مهر:با نگاهی به مطبوعات و رسانه های غربی می توان فهمید که مسئله هسته ای ایران و عزم راسخ این کشور در پیشبرد برنامه های هسته ای خود بدون توجه به تحریمها و تهدیدهای غرب این روزها تیتر بسیاری از رسانه های مهم جهان به ویژه غرب شده است.

می توان گفت بعد از بحران مالی اروپا نحوه تعامل با ایران در مناقشات هسته ای یکی از مهمترین موضوعات و چالشهایی است که این روزها غرب را درگیر خود کرده است.

هفته نامه " اشپیگل " نیز در مقاله بسیار مفصلی که در شماره اخیر آن به چاپ رسیده است به بررسی این مسئله پرداخته که نشانگر ترس و وحشت روزافزون غربیها از موضع سرسختانه ایران در برنامه هسته ای و درماندگی غرب در نحوه تعامل با ایران دارد.

این هفته نامه آلمانی با اختصاص عکس جلد نشریه به موضوع فوق، تلاش کرد تا حتی پیش از خواندن گزارش ۱۰ صفحه ای خود، ضمن القای ترس و واهمه، تصریح کند که برنامه هسته ای ایران نظامی است و جهان باید در انتظار انفجار بمب ایرانی باشد.

در ابتدای این مقاله به اختلاف نظر عمیق بین اسرائیل و آمریکا درباره نحوه تعامل با ایران اشاره کرده و نوشت: اوباما دیگر هیچ جنگی را نمی خواهد اما نتانیاهو آماده است تا ایران را از این راه تحت فشار قرار دهد. وی از رئیس جمهوری آمریکا خواستار در پیش گرفتن روند سختگیرانه تری در برابر تهران است و این تاکید اوباما مبنی بر اینکه همه گزینه ها روی میز است برای وی کافی نیست.

اسرائیل مصر است که بداند خطوط قرمزی که مد نظر آمریکا است چیست که اگر ایران از آن عبور کند به این کشور حمله می کند و یا حداقل در حمله نظامی اسرائیل به این کشور از این رژیم حمایت خواهد کرد.

این هفته نامه آلمانی در ادامه نوشت: هنوز هیچ مدرک واضحی مبنی بر اینکه تهران واقعا به دنبال سلاح هسته ای می باشد وجود ندارد. و حتی آژانس بین المللی انرژی هسته ای هم تا به حال نتوانسته چنین مدرکی را ارائه دهد.

اشپیگل همچنین تصریح کرد که تجربه جنگ عراق نشان داد که احتیاط لازم است. جنگ عراق به بهانه وجود سلاحهای کشتار جمعی در این کشور شکل گرفت اما چنین سلاحهایی هرگز در عراق وجود نداشت. اوباما نمی خواهد بار دیگر درباره ایران در همین چاه بیافتد.

این هفته نامه آلمانی در بخش دیگری از این مطلب مدعی شد که احتمال حمله اسرائیل روی تاسیسات هسته ای ایران وجود دارد و با توجه به گفتگوهای حاشیه ای سیاستمداران بلند پایه رژیم صهیونیستی و کارشناسان موساد امسال بین تابستان و پاییز این اتفاق خواهد افتاد.

اشپیگل در ادامه از وحشت اسرائیل درباره مواضع ایران در قبال رژیم صهیونیستی خبر داده و از تمرینات وسیع و گسترده این رژیم برای حمله به تاسیسات هسته ای تهران خبر داد. این در حالی است که ایران نیز اعلام کرده است با تمام قوا در برابر حمله احتمالی رژیم صهیونیستی ایستادگی خواهد کرد.

این هفته نامه آلمانی در بخش دیگری از این مطلب به طرح این پرسش ها می پردازد که آیا همه نشانه ها از وقوع جنگ علیه ایران خبر می دهد؟ آیا برای غرب امکان دیگری برای مهار ایران وجود ندارد و یا فشارهای نظامی و اقتصادی روی تهران غیر سازنده است؟ آیا غرب نباید یاد بگیرد که با یک ایران توانا در ساخت سلاح هسته ای زندگی کند؟

اشپیگل در ادامه تصریح کرد: شاید بتوان گفت هیچ مسئله دیگری به غیر از بحران اقتصادی، سیاست غرب و بین الملل را تا این حد به اندازه مسئله ایران در سال ۲۰۱۲ به خود مشغول نکرده است.

در راستای درماندگی غرب در نحوه تعامل با ایران با توجه به بحرانهای فراوانی که این بلوک با آن دست به گریبان است می توان به این بخش از مطلب هفته نامه اشپیگل اشاره کرد که نوشته بود تشدید قطعنامه علیه ایران در اوایل جولای و تهدید این کشور مبنی بر بستن تنگه هرمز تنش بین روابط غرب و ایران را افزایش داد. در نشست هفته گذشته اتحادیه اروپا، روسای کشورهای عضو این اتحادیه درباره عواقب اجرایی شدن این تهدید ایران به بحثپرداختند.

به نوشته اشپیگل در این نشست رئیس بانک مرکزی اروپایی به صدر اعظم آلمان و ۲۶ کشور اروپایی دیگر درباره عواقب اجرایی شدن چنین تهدیدی از طرف ایران هشدار داد. به گفته این مقام اروپایی بستن تنگه هرمز توسط ایران می تواند قیمت نفت را شدیدا افزایش داده و رکود و بحران در اروپا را شدت بخشد که این امر عواقب غیر قابل پیش بینی برای اقتصاد اروپا به همراه خواهد داشت.

این هفته نامه آلمانی همچنین از لاعلاج بودن مسئله ایران برای غرب و تبدیل شدن این کشور به کابوسی برای این بلوک نوشت و در بخش دیگری از این مقاله تصریح کرد: ایران یک قدرت منطقه ای با وسعتی چند برابر آلمان و جمعیتی بالاست. ایران بعد از عربستان سعودی، ونزوئلا و کانادا چهارمین منابع نفتی بزرگ دنیا برخوردار است و همچنین چهارمین صادرکننده نفت دنیا می باشد.

اشپیگل در بخش دیگری از این مقاله دست کم گرفتن عزم و اراده جمهوری اسلامی توسط غرب را فاجعه بار خوانده و در این راستا به جنگ ایران و عراق بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۱۹۷۹ که حدود هشت سال به طول انجامید اشاره کرده و نوشت: ایرانیها در آن زمان با تعصب و غیرت فراوان از مرزهای کشورشان در برابر حمله عراق دفاع کردند. اگر چه غربیها و از همه جلوتر آمریکا در این جنگ عراق را کاملا حمایت و مجهز به تسلیحات کرد اما این کشور نتوانست ایرانیها را مغلوب خود کند و بعد از هشت سال جنگ آتش بس اعلام شد.

این هفته نامه در ادامه این مقاله مفصل خود به تاسیس دو نهاد سپاه و بسیج که از حامیان سرسخت جمهوری اسلامی هستند از همان اوایل شروع جنگ و وفاداری آنها نسبت به رهبری و قدرت بالای به ویژه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در دفاع از کشور اشاره کرده و نوشت در زمان بحران سپاه می تواند حدود یک میلیون نبروی آماده را به کار گیرد.

اشپیگل در بخش دیگری از این مطلب به حملات مخفی و سایبری رژیم صهیونیستی علیه تاسیسات هسته ای ایران اشاره کرده و نوشت: ممکن است این حملات سایبری(به زعم رژیم صهیونیستی) ابزار موثری علیه برنامه های اتمی ایران باشد اما تنها برنامه های هسته ای این کشور را برای مدتی به عقب می اندازد.

این نشریه آلمانی در بخش دیگری از این مطلب تاسیسات هسته ای فوردو را مهمترین قطعه پازل برنامه هسته ای ایران عنوان کرده که در آنجا حدود یکصد سانتریفیوژ، اورانیوم را به غنای ۱۹.۷۵ می رسانند و مدعی شد که ایران در این تاسیسات قادر است در کمترین زمان غنای اورانیوم خود را به حد لازم برای ساختن بمب اتم برساند.

هفته نامه در بخش پایانی این مطلب تصریح کرد که اگر جامعه جهانی حق ایران برای غنی سازی اورانیوم را به رسمیت بشناسد رهبری در ایران آمادگی بیشتری برای شفاف سازی و اعتماد سازی پیدا خواهد کرد.

اشپیگل همچنین بار دیگر به اختلاف نظرهای اوباما با اسرائیل درباره نحوه تعامل با ایران اشاره کرده و نوشت: این مسئله برای اوباما مانند راه رفتن روی لبه تیغ است.

در پایان می توان گفت با توجه به مقاله بلندی که یکی از معروفترین نشریات غربی(اشپیگل) درباره مسئله ایران و پیشرفتهای هسته ای این کشور نوشته است این مسئله برای غربیها اهمیت بالایی دارد و مهار ناپذیری ایران به چالشی بزرگ برای این بلوک تبدیل شده است.

با توجه به این مقاله می توان گفت غربیها به قدرت و اراده بالای ایرانیها در پیشبرد اهداف خود به ویژه در زمینه هسته ای واقفند بنابراین نمی خواهند در برخورد با تهران جانب احتیاط را از دست داده و روندی را در پیش گیرند که برای آنها پشیمانی به بار آورد.اظهارات اخیر برخی مقامات غربی به ویژه اوباما درباره لزوم در پیش گرفتن روند مذاکرات با ایران نیز گواه این حقیقت است.