افكار نيوز: بر همين اساس بايد براى تحقيق آن يك برنامه ريزى حساب شده و جامع در سطح كل جهان صورت گيرد.
با توجه به اهمیت فوق العاده آن باید در این برنامه ریزى، امور بسیار به طور عملى و جدى و حساب شده تعقیب شود که ما در اینجا امور نهگانه زیر را که پایه هاى اصلى این برنامه ریزى است و باید به همت مسلمانان تحقق یابد تا زمینه ساز ظهور خاطرنشان مى کنیم:

۱ - هدفدارى:

یکى از عوامل پیروزى، داشتن هدف است به ویژه هدفى عالى و تاءمین کننده تمام ابعاد سعادت بشر در مورد مصلح آینده حضرت مهدى(علیه السلام) تمام پیامبران و امامان و کتب آسمانى و ادیان حقیقى، خبر از ظهور او را در آخرالزمان داده‌اند، و این عقیده در اسلام جزء بافت و ارکان اسلام است، بر همین اساس، هدف مشخص و غیر مبهم است، و بروز نهضتها و قیامها براى رسیدن به این هدف، کورکورانه و مبهم نیست.
امام خمینى قدس سره در یکى از سخنان خود که در روز نیمه شعبان ۱۳۶۰ شمسى ایراد نمود فرمود: “باید خودمان را مهیا کنیم از براى آمدن آن حضرت، من نمى‌دانم اسم رهبر روى ایشان بگذارم، بزرگتر از این است، نمى‌دانم بگویم که شخص اول است، براى آن که دومى در کار نیست ایشان را نمى‌توانم ما با هیچ تعبیرى تعبیر کنیم، الا همین که(مهدى موعود) هدف‌دار بودن این عقیده را مشخص مى‌کند، و هدف است که قیامها را خط و جهت داده و از سرنگونى در مى آورد و به راه صاف و راست رهنمون مى نماید، بنابراین باید در این برنامه ریزى به این هدف توجه گردد.

۲ - توجه به جهانى بودن ظهور:


پایه دوم این برنامه ریزى این است که ظهور و امامت امام زمان علیه السلام مربوط به کل جهان است، و پس از ظهور اسلام حقیقى با تمام ابعادش در همه جهان بدست با کفایت آن حضرت در سطح جهان حاکم و پیاده مى شود.
امام صادق علیه السلام فرمود:
“ اذا قام القائم لا یبقى ارض الا نودى فیها شهادة لا اله الا اللّه و ان محمدا رسول اللّه؛ ”
“وقتى که قائم(علیه السلام) قیام کرد، هیچ نقطه اى از زمین نیست مگر این که آواى توحید و پذیرش رسالت پیامبر صلى اللّه علیه و آله و سلم در آن بلند است. ”(۳۶۵)
بنابراین در این برنامه ریزى باید همه جهان با انواع فرهنگ ها و سنتها و انحرافات و عقاید گوناگون را در نظر گرفت و طرحى جامع براى براندازى همه فسادها و انحرافات همه جهان، که از آن گاهى تعبیر به صدور انقلاب اسلامى مى شود ارائه داد.
با توجه به این که جهان همچون حلقه هاى زنجیر در شؤ ون مختلف به هم ارتباط دارد و همین ارتباطات تاءثیرات مثبت و منفى نسبت به همدیگر دارند، اگر ما نقطه اى را از انحراف بیرون آوردیم کافى نیست چرا که خواه ناخواه تاءثیرات اطراف این نقطه، مانع وصول به هدف در آن نقطه خواهد شد.

۳ - جهش و انقلاب:


همان گونه که از نام انقلاب جهانى حضرت مهدى(علیه السلام) پیدا است باید براى وصول به این انقلاب به صورت انقلابى کار کرد، با میانه روى و محافظه کارى و خط لیبرالى نمى توان به این هدف بزرگ رسید، چرا که پر واضح است براى برنامه ریزى یک چنین انقلاب عظیمى که موانع بسیارى سر راه دارد، باید جهاد کرد، جهادى پى گیر و بزرگ، و تبدیل انحرافات عقلى و عملى و اخلاقى به اعتدال و صراط مستقیم، که یک تحول بى نظیر و عظیمى است چنین تحولى با میانه روى و محافظه کارى، به دست نمى آید.
بنابراین باید حرکتهاى این نهضت، اسلامى و مکتبى باشد، و از حرکتهاى غیرمکتبى چنین تحولى میسر نیست.
چنانکه در روش انبیاء و پیامبران الهى علیهم السلام از جمله پیامبر اسلام صلى اللّه علیه و آله و سلم به خوبى این انقلاب و جهش را در سطح محدود خودشان مى بینیم، البته چنانکه خواهیم گفت این مطلب به این معنا نیست که ما در این کار عجله کنیم و سطحى به پیش رویم.
قابل توجه اینکه طبق بعضى از روایات، آن حضرت در روز عاشورا قیام مى کند.(۳۶۶)
و به فرموده امام صادق علیه السلام در شب بیست و سوم ماه رمضان بنام آن حضرت ندا شود و روز عاشورا قیام کند.(۳۶۷)
دقت در این نکته که در روایات اسلامى وارد شده در شب تولد امام زمان علیه السلام زیارت امام حسین علیه السلام را بخوایند، با توجه به محتواى این زیارت و ارتباط این دو، نتیجه مى گیریم، که مساءله راحت طلبى در کار نیست بلکه مساءله قیام و انقلاب و شهادت طلبى و جهاد تا سر حد شهادت و نفرت شدید از دشمن است و باید با چنین روشى خود را به امام زمان علیه السلام نزدیک کنیم، در اینجا نقل این روایت بجا است، امام صادق علیه السلام در ضمن حدیثى فرمود:
“ اذا قام قائمنا سقطت التقیة و جرد السیف و لم یاءخذ من الناس و لم یعطهم الا بالسیف؛ ”
“وقتى که قائم(علیه السلام) ما قیام کند تقیه برداشته شود و شمشیر کشیده گردد و با مردم(متمرد) در داد و ستد جز شمشیر(حکومت) در میان نباشد. ”(۳۶۸)

۴ - پیشرفت عمیق و استوار:


در برنامه ریزى لازم است، توجه کامل شود که در تمام ابعاد به طور صحیح و عمیق و استوار به پیش رفت و واحدهاى این بناى عظیم را از اساس و شالوده درست و محکم و خلل ناپذیر ساخت و به همین ترتیب رگه هاى دیگر این بنا با استوارى به پیش رود و گرنه کوچکترین طوفانى آن بنا را ویران خواهد کرد، بنابراین نباید در این کار عظیم، عجله کرد و به عبارت دیگر باید هر چه مى توانیم بر کیفیت کار توجه کنیم، نه کمیت بدون کیفیت.
در اینجا بد نیست به یک فراز تاریخى عجیب “ که مى توان از آن درس ‍ نیکى گرفت گر چه از بیگانگان است “ اشاره کنیم.
در جنگ جهانى دوم وقتى قواى متحدین(آلمان، ایتالیا، ژاپن) فرانسه را که جزء قواى متفقین(انگلیس، آمریکا، شوروى) بود شکست دادند، و در جولاى سال ۱۹۴۰ میلادى انگلستان در میدان نبرد جهانى با دشمن پیروزمند، تنها ماند، در پاریس کنفرانس سرى بین سه نفر از سران جنگ جهانى یعنى چرچیل(رهبر انگلستان)، هیتلر(رهبر آلمان) و موسولینى(رهبر ایتالیا) در قصر “فونتن بلوى “ به وجود آمد. در این کنفرانس هیتلر به چرچیل گفت: حال که سرنوشت جنگ معلوم است و بزرگترین نیروى اروپا و متفق انگلیس یعنى فرانسه شکست خورده است، براى جلوگیرى از کشتار بیشتر، بهتر است انگلستان قرارداد شکست و تسلیم را امضاء کند تا جنگ متوقف شود و صلح به جهان بازگردد.
چرچیل در جواب گفت: بسیار متاسفم که من نمى توانم چنین قراردادى را امضاء کنم، زیرا هنوز انگلستان شکست نخورده است و شما را فاتح نمى شناسم.
هیتلر و موسولینى از این گفتار چرچیل عصبانى مى شوند، به تندى با او برخورد مى کنند، چرچیل با خون سردى مى گوید: عصبانى نشوید، انگلیس ‍ به شرطبندى، خیلى اعتقاد دارد، آیا حاضرید براى حل قضیه با هم شرط ببندیم؟ در این شرط هر که برنده شد باید بپذیرد که فتح با او است.
سران فاشیست(هیتلر و موسولینى) با خوشروئى این پیشنهاد را قبول کردند، در آن لحظه هر سه نفر در جلو استخر بزرگ کاخ نشسته بودند.
چرچیل گفت: آن ماهى بزرگ را در استخر مى بینید هر کس آن ماهى را تصاحب کند برنده جنگ است، هیتلر فورا پارابلوم خود را از کمر کشید به این سو و آن سوى استخر پرید و شروع به تیراندازى هاى پیاپى به ماهى کرد ولى سرانجام بى نتیجه و خسته و درمانده بر صندلى خود نشست، و به موسولینى گفت حالا نوبت تو است.
موسولینى لخت شد و به استخر پرید، ساعتى تلاش و تقلا کرد، او نیز بى نتیجه و درمانده بیرون آمد و بر صندلى خود نشست.
همین که نوبت به چرچیل رسید، صندلى راحت خود را کنار استخر گذاشت لیوانى به دست گرفت، در حالى که با تبسم سیگار برگ خود را دود مى کرد شروع به خالى کردن آن استخر نمود.
رهبر آلمان و ایتالیا که مى خواستند ببینید نخست وزیر سالخورده و چاق و سنگین انگلستان در برابر آنان چه تاکتیکى جهت صید ماهى پیش خواهد گرفت، وقتى او را در چنین وضعى دیدند با تعجب پرسیدند: چه مى کنى؟
چرچیل گفت: من عجله براى شکست ندارم با حوصله، این روش مطمئن خود را ادامه مى دهم، سرانجام پس از تمام شدن آب استخر، بى آنکه صدمه اى به ماهى بخورد صید از من خواهد بود.(۳۶۹)
این واقعه عجیب گر چه از بیگانگان است ولى مى توان از آن این درس را آموخت که: براى وصول به هدف آن هم هدف بزرگ نباید عجله کرد و سطحى به پیش رفت، بلکه باید با برنامه ریزى عمیق و اطمینان بخش هر چند دراز مدت و در عین حال با کمترین ضایعات کار را ادامه داد، و این کار نیاز به طرح هاى بسیار استوار و محکم خواهد داشت. البته تحقق چنین امر مهمى نیاز به طول زمان دارد، از این رو خداوند متعال به حضرت مهدى علیه السلام طول عمر عنایت فرموده است(دقت کنید) تا آمادگى در مردم جهان پیدا شود.(۳۷۰)

۵ - اخلاص:


براى پیشروى و دست یازى به مقدمات ظهور، هیچ عاملى در کاربرد امور، و پیمودن پله ها و پشت سرگذاشتن موانع مانند “اخلاص “ در کار نیست، اخلاص، در کارها روح و نشاط مى بخشد، و به طور اتوماتیک بدون دردسر، چرخهاى عظیم موتورهاى انقلاب را به حرکت در مى آورد، اخلاص انسان را به آخرین درجه آمادگى و اراده قاطع و طبیعى بودن بدون منت که همان انتظار ظهور است سوق مى دهد، خداوند متعال پشتیبان افراد مخلص است، شیطان و هوسهاى نفسانى که ضررها و ضربات سختى بر رشد انسانها وارد مى آورند از افراد مخلص دورند.(۳۷۱)
آزاد اندیشى واقعى در سایه اخلاص به دست مى آید، توکل به خدا و اعتماد به نفس، و عزت و شرافت که هر یک عاملى براى دستیابى به مقدمات ظهور حضرت بقیة اللّه(علیه السلام) است در پرتو اخلاص، جان مى گیرند و تحقق مى یابند. در روایتى از امام باقر علیه السلام مى خوانیم:
“هر بنده اى چهل روز در راه خدا مخلصانه قدم برداشت خداوند درد و درمان را به او نشان مى دهد و ریشه هاى حکمت و دانش را در دلش استوار مى سازد. ”(۳۷۲)
امام صادق علیه السلام در سخنى فرمود:
“ اذا کان مخلصا لله اخاف اللّه منه کل شیئى حتى هوام الاءرض و سباعها و طیر السماء؛ ”
“هر گاه مؤمنى کارها را تنها براى خدا انجام دهد، خدا همه چیز حتى جنبندگان و درندگان زمین و پرندگان آسمان را از او مى ترساند. ”(۳۷۳)
بنابراین در این برنامه ریزى باید اخلاص در کارها سرلوحه برنامه ها قرار گیرد.

۶ - تخصص و تعهد:


تخصص و تعهد و به عبارت دیگر علم و ایمان، و توسعه دادن به این دو در همه ابعاد زندگى، بهترین زمینه ساز براى فراهم شدن ظهور امام زمان علیه السلام است، و این دو همچون دو بال پرنده اند که آن پرنده با آن دو بال به پرواز در مى آید، اگر هیچیک از این دو نباشد، پروازى نیست و اگر یکى باشد و دیگرى نباشد باز نتیجه بخش نیست چرا که با یک بال نمى توان پرواز کرد.
تخصص بدون تعهد، مثالش در این شعر مثنوى مولوى آمده:
تیغ دادن در کف زنگى مست
به که آید علم، ناکس را بدست
تعهد بدن تخصص نیز در بسیارى اوقات به جاى پیشرفت بر مشکلات کار مى افزاید و احیانا خسارت ناپذیرى بر انسان وارد مى سازد و مثالش ‍ همچون ماشینى است که بدون چراغ در بیابان هولناک و پر فراز و نشیبى حرکت مى کند که جز سقوط و سرگردانى نتیجه اى ندارد.
پیامبر خدا صلى اللّه علیه و آله و سلم فرمود:
“ من عمل على غیر علم کان، ما یفسد اکثر مما یصلحه؛ ”
“کسى که بدون علم و دانش کارى انجام مى دهد، ضرر و زیان آن بیش از نفع آن است. ”(۳۷۴)
از سخنان امیرمؤ منان على علیه السلام است که فرمود:
“کمر مرا دو گروه شکستند:
۱ دانشمندان منحرف
۲ مردم نادان “(۳۷۵)
قرآن مجید در یک آیه، پیشروى و پیمودن درجات عالى و پیروزى را در سایه تخصص و تعهد(علم و ایمان) هر دو دانسته و مى فرماید:
“ یرفع اللّه الذین آمنوا منکم و الذین اوتوا العلم درجات؛ ”
“خداوند از شما، آنان را که ایمان آوردند و تحصیل علم و دانش کردند، چندین درجه بر دیگران برترى مى بخشد. ”(۳۷۶)
با توجه به اینکه علم و شناخت، انسان را به عوامل رشد و ترقى و دستورات حیاتبخش و سازنده مکتب حرکت آفرین و غنى اسلام آگاه مى سازد، و تعهد و ایمان، آن عوامل را اجراء مى نماید.

۷ - مانع شناسى:


اکثرا حرکت فراهم مى شود، ولى موانع سر راه، چرخهاى آن عوامل را از حرکت باز مى دارد، باید موانع را بشناسیم تا آنرا از سر راه برداریم، مثلا انحطاط مذهبى و اخلاقى، عدم استفاده از علوم گوناگون و عفلت از وضع زمان، اختلاف و تفرق، کارهاى اساسى و اصلى را فداى امور جزئى و فرعى کردن، مقدم داشتن منافع شخصى بر منافع عمومى و… از موانع سر راه است، حتما به این جهت نیز باید در برنامه ریزى توجه گردد، همه پیامبران و اولیاء خدا علیه السلام آرزو داشتند که به هدف برسند ولى موانع سر راه مانع وصول آنها به هدف عالیشان شد، شاید یک فلسفه اینکه خداوند عمر حضرت مهدى(علیه السلام) را طولانى کرده این باشد که در این مدت موانع شناخته گردند و از سر راه برداشته شوند.
بر همین اساس است که امام صادق علیه السلام مى فرماید:
“ العامل على غیر بصیرة کالسائر على غیر طریق و لا تزید سرعة الا بعدا؛ ”
“عمل و حرکت بدون بصیرت و شناخت مانند حرکت در غیر راه اصلى است و سرعت در این راه جز دورى بیشتر از هدف، نتیجه دیگرى ندارد. ”(۳۷۷)

۸ - هشیارى و هوشمندى:


یک فرد با ایمان باید “کیس “ و هوشیار باشد و به جاى دو چشم با چهار چشم اطراف خود را ببیند و کاملا مراقب باشد، که از ناحیه دشمن غافلگیر نگردد، و به طور خلاصه مؤ من در این دنیا باید خود را همواره در جبهه مقدم جنگ با دشمن ببیند و مواظب باشد که اگر دشمن از در رفت، از پنچره وارد نشود، اگر در جبهه نظامى شکست خورد در جبهه اقتصادى پیروز نشود و…
به عنوان مثال؛ حکومت عثمانى یک حکومت مقتدر اسلامى بود، هیچ قدرتى را یاراى مقابله با آن نبود ولى بر اثر عدم هشیارى و به خاطر غفلت و غوطه ور شدن در امور گذرا و مادى، آنچنان غافلگیر شد که با یک پیش آمد یعنى جنگ جهانى دوم از هم پاشید و به چندین قسمت تجزیه شد و در نتیجه در مارس ۱۹۲۵ میلادى اسلام به معنى یک قدرت آشکار سیاسى و اجتماعى و کانون مشتعل از اندیشه ها و احساسهاى نو و نیرومند زائیده از صحنه حوادثجهان رخت بر بست و از میدانهاى گرم کار و پیکار به گوشه سرد و آرام خزید و رفته رفته راه سقوط و تفرق را پیش گرفته، نه تنها در جبهه نظامى و سیاسى شکست خورد بلکه اسلام جوشان و خروشان و حرکتزا و جنبش آفرین در میانشان به اسلام فرسوده و بى روح در آمد، دشمنان از فرصت استفاده کرده و به پیش تاختند.(۳۷۸)
در این راه باید از عوامل بازدارنده و غافل کننده مانند سنت گرائى و گذشته نگرى غلط، شخصیت گرائى، پیشداورى و گم بودن، عجب و خودبینى که پیروى از هوس هاى نفسانى، تکیه بر حدس و گمان، وابستگى ها و…، به شدت پرهیز کرد.
این مطلب مهم را رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله و سلم در یک عبارت کوتاهى فرموده است:
“ و لو لا کثیر کلامکم و تمریج فى قلوبکم لراءیتم و ارى و سمعتم ما اسمع؛ ”
“اگر زیاده روى در سخن شما(شعار تو خالى)، هرزه چرانى در دل شما(پر کردن ذهن از امور واهى) نبود هر چه من مى بینم شما هم مى دیدید و هر چه من مى شنوم شما هم مى شنیدید. ”(۳۷۹)

۹ - دورنمایى از امکانات عظیم دنیاى اسلامى و نتیجه بحث:


در اینجا با توجه به مطالب یاد شده درباره امکانات مسلمانان فعلى دنیا به طور فشرده، سخنى به میان مى آوریم که اگر به راستى این امکانات براى یک برنامه ریزى جامع و حساب شده در جهت اجراى اسلام که زمینه سازى ظهور حضرت مهدى(علیه السلام) است به کار گرفته مى شد چقدر مثمر ثمر و نتیجه بخش بود!
امکانات مسلمانان را از چند جهت مى توان بررسى کرد:

الف: از جهت نیروى انسانى و اتحاد:


امروز حدود یک میلیارد نفر مسلمانان در دنیا زندگى مى کنند و یک چهارم جمعیت کرده زمین را تشکیل مى دهند و حدود ۴۷ کشور مستقل دراند، و در بسیار از کشورها هم داراى نیروى عظیم مى باشند، مثلا هندوستان یک کشور اسلامى نیست ولى داراى یکصد و پنجاه میلیون مسلمان است و در شورویى(سابق) شصت تا هفتاد میلیون مسلمان وجود داشت و در سایر کشورها نیز تعدادشان بسیار زیاد است. اگر اینها متحد شوند، هیچ قدرتى در دنیا بدون جلب رضاى اینها نمى تواند حاکم باشد، با توجه به اینکه اگر نفوس یک میلیارد مسلمان بوسیله عقیده به اسلام، مرتبط گردد چه قدرت عظیمى به وجود خواهد آمد!
و با توجه به اینکه در دنیاى امروز قدرتهایى که وجود دارد، یکى از آن قدرتهاى مارکسیسم است که در کشورهاى مارکسیستى هستند، که با فروپاشى آن در شوروى، از هم پاشیدند، و آنها که باقى مانده اند، اگر تحت این عنوان با هم متحد شوند، چه مى توانند بکنند، با اینکه بین آنها نیز تفرقه شدید است، کمونیستهاى چین و کمونیستهاى شوروى سابق را تکفیر مى کنند و به عکس …
یکى از قدرتهاى، قدرت مسیحیت است، مى گویند در دنیا بیش از یک میلیارد مسیحى وجود دارد، اما مسیحى ها هم با هم اختلاف شدید دارند، نیروى عظیم پروتستان، اصلا کاتولیکها را قبول ندارند، به علاوه مکتبشان یک مکتب زاینده و حرکت بخش نیست، یهودیها در دنیا حدود ده میلیون یا پانزده میلیون نفر مى باشند که از تفرقه شدیدى برخوردارند.
بودائیها زیاد هستند، ولى یک تیپ خاصى مى باشند و داعیه اجتماعى و سیاسى ندارند، سیکها نیز چیزى نیستند، تنها قدرت عظیمى که تحت پوشش آئین حرکت آفرین اسلام بى بدیل و رقیب مى ماند، مسلمانان هستند، اگر اینها یک جریان خوب اجتماعى براى خود درست کنند، از ساخت حساسترین اسلحه هاى اتمى و سفینه هاى فضانوردى تا ساخت سوزن سنجاق براى خوشان امکان متخصص داشتن و تکنیک در سطح عالى وجود دارد…
بسیارى از همین مغزهاى اسلامى، مراکز صنعتى اروپا و آمریکا را مى گردانند، به آنجا رفته اند و مانده اند و فسیل شده اند.
و در مجامع بین المللى، مسلمانان ۴۵ ۴۶ راءى مستقل دارند، که اگر هر نفرشان بتوانند یک راءى از کشورهاى دیگر را به دست آورند داراى ۹۰ راءى خواهند شد هیچ بلوکى در دنیا نیست که آن همه راءى داشته باشد.
قدرتهاى غیر اسلامى، به عنوان یک قدرت نیرومند وجه مشترکى ندارند که آنها را به هم پیوند دهد، ولى اسلام با عنوان “حبل اللّه “(رابط دینى خدا) همه را به هم پیوند مى دهد، و از قطرات باران سیل بنیان کن جارى مى سازد.

ب: امکانات جغرافیائى دنیاى اسلام:


اسلام داراى امکانات جغرافیایى عظیمى است که با هیچ قدرتى در دنیا قابل مقایسه نمى باشد، خلیج فارس و تنگه هرمز، دو طرفش در دست مسلمانان است، دو طرف کانال سوئز، در دست مسلمانان است، یک طرف جبل الطارق در دست مسلمانان است، عبور از اقیانوس هند بدون جلب رضایت مسلمانان ممکن نیست، اقیانوسیه در دست مسلمانان است، و در جنوب آفریقا مهمترین خط کشتیرانى دنیا وجود دارد، اگر مسلمانان مایل نباشند، عبور در آن ممکن نیست، یک طرف دریا استراتژیکى مدیترانه در دست مسلمانان است، تنگه دارانل و بسفور هم در دست مسلمانان است و…

ج: امکانات اقتصادى دنیاى اسلام:


وضع اقتصادى مسلمانان در حدى است که تنها در اوپک حداقل ۴۰سوخت دنیا از ناحیه مسلمانان تاءمین مى شود، و اگر این امر نباشد دنیا خاموش مى گردد، قاره آفریقا(که ۷۰ آن مسلمانان هستند) انبار باروت اروپاست، اگر این انبار را ببندند اروپا خفه مى شود و نمى تواند ادامه زندگى دهد.
مثلا ژاپن یکپارچه به دنیاى اسلام وابسته است و اگر دو ماه رابطه اش را با دنیاى اسلام قطع کند به یک جزیره سرد و خاموش تبدیل مى شود.(۳۸۰)
کوتاه سخن اینکه: دنیاى اسلام بدون نیاز اقتصادى به دنیاهاى دیگر مى تواند ادامه زندگى دهد اما دنیاهاى دیگر بدون نیاز به دنیاى اسلام نمى توانند ادامه زندگى دهند.
ما با سران حکومتهاى اسلامى که خود را فروخته اند حرفى نداریم، با ملتهاى مسلمان حرف مى زنیم، اگر براستى آنها با نهضت خود و با تشکیل کنفرانسهاى جدى و عمیق آن همه امکانان را براى تحقق آرمان اسلامى بکار گیرند و با تشکیل کنفرانسهاى جدى و عمیق و برنامه ریزیهاى دقیق در جهت حکومت جهانى تحت رهبرى یک مصلح عادل و عالم حرکت کنند، آن وقت است که دنیا آماده ظهور حضرت مهدى(علیه السلام) خواهد شد و همه آن چیزهایى که ناممکن تصور مى کردیم، ممکن مى شود و تحقق مى یابد.
به امید یک چنین تحول عظیم و به کارگیرى امکانات دنیاى اسلام تحت فرماندهى عظیم و وسیع اسلام.

پی نوشت ها:


۳۶۵ - بحار، ج ۵۲ ص ۳۴۰.
۳۶۶ - بحار، ج ۵۲، ص ۲۸۵.
۳۶۷ - اثباة الهداة، ج ۷، ص ۴۱۲.
۳۶۸ - اثباة الهداة، جلد ۷ صفحه ۱۲۸.
۳۶۹ - قربانیان استعمار، ص ۲۵،(به نقل ریدرزادیچست)
۳۷۰ - البته ناگفته نماند که امپریالیستها این برنامه هاى دراز مدت را به عنوان تاکتیکهاى موذیانه خود در جهت منافع استعمارى خودشان به کار مى گیرند، مثلا سالها قبل، یک فرد ویه المله را در درون کشور تحت استعمار خود، به عنوان اینکه هم صدار و همفکر با ملت است به طور سرى نگه مى دارند تا در آینده اگر سنگى به کاسه خورد، آن مهره به ظاهر ملى را روى کار بیاورند تا بتوانند به وسیله او استعمارگرى خود را ادامه دهند چنانکه فلسفه پریده “فرامانوسرى “(فراموشخانه) در تاریخ معاصر همین بود.
۳۷۱ - سوره ص، آیه ۸۱.
۳۷۲ - بحار، جلد ۷۰، صفحه ۲۴۳ و ۲۴۸.
۳۷۳ - مدرک پیشین
۳۷۴ - مشکوة الانوار، صفحه ۱۳۵.
۳۷۵ - مدرک پیشین.
۳۷۶ - سوره مجادله، آیه ۱۱.
۳۷۷ - وسائل الشیعه، جلد ۱۸، صفحه ۱۴.
۳۷۸ - شرح در داستان باستان، ص ۳۹ الى ۱۰۵.
۳۷۹ - المیزان جلد ۵، صفحه ۲۹۲.
۳۸۰ - روزنامه جمهورى اسلامى، ۱/۱۱ / ۱۳۶۲.

انتهای پیام / ب.