به گزارش افکارنیوز،این مترجم درباره استقبال مخاطبان از ادبیات ترجمه گفت: بخشی از دلایل استقبال مخاطبان از ادبیات ترجمه و اقبال کم‎تر به ادبیات داخل، بی‌اعتمادی به نسخه‌هایی است که در کشور مجوز می‎گیرد، چون در حوزه ادبیات حساسیت‌ها خصوصا روی تألیف بیش‌تر است.

او افزود: رمان باید گرته‎ای از واقعیت زیسته‌ی نویسنده را در خود داشت باشد و همین سبب می‏شود کار مجوز نگیرد. از سوی دیگر، بخشی نیز به دلیل خودسانسوری نویسنده حذف می‎شود و این حذف‎ها اعتماد مخاطبان را کم کرده است.

طاهری با اشاره به شرایط ادبیات در یکی دو سال اخیر عنوان کرد: شرایط در این اواخر بدتر شده، چون ممیزی بیش‌تر شده است. در دوره‎هایی وضعیت بهتر شده، اما این موضوع در درازمدت تأثیرش را بر ادبیات گذاشته است و از لحظه‌ای که اثر شکل می‎گیرد و نویسنده با کی‌برد یا قلم شروع به نوشتن می‎کند، حضور دارد؛ در نتیجه کودکی که خلق می‏شود، ناقص‎الخلقه است که گاه مادر او را ناقص‎الخلقه کرده و گاه شرایط. به هر حال، بال و پر ادبیات را بسته‌اند و ادبیات خوب خلق نمی‌شود. فشارهای دیگری هم روی نویسنده هست؛ فشارهای اجتماعی و اقتصادی نمی‎گذارد ذهن نویسنده باز و آزاد باشد.

او در پاسخ به این سوال که استقبال مخاطبان از ادبیات ترجمه و بی‌توجهی به ادبیات داخل چه تأثیری بر آینده ادبیات ما می‌تواند داشته باشد، گفت: خود این شرایط نتیجه یک وضعیت است و باید دید ادامه ممیزی چه تأثیری بر ادبیات می‌گذارد. این آرمان‌گرایانه است که بگوییم نظارت پیش از چاپ نباید باشد، اما معتقدم که این نیاز هست که ممیزی از این شکلی که اکنون دارد، خارج شود.

او درباره وضعیت آثاری که در ایران منتشر می‌شوند، گفت: الآن به ترجمه اعتماد بیش‌تری ازسوی مخاطب وجود دارد، چون در ترجمه کمی تیغ ممیزی کم‌تر است و آثار خودمان چون انعکاس‌دهنده وضعیت جامعه هستند، بیش‌تر مورد لطف دوستان قرار می‌گیرند. به هر حال، ممیزی مخرب است و مخرب‌تر هم می‌شود. گذشته از این، آشفته‌بازار در ادبیات ترجمه سال‌هاست که حاکم است و نبود نقد درست در ترجمه‌ها، سبب می‌شود جنس بنجل جای جنس خوب را بگیرد. علت بعضی از ترجمه‎های مجدد هم همین است که ترجمه بهتری عرضه شود. اما گاه بی‌اخلاقی حاکم است و در این شرایط به مخاطب گفته نمی‌شود چه چیزی بخواند. با این اوضاعی که کتاب دارد، اگر کار بد هم به مخاطب برسد، دیگر به سوی کتاب نخواهد آمد.

طاهری تأکید کرد: اکنون فروش کار جدی کم‌تر است و کار بد هم سریع‌تر انجام می‌شود و سریع‌تر هم به فروش می‌رود، زیرا یا از روی کارهایی منتشر می‌شود که فیلم آن‌ها بیرون می‌آید، یا این‌که جایزه برده است. منظور من این نیست که برخی آثار نباید ترجمه و منتشر شوند، اما این‌که خواننده جدی هم به دلیل نبود نقد درست نداند چه چیزی باید بخواند و نقد درست ارائه نشود، به شرایط دامن زده می‌شود.

او در پاسخ به این سؤال که در سالهای اخیر بیشتر ادبیات ترجمه میخواند یا تألیف، گفت: من بیشتر آثار را به زبان اصلی انگلیسی میخوانم. ترجمه و تألیف خیلی کم خوانده ام و بیشتر مطالعهام ، مطالعهای است که برای کارم انجام دادهام و یادم نمیآید اخیرا کاری خوانده باشم.