به همین دلیل در حال آماده کردن گزینه های خود برای مقابله با آن هستیم.

 

سوال: حال که کمتر از شش ماه از دولت اوباما باقی مانده و اوباما در روزهای آخر ریاست جمهوری اش است، نگرانی شما در مورد بهره برداری ایران و متحدانش از این شرایط چیست؟

 

پاسخ دنیس راس: من فکر می کنم دلیل آنچه که اکنون در شهر حلب سوریه اتفاق می افتد این است که پوتین، اسد و ایرانی ها می خواهند کنترل شهر حلب را به دست بگیرند تا واقعیتی متفاوت در میدان نبرد برای رئیس جمهور بعدی آمریکا بوجود آورند. من بعید می دانم که دولت اوباما تلاش جدیدی برای حمایت از کسانی که علیه رژیم اسد در حلب می جنگند انجام دهد، زیرا جبهه النصره بخشی از جبهه مقابل اسد است، دولت در مورد چنین حمایتی تعلل می کند. من این نگرانی را درک می کنم؛ از آنجا که این گروه به همراه بخش زیادی از گروه های اپوزیسون می جنگد، زمانی که روس ها جبهه النصره را مورد هدف قرار می دهند، ما به آنها این مجوز را می دهیم که بگویند "ما صرفاً جبهه النصره را مورد هدف قرار می دهیم." در عین حال، ما با برخی از دوستانمان در منطقه همکاری اطلاعاتی و امنیتی داریم، اما این همکاری برای مقابله با ایرانی ها نبوده است. ما یک بار قایقی را که به یمن سلاح می برد توقیف کردیم. من دوست دارم این گونه تلاش ها بیشتر شود، ولی فکر نمی کنم دولت اوباما کار بیشتر انجام دهد.

 

سوال: برخی از سیاستمداران آمریکایی، ایران را متحدی بالقوه در مبارزه ضد داعش تلقی می کنند. نظر شما چیست؟

 

پاسخ دنیس راس: من بارها به طور علنی گفته ام که ایران نمی تواند شریکی در مبارزه ضد داعش باشد. این بدان معنا نیست که آنها اصلاً با داعش نمی جنگند، بلکه برعکس، این تنها جایی است که آنها با کمک شبه نظامیان در عراق واقعاً با داعش می جنگند و حتی نبرد آنها به گونه ای است که به طور مرتب به دولت مرکزی عراق صدمه می زند. به همین دلیل است که آنها نمی توانند شریکی در مبارزه ضد داعش باشند. پس از شکست داعش ما به دولتی سنی در عراق نیاز داریم، زیرا اگر انزوای سنی ها، تضییع حقوق آنها و تسلط شبه نظامیان شیعه بر نواحی سنی همچنان تداوم یابد ما شاهد فرزندی از داعش در عراق خواهیم بود. به همین دلیل است که ما به شراکت سنی ها و نه ایرانی ها نیاز داریم. بخشی از محور انتقادات از دولت اوباما این بوده است که چنانچه ما تهدید ایران را مانند بسیاری از اعضای شورای همکاری خلیج فارس جدی نگیریم، جذب سنی ها برای ایفای نقشی که مد نظر ماست بسیار دشوار است. به همین دلیل است که من می گویم ما باید برای مقابله با ایران تلاش بیشتری کنیم. اگر این کار را بکنیم در جایگاه بهتری برای مقابله و در نهایت شکست داعش قرار خواهیم گرفت.

 

سوال: تفاوت تصور سعودی ها از ایران با تصور سیاستگذاران آمریکایی از این کشور چیست؟

 

پاسخ دنیس راس: هیچ بحثی در این نیست که سعودی ها، ایران را تهدیدی موجودیتی می بینند. سعودی ها به آنچه که ایران در استان شرقی سعودی، بحرین، عراق، سوریه و یمن انجام می دهد این گونه نگاه می کنند و چنین احساسی دارند که ایران تلاش می کند آنها را محاصره کند. بنابر این، برای من جای تعجب ندارد زمانی که آمریکا برای ایران محدودیتی قائل نمی شود، سعودی ها خودشان به اِعمال چنین محدودیتی احساس نیاز کنند. بنابراین آنچه که ما در یمن شاهد هستیم تنها بخش کوچکی از تلاش سعودی ها برای نشان دادن خط قرمزهای مخصوص خودشان است. من می دانم که سعودی ها انبارهای تسلیحاتی مخفی در استان شرقی خود کشف کرده اند. من می دانم که چنین چیزی در بحرین نیز وجود دارد. بسیاری از این سلاح ها، ‌بمب های کنار جاده ای پیشرفته هستند. بنابراین سعودی ها با آنچه که از نظر آنها تهدیدی موجودیتی است مقابله می کنند.

 

سوال: نظر شما در مورد این پیشنهاد اوباما به یکی از خبرنگاران آمریکایی چیست که توصیه کرد عربستان سعودی باید «منطقه را با ایران» تقسیم کند؟

 

پاسخ دنیس راس: اگر منظور رئیس جمهور این است که ایران یک قدرت منطقه ای است و باید به عنوان یک قدرت منطقه ای پذیرفته شود و سایر کشورهای منطقه نیز باید این موضوع را درک کنند، خب، به لحاظ نظری، همزیستی کاری منطقی است، ولی به شرط اینکه این همزیستی با شکارچی خود نباشد. شاید رئیس جمهور می بایست بگوید زمانی که ایران به همسایگان خود اثبات کرد که برای آنها یک تهدید نیست، آنگاه این احتمال وجود دارد که ایرانی ها نیز وارد ساختار منطقه شوند. آنها کشوری با بیش از 80 میلیون جمعیت هستند و البته که در این منطقه یک عنصر به حساب می آیند. آنها منافعی دارند که باید درک شود، اما اگر این منافع در چارچوب سلطه منطقه ای تعریف شده باشد نمی توان آنها را درک کرد. بنابر این، بهتر بود رئیس جمهور این مرزبندی ها را انجام می داد و تأکید می کرد که ایران نباید از شبه نظامیان به عنوان راهی برای شکستن اقتدار یک کشور استفاده کند. به نظر می رسد همه بر داعش متمرکز شده اند نه بر شکستن اقتدار دولت ها. اما به رفتار ایرانی ها نگاه کنید: حزب الله بر لبنان کنترل دارد. در بغداد، ایده آزادسازی موصل پس از فلوجه و رمادی ایده خوبی است، اما زمانی که شبه نظامیان شیعه وارد این شهر شوند، این مسئله به شکاف فرقه ای بیشتر منجر می شود. به علاوه، ایرانی ها در عراق همچنان از این اهرم برای جلوگیری از رویکردی فراگیر در رهبری کشور که ضروری است استفاده می کنند. حمایت آنها از انصارالله یمن تصادفی نیست. ایرانی ها در همه جا از این نوع ابزار برای تضعیف اقتدار دولت ها استفاده می کنند. بنابر این، اگر قرار است رویکردی متفاوت وجود داشته باشد که برای ایران شأن یک کشور سازنده در منطقه در نظر بگیرد، آنگاه این کشور باید ثابت کند که آماده است به منافع دیگران احترام بگذارد نه اینکه تهدیدی برای آنها باشد.