به گزارش سرويس فرهنگ و هنر "افكار"، این روزها اخبار زیادی دربارهی ظهور فرقههای مختلف به گوش میرسد. فرقههایی که رسیدن به معنویت و آرامش را تبلیغ میکنند و میگویند برای دستیابی به این امر باید خدا را زندگی حذف کرد. در حال حاضر این جریانها به شکل گستردهای مشغول فعالیت و عضوگیری هستند. گروه کتاب تبیان به همین مناسبت با "حجةالاسلام مظاهری سیف"، نویسندهی کتاب "تجربههای عرفانی در ادیان" گفتوگویی انجام داده و به بررسی علل پیدایش چنین جریانهایی پرداخته است.

- معنا و مفهوم " معنویت جدای از دین " چیست و چرا انسان امروز به آن گرایش دارد؟
- سکولاریسم را به سه نوع تقسیم کرده اند. نخست سکولاریسم در حوزه شخصی است. یعنی این که یک فرد در زندگی شخصی از دین و تعالیم الاهی دست بکشد و با عقل و تجربه خودش زندگی کند, بدون استفاده از راهنمایی های الاهی. دوم سکولاریسم در حوزه عمومی. یعنی اینکه انسان در روابط و مناسبات اجتماعی تعالیم دینی را کنار بگذارد و با تکیه بر عقل و فهم بشری مناسبات اجتماعی را سامان بدهد. و سوم آنجاست که انسان دین را نیز با عقل و تجربه خود شکل می دهد و دینی خود ساخته به وجود می آورد تا نیازهای معنوی خویش را براورده سازد. در اینجاست که معنویت های جدا از دین یعنی گسست از تعالیم الاهی به وجود می آید و امروزه با رشد پرشتاب چنین جنبش های معنویت گرایی روبرو هستیم.



- جنبش‌های معنوی نوین چگونه آموزه‌ها و تعالیم مشخصی برای خود می‌آفرینند؟ آیا آن‌ها از ادیان الهی هم کمک می‌گیرند؟
- این جریان‌های به اصطلاح معنوی در چارچوب مبانی جدیدی شکل گرفته‌اند که " انسان " در آن نقش محوری دارد. با توجه با این که در این تفکر خدا نقشی نداشته و محوریت با انسان است، بنابراین جریان‌های معنوی مذکور نیز با تکیه بر همین تفکر، آموزه‌هایی موافق خواست و اراده‌ی خود تدوین می‌کنند و البته چون انسان دانش بسیار اندکی دارد و با خرد خود نمی تواند به مسائل معنوی پاسخ بدهد از این روست که به سراغ ادیان می رود ولی استفاده او از ادیان خود محورانه است یعنی از هر دینی هر چه را بخواهد بر می گیرد و با هوس ها و خواسته های خود می آمیزد و دینی جدید به وجود می اورد. این التقاط و ترکیب هزاران صورت می تواند داشته باشد, به همین علت شاهد هستیم که هر روز دین ها وجنبش های معنوی تازه ای سر بر می کشند و پدید می آیند.

امروزه در دایرة‌المعارفی که درباره‌ی این گونه جریان‌ها نوشته می‌شود، شیطان‌پرستی و جریان‌های مختلف شیطان‌پرستی مدخل‌های مختلفی را به خود اختصاص داده‌اند. کتاب‌های آن‌ها به‌وسیله‌ی ناشران معتبر جهانی به چاپ می‌رسد و از آن‌ها به عنوان جنبش‌های معنوی یاد می‌شود

- در عصرهای گذشته نمونه‌هایی از این جریان و نوع فعالیت آن‌ها وجود دارد؟
- شاید بتوان نمونه‌ای از این جریان‌ها را در هزاران سال قبل جست‌وجو کرد. وقتی که بعضی از پیروان دین یهودیت با تلفیق تعالیم پیامبران بنی اسرائیل با سنت های مشرکانه مصری و آیین های جادویی و خرافات دیگر مکتبی معنوی را پدید آوردند. اساساً مکتب عرفانی " کابالا " یا " قبّاله " به همین ترتیب ایجاد شد.

در دوره‌ی اسلام هم همین ماجرا اتفاق افتاده است. یعنی بعضی از جریان‌های " صوفیه " و " عرفان‌گرای اسلامی " از آموزه‌های اسلام و مسیحیت استفاده کرده‌اند. البته ما عرفان ناب اسلامی هم داریم که از پیرایه های التقاط به دور است و بر منابع دین استوار ایستاده اما به عنوان مثال " خانقاه " سنتی بود که ریشه در فرهنگ مسیحیت دارد و توسط جریان تصوف الگوبرداری شده است. در باورهایی که بعضی از صوفیه بدان پای‌بند هستند نیز نشانه‌هایی از عدول از شریعت، و بعضی از آموزه‌های " هندوئیسم " مشاهده می‌شود.

با تمام این تفاصیل شاید بتوان تاریخ شکل‌گیری چنین جریان‌هایی(با سبک و سیاقی که در حال حاضر دارند) را در قرن های نوزدهم و بیستم جست‌و‌جو کرد.



-در عصر حاضر هم این جریان‌ها همچنان از تلفیق ادیان مختلف مکتب جدیدی خلق می‌کنند؟
- در روزگار و عصر حاضر این موضوع شکل خاصی به‌خود گرفته است، به این صورت که این جریان‌های معنوی، از علم و دانشی که در عصر جدید رواج پیدا کرده است، مانند روان‌شناسی و فیزیک نوین استفاده کرده و اعتقادات خود را بر اساس آن شکل می‌دهند. به عنوان مثال آن‌ها به خداوند به عنوان یک " منبع انرژی " نگاه می‌کنند و معتقدند که باید به آن منبع متصل شد و از آن استفاده کرد. به عبارتی مفهوم " فنا شدن در خداوند " جای خود را به چنین تجربه‌های " شبه‌معنوی " می‌دهد.


- انگیزه و دلیل گرایش انسان به سوی چنین جریان‌هایی چیست؟ آیا آن‌ها از اوامر و نواهی دینی خسته شده‌اند؟ آیا آنچه خواسته‌اند را در دین نیافته‌اند؟
- علل متعددی وجود دارد. مورد اول این‌که عمده‌ی تمرکز و فعالیت بزرگان دین متوجه ظاهر و پوسته‌ی دین شود، در آن صورت افرادی که تمایل دارند از باطن و معنای اصلی دین آگاه شوند به این سو و آن سو می روند. در این صورت، عکس‌العمل پیروان این ادیان به دو گونه خواهد بود. عده‌ای از آن‌ها در کنار پای‌بندی به ظواهر و احکام موجود به سراغ جنبه‌های معنوی و باطنی نیز می‌روند. و گروهی دیگر به آن احکام و دستورات پشت کرده و تنها هدفشان نیل به باطن و اصل دین خواهد بود.

ما در مسیحیت شاهد این موضوع بوده‎‌ایم. سخت‌گیری‌های بی‌موردی که کلیسا نسبت به پیروان خود به‌خرج می‌داد باعثبروز واکنش‌های تندی شد که بعضی از احکام و دستورات آیین مسیحیت را زیر سوال برده و نفی می‌کرد. و در نتیجه یک‌سری جریان‌های باطنی و معنوی به‌وجود آمد که در تقابل با آیین مسیحیت هستند. در هر دین دیگری نیز ممکن است این اتفاق تکرار شود. مهم این است که ما بتوانیم دین جامعی را به انسان ارائه دهیم که زندگی فردی و جمعی و ظاهر و باطن را در بر گیرد.


- در آیین مسیحیت و یهودیت که دچار تحریف شده‌اند و اساساً بعضی از آموزه‌های آن‌ها با عقل در تضاد است، وقوع چنین اتفاقی محتمَل است. اما در اسلام که کتاب آسمانی آن دچار تحریف نشده و از طرفی از این دین به عنوان دینی عقل‌گرا یاد می‌شود شکل‌گیری چنین جریان‌هایی منطقی است؟
- ما در یهودیت و مسیحیت شاهد تحریف لفظی هستیم، به این معنا که اولاً بخش‌هایی از کتب آسمانی آن‌ها از دست رفته و ثانیاً بخش‌های خودساخته‌ای به آن اضافه شده است. این، امری است که در دین مبین اسلام واقع نشده، و نه‌ تنها کتاب آسمانی این دین دچار تحریف نشده است بلکه سخنان و قابل توجهی از پیامبر و ائمه‎‌ی اطهار(علیهم السلام) بدون کم و کاست به دست ما رسیده است. بنابراین دین اسلام دچار تحریف لفظی نشده است. اما تحریف معنوی چطور؟ پاسخ این است که متاسفانه دین اسلام در مواردی دچار تحریف معنوی شده است. به این معنا که بخشی از آیات قرآن، دستورات پیامبر و ائمه‌ی اطهار(علیهم السلام) را کنار گذاشته شده و تنها به بخشی از تعالیم و دستورات این دین عمل می‌شود. در حال حاضر بخش زیادی از تعالیمی که از دین اسلام ارائه می‌شود بر دستورات و اعمال و رفتار ظاهری متمرکز شده و تعالیمی که به جنبه‌های معنوی توجه دارند مغفول می‌مانند. اگر چه دستورات و آموزه‌هایی که به امور ظاهری توجه دارند، بخش بسیار مهمی از دین است و باید مورد توجه قرار بگیرد، اما محدود شدن به آن، آسیب بسیار بزرگی است.

این گروه‌ها به خداوند به عنوان یک " منبع انرژی " نگاه می‌کنند و معتقدند که باید به آن منبع متصل شد و از آن استفاده کرد. به عبارتی مفهوم " فنا شدن در خداوند " جای خود را به چنین تجربه‌های " شبه‌معنوی " می‌دهد

اما این تمام ماجرا نیست. دلیل دیگری که باعثمی‌شود انسان به سوی چنین جریان‌هایی گرایش پیدا کند " خودمختار " شدن انسان است. واقعیت این است که انسان ِ امروز به دلیل آموزش بد و طرز تفکر و تلقی نادرست نسبت به جهان پیرامون خود، دچار نوعی خودمحوری و خودبینی شده است؛ فلذا تصمیم گرفته است تا در دین و شریعت نیز دخالت کند و حاضر نیست دینی را که از جانب خدای سبحان نازل شده است بپذیرد.



-آمار دقیقی از تعداد این گونه جریان‌ها در ایران وجود دارد؟
- به طور کلی اخباری از فعالیت چنین گروه‌هایی در تهران، مازندران، سمنان، کرج، همدان و… وجود دارد، اما نمی‌تون آمار دقیقی از آن‌ها ارایه داد. چون گستره‌ی فعالیت آن‌ها بسیار وسیع است. هر روز کتاب‌ها و موسسات جدیدی ظهور می‌کنند که در این زمینه مشغول به کار هستند. به عنوان مثال، فردی به نام " شانکار " در هند، موسسه‌ای را تحت عنوان " هنر زندگی " تاسیس کرده است. من طی ملاقاتی که با نماینده‌ی این موسسه داشتم متوجه شدم که آن‌ها در تهران دوره‌های آموزشی برگزار می‌کنند. موسسات و مراکز بسیاری از این دست وجود دارند که مشغول تبلیغ و فعالیت هستند، بدون آن‌که آمار و اطلاع دقیقی از آن‌ها در دست باشد. در بعضی موارد این جریان‌ها در منزل‌های شخصی، دانشگاه‌ها، موسسات خیریه و حتی در حسینیه‌ها نیز تشکیل جلسه می‌دهند.



-شیطان‌پرستی چه نسبتی با این جریان‌ها دارد؟ آیا شیطان‌پرستی نیز یک جریان معنویت‌گرا است؟ آیا در پی رسیدن به معنویت است؟
- بله. امروزه در دایرة‌المعارفهایی که درباره‌ی این گونه جریان‌ها نوشته می‌شود، جریان‌های مختلف شیطان‌پرستی مدخل‌های مختلفی را به خود اختصاص داده‌اند. کتاب‌های آن‌ها به‌وسیله‌ی ناشران معتبر جهانی - که به عنوان ناشران دینی شناخته می‌شوند - به چاپ می‌رسد و از آن‌ها به عنوان جنبش‌های معنوی یاد می‌شود.

البته یکی از عللی که این جریان خاص، بیشتر مورد توجه قرار گرفته شیوه‌ی کاری آنهاست. جریان شیطان‌پرستی برای تبلیغ خود فقط از کتاب استفاده نکرده است. آن‌ها علاوه بر کتاب از طریق سینما، انیمیشن، بازی‌های رایانه‌ای، تولید نماد‌های مختلف، زیورآلات، پوشاک و از همه مهم‌تر به‌وسیله‌ی موسیقی به تبلیغ این جریان می‌پردازند.

نکته‌ی مهم در این مورد این است که انسان‌های ناآگاه در مواجه با این جریان‌ها، بدون آن‌که بدانند ابتدا نمادها را می‌پذیرند و از آن‌ها استفاده می‌کنند و بعد از شرکت در میهمانی‌ها و محافل این جریان، و به مرور زمان ایدئولوژی و تفکر آن‌ها را می‌پذیرد.



- فکر می‌کنید چه راه‌کار مناسبی برای مقابله با این گونه جریان‌ها وجود دارد؟
- مهم‌ترین کار این است که ما در ارایه‌ی آموزه‌های اسلامی نوآوری داشته باشیم. همان‌طور که اشاره شد ما در حال حاضر به همان روش سنتی و قدیمی در حال تبلیغ دین هستیم و انتظار داریم نسل امروز نیز با دین ارتباط برقرار کند. نباید تصور کرد که چون اسلام دین کاملی است و مفاهیم دقیق و صحیحی دارد، به هر صورتی که عرضه و تبلیغ شود مورد استقبال قرار می‌گیرد. زبان تبلیغ دین باید مورد بازنگری قرار بگیرد و از شیوه‌های نوین استفاده شود.

یکی از عللی که جریان شیطان‌پرستی بیشتر مورد توجه قرار گرفته شیوه‌ی کاری آنهاست. این جریان برای تبلیغ خود فقط از کتاب استفاده نکرده است. آن‌ها علاوه بر کتاب از طریق سینما، انیمیشن، بازی‌های رایانه‌ای، تولید نماد‌های مختلف، زیورآلات، پوشاک و از همه مهم‌تر به‌وسیله‌ی موسیقی به تبلیغ این جریان می‌پردازند

-برای مقابله با این جریان‌ها چه نوع فعالیت‌هایی انجام می‌شود؟
- در حال حاضر عده‌ای از دانش‌آموختگان حوزوی که در این زمینه فعال بوده‌ و این جریان‌ها را مورد بررسی قرار داده‌اند، گردهم آمده و موسسه‌ی " معنویت نوین " را با هدف نوآوری در شیوه‌های ارایه‌ی معنویت اسلامی تشکیل داده‌اند. و همچنین مدتی است که فصل‌نامه‌ی " مطالعات معنوی " با هدف " نقد جریان‌های معنوی نوین " از سوی پژوهشکده باقر العلوم در حال انتشار است. کتاب‌هایی هم در این زمینه منتشر شده است که به‌صورت خاص‌تر به این جریان‌ها می‌پردازد.

معنویت نوین مدل هایی از ارائه معنویت اسلامی را طراحی کرده است که تعالیم اسلام را به متن زندگی فر می آورد و هر کس می تواند نتایج زندگی معنوی را بسیار سریع تجربه کند صد البته استمرار و تعمیق این تعالیم در زندگی فرد را به سوی تحولات معنوی سوق خواهد داد و آثار بزرگتر و عمیقتری را در زندگی فردی و اجتماعی به جا خواهد گذاشت.



-در زمینه‌ی فعالیت‌هایی که شما و دوستانتان انجام می‌دهید مورد حمایت مادی و معنوی مراکز و اشخاص مختلف قرار گرفته‌اید؟
- البته این تشکل به تازگی شروع به فعالیت نموده است ولی به‌طور حتم برای پیشرفت هر چه بیشتر و موفقیت در آگاه ساختن مردم و جوان‌ها، نیاز به پشتیبانی مادی و معنوی بزرگان دین و مراکز فرهنگی دارد. و ما نیز امیدواریم با ارایه‌ی برنامه و اهداف مورد نظر، حمایت‌هایی را جلب کنیم.


کتاب «تجربه‌های عرفانی در ادیان» اثر حمیدرضا مظاهری سیف تجدید چاپ شد.