به گزارش افکار نیوز،با آن که فصل تابستان سینما اختصاص به نمایش‌های فیلم‌های پر خرج و پر سر و صدا(ملقب به بلاک باستر) دارد، اما محصولات کم خرج و مستقل هم در آن خودنمایی می‌کنند.

تحلیل‌گران اقتصادی سینما عقیده دارند به سختی می‌توان از بین فیلم‌هایی که در طول فصل تابستان به روی پرده سینماها می‌روند، از فیلم یا فیلم‌هایی اسم برد که بیشتر از بقیه مورد پسند و رضایت خاطر تماشاگران روبرو می‌شوند. ماشین صنعت سینما هر سال تعداد زیادی فیلم تولید می‌کند و امیدوار است تمام آن‌ها مورد تایید تماشاگران سینما قرار گیرد. اما شرط بندی بر روی این فیلم‌ها، کار ساده‌ای نیست. نهایت کاری که تحلیل‌گران اقتصادی سینما می‌توانند انجام دهند این است که با نام بردن از چند فیلم‌سینمایی، بگویند آن‌ها شانس بیشتری برای کسب موفقیت احتمالی بیشتر و بالاتر دارند. امسال هم آن‌ها شش فیلم سینمایی را نامزد فروش بالاتر در جدول گیشه نمایش نمایش سینماها کرده‌اند.

با این وجود، آن‌ها از شگفتی‌های پیش‌بینی نشده هم یاد می‌کنند و می‌گویند بعید نیست ناگهان فیلم یا فیلم‌های معمولی(که کسی پیش‌بینی موفقیت بالای آن‌ها را در جدول گیشه نمایش سینماها نمی‌کند) با فروش‌های بالای خود، تبدیل به پدیده‌های دور از انتظار فصل شوند. طی تابستان‌های قبل، صنعت سینما با فیلم‌هایی روبرو شده که با وجود هزینه‌های پائین تولید و اکران عمومی بی سر و صدا، ناگهان با استقبال بالای تماشاگران روبرو شده و با فروش‌هایی بالای ۱۰۰ میلیون دلار، اهل فن را به تعجب و شگفتی وا داشته‌اند.

واقعیتی که همگان بر روی آن تاکید و اشاره می‌کنند، این است که در این لحظه - که فصل تابستان سینما می‌رود که آغاز شود - به سختی می‌توان درباره فیلم‌ها و وضعیت کلی شان در جدول گیشه نمایش قضاوت و داوری کرد، در حقیقت هیچ کس نمی‌داند حاصل برخورد و دیدار تماشاگران با محصولات سینمایی چه نتیجه‌ای را در بر خواهد داشت. برای مثال، سال قبل خیلی‌ها از «پرومتوس» ریدلی اسکات به عنوان فیلمی یاد کردند که فروش بسیار بالایی در جدول گیشه نمایش خواهد کرد. ولی در عمل این اتفاق رخ نداد و این اکشن دلهره‌آور علمی تخیلی، به فروش معمولی ۱۲۶میلیون دلاری در سینماهای آمریکای شمالی رضایت داد.

امسال هم مثل سال‌های قبل، دنباله‌ها و قسمت‌های جدید فیلم‌های موفق سینمایی حضوری قاطع در جدول تابستانی سینما دارند. این فیلم‌ها سکه شانس کمپانی‌های فیلم سازی به حساب می‌آیند و نوعی تضمین برای موفقیت مالی آن‌ها در جدول گیشه نمایش سینماها به شمار می‌روند. معمولا تماشاگرانی که از یک فیلم سینمایی استقبال می‌کنند، علاقه زیادی برای تماشای قسمت‌های بعدی آن دارند و می‌خواهند بدانند سرنوشت کاراکترهایی که در نسخه اصلی با آن‌ها آشنا شده‌اند، چه می‌شود و تا کجا می‌روند. اما فیلم‌هایی که دنباله‌ای بر کارهای پر سر و صدای سال‌های قبل نیستند هم، در بین تماشاگران از محبوبیت خاصی برخوردارند. تبلیغات زیادی که برای این فیلم‌ها انجام شده، تماشاگران را چشم انتظار دیدن این فیلم‌ها می‌کند. ‌آن‌ها می خواهند ببینند آیا این تبلیغات درست و منطقی بوده یا این که خود این فیلم‌ها هیچ چیزی برای گفتن ندارند



«گتسبی بزرگ» ساخته جدید باز لورمن فیلم ساز استرالیایی از جمله فیلم‌هایی است که امید زیادی به آن در جدول فصل تابستان می‌رود. عوامل زیادی دست به دست هم داده‌اند تا این فیلم را تبدیل به یک کار مهم کنند. در کنار نام باز لورمن به عنوان کارگردان، باید به نام لیوناردو دی‌کاپریو در نقش اصلی فیلم و اف اسکات فیتزجرالد(نویسنده‌ای که فیلم‌نامه فیلم بر اساس کتاب پرخواننده وی ساخته شده است) اشاره کرد. کتاب فیتر جرالد یک بار در سال ۱۹۷۴ هم تبدیل به فیلمی سینمایی شد. در این فیلم سینمایی ناموفق و بد اقبال، رابرت رد فورد و میا فارو نقش‌های اصلی را بازی می‌کردند

«سفرهای ستاره‌ای به درون تاریکی» دومین قسمت از سری جدید مجموعه فیلم کلاسیک «سفرهای ستاره‌ای / پیشتازان فضا» است، که توسط جی جی آبرامز کارگردانی شده است. سری جدید فیلم به احیای این مجموعه فیلم پرداخته و قصه آن را به دورانی قبل از رخدادهای قصه مجموعه کلاسیک تلویزیونی دهه شصتی آن برده است. تماشاگران سینما این بار برای دومین بار کریس پاین و زاخاری کوئینتو را در نقش دوران جوانی کاپیتان کرک و آقای اسپاک می‌بینند.







خدمه سفینه فضایی اینترپرایز این بار در حالی از یک ماموریت مهم بین سیاره‌ای به خانه بر می‌گردد، که یک نیروی مرگبار کل هویت زندگی ایستگاه فضایی را تهدید می‌کند / کاپیتان کرک و همکارانش حالا باید با دشمنی مبارزه کنند که در کنار خود آن‌ها قرار داشته و قصد نابود کردن آقای اسپاک را دارد.

«سریع و آتشی ۶» را جاستین لین کارگردانی کرد. چهارمین فیلمی که او از این مجموعه فیلم اکشن و ماجراجویانه ساخته، آخرین همکاری مشترک او با تهیه‌کنندگان آن هم به حساب می‌آید. تحلیل‌گران اقتصادی سینما جای خاصی را به این اکشن اختصاص داده‌اند و می‌گویند یکی از امیدهای اصلی جدول گیشه نمایش سینماها به حساب می‌آید. وین دیزل، پل والکر و دواین جانسن بازیگران اصلی این فیلم هستند و طبق معمول اتومبیل رانی و مسابقات مربوط به اتومبیل هم نقش مهمی در قصه آن دارد.

سومین قسمت «هنگ آور» از جمله کارهای معدود کمدی فصل تابستان است. اهل فن می‌گویند تماشاگران سینما در ایام تعطیلات تابستان، بیشتر طالب دیدن فیلم‌های اکشن هستند و روی خوش چندانی به محصولات کمدی نشان نمی‌دهند. اما قسمت اول و دوم «هنگ آور» در سال ۲۰۰۹ و ۲۰۱۱موفق به فروش های ۲۵۰میلیون دلاری در سینماهای آمریکای شمالی شده و نشان دادند می‌توانند تبدیل به یکی از کمدی‌های موفقی شوند که شانس خوبی در جدول گیشه نمایش تابستانی سینما دارند.

«حالا تو مرا می‌بینی» از آن دسته فیلم‌های کم سر و صدایی است که ظرفیت تبدیل شدن به پدیده تابستانی را دارد و برخی از تحلیل‌گران سینمایی می‌گویند به احتمال زیاد یکی از شگفتی‌های پیش‌بینی نشده فصل خواهد بود. لوئیس لته ریر کارگردان فیلم و ملانی لورنت، مورگان فریمن، آماندا سیفیلد و مارک روفالو بازیگران اصلی آن هستند. قصه فیلم درباره یک مامور اف بی آی است که باید با یک گروه از سارقان بانک، که به شیوه‌های غیر معمول کار خود را انجام می‌دهند مقابله کند

«پس از زمین» اکشن علمی تخیلی تازه ویل اسمیت است که در آن با پسر نوجوانش جیدن اسمیت هم بازی شده است. آن‌ها پس از نابودی بخش مهمی از کره زمین، باید تلاش کنند تا زنده بمانند. «پاکسازی» یکی از معدود فیلم‌های ترسناک فصل تابستان است، که قصد فروش بالایی در جدول گیشه نمایش سینما‌ها دارد. قصه فیلم درباره یک شب خاص در طول سال است، که در آن جرم و جنایت قانونی و بلامانع است در این شب، حوادثعجیب و غریبی رخ می‌دهد

«این پایان است» هم یک کمدی خانوادگی با بازی جیمز فرانکو و ست روگن است، که می‌خواهد تبدیل به یک مجموعه فیلم موفق شود. «مرد آهنین» نسخه تازه و احیا شده مجموعه فیلم سوپرمن با بازی هنری کاویل در نقش مرد پرنده‌ای است. زک اشنایدر آن را کارگردانی کرده وکوین کاستنر، دایان لین و امی آدامز هم در آن بازی دارند.







«دانشگاه لولوها» انیمیشن کامپیوتری کمپانی والت دیزنی و شرکت کامپیوتری پیکسار، قسمت دوم «شرکت لولوها» است که دوازده سال پس از نمایش عمومی موفقیت آمیز قسمت اول در سال ۲۰۰۱به روی پرده سینماها می‌رود. «جنگ جهانی زد» هم براد پیت را درگیر مبارزه با جماعت راهبی‌ها می‌کند، که قصد تسلط بر شهر نیویورک را دارند.

«گرما» به کارگردانی پل فیک از معدود محصولات فصل تابستان است، که بازیگران زن را در نقش‌های اصلی خود دارد و کاراکترهای خانم، شخصیت‌های اصلی قصه به حساب می‌آیند. ساندرا بولاک و ملیسا مک کارتی در دو نقش اصلی این کمدی خانوادگی بازی کرده‌اند. آن‌ها در نقش دو مامور پلیس ظاهر می‌شوند که نمی‌توانند همکاران خوبی برای هم باشند و در طول ماموریت‌های محوله، درگیری زیادی با یکدیگر دارند. اما مبارزه با یکی از سلاطین مواد مخدر، آن دو را مجبور به همراهی و همدلی با یکدیگر می‌کند.



«سقوط کاخ سفید» دومین محصول سینمایی سال ۲۰۱۳ است که در قصه آن، گروهی از تروریست‌ها و افراد مسلح به کاخ سفید حمله می‌کنند، تا زمام امور را در این محل در دست بگیرند. فیلم اول «اولیمپیوس سقوط کرده است» بهار به روی پرده سینماها رفت و فروش بالایی در جدول گیشه نمایش سینماها نکرد. حالا این سوال برای اهل فن مطرح است که آیا حمله دوباره به کاخ سفید(که این بار چانینگ تاتوم باید با اکشن کارهای خود آن را از دست تروریست‌ها نجات دهد) می‌تواند فرمول خوبی برای فروش یک اکشن سینمایی باشد یا خیر. رولند آمریچ کارگردانی آلمانی تبار این فیلم، یک بار حدود پانزده سال قبل هم در «روز استقلال» خود، کاخ سفید را به دست موجودات بیگانه و مهاجم فضایی از بین برد.



«من نفرت انگیر ۲» انیمیشن کامپیوتری کمپانی یونیورسال است، که قسمت اول آن سه سال قبل در کمال حیرت همگان، با استقبال خوب تماشاگران روبرو شد. تهیه کنندگان فیلم هم تصمیم گرفتند قسمت دوم آن را تهیه کنند. «رنجر تنها» با بازی جان دپ در نقش یک قهرمان بومی آمریکا، یک قصه کلاسیک را به زبانی وسترن و پرخرج تعریف می‌کند. «راه، راه برگشت» یکی از محصولات مستقل سینما برای فصل تابستان است. جیم راش و نت فاکسون کارگردانان این درام اجتماعی هستند و قصه آن، درباره نوجوان تنهایی است که در ایام تعطیلات تابستانی با یک کارگر فصلی آشنا و دوست می‌شود.

رشد یافتهها ۲ یک کمدی خانوادگی است که تیلور لاتنر بازیگر مجموعه گرگ و میش آن را در کنار کریس راک و آدم سندلر بازی کرده است و دنبالهای بر یک کمدی پرفروش سه سال قبل صنعت سینماست. پاسیفیک ریم را گی یرمو دل تورو کارگردانی کرده و بازیگر معروفی را در نقشهای اصلی ندارد. فیلمهای دلتورو را به عنوان فیلمی از این کارگردان باید تماشا کرد، زیرا خود او ستاره اصلی کارهایش است. این اکشن علمی تخیلی درباره ظهور لژیون موجودات هیولا گونه(معروف به کایچو) از دل اقیانوس و جنگ آنها با مردم کره زمین است.