گروه سیاسی- ناصر عاشوری مشاور وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی که در مجلس نهم عضو کمیسیون اقتصادی بود در گفت و گو با افکارنیوز درباره وضعیت اشتغال گفت و تصریح کرد که خود رئیس جمهور نیز گفته که در اشتغال کاری نکرده ایم.

وی در این گفت و گو معتقد است دولت بیش از اندازه به مذاکرات امیدوار بود در صورتی که حتی اگر برجام صد در صد اجرایی می شد باز هم مشکلات کشور را باید با برنامه ریزی در داخل حل کرد.

به عنوان سوال اول اینکه چرا امروز وضعیت اشتغال اینچنین بد است، دولت چرا کاری برای اشتغال انجام نمی دهد؟ آیا مهار تورم باعث ایجاد چنین مشکلاتی در اشتغال شده است؟

دولت در رابطه با مهار تورم توفیقاتی داشته و آمار نشان می دهد به مرز قابل قبولی رسانده است اما در رابطه با اشتغال همانطور که خود رئیس جمهور نیز گفته ما همچنان مشکلاتی داریم .

من نه به عنوان نه تنها مشاور وزیر کار بلکه به عنوان کارشناس معتقدم باید نسخه اشتغال را به صورت جدید پیچیده شود و نگاه نو داشته باشیم .

پارامترهای مختلفی در اشتغال نقش آفرینی دارد که آن پارامترها را باید تجدید ارزیابی و تجدید نظر کنند، برخی از این پارامترها باید تشکیل و برخی باید حذف شود.

با صرف تزریق نقدینگی مشکل حل نمی شود، ما سالها این تجربه را داشته ایم که تزریق نقدینگی صورت گرفته اما چون کنترل و نظارت نبوده است و تولید توجیه اقتصادی نداشته، وام در جاهای دیگر هزینه شده است.

ما در رابطه با تولید کنندگان باید امتیازاتی شفاف و روشن بدهیم تا این امتیازات مقرون به صرفه کند تولید را تا علاقه مند کند تولید کننده را و او را عاشق تولید کند و وقتی تولید کننده تولید کرد اشتغال ایجاد می کند و تولید کننده پس از بسته بندی مازاد مصرف را صادر کند.

مثلا معافیتی را برای مواد اولیه بدهیم و نگیریم، یا کمتر از تولید کننده بگیریم، امور گمرکی و سود بازرگانی، یا سهم کارفرما در رابطه با بیمه کارگران را کم کنیم، الان بیش از سی درصد توسط کارفرما پرداخت می شود که این را دولت قبول کند.

در کشوری برای بازدید رفته بودم که سهم بیمه را دولت پرداخت می کرد و مواد اولیه تولید آزاد بود، من وقتی این 4 الی 5 آیتم را برای حمایت از تولید کننده مطرح می کنم با هم جمع می کردیم می دیدیم که یک محصول 50 درصد ارزانتر از کشور ما تولید می شود.

مثلا این واحدی را که ما نگاه کردیم در این واحد 3200 نفر مشغول به کار بودند و کفش تولید می کردند و جالب است بدانید حتی یک جفت کفش در داخل کشورشان رسوب نمی کرد و همه را صادر می کردند، امتیاز ویژه به تولید کننده در کشورشان می دادند و امتیاز ویژه هم می گرفتند، امتیاز ویژه اینکه همین معافیت ها را دولت قبول کند و امتیازی که گیر دولت می آید ارز است که با صادرات ارز وارد کشور می شود. امتیاز دیگر برای دولت آنها این است که 3000 نفر را زیر یک سقف اشتغال ایجاد کرده و آنها درآمد داشته و حقوق می گیرند و این امتیاز است.

ما با سخنرانی و شعار تولید درست نمی شود بلکه باید تولید برای تولید کننده صرف کند در غیر این صورت تولید کننده تولید نخواهد کرد.

سوال اینجاست در طول بیش از سه سال از طول عمر دولت یازدهم چرا دولت بنگاهها و کارگاههای اقتصادی کوچک و متوسط را تقویت نکرده و بیشتر نگاه اش به واردات در کشور بوده است؟

البته اقتصاد مقاومتی یک اقتصاد فراگیر است و از واحدهای کوچک 3 نفره تا کارخانه های بزرگ را فرا می گیرد.

به نظر من در آن شرایطی که دولت داشت نمی توانسته برنامه ریزی کرده و به آن توجه کند و هم و غم دولت در طول سه سال این بوده که ترمز تورم را بکشد.

اما کشیدن ترمز تورم منجر به رکود شده است اینطور نیست؟

بله کشیدن ترمز تورم باعث رکود مضاعف شده است یعنی در حقیقت خیلی از بخش های اقتصادی فریز و قفل شده که خطرناک است، پیشنهاد من این است که به صورت کنترل شده باید انجام دهد، چه تزریق نقدینگی و دادن یارانه به صورت پلکانی باشد نه اینکه از هم گسیخته و رها شده باشد، مانند خونی که برای یک بیمار تزریق می شود ، پزشک بیمار می گوید یک واحد باید تزریق شود اما اطرافیان بیمار می گویند سه واحد تزریق کنیم، درست است که خون سبب حیات می شود اما همین خون زیاد آن فرد را می کشد و باید به اندازه باشد ، بنابر این نقدینگی باید مهار شده و کنترل شده تزریق شود تا خواب این چرخ دنده باز شود و خود رئیس جمهور هم گفت که ما برای اشتغال کاری نکرده ایم.

وزارت خارجه و دولت باید در مذاکرات بازرگانی و واردات و صادرات باید تمام نگاه به اشتغال داشته باشد.

یعنی دولت باید واردات را در جهت صادرات انجام دهد تا ارز وارد کشور شود و همچنین اشتغال ایجاد شود درست است؟

بله در کنار همین ما تحصیل کردگان زیادی در رشته های مختلف داریم که می توانیم صادرات علم داشته باشیم، مثلا کشوری که از آن گندم وارد می کنیم و یا معادلات دیگر بازرگانی داریم در مذاکرات با این کشورها بگوید من به مدت 4 سال مثلا یک میلیون یا 500 هزار نفر اعزام می کنم، یعنی وزارت خارجه هم به کمک اشتغال کشور بیاید.

مگر 20 سال پیش از کشورهای پاکستان و بنگلادش پزشک وارد کشور نمی کردیم، الان ما مازاد پزشک داریم، چرا بگذاریم اینها فرار کنند، یا پزشک در خیایان امیر کبیر لوازم یدکی بفروشد، ما می توانیم این افراد را ساماندهی کرده و اعزام کنیم، یعنی ما مغز اعزام کرده و علم صادر می کنیم . به جای فرار مغزها ماموریت مغزها را تبیین کنیم.

در این موضوع اگر وزارت امور خارجه، وزارت اقتصاد، وزارت تعاون و کار بتوانند با هم مچ شوند و سیاستگذاری کنند ، خیلی از همین کشورهای آسیای میانه که من رفتم نیاز به داشته های ما و علوم ما دارند، و به نظر من می توان بخشی از تحصیل کردگان ما را در این نگاه ساماندهی کنیم.

آیا این را قبول دارید که دولت نگاه اش بیشتر درون زا نبود بلکه به قول معروف دولت تمام تخم مرغ های خود را در سبد مذاکرات و برجام گذاشت در حالی که امروز می بینیم برجام سودی نداشته است؟

ما همان موقع هم همین پیش بینی ها را می کردیم اما در مواضع خود گفته بودیم که نگاه به بیرون و تکیه بر درون، یعنی امیدوار به داشته های خود باشیم هم به لحاظ مالی و هم به لحاظ سرمایه گذاری و هم به لحاظ سرمایه های زیر زمینی ، زیرا اگر سرمایه های زیر زمینی ما با فکر و اندیشه و خلاقیت جوانان ما راه اندازی نشود فایده ای ندارد.

در بسیاری از کشورها در زیر زمین هایشان سرمایه های مختلفی دارند اما بر روی زمین مردم آنها گرسنه هستند، نیروی انسانی ماهر و دانشمندمان را باید به کارگیری کنیم تا بتواند فناوری را کار بیاندازد. ما بیش از حد معقول به مذاکرات امیدوار شدیم زیرا اگر برجام صد در صد هم اجرا می شد مشکلات ما را حل نمی کرد، برجام می تواند کلید واژه ای باشد و بابی را باز کند اما ما باید در درون برنامه ریزی صحیحی برای اداره کشور داشته باشیم.


مصطفی حسینی