به گزارش افکارنیوز، آن قدر در یک ماه اخیر راجع به آرگو صبحت شده که حتی اگر حرف حسابی و ناگفته ای مانده باشد، ‌گوینده آن از حوصله سررفته هر مخاطب ابا می‌کند و حرف نمی زند اما باید دانست بعد از این بیشتر به چنین صحبت هایی خواهیم پرداخت چون از این به بعد فیلم های سیاسی نظیر آرگو در هالیوود خیلی پرشمارتر می شوند.
علت سیاسی شدن سینمای آمریکا غیر ازمسائل غیر سینمائی و جنجال های دیپلماتیک روز، یک خطر ورشکستگی جدی است که هالیوود را تهدید می کند. جلوه های ویژه دیگر چیزی نیست که با هیاهوی فراوان درباره هزینه های آن بتوان مخاطبین را نسبت به دیدن فیلم ها حریص کرد.

پس حالا نوبت یک محرک دیگر است تا با آن مخاطبین به سالن ها بیایند و آن محرک چیزی نیست به جز سیاست؛ جلوه های ویژه برای مخاطب آمریکایی تکراری و خسته کننده شده و بنابراین به جای بیگانه های فضائی یا امثال آن ها باید یک دشمن زمینی را آنتاگونیای قصه ها کرد.
سینمای آمریکا از این به بعد خیلی سیاسی تر می شود و پررنگ ترین موضوع در بین فیلم های سیاسی هم مسئله ایران خواهد بود.
ایالات متحده درگیر مشکلات نفس گیر اقتصادی است و ما در تحلیل فیلم های امسال بارها این نکته را یادآور شدیم که در شرایط ناامیدی یک جامعه از امروز و ‌آینده، نگاه به گذشته تاریخی طبیعی ترین واکنش است و این امر به شکل های مختلف در فیلم های امسال اسکار دیده می شد.
مشخص است که آمریکا هنگامه نظر افکندن به پشت سر چیزی به اسم تاریخ نخواهد یافت و چنین حالتی در فیلم " جانگوی آزاده شده " کاملا پیداست این فیلم که با جنجال سازی های عجیبی در حاشیه آن موقع اکران در آمریکا با موانعی اساسی مواجه شد نشان می‌دهد که اولین ساکنان آمریکا کنجاله و نخاله تمام کشورهای دیگر هستند.
قطعاً لازم نیست اگر آمریکایی ها " آرگو " را ساختند ما هم برای تلافی فیلمی درباره سیزده آبان تهیه کنیم یا اگر آنها " سیصد " را تولید می‌کنند ما هم اثری در مدح کورش یا داریوش بسازیم تا پاسخ آن ها داده شود.


این طور ما همواره منتظر عمل رقیب خواهیم بود تا عکس العملی نشان دهیم و به عبارتی ابتکار عمل در دست طرف مقابل خواهد افتاد، در ضمن جوابیه ما باید کاملا نرم و نامحسوس باشد.
یعنی هر مخاطبی بدون اینکه نیت مان را بداند پادزهر فیلم های آمریکایی را دریافت کند. بنابراین پخش فیلمی مثل " جانگوی آزاد شده " بدون هزینه ساخت یک فیلم بزرگ خیلی موثرتر از شلوغ بازی برای ساخت فیلمی در جواب " آرگو " است که با شناختمان از پروسه ساخت آثار به اصطلاح فاخر در سیستم دولتی تقریبا مطمئن هستیم این پاتک هم اثر جالبی در نخواهد آمد یکی از آخرین آثار فاخر دولتی: پنج میلیارد هزینه، سیصد میلیون فروش.
قبل از این هم ما می‌توانستیم روی " جانگوی آزاده شده " تاکید فراوانی در عرصه بین المللی داشته باشیم و در این راه میشود از نام پرآوازه تارانتینو بهره ها برد.
اما هنوز هم خیلی دیر نشده و به عنوان شروع، پخش این فیلم از سیمای ملی یک گام مثبت است در ضمن به عنوان گام های بعدی می‌توان چنین آثاری را در خود آمریکا قبل از اکران شناسائی کرد و نسبت به موفقیت جشنواره ای آن ها و همچنین بازتاب های رسانه ای شان در سطح بین الملل تلاش هائی به عمل آورد با این وضع می توانیم فیلمساز های ایرانی را جای ناچار کردن به پاسخ گوئی به حال خودشان بگذاریم تا به انتقادهای اجتماعی بپردازند و مردم خودمان هم ناچار به این عادت نشوند که حرف هایشان را به جای پرده سینماهای داخلی از مجراهای دیگر نظیر ماهواره ها و.. پیگیری کنند.
فراموش نکنیم که نقد ایراد ندارد فقط باید سعی کنیم روغن به چراغ بیگانه ها ریخته نشود و فیلم تارانتینو چنین صدمه ای به آمریکا زده و اگر هوشمند و موقعیت سنج باشیم چنین روغنی به چراغ ما ریخته به عبارت نهائی جانگوی آزاده شده برای سیستم حاکم بر ایالات متحده فیلم خطرناکی است در حالی که آرگو کودکانه تر از آن بود که خطری برای ما داشته باشد.