به گزارش افکارنیوز،

کمتر از 250 روز تا پایان دولت یازدهم زمان باقیست و این در حالی است که بسیاری از وعده های اقتصادی روحانی از بهبود معیشت تا چرخیدن چرخ کارخانه ها همچنان بلاتکلیف مانده است.

یکی از وعده های روحانی در انتخابات سال 92 تأمین معیشت مردم بود. وی در این باره گفته بود: دولت تدبیر به دنبال این است که آنچنان مردم را از درآمد سرشار کنند که اصلا به یارانه نیازی نداشته باشند.روحانی همچنین مدعی بود در دولت تدبیر و امید همراه با یارانه‌های نقدی، یارانه‌های کالایی نیز داده می‌شود تا اقشار ضعیف دیگر دغدغه معیشتی نداشته باشند؛ چرا که اساس اقتصاد دولت من آرامش به مردم و از بین بردن نگرانی است. البته نیاز مردم به یارانه در دوره او نه تنها کم نشد که در زمانی که دولت همه تلاش خود را به کار بسته بود تا مردم از دریافت یارانه انصراف دهند، بیش از 91 درصد مردم به درخواست انصراف از یارانه نه گفتند!

حال با گذشت بیش از سه سال از آن روزها و در ماههای پایانی عمر دولت می‌توان به بررسی عملکرد و دستاوردهای کابینه یازدهم پرداخت تا مشخص شود در عمل تا چه میزان به وعده هایی که به مردم داده بودند، موفق عمل کردند.

برطبق آخرین گزارش بانک مرکزی از نتایج بررسی بودجه خانوار در مناطق شهری ایران که 29 شهریورماه امسال منتشر شد، آمارها از از کوچک‌تر شدن سفره مردم در دولت یازدهم خبر می‌دهند.

به عنوان نمونه همانطور که در جدول زیر مشاهده می‌شود میزان هزینه های خانوار شهری در سال 94 نسبت به سال 92 افزایش یافته و در عین حال هزینه سالانه خانوار برای تهیه موادغذایی و خوراکی روند کاهشی داشته است.

برای مشاهده جدول در اندازه بزرگتر اینجا    کلیک کنید

براساس این نمودار در سال 94 هزینه های خوراکی و آشامیدنی ها نسبت به سال92 بیش از 850 هزار تومان افزایش داشته است. لیکن این افزایش علی‌رغم کاهش نرخ تورم، نتوانسته رفاه خانوار را افزایش دهد و همانطور که قابل مشاهده است سرانه خوراکی و آشامیدنی‌های خانوار رشد معکوس را تجربه کرده است.

 این در حالیست که در همین مدت علی‌رغم افزایش بیش از 2.6 میلیون تومانی هزینه های مسکن و سوخت، سهم این بخش از هزینه های خانوار نیز افزایش داشته است.

 کاهش شاخص مصرف مواد خوراکی نظیر گوشت قرمز، گوشت سفید، ماهی و میوه‌ها و سبزیجات نیز این امر را تایید می‌کند که تغییراتی در ترکیب سبد مصرفی خانوار رخ داده است و در واقع سفره خانوار در این مدت منقبض تر شده است.

روند کاهشی استفاده مردم از موادغذایی در دولت موجب انتقاد بسیاری از کارشناسان تغذیه ای و همچنین اصناف شده است. به عنوان نمونه رئیس اتحادیه گوشت گوسفندی با اشاره به کاهش قدرت خرید مردم گفت: تا سال های پیش مصرف سرانه گوشت 12 تا 12.5 کیلو بود و الان 9 تا 9.5 کیلو شده است یعنی سه کیلو مصرف سرانه کمتر شده است. به طوری که اگر در دوسال پیش کسی به خرید می رفت دو کیلو گوشت می خرید و از درب مغازه بیرون می آمد اما الان به یک و نیم کیلو اکتفا می کند.

 وزیر جهاد کشاورزی نیز که خود وظیفه تامین مایحتاج بازار را بر عهده دارد هم با اشاره به کاهش قدرت خرید مردم گفت: سرانه مصرف ما در لبنیات حدود 100 لیتر است، در حالی که میانگین مصرف جهانی 150 لیتر است.

این موارد در حالیست که دولت همچنان کاهش تورم را به عنوان یکی از مهم ترین دستاوردهای اقتصادی خود می‌داند، اما آنچه در واقعیت قابل مشاهده است دیده نشدن اثر این سیاست در زندگی روزمره مردم است، موضوعی که خود روحانی هم در ایام تبلیغات ریاست جمهوری بر آن تاکید داشت و جیب مردم را ملاک تشخیص کاهش تورم می‌دانست.

حسن روحانی در ابتدای شروع به کار خود مدعی بود که ملاک گرانی جیب مردم است نه آمار و ارقام نهادهای دولتی و بعدها نیز دوباره تأکید کرد که «معیار سنجش تورم باز هم جیب مردم است و بنده همچنان قبول دارم که در زمینه گرانی، ارزانی و زندگی ملاک جیب مردم است».

براین اساس و برای درک بهتر وضعیت اقتصادی مردم ایران در دوران روحانی به مقایسه قیمت اقلام پرمصرف سبد غذایی خانوار براساس گزارش بانک مرکزی در زمان روی کار آمدن دولت و حال حاضر پرداخته ایم. در این میان افزایش قیمت کالاها در دوران پسابرجام را هم بررسی کردیم تا نقش توافق هسته ای در وضعیت معاش مردم بررسی شود.

 

آنطور که از این نمودار برداشت می‌شود،‌ دولت روحانی در دوران مدیریت خود نتوانسته تسلط خوبی بر بازار داشته باشد و در این میان بسیاری کالاها روند افزایشی به خود گرفته اند. برجام هم که به عنوان امید دولت برای بهبود اوضاع اقتصادی کشور مطرح بود هم نتوانست جلوی افزایش قیمت ها را بگیرد. گزارش های هفتگی بانک مرکزی از قیمت خرده فروشی مواد غذایی نیز به خوبی موید این معناست.

رهبری معظم انقلاب نیز در 11 مرداد سال جاری در دیدار اقشار مختلف مردم بر بهبود نیافتن معیشت مردم در پسابرجام تاکید کردند و فرمودند: "شش ماه هم از امضای برجام میگذرد، هیچ تأثیر محسوس و ملموسی هم در وضع معیشت مردم به وجود نیامده است؛ [درحالی‌که] خب، برجام اصلاً برای برداشتن تحریمها بود؛ برای اینکه تحریمهای ظالمانه برداشته بشود. مگر غیر از این است؟ خب برداشته نشده؛ حالا میگویند بتدریج، یواش یواش دارد درست میشود! مگر بحث سرِ یواش یواش بود؟ آن روز مسئولین، هم به ما میگفتند، هم به مردم میگفتند که در این مذاکرات، قرار بر این است که وقتی ایران تعهّدات خود را انجام میدهد، یکباره همه‌ی تحریمها برداشته بشود؛ یعنی این مانعی که آمریکا سر راه ملّت ایران ظالمانه و خباثت‌آمیز به وجود آورده بود، برداشته بشود؛ خب حالا شش ماه از این موعد گذشته است، برداشته نشده؛ شش ماه برای یک مملکت هشتاد میلیونی زمان کمی است؟ در این شش ماه دولت محترم کم میتوانست کار بکند اگر چنانچه این خباثت آمریکایی‌ها نبود؟ این برجام شد برای ما یک نمونه، یک تجربه. "

آنطور که مشخص است، دولت نتوانسته در زمان سپری شده از وقت خود برای بهبود معیشت مردم استفاده کند و کماکان سفره مردم کوچکتر و دسترسی به ملزومات زندگی برای آن ها سخت تر می‌شود، جا دارد دولت با تجدید نظر در سیاست‌های اقتصادی خود، توجه به اقشار مردم را در اولویت کاری خود قرار دهد تا در زمان باقی مانده گامی نسبت به تعهدات خود بردارد.