به گزارش افکار نیوز،تازه‌ترین مجموعه داستان فرزام شیرزادی با عنوان «بخت برگشته» از سوی نشر گل آذین منتشر شد.

این کتاب دربرگیرنده داستان‌های به هم پیوسته‌ای است که شخصیت اصلی آنها شخصی است به نام «صفدر تابنده» که در موقعیت‌های اجتماعی خاص اتفاقاتی برایش رخ می‌دهد که گاه جنبه طنز نیز پیدا می‌کند.

در این داستان‌ها که با عنوان پس‌اندازها، آنتن، دانشگاه، جهیزیه، ز گهواه تا گور دانش بجوی، قهر و آشتی، سکه، آدامس بادکنکی، قوز بالاقوز، زلزله، سربازی فروشی، قرص‌های مشکوک و … منتشر شده‌اند عنصر طنز، پیدا و پنهان، کارکرد داستانی دارد.

در پشت بیان طنز داستان‌های این مجموعه، شیرزادی سعی دارد تا سیاهی اجتماعی، مفلوک بودن و از پای افتادگی اجتماعی پیرامونش را نشان دهد.

شیرزادی در این مجموعه، داستان را به گستره‌ای برای نمایش نابسامانی‌های پیرامون خود به کار گرفته است و برهمین مبنا داستان‌هایش نیز فرمی به هم پیوسته دارد.

در بخشی از داستان پس اندازها از این مجموعه می‌خوانیم: صفدر تابنده، کارمند معمولی یکی از اداره‌هاٰ پنجمین راننده‌ای بود که اتومبیلش در لاین سرعت بزگراه اسیر چاله‌های سلسله‌وار شد و پولوس و سیبک سمت چپ چرخ‌ جلواش از جاد در آمد. تصمیم گرفت موقع رسیدن به عوارضی خیلی جدی و در نهایت ادب و عصبانی نشدن، خونسردی‌اش را حفظ کند و پول عوارض را نپردازد. واقعا هم پول دادن برای عوارض ظلم بود. برای چی باید پول می‌داد؟ پول می‌داد که با صد و بیست کیلومتر سرعت چنان بیفتد توی چاله که برق از سه فازش بپرد؟ بهتر بود با پول عوارض بذر چمن می‌خریدند و می‌پاشیدند سرتاسر بزرگراه تا لااقل علف سبز بشود و راننده‌ها موقع رانندگی صفا کنند.

صفدر تابنده ناچار بود پنجاه و پنج کیلومتر باقی‌مانده را تا عوارضی با سرعت بیست کیلومتر در ساعت تقریبا نصف سرعت یک موتور گازی در شرایط ایده‌آل از حاشیه بزرگراه حرکت کند…

برای چی پول بدم؟ عوارض بدم که مجبور باشم پنجاه و پنج کیلومترو تو سه ساعت بیام؟ خجالت نمی‌کشید! مسئول دریافت عوارض خونسرد و مودبانه گفت: اگه پول ندی به پلیس می‌گم. با اشاره دست، سی چهل متر آن طف ت را نشان داد: ایناهاٰ پلیس اینجاست…

بغض کرده دستش رفت توی جیبش. یک اسکناس سبز هزار تومانی در آورد و داد به او…

مجموعه داستان بخت برگشته از سوی نشر گل آذین و در ۱۱۸ صفحه با قیمت ۴۸۰۰ تومان منتشر شده است

از دیگر آثار منتشر شده شیرزادی میتوان به سهشنبه قرقی، روشنتر از آبی و شاملو در ۱۶ نگاه اشاره کرد.