گروه فرهنگ و هنر

/فرشاد شجاع- هر موقع سخن از خسرو شکیبایی به میان می آید ناخود‌آگاه ذهن آدم به سمت شخصیت حمید هامون می رود. که همچنان ماندگارترین شخصیت تاریخ سینمای ایران به شمار می رود. دراین مطلب کوتاه سعی خواهم کرد به کاراکتر حمید هامون در فیلم «هامون» داریوش مهرجویی بپردازم و همچنین نگاه گذرایی به زندگی خسرو شکیبایی داشته باشم.

شاید یکی از دلایلی که کاراکتر حمید هامون را به این اندازه ماندگار کرده است که گاهی فیلم «هامون» را تحت الشعاع خود قرار می دهد، شخصیت پردازی مناسب و چند بعدی آن باشد. تماشاگر در این فیلم با شخصیتی روبه رو می شود در عین حال که قهرمان فیلم است، می توانیم او را ضد قهرمان هم بنامیم.
حمید هامون در بین افرادی که در زندگی او هستند و نقشی دارند گیر افتاده است، او بدنبال راه گریزی است که خود هم آن را نمی شناسد. تمام افرادی که در اطراف او هستند را می‌توان بعدی از شخصیت او تصور کرد. برای مثال مهشید را بعد مادی شخصیت هامون که در تلاش برای بدست آوردنش هی از او دورتر و دورتر می شود و راه به جایی نمی برد و علی عابدینی را می توان بعد معنوی و آرمانی هامون فرض کرد، که آن را هم دست نیافتنی می‌بیند و شاید هم این آرمان خواهی او به صورت خودآگاه شکل نگرفته است و کششی در ناخودآگاه او وی را به این سمت سوق می دهد که آن را هم به جز انتهای فیلم قابل دسترس نمی بینیم.

او سعی در فرار از اطرافیان خود را دارد اما متوجه ضعف هایی می شویم که مانع از این امر می شود، در واقع خود هامون دچار یک دوگانگی و کشمکش درونی شده است و ضعف های شخصیتی او نیز به این دوگانگی دامن می زنند. او نمی تواند دست به انتخاب صریح در مورد زندگی اش بزند، تا مسیر خود را انتخاب کرده و استوار در آن قدم بگذارد. در واقع او نمی تواند بین گرایشات مادی و معنوی خود تعادلی برقرار کند که دچار یک تناقض بسیار شدید است. این تناقض ها باعثرفتارهای عجیب هامون می شود که گاهی سر به جنون می گذارد مانند صحنه طلاق در دادگاه که دست به یک پرخاشگری ناگهانی می زند، صحنه ای که علیرغم میلش به همسرش شلیک میکند یا صحنه خونریزی در بیمارستان و…اما با تمام اینها او همچنان به پیش می رود، حتی اگر خود متوجه آن نباشد.
هامون دچار سر در گمی شده است که گویا نمی توان برای آن راه حلی تصور کرد. او در این سردرگمی بسیار تنهاست و کسی را در کنار خود نمی یابد. او از ایمانی سخن می گوید که اطرافیانش از آن کاملا تهی هستند و خود او هم تا انتهای فیلم تنها در جستجوی آن است. که در نهایت با غرق کردن خود در دریا و نجات غیره منتظره اش در پایان فیلم توسط علی عابدینی که در فیلم مظهر ایمان حداقل از دیدگاه هامون است گویی به آن دست یافته است.

همین پیچدیگی های شخصیتی حمید هامون است که او را هنوز در ذهن سینما دوستان نگه داشته است. البته بازی خوب خسرو شکیبایی در این فیلم که اولین کار سینمایی مهم او بود و همچنین میشود گفت مهمترین کار سینمایی زندگیش را نباید از یاد برد.
حمید هامون همچنان یکی از شخصیتهای مهم تاریخ سینمای ایران باقی خواهد ماند و همچنان سوالات بسیاری را در ذهن تماشاگران جدید و قدیمش ایجاد خواهد کرد.

زندگینامه خسرو شکیبایی:
خسرو شکیبایی زاده سال ۱۳۲۳ بود. او تحصیلاتش را در رشتهٔ بازیگری در دانشگاه تهران به پایان برد. کار حرفه ای خود در سینما را با بازی در فیلم «خط قرمز» مسعود کیمیایی آغاز کرد. و نزدیک به ۴۰ فیلم سینمایی در کارنامه خود دارد.
در سال ۱۳۶۱ در حالی که مشغول بازی در نمایشی بود، مورد توجه کیمیایی قرار گرفت و با بازی در نقش کوتاهی در فیلم «خط قرمز» ۱۳۶۱ به سینما آمد و تا سال ۱۳۶۸نقش آفرینی‌هایی کرد. اما از بعد از بازی در فیلم هامون بود که نام خسرو شکیبایی به عنوان یکی از بازیگران مطرح ایران بر سر زبان ها‌افتاد.
شکیبایی سه بار موفق به بردن سیمرغ بلورین بهترین بازیگر برای فیلم های «هامون» مهرجویی، «کیمیا» احمدرضا درویش و «سالاد فصل» فریدون جیرانی شده است.
شکیبایی در سن ۶۴ سالگی در اثر بیماری درگذشت.