به گزارش افکارنیوز،

نشریه آمریکایی فارین افرز در گزارشی تحت عنوان «ترامپ و انتخابات آینده ایران: چگونه این حملات لفظی بر نتایج تاثیر می گذارد؟» به تاثیر سیاست های واشنگتن در مسائل و رخدادهای سیاست داخلی ایران پرداخته و راهکارهایی را به دولت جدید واشنگتن ارائه داده است.

فارین افرز در ابتدای این تحلیل نوشته است: آیت الله علی خامنه ای، رهبر معظم ایران در راس سلسله مراتب رسمی قدرت قرار دارد ولی دیگر مراکز قدرت نیز در امور داخلی و مسائل خارجی، نفوذ چشمگیری دارند.

این تحلیل ادامه می‌دهد: انتخابات ریاست جمهوری آتی ایران قرار است در ماه مه برگزار شود. تبلیغات انتخاباتی رسما تا چند هفته مانده به تاریخ رای گیری شروع نمی شود و فهرست نهایی نامزدهای انتخابات نیز تا اندکی قبل از برگزاری آن قطعی و نهایی نخواهد شد. ولی از آنجایی که اغلب نامزدها قبل از اعلام رسمی نام نویسی و آغاز رسیدگی به صلاحیت آنها در شورای نگهبان، تصمیم خود را برای شرکت در انتخابات اعلام می‌کنند، در واقع می توان گفت فعالیت های سیاسی انتخاباتی از خیلی قبل‌تر آغاز می شود.

سرنوشت روحانی در گرو برجام

فارین افرز در ادامه سرنوشت روحانی را وابسته به تلقی مردم از برجام دانسته و می نویسد: حسن روحانی رئیس جمهور طرفدار گفتگو نیز قصد دارد بار دیگر در انتخابات نامزد شود و بخت وی برای پیروزی به مقدار زیاد به نحوه ارزیابی ایرانی ها از منافع حاصل از تعامل با غرب و نتایج حاصل از توافق هسته ای یا برجام بستگی خواهد داشت. ولی قبولاندن منافع حاصل از برجام این روزها به وظیفه ای دشوار برای روحانی و تیمش تبدیل شده است و حرف و حدیث ها و حملات لفظی که بر سر نتایج توافق هسته ای در ایران در گرفته، چندان کمک کننده نخواهد بود. چندین ماه بود که روحانی تاکید داشت بهتر است کشورش با آمریکا تعامل داشته باشد و به مفاد برجام عمل کند. وی ادعا می کرد که پایبندی به برجام به ایران امکان می دهد تا بار دیگر به آغوش جامعه بین المللی بازگردد، اقتصاد خود را بازسازی کند، و از رویارویی نظامی دوری گزیند. امروز تندروها ( که برخی از آنها احتمالا در صدد شرکت در انتخابات ریاست جمهوری برخواهند آمد) می گویند هیچ یک از این وعده ها محقق نشده است.

حملات ترامپ و سرنوشت روحانی

نویسنده در ادامه به رابطه مواضع دولت جدید آمریکا و سنوشت دولت روحانی پرداخته و ادامه می دهد: به رغم فقدان دسترسی به پیشرفت در زمینه های اقتصادی، روحانی هنوز هم معتبرترین نامزد برای انتخابات به شمار می رود. این بدان علت است که هیچیک از افرادی که برای شرکت در انتخابات اعلام آمادگی کرده اند، به اندازه روحانی شناخته شده نبوده اند یا از سرمایه سیاسی و اجتماعی چندانی برخوردار نیستند. ولی اگر روند تنش در روابط ایران و آمریکا به همین منوال ادامه داشته باشد، ممکن است این چشم انداز تغییر کند و شانس حسن روحانی برای انتخاب مجدد به مراتب کمتر شود. به همین علت باید گفت حملات لفظی و درشت گویی های دونالد ترامپ و دیگر مقامات دولت وی در آمریکا، کلیدی است که سرنوشت روحانی را رقم خواهد زد.

سابقه یک همکاری نافرجام

فارین افرز در ادامه به سابقه همکاری ایران و آمریکا در افغانستان پرداخته و می نویسد: افول و ظهور روند تعامل و همکاری در فاصله سالهای 1997 تا 2005، در دوران ریاست جمهوری رئیس جمهور اصلاح طلب ایران، ایران در چندین مورد گشایش هایی به سمت واشنگتن نشان داد. تهران در مراحل اولیه از حملات نظامی آمریکا در افغانستان پس از حملات یازده سپتامبر حمایت کرد. ایران همچنین با ایفای نقش تعیین کننده در شکل گیری توافقنامه بن در سال 2001 ، به هموار سازی مسیر انتقال آرام قدرت در کابل کمک کرد و ائتلاف شمال را وادار ساخت تا امتیازات حساسی را واگذار کند و تاکید داشت نظام سیاسی جدید در افغانستان بر پایه انتخابات دموکراتیک شکل بگیرد. ولی سخنرانی جرج دبلیو بوش، رئیس جمهور وقت آمریکا و طرح موضوع «محور شرارت» که ایران را جزیی از آن قلمداد کرده بود، به همه چیز مهر پایان زد. به زودی ایران مواضع خود را در قبال تلاش های آمریکا در افغانستان سختگیرانه تر کرد و در این مسیر موضعی کمتر سازنده در پیش گرفت.

ایران و آمریکا در عراق

فارین افرز به سراغ روابط ایران و آمریکا در عراق نیز رفته و می نویسد: در طول تقریبا یک دهه و نیم گذشته تلاش های آمریکا در عراق، اتخاذ مواضع سخت تر از سوی آمریکا همواره موجب بدرفتاری ایرانی ها (!) در این کشور شده است. به طور قطع جنس حضور تهران در عراق مشابه حضور آمریکا در این کشور نیست. ایران در عراق منافع امنیت ملی دارد که البته بخش اعظم آن ربطی به منافع واشنگتن پیدا نمی کند. بنابراین علت اقدامات ایران را در عراق نمی توان به آمریکا نسبت داد. ولی سپاه پاسداران ایران از موقعیت خود در عراق به گونه ای استفاده کرده تا خاری در چشم آمریکا باشد و در مورد آمریکا هم این موضوع صدق می کند چرا که آنها در عراق موی دماغ ایرانی ها بوده اند.

سنگ اندازی‌های کنگره

نویسنده در ادامه به سیاست کنگره آمریکا در قضیه برجام پرداخته و می نویسد: در طول مذاکرات هسته ای نیز مجلس ایران، آینه تمام نمای کنگره آمریکا بود و درست مانند کنگره توافق هسته ای را به باد انتقاد می گرفت. به عنوان مثال سناتور تام کاتن و 47 تن از همقطاران جمهوریخواه وی نامه ای جنجالی را خطاب به رهبران ایران امضا کردند و به جمهوری اسلامی هشدار دادند که کنگره یا رئیس جمهور بعدی آمریکا می تواند هر گونه توافقی را که تهران با دولت اوباما امضا کند، بی اثر سازد. انتقادات لفظی رهبران کنگره و اظهارات نامزدهای جمهوریخواه انتخابات آمریکا از جمله تهدیدات مختلف، مبنی بر پاره کردن برجام یا اعمال تحریم‌های بیشتر نیز، راه را برای روحانی به منظور قبولاندن توافق هسته ای در داخل کشور دشوارتر کرده است. ترامپ و دولت وی از زمان تصدی قدرت ، مواضع سختگیرانه ای را در قبال ایران اتخاذ کرده اند.

هیلاری کلینتون ضدایرانی‌تر بود

فارین افرز با اشاره به مواضع توئیتری رئیس جمهور آمریکا علیه ایران ادامه می دهد: ترامپ اخیرا در پیامی توئییتری نوشت ایران با آتش بازی می کند. آنها قدردان مهربانی های اوباما نبوده اند ولی من اینطور نیستم. بعدها شان اسپایسر سخنگوی کاخ سفید گفت ایرانی ها باید پیام اصلی را بگیرند که دولت جدید آمریکا بر آنها سخت تر خواهد گرفت. پس از آن نوبت مایکل فلین مشاور امنیت ملی بود که به ایران هشدار داد روزهای بستن چشمها به روی اقدامات خصمانه تهران در قبال آمریکا و جامعه جهانی به سر آمده است. با این همه هیچیک از این حملات لفظی که از کاخ سفید شنیده می شود، هیچ نشانه ای به ما نمی دهد که سیاست دقیق آمریکا در قبال ایران در آینده چه خواهد بود. تنها سیاستی که تاکنون اعلام شده اعمال تحریم هایی بر افراد یا شرکتهای دست اندر کار در برنامه موشکی ایران بوده است که بیانگر تغییرات عمده ای که مشاورات ترامپ همواره وعده آن را داده اند نیست. با تمام این تفاسیر دولت ایران هنوز فکر می‌کند که می‌تواند خیلی بیشتر از آنچه می توانست با رقیب وی یعنی هیلاری کلینتون، وزیر خارجه سابق آمریکا کار کند، با ترامپ کار کند. به ترامپ به دیده یک رهبر تاجرمآب عملگرا نگریسته می شود که بسیار مایل است تا وضع موجود در واشنگتن را به هم بریزد.

این گزارش می‌افزاید: ترامپ پایه و اساس فعالیت های خود را بر تغییر چند دهه سیاست خارجی آمریکا بنا نهاده است. حتی آیت الله خامنه ای در طول دوران تبلیغات انتتخاباتی آمریکا درباره ترامپ گفت که وی موفق شده است تا نظر مساعد رای دهندگان آمریکایی را برای تغییر در کشور جلب کند. این در حالی بود که هیلاری کلینتون موضعی به مراتب تهاجمی تر بر ضد ایران اتخاذ می کرد. وی در سال 2008 و هنگامی که برای تصدی نامزدی دموکراتها در برابر اوباما تلاش می کرد، تهدید می کرد که اگر ایران با سلاح هسته ای به اسرائیل حمله کند، به ایران حمله و آن را نابود خواهد کرد. هیلاری همچنین در طول دوران وزارت خارجه ضمن حمایت از توافق هسته ای وعده داده بود مواضع سختگیرانه تری در قبال تهران اتخاذ کند.

تندتر شدن ترامپ

نویسنده در ادامه از تندتر شدن مواضع ترامپ خبر داده و می نویسد: ولی این دیدگاه مثبت یا دست کم خنثی دونالد ترامپ، به ویژه در پی صدور فرمان منع مسافرتی که در آن اتباع ایران نیز یکی از هفت کشور فهرست مورد نظر ترامپ برای جلوگیری از ورودشان به آمریکا بودند، شروع به تغییر کرده است. اظهارات اخیر مایکل فلین مشاور امنیت ملی آمریکا در باب اخطار رسمی به ایران، احتمالا آتش نارضایتی ایران از واشنگتن را شعله ورتر خواهد ساخت. پس از این اظهارات بود که دولت آمریکا تحریم های جدیدی علیه برخی از شخصیت های حقوقی دست اندر کار در برنامه موشکی ایران وضع کرد. جدا از فاصله گرفتن از سیاست سنتی واشنگتن در قبال ایران یا سخت تر کردن مواضع بر ضد تهران، باید گفت اعمال این تحریمها، در واقع تداوم همان سیاست های ناکام گذشته آمریکا در قبال ایران قلمداد می شود. سپاه پاسداران ایران در این میان فرصت را غنیمت شمرد و در واکنش به حملات تند لفظی و تحریم های ترامپ، رزمایش نظامی برگزار کرد.

فارین افرز می‌افزاید: ترامپ در شرایطی وارد کاخ سفید شد که مناسبات میان ایران و آمریکا در بهترین شرایط در طول حدود چهار دهه گذشته و از زمان پیروزی انقلاب سال 1979 تاکنون قرار داشت. برای نخستین بار دو کشور دست کم بر سر یک حوزه راهبردی کلیدی، یک رابطه کاری با هم پیدا کردند و به سوی یکدیگر کانال های ارتباطی باز کردند. ترامپ می توانست بر پایه این پیشرفت تلاش های بیشتری صورت دهد در حالیکه دولت روحانی هنوز در این مسیر قرار دارد و می تواند آن را تا حد ممکن برگشت ناپذیر کند.

توصیه به تیم ترامپ

فارین افرز در ادامه با ارائه توصیه هایی به دولت جدید آمریکا می نویسد: جمهوری اسلامی در بیشتر موارد یک عامل دردسرساز برای آمریکا بوده است که بهتر است بدرفتاری آن از طریق تعامل وهمکاری و نه تهدیدات و حملات لفظی تعدیل شود و کاهش یابد. در پیش گرفتن این رویه به واشنگتن کمک خواهد کرد تا همواره افکار عمومی ایران را در کنار خود داشته باشد به جای اینکه خشم مردم ایران را برانگیزاند و آنها را از خود دور کند و با این کار موجب شود تا مردم بیشتر دور محافظه کاران ایران جمع شوند. این روند همچنین به کمک میانه روها و اصلاح طلبان ایرانی خواهد بود که خواهان بهبود روابط با غرب و بقیه جامعه بین المللی هستند. باز گذاردن کانال های ارتباطی و تعدیل لفاظی ها به واشنگتن امکان می دهد تا بدون به خطر انداختن منافع خود، راهش را پیدا کند.

ماجرای 10 تفنگدار آمریکایی و ارزش کانال ارتباطی

نویسنده برای اثبات نظر خود به ماجرای دستگیری 10 ملوان متجاوز آمریکایی اشاره کرده و می نویسد: به عنوان مثال در سال 2016 سپاه پاسداران 10 ملوان آمریکایی را نزدیک پایگاهشان در جزیره فارسی در خلیج فارس بازداشت کرد. این رویداد می توانست به سرعت به وخامت بگراید و موجب شود ملوانان در اسارت باقی بمانند و شاید منجر به رویارویی و درگیری نظامی میان دو طرف می شد. درگیری نظامی در خلیج فارس نیز ممکن بود سپاه را وادارد تا تنگه هرمز را ببندد که همه اینها پیامدهای متعددی برای اقتصاد بین المللی، منافع آمریکا و متحدانش ایجاد می کرد. در عوض جان کری وزیر خارجه وقت آمریکا موفق شد به سرعت این تنش را فروبنشاند و به لطف کانال های دیپلماتیک تماس با محمد جواد ظریف همتای ایرانی خود روند آزادی فوری ملوانان بازداشتی را سرعت بخشد. ولی اگر واشنگتن به جای این کار در صدد برمی آمد تا رویه حملات لفظی و اقدامات خصمانه را در پیش بگیرد، هیچیک از موفقیت‌های کری حاصل نمی شد.

نشریه آمریکایی با بیان اینکه "حملات تند لفظی ترامپ کسانی را جسورتر می‌کند که تلاش می کنند این اصل را مورد تاکید قرار دهند که آمریکا قابل اعتماد نیست"، افزود:  این روند همچنین بهانه به دست سپاه پاسداران می‌دهد تا تلاش های خود را در توسعه و آزمایش موشکهای بالستیک توجیه کند، به حمایت از گروه های جنجالی مانند حوثی ها در یمن ادامه دهد، و برنامه سایبری به مراتب تهاجمی تری دنبال کند. در عین حال این لفاظی های تند موجب تضعیف جایگاه میانه روها و اصلاح طلبان می شود که بخش اعظم سرمایه سیاسی خود را برای تعامل با آمریکا در مسائل کلیدی صرف کرده اند و به همین دلیل با محافظه کاران در افتاده اند و دچار مشکل شده اند.

از دوران بوش باید عبرت گرفت

فارین افرز با ادعای اینکه مردم ایران دیدگاهی منفی نسبت به آمریکا ندارند، ادامه می دهد: اگر آمریکا در چارچوب تداوم و تشدید حملات لفظی گام بردارد و بخواهد سیاست های تغییر رژیم را همچنان دنبال کند، تمام اینها ممکن است به سرعت تغییر کند. در نهایت تشدید حملات لفظی دولت ترامپ دقیقا نتایجی عکس آنچه دولت آمریکا انتظار آن را دارد ایجاد خواهد کرد. همچنین جناح های میانه رو در ایران تضعیف خواهند شد و با این کار دریچه هر گونه تعامل با غرب تنها در هفته های نخست روی کار آمدن ترامپ بسته خواهد شد و ممکن است تا سالها بسته باقی بماند. دولت ترامپ باید از اشتباهات دولت جرج دبلیو بوش درس عبرت بگیرد، و شیوه های به مراتب خویشتندارانه و مداراگرانه تر اتخاذ کند. البته این به معنای آن نیست که دولت ترامپ باید از موضع ضعف عمل کند و از واکنش نشان دادن به فعالیتهای نگران کننده ایران خودداری ورزد. بلکه بر عکس دولت آمریکا باید این کار را قاطعانه با توسل به راه های دیپلماتیک و با همکاری با اتحادیه اروپا و دیگر شرکای کلیدی خود انجام دهد.