به گزارش افکارنیوز،

انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم بدون شک مهم ترین رویداد کشور ما در سال 96 است. تاثیر نتایج این انتخابات بر ابعاد مختلف مسائل اقتصادی، سیاسی و اجتماعی کشور آنقدر هست که تمام مردم را درگیر خود کند. مهم ترین مسئله برای عموم مردم اما اقتصاد است. اقتصاد حال خوبی ندارد و این مسئله نیازمند به تفسیر و تحلیل نیست. مردم عادی کف کوچه و بازار طبیعتاً فارغ از دسته بندی های سیاسی مرسوم به دنبال کسی هستند که بتواند گره اقتصاد را باز کند. در مقابل اما دولت گویا مسئله دیگری دارد. حسن روحانی پس از ثبت نام به خبرنگاران گفته است: «هووهایی که بارها به قصد کشتن این فرزند یعنی برجام تصمیم گرفته بودند نمی‌توانند سرپرست خوبی برای آن باشند. بلکه همانهایی که تمام تلاش شبانه‌روزی خود را برای این توافق کردند باید مسیر را تا آخرین قدم ادامه دهند.»

 بی اعتنایی دولت به مسائل اصلی مردم و تاکید بر حفظ برجام به عنوان مهم ترین علت ادامه ریاست جمهوری حسن روحانی در حالی ست که غالب تحلیلگران داخلی و خارجی، برجام را در حل معضلات اقتصادی کشور ناکام می دانند. دولت اما به نظر می رسد با دست خالی، حرف دیگری برای گفتن ندارد. در این شرایط، نوع تعامل حامیان رسانه ای دولت با رقبای حسن روحانی در انتخابات آتی را می توان به عنوان مهم ترین نقشه راه دولت برای پیروزی تلقی نمود. آنها ترجیح می دهند بیش از آنکه به تشریح کارنامه اقتصادی دولت بپردازند، تخریب افراد مطرح در مقابل روحانی را دنبال نمایند. در این میان، محمدباقر قالیباف به عنوان یکی از مهم ترین افراد، سهم اول را در پروژه تخریب دولتی ها به خود اختصاص داده است.

حجم تخریب های صورت گرفته بر علیه قالیباف طی چند ماه گذشته به حدی بوده است که حتماً پردازش و شمارش آنها چند ماه زمان خواهد برد! سوال اصلی اما این است که چرا؟ قالیباف چه هیزم تری به دولت  تدبیر فروخته است که بهای آن باید اینقدر سنگین باشد؟ پاسخ دادن به این سوال برای آنان که از روند جریانات حاکم بر کشور طی چند سال اخیر آگاه اند، طبیعتاً سخت نخواهد بود. قالیباف نه در جریان حادثه پلاسکو و نه در طی 4 سال اخیر، تقریباً هیچ موضعگیری تندی نسبت به دولت نداشته است. گناه او اما چیز دیگری ست:«کار کردن!». قالیباف بر خلاف دولتی ها که سراسر 4 سال گذشته را به تخریب دولت سابق گذرانده و حتی جهانگیری را نیز برای همین منظور به رقابت های امسال کشانده اند، سر به زیر و خاموش، فقط کار کرده است.

توسعه ورزش شهروندی، پروژه های بلند پروازانه مانند تونل توحید، نیایش و صدر، افتتاح اولین آبنمای موزیکال کشور، افتتتاح سینما آزادی به عنوان بهار سینمای ایران، دریاچه چیتگر، پارک پرندگان و دهها و صدها پروژه ی عمرانی، خدماتی، فرهنگی دیگر و مواردی متعدد از این دست، تنها بخشی از خدمات قالیباف در شهرداری تهران را شامل می شود. چنانکه پایگاه اصلاح طلب فرارو نیز در شهریور ماه 94 طی گزارشی مفصل در تمجید از اقدامات جهادی وی می نویسد: «شاید که نه، حتما شما هم یادتان می آید روزهایی را که چهره تهران خاکستری بود؛ نه از این همه فضای سبز در حاشیه بزرگراه ها خبری بود و نه هیچ کدام از ما تصوری برای داشتن یک بوستان در نزدیک ترین فاصله به منزلمان داشتیم و حتی توقع داشتنش را هم در خاطرمان نپرورانده بودیم، آن روزهایی که اتوبان های تهران به تعداد حالا نبود و معابر باریک شهری نفسمان را در لابه لای طناب به هم تنیده ترافیک پایتخت محبوس می کرد، همان طور که تصوری هم از سراهای محلات و خانه های سلامت نداشتیم.»

فرارو می نویسد: «محاسبات نشان می دهد 43 درصد از بزرگراه های شهر تهران معادل 231 کیلومتر در یک دهه اخیر ساخته شده است. بر اساس آمارهای موجود تاکنون تمامی 354 محله تهران مجهز به خانه های سلامت شده اند.البته به این موارد باید فعالیت 1924 شبکه سلامت یاران شهر تهران، راه اندازی 22 باشگاه چاقی، عضویت هزاران نفر در کانون های داوطلبان اهدای خون، تشکیل کانون پزشکان محله، کانون پیشگیری از دخانیات و اجرای طرح بهداشت و ایمنی مساجد را اضافه کرد.» مطالب مفصل است و حوصله طرح بخشی از آنها نیز در این گزارش نیست.

انتخابات اما ظاهراً می تواند همه چیز را دگرگون کند. اصلاح طلبان طی چند ماه اخیر یکی از مهم ترین کارویژه های خود را تخریب همان مدیری قرار داده اند که روزی به تمجید از اقدامات انقلابی وی مشغول بوده اند. در این مسیر البته بی بی سی، رادیو فردا، صدای آمریکا، دویچه وله، رادیو زمانه، غیره و غیره نیز کمک شایانی به آنها می کنند. هم نوایی مخالفین داخل و خارج نشین قالیباف اما قابل تامل است.

در حالی که داخلی ها ظاهراً برای رسیدن به منافع حزبی خود سرگرم تخریب مدیر ساکت و پرکار پایتخت هستند، خارجی ها گویا پروژه ای بزرگتر در سر دارند. چند روز پیش از این، اندیشکده آمریکایی «گیت استون» با انتخاب عکس روحانی، اقتصاد ایران در دولت آینده را بررسی کرده، می نویسد:« درصورت پیروزی مجدد حسن روحانی اقتصاد ایران فلج باقی می ماند و شکاف بیشترمی شود.» رصد تحلیل های دیگر اندیشکده های مطرح آمریکایی طی یک سال گذشته نیز همین نتیجه را در پی دارد. کنار هم قرار دادن این دو واقعیت نشان می دهد آمریکایی ها برای فلج کردن اقتصاد ایران در چهار سال آینده، به حضور حسن روحانی در کسوت ریاست جمهوری، نیاز مبرم دارند. در مقابل، بدترین کابوس ممکن برای بی بی سی و نهادهای امنیتی غربی می تواند سپرده شدن اقتصاد ایران به دست قالیباف باشد.

آنها خوب می دانند تسری مدیریت جهادی حاکم بر شهرداری تهران به کل کشور، چه پیامدهایی در پی خواهد داشت. همه اینها در حالی است که واقعیات اقتصادی کشور، تاثیر معناداری بر جایگاه حسن روحانی در نزد افکار عمومی ایرانیان گذاشته است. طبق نظرسنجی مراکز معتبر داخلی و خارجی، روند آرای منفی روحانی در چند ماه گذشته، از  24% در مرداد ماه، به 30% در آذر، 35% در بهمن، 38% در اواسط اسفند و 40% در فروردین ماه رسیده است. در این شرایط، دولت و اصحاب رسانه ای اش مهم ترین دفاع را حمله به مرد بی صدای پایتخت دیده اند. قالیباف اما همین روزها نیز سرگرم کار است و به جز قرائت بیانیه انتخاباتی اش پس از نام نویسی در وزارت کشور، هیچ ظهور و بروز رسانه ای برجسته ای در دفاع از خود و پاسخ به بی انصافی های اصلاح طلبان نداشته است.

قالیباف پیش از این ثابت کرده است مردِ حرف نیست و تنها با عمل حرف می زند. مردی که در عملی کردن هیچ وعده ای در مسئولیت های مختلف خود مانند برخی جرزنی نکرده است، همچنان سیبل تخریب ها در نشریات زنجیره ای و شبکه های اجتماعی ست. حریف اما به نظر می رسد یک جای قضیه را خوب نخوانده و آن اینکه برخی وقت ها، سرکنگبین، صفرا می فزاید! قالیباف هم اکنون طبق نظرسنجی ها محبوب ترین نامزد انتخابات پیش روست و این یعنی آنکه فریب دادن افکار عمومی با دوگانه سرهنگ-حقوقدان دیگر پاسخ مناسب را به مدیران عملیات روانی تخریب نمی دهد. افکار عمومی یک پدیده منفعل نیست و در صورت دیدن کارنامه ها، هوشمندانه ترین عکس العمل ممکن را نشان خواهد داد. و کلام آخر اینکه کاش تخریب کنندگان قالیباف نیز جرأت نصب روزشمار برای حداقل یکی از صدها وعده خود را داشتند. کاش!