به گزارش افکارنیوز، دانشجویان علاوه بر بازدید از اماکن تاریخی به بازدید بافت این شهر رفته و مانند شش شهر دیگر از جمله اصفهان، کاشان، بوشهر، شوشتر و بیرجند که پیش از این کارگاه در آنها برگزار شده بود، به بررسی معماری و تجلیگاه‌های فرهنگی و هنری آن پرداختند.

وحید قاسمی که دبیری این کارگاه‌ها را به عهده دارد درباره انگیزه برگزاری این کارگاه‌ها گفت: مدیران فرهنگی ما که این مقوله را در عرصه فرهنگ فراموش کرده‌اند و دیگر برایش برنامه‌ریزی نمی‌کنند. ما می‌خواهیم اهمیت معماری ایرانی و اسلامی را به آنها دوباره یادآور می‌کنیم.

یافتن خاستگاه اصلی معماری ایرانی

قاسمی گفت: امروزه معماری در زندگی ما جایی ندارد و آن را تبدیل کرده‌ایم به گچ و دیوار و سقف و پنجره و سیمان و متاسفانه فکر می‌کنیم معماری اینهاست. به نظرم باید برگردیم و بازنگری‌هایی داشته باشیم تا متوجه خاستگاه فرهنگی معماری شویم و برایش راه، برنامه و رویداد فرهنگی معرفی کنیم تا یک فهم عمومی از معماری اتفاق بیفتد.

دبیر کارگاه‌های فهم معماری و فرهنگ تاکید کرد: اگر این فهم رخ ندهد، معماری در جای اصلی خودش بررسی نمی‌شود. برای بازگشت به مفهوم واقعی معماری باید اول آنچه را در گذشته ما در حوزه معماری رخ‌داده، بشناسیم. آنچه ما به‌عنوان بناهای گذشته می‌بینیم، فارغ از کالبد و شکل ظاهرشان، آیینه تمام نمای خرد مردمان در این سرزمین بوده‌اند.

یعنی نوعی مطالبات، نیازها و خواسته‌هایی آنها را به اینجا رسانده که فکر کنند ما برای حل مشکلاتمان چه کنیم و برای این که کیفیت زندگی بهتری داشته باشیم، چه کنیم. برای این که ظرف و مظروف زندگی‌مان با هم متناسب باشد، چه کنیم.

معماری کتابخانه‌ای به کار نمی‌آید

قاسمی همچنین افزود: فهم معماری تنها در کتابخانه و دانشگاه جواب نمی‌دهد باید در عمل و در شهر و روستا این معماری اجرایی شود. ما روایت معماری گذشته‌مان را فراموش کرده‌ایم و معماری گذشته یادمان رفته است.

تجربیات معماری ایرانی را دریابیم

دکتر محمدرضا رحیم‌زاده، مدیر گروه معماری دانشگاه شهید بهشتی یکی از استادانی است که در تمام طول برگزاری کارگاه مشغول گفت‌وگو و بحثبا دانشجویان بود.

او با تاکید بر لزوم بازنگری بر نگاه جامعه به مقوله معماری به‌عنوان یکی از مظاهر فرهنگساز گفت: ما در این کارگاه‌ها به دنبال دستیابی به فهم ریشه‌های فرهنگی و انسانی معماری هستیم و قصد داریم به این موضوع برسیم که در ایران چه تجربیاتی در حوزه معماری وجود داشته و معماری در کشورمان چه روندی طی کرده تا به امروز رسیده است.

رحیم‌زاده معماران را سازندگان فرهنگ کشور دانست و گفت: میراثمعماری ما هر چه هست، از گذشته است و معماران متناسب با خصوصیات معنوی و انسانی و مکانی جایگاه زیستی برای مردم ساخته‌اند که امروزه معماری نام دارد.

عضو شورای علمی این کارگاه، معماری را فراتر از فهم یک شیء معرفی کرد و افزود: معماری یک شیء نیست و با حضور انسان کامل می‌شود. از این روست که می‌بینید هیچ‌گاه دو خانه شبیه یکدیگر نیست، اما اولویت‌های مدیریتی سبب‌شده ما امروز به یک الگوی تولید انبوه برسیم.

او یکی از مشکلات امروز را فهم غلط از آثار تاریخی و میراثباستانی می‌داند و درباره این موضوع می‌گفت: بین آنچه از گذشته به جامانده و میراثفرهنگی تفاوت ماهوی وجود دارد. میراثردپای فرهنگ ماست. در حقیقت میراثفرهنگی همان فرهنگ است و نباید میراثرا به معنی ارثیه و معنای ظاهری آن برداشت کنیم.

میراثفرهنگی شیء نیست

رحیم‌زاده ادامه داد: میراثفرهنگی شیء نیست؛ همان‌طور که فرهنگ شیء نیست. فرهنگ قاعده، نظم و ضابطه‌ای برای زندگی انسان است که بر اثر تجربه ممتد در یک بستر جغرافیایی فراهم شده است.

او اظهار کرد: فرهنگ به ما آموزش می‌دهد که چگونه بهتر زندگی کنیم. فرهنگ چیزی است که بین من و مثلا ایرانی‌ای که دوره ساسانیان زندگی می‌کرده، رابطه ایجاد می‌کند و این رابطه کاملا متفاوت است با آنچه من با یک فرانسوی در هر زمان و مکان دیگری دارم. در حقیقت من می‌شوم فرزند آن هویت واحد و فرهنگ از ما یک پیکر واحد می‌سازد.

این مدرس دانشگاه تاکید ‌کرد: اگر اثر تاریخی را میراثفرهنگی بدانیم، گردشگر می‌آوریم و سعی می‌کنیم حفظش کنیم.

رحیم‌زاده بیان کرد: نگاهی به میراثفرهنگی می‌تواند معماری ما را نجات دهد، به شرط آن که ابتدا جزئی از فرهنگ ما شود. چون حالا می‌دانیم آنچه شهرهای ما را می‌سازد و معماری‌مان را شکل می‌دهد، فرهنگ است نه امیال شخصی‌مان. این خلاف واقع است که یک مجله خارجی را ورق بزنیم و معماری ساختمان‌هایمان را از بین آنها انتخاب کنیم.

او گفت: معماری یک مظهر فرهنگی است. نگاه امروز بخش کننده است و می‌خواهد همه چیز را از هم جدا کند. از این رو امروز نوعی نگاه بخشی بر معماری حاکم شده و آن را تنها به ساخت و سازهای امروزی محدود کرده است. این نگاه منفصل است که همه چیز را قطع می‌کند. تخصص گرایی در علم یکی از نیازهای مهم ماست، اما اگر قرار باشد در دایره این نگاه، افراد متخصص از داشتن نگاه فرهنگی و تاریخی باز بمانند نتایج خوبی نخواهد داشت، چون تخصص‌گرایی بدون حفظ پیوندهای بنیادی خوب نیست.

این مدرس دانشگاه در پایان گفت: ما در بحث معماری دچار همین مشكل هستیم و هنوز به این فهم نرسیدهایم كه معماری هم مانند متون ادبی، نمایشنامه و موسیقی مظهر فرهنگ است.