قدس آنلاین - مسعود بصیری: کش و قوسهای چند ساله اخیر در مجلس، این نهاد را به یکی از کانونهای جدی تولید خبر تبدیل کرده است. هرچند دولتهای نهم و دهم نیز در این مساله سهم کمی نداشته اند، اما بخصوص مجلس هشتم فی نفسه ظرفیت بالایی برای جلب توجه داشته است.

اگر بخواهیم به مهم ترین موضوعات خبر ساز این مجلس اشاره کنیم به فهرست بلندی می رسیم که یک سر آن چالشهای دولت و مجلس است و سر دیگر آن مسایل مبتلا به پارلمانی.

این روزها مجلس هشتم آرام آرام به پایان عمر خود نزدیک می شود و کوله باری از حرف و حدیثهای مختلف را پشت سر خود به جا خواهد گذاشت. اکنون نیز باید اعتراف کرد فکر و ذهن خیلی از گروه های مختلف چگونگی راه یافتن به مجلس نهم است.

اصولگرایان بخصوص از مدتها پیش با تشکیل جلسات منسجم در صدد حفظ وحدت خود برآمده اند و بخصوص کمیته ۷ + ۸ نقش بسزایی را در این باره داشته است. اما در کنار این گروه بعضی از چهره های قدیمی نزدیک به دولت هم با تشکیل جبهه پایداری حاشیه هایی را برای این کمیته ایجاد کردند.
در گفتگوی حاضر که با محمد دهقان عضو هیأت رئیسه مجلس انجام شده برخی از این موضوعات مورد توجه قرار گرفته است.

محمد دهقان که از مجلس هفتم وارد ساختمان مشهور بهارستان شد، اکنون عضو هیأت رئیسه و یکی از چهره های شناخته شده مجلس است و آنچه در ادامه می خوانید حاصل گپ و گفت با اوست.


*آقای دکتر! به نظر می رسد عملکرد مجلس طی ماه های اخیر تا حد زیادی تحت تاثیر روابطش با دولت قرار گرفته است. بدین معنا که گویا عدم رغبت مجلس به دولت باعثشده است برخی مصوبات آن رنگ و بوی خاصی بگیرد. به طور مثال مصوبه اخیر نمایندگان در خصوص تعداد امضاهای طرح استیضاح از آن جمله بود.
**در خصوص این مصوبه من به عنوان یکی از مخالفان اخطار قانون اساسی دادم و با آن مخالف بودم. به نظر من همان گونه که در آغاز عملیات استیضاح تعداد ۱۰ امضا مورد نیاز است در ادامه هم تعداد این امضاها باید حفظ شود و کاهش آنها باعثمی شود استیضاح لغو شود، اما آقای لاریجانی این اخطار را نپذیرفت. اما من بازهم معتقدم این کار خلاف قانون اساسی است و به احتمال زیاد شورای نگهبان آن را رد خواهد کرد.

اما به هر صورت به دلیل اینکه در گذشته بارها اتفاق افتاده که امضاهای یک استیضاح پس گرفته شده است نمایندگان هم به این کار حساس شده و این طرح را مصوب کردند. منظور نمایندگان این است که کار را برای امضا، کمی دشوارتر کنند تا اگر کسی یک طرح را امضا کرد دیگر آن را پس نگیرد و بعضی اتهامها متوجه مجلس نشود.

*شما با این نظر موافق نیستید؟
**ببینید این امر طبیعی است که کسی وقتی طرحی را امضا کرد بعد متوجه شود کارش درست نبوده و مثلا در موردی که به آن انتقاد داشته توجیه شده باشد. بنابراین باید بتواند امضای خود را پس بگیرد. این کار زشتی نیست و ما اجازه داریم در هر جای کار که متوجه شدیم اشتباه کرده ایم کار خود را اصلاح کنیم.

ما خودمان متأسفانه یک مشکل برای این کار درست کرده ایم که لابد فلانی اگر امضای خود را پس گرفته است به دلیل مسایل پشت پرده بوده است. همین گمانه زنی ها و متهم کردن ها در مواردی کار را به گونه ای پیش می برد که باعثتخریب مجلس می شود.

*به نظرم در خصوص ورود رئیس جمهور به مجلس هم شما کمی سخت گرفتید. تا پیش از این مصوبه رئیس جمهور هرگاه احساس می کرد لازم است می توانست وارد مجلس شده و به سخنرانی بپردازد؛ اما نمایندگان اکنون او را مجبور کرده اند کتبی از رئیس مجلس برای سخنرانی اجازه بگیرد.
**به نظر ما باید این موضوع تفکیک می شد. اکنون رئیس جمهور با رئیس قوه قضاییه و وزرا در یک تراز قرار گرفته، در حالی که به نظر ما باید اینها از هم تفکیک می شد. در اصل هفتاد قانون اساسی آمده است که رئیس جمهور به همراه معاونان و وزیران خود می توانند به مجلس آمده و مطالب خود را بیان کنند.

در این اصل اسمی از قوه قضاییه نیست و اگر رئیس جمهور احساس کرد باید در مجلس سخن بگوید، باید سخنش شنیده شود. اما ما پیشتر ضابطه نداشتیم اکنون منظم تر شده است. مجلس هم برنامه های خاص خود را دارد و نمی شود بگوییم هر وقت رئیس جمهور خواست می تواند به مجلس آمده و سخن بگوید. اکنون منظم شده و با یک درخواست و طرح موضوع مسأله به هیأت رئیسه مجلس ارجاع می شود.

*ممکن است شورای نگهبان این مساله را رد کند؟
**بله بخصوص در آن قسمت که مجلس رئیس جمهور را موظف می کند درخواست کتبی به رئیس مجلس بدهد. البته من هم دراین خصوص اخطار قانون اساسی دادم، ولی تأیید نکردند. ما نمی توانیم رئیس جمهور را به درخواست کتبی موظف کنیم.

* قبول دارید مجلس در مصوبات خود کمی نگاه سیاسی نسبت به دولت را هم اعمال می کند؟
**این پیشنهادها همیشه در مجلس بوده است، اما اینکه رأی می آورد همان نظر شما را تایید می کند. معلوم می شود اکثریت دو سوم مجلس نسبت به رفتار برخی شخصیت های دولتی حساسیت منفی پیدا کرده اند، بنابراین برخی مسایل که در شرایط عادی ممکن است رأی نیاورد اکنون رأی می آورد.

*در خصوص سؤال از رئیس جمهور هم همین ماجرا بود؟ به نظرم یکی از دلایل جدی کش و قوس این سوال و انصراف نمایندگان از این سوال یا به نوعی تردید آنها به دلیل این است که نگران پاسخهای رئیس جمهور در صحن علنی هستند. به هر حال دکتر احمدی نژاد سخنور توانایی است و ممکن است نتیجه سؤال از رئیس جمهور به ضرر مجلس تمام شود.
**نه هیچ ترسی در این خصوص در مجلس وجود ندارد. به هر حال رئیس جمهور اکنون با رئیس جمهور ۳ سال یا ۲ سال پیش خیلی متفاوت است. این رئیس جمهور با یک سال پیش هم خیلی تفاوت دارد.
آقای احمدی نژاد اکنون آن اقتداری که تا پیش از خانه نشینی در مجلس داشت دیگر ندارد و ما نمی خواهیم هیمنه رئیس جمهور بیش از این در مجلس شکسته شود. ما نمی خواهیم این هیمنه در افکار عمومی هم شکسته شود. به هر حال ایشان رئیس جمهور این مملکت است و ما باید احترام ایشان را حفظ کنیم تا ایشان دوره اش تمام شود.

من معتقدم آقای رئیس جمهور در عین حال که جایگاه گذشته را در بین نمایندگان ندارد و نمایندگان هم هیچ نگرانی از رفتار او ندارند، اما این نگرانی در دلسوزان نظام هست. اینکه کارهایی که ممکن است آرامش جامعه را بر هم بزند، انرژی مسؤولان را هدر داده و در بین مسؤولان انشقاق را بارز کند، انجام نشود.

این کارها اکنون نفعی برای کشور ندارد. هر اقدامی که آرامش را بر هم بزند دلسوزان کشور را نگران خواهد کرد. اکنون ما مسایل زیادی پیرامون خود داریم که انقلابهای منطقه بخشی از آنهاست ولذا در شرایط کنونی از هر چیزی که آرامش جامعه را بر هم می زند باید پرهیز کرد.

*اجازه بدهید در خصوص جبهه متحد اصولگرایان هم سؤال کنم. اینکه گفته می شود کاظم جلالی نماینده لاریجانی نیست و در واقع نمایندگی بخشی از اصولگرایان مجلس را برعهده دارد را چقدر تأیید می کنید؟
**من معتقدم ما در انتخابات آینده با وجود اختلاف موجود حتما به وحدت نیاز داریم، بنابراین هر گونه بگو مگو که به مخدوش شدن این وحدت منجر شود جایز نیست.

*وحدت در برابر چه گروهی؟ اکنون اصلاح طلبان در ضعف کامل اقبال عمومی قرار دارند.
**این وحدتی که من به آن اشاره می کنم یک نوع ائتلاف است، چون در بین اصولگرایان بعضی تاکتیکها، سلیقه ها و رویکردها مورد اختلاف است.
این وحدت هدفمند و هدف این است که ما یک مجلس ولایی، کارآمد و متخصص داشته باشیم. این که هست کافی نیست و هر دوره باید وضعیت ما بهتر شود.

اکنون در بسیاری از حوزه های انتخاباتی رقابت یک رقابت سیاسی نیست و بیشتر طایفه ای و قومی است. حدود ۱۷۰ نماینده از حوزه های تک نماینده بالا می آیند. ممکن است همه اینها هم اصولگرا باشند چون رقابتی بین اصلاح طلب و اصولگرا وجود ندارد و بیشتر رقابت قومی و طایفه ای است. اصلاً آن شاخصی که ما در اینجا برای اصولگرایان و اصلاح طلبان در نظر می گیریم در آن حوزه های انتخابیه مورد توجه نیست. آنجا از روی مسامحه افراد به اصولگرا و اصلاح طلب تقسیم می شوند.

اما به هر حال یک جمع متخصصی باید بنشینند و بگویند فلان نامزدها از نظر ما بهترین هستند، چون مردم واقعا فرصت بررسی پرونده همه افراد را ندارد. این عقلانی است. لذا رقابت در بسیاری از حوزه ها بین اصلاح طلب و اصولگرا نیست، اما با این وجود یک جمع متخصص باید بنشینند و بهترین ها را با توجه به معیارهای مختلف انتخاب کنند، لذا ضرورت دارد ما وحدت داشته باشیم، ضمن اینکه ما رقیب داریم.

به هر حال در شهرهای کوچک جریان انحرافی درصدد است با استفاده از پول و قدرت خود بر انتخابات تأثیر بگذارد. طبیعتاً آنها هم نمی آیند به نام جریان انحرافی فهرست بدهند. آنها احتمالاً با نامهایی با محتوای مریدان امام زمان(عج) یا ولایتمداران سرسخت و از این دست نامها وارد انتخابات خواهند شد. مثلاً ممکن است با عنوان یاران شعیب بن صالح وارد انتخابات شوند(با خنده). به نظر من انتخابات آینده برای جریان انحرافی به معنای مرگ و زندگی است.
البته جریان اصلاحات هم کار خود را پیگیری خواهد کرد. آنها که در درون نظام هستند تأیید صلاحیت شده و وارد میدان خواهند شد. این ساده اندیشی است که فکر کنیم جریان اصولگرایان رقیبی ندارد. به نظر من اصلاح طلبان در شهرهای بزرگ هم وارد میدان شده و کار خود را دنبال خواهند کرد.

اکنون نظرسنجی ها نشان می دهد مشارکت بالایی هم در انتخابات خواهیم داشت.
در انتخابات آینده سه گروه حضور خواهند داشت، جریان اصولگرایی، جریان اصلاحات و جریان انحرافی. هرگروه دیگری هم باقی بماند به یکی از این سه ضلع خواهد پیوست. همچنین بعید نیست که برخی رأی دهندگان نزدیک به تفکر فتنه، به جریان انحرافی رأی بدهند، زیرا هر کس مقابل نظام باشد، برای آنها مورد پذیرش است.

*درخصوص نماینده آقای لاریجانی چیزی نگفتید؟ آیا ایشان در ۷ + ۸ نماینده دارد؟
**بله دارد. البته اگر شخص من معتقد به داشتن نماینده از سوی افراد نبودم. اگر قرار بر این بود خیلی شخصیتهای دیگر هم بودند که آنها هم باید نماینده می داشتند. اما اکنون که هیات داوری این تصمیم را گرفته اند بگو مگو کردن در این خصوص درست نیست.

*اما شرط جبهه پایداری برای ورود به ۷ + ۸ نداشتن نماینده از سوی افرادی چون لاریجانی است.
** اکنون تنها گزینه مطلوب برای ما پیوستن به ۷ + ۸ است و نباید وحدت به هم بریزد و ما باید از برخی از خواسته های خود تنزل کنیم. ممکن است برخی حرفهای جبهه پایداری هم منطقی باشد، اما بهتر است برای حفظ وحدت کمی از خواسته های خود کوتاه بیاییم.
اخلاق اصولگرایی اجازه نمی دهد شخصیتهایی چون آیة ا… مهدوی و شخصیتهای برجسته اصولگرایان خدای نکرده شکسته شوند.

*چند درصد احتمال می دهید جبهه پایداری به ۷ + ۸ بپیوندند؟
**بخش اعظمی از اینها هم اکنون نیز جزو جبهه متحد هستند و در آینده هم بیشتر خواهند شد، اما ممکن است برخی از چهره های آنها باقی بمانند که به نظرم در نهایت به جریان انحرافی میل پیدا خواهند کرد.