به گزارش افکارنیوز، اغلب فعالیت های اسعدیان به عنوان رییس کانون به دورانی بازمی گردد که خانه سینما با مشکلات جدی صدور دستور انحلال و تعطیلی روبه رو شد.

او و رئیسیان که از سال ها قبل با یکدیگر همکاری و دوستی داشتند، حالادر فضایی متفاوت قرار گرفته اند.

اسعدیان در واکنش به گفت و گوی رئیسیان گفت و گویی انجام داد تا در مورد بسیاری از شبهات پاسخ دهد.

در شورای مرکزی بحثشد که در این شرایط کانون، دادن چنین بیانیه یی تبعات سیاسی دارد یا نه و کسی مطرح کرد که نگران نباشید ما از خط قرمزها عبور نمی کنیم و به بخشی از دولت انتقاد داریم، اما اینکه کسی از جایی خط داده شما بیانیه دهید تا ما شمقدری را سرنگون کنیم تحریف واقعیت و دروغ محض است اعضای شورای مرکزی از بازرس خواستند با رئیسیان تماس بگیرند. آقای لطیفی رفتند و تماس گرفتند و آمدند و گفتند که من از همه شما عذر می خواهم، آقای رئیسیان گفته اند من به این جلسه نمی آیم و شما هیچ غلطی نمی توانید بکنید. همه آن سه، چهار نفری که معتقد بودند در انتخابات بعدی وضعیت ریاست آقای رئیسیان روشن شود، موافقت کردند برگه برکناری ایشان را امضا کنند.

بخشی از صحبت های آقای رئیسیان به شخص شما و کانون کارگردانان مربوط بود. روزنامه «اعتماد» هم به دلیل قائل بودن به آزادی بیان این نکته را در نظر دارد که اگر سخنان یک سوی ماجرایی را منتشر کرد، به بخش دیگر آن هم بپردازد. آنجایی که موضوعات مربوط به کانون یا نقل قول هایی از جانب خود شما می شود، یا هر جایی که تصور می کنید نیاز به توضیح و روشنگری هست، بفرمایید.

ما در چند سال گذشته شاهد صحبت هایی از سوی آقای رئیسیان بودیم، اما احساس نکردیم نیازی به پاسخگویی وجود دارد، اما مصاحبه اخیر ایشان با شما، ویژگی هایی داشت که هم به نظر خودم و هم طبق مشورتی که با دوستان داشتیم فکر کردیم باید پاسخ داده شود، چون بخشی از این صحبت ها به سه سال از کانون بازمی گشت که به زعم ما ایشان تاریخ این سه سال را تحریف کردند و این اصلاخوشایند نیست.

ما تاکنون سعی کردیم بهتر است موضوعات را سربسته نگه داریم، اما الان زمانی است که تصور می کنم باید پاسخ آن را بدهم. به این موضوع هم اشاره می کنم که قطعا الان من بعضی از مسائل را باز نمی کنم چون برای شان خودشان هم مناسب نیست.

قبل از هر چیز باید نکته یی را بگویم که وضعیت سینمای ایران در حال تغییر است، ما دوران بسیار تلخی را در این چند سال گذشته چه به لحاظ کلیت سینما و چه از نظر صنوف سینمایی و مشخصا خانه سینما پشت سر گذاشتیم.

در این چهار سال مرزبندی های مشخصی شد، برخی خود را موظف دانستند با وجود انتقادهایی که به مدیریت خانه سینما داشتند کنار آن بمانند و بعضی از دوستان سمت دولت رفتند و تعدادی دست به تخریب خانه سینما زدند و برخی هم برای منافع فردی وارد بازی های دیگری شدند.

حالادولت تغییر کرده و برخی قبل از تغییر دولت با راه اندازی کانون کارگردانان ۲ و خانه سینما سعی کردند جا پای خود را محکم کنند و برخی هم مانند آقای رئیسیان دست به فرافکنی می زنند تا با توجیه چند سال گذشته خود را بالاتر از باقی قرار دهند و با منیتی که در گفت و گوی شما هم مشخص است جریان سومی را به اسم عقلاراه اندازی کنند که یعنی نه خانه سینمایی هستند نه آن طرفی ها و عقلایی هستند که بتوانند وارد امور شوند و مسائل را دست خودشان بگیرند.

در مورد ورود ایشان هیچ مشکلی نیست، چون طبیعتا همه اعضای سینما حق دارند در امور صنفی شرکت کنند، اما اینکه مدعی شوند مغز متفکر بودند و با دوربینی که داشتند همه چیز را پیش بینی می کردند و در ادامه دست به تحریف بزنند، این موجب واکنش می شود.


صحبت را از همان ماجرای برکناری آقای رئیسیان شروع کنیم. من در این مورد با آقای رئیسیان مفصل صحبت کردم و ایشان هم توضیحات شان را دادند، شما به عنوان کسی که در جلسه بود، ماجرا را تعریف کنید.
برخلاف آنچه که آقای رئیسیان به شما گفتند و تاکید کردند که استعفا دادند، این طور نبود و کاملابرکناری بود.

لازم است از چند سال قبل ماجراها را بگویم. ما در کانون کارگردانان با متلک هایی از بیرون مواجه بودیم، مانند رییس مادام العمر کانون.

این انتقاد بیرونی بود که چرا یک نفر باید شش سال در ریاست کانون باشد.

این انتقاد از درون خود کانون هم وجود داشت، بسیاری از اعضا و حتی برخی از اعضای شورای مرکزی هم این انتقاد را داشتند که شاید بهتر باشد تغییری در ریاست کانون صورت بگیرد.

در مقابل این نگاه آیا درست است الان رییس تغییر کند، یک دیدگاه هم به آقای رئیسیان تعلق داشت که معتقد بودند اشکالی ندارد مانند سندیکای فیلمسازان فلان کشور که ۳۰ سال است یک نفر رییس آن است، در اینجا هم رییس سر کار خود بماند.

حتی یکی، دو بار حرکت های خارج از کانون برای تغییر ایشان صورت گرفت. از جمله زمانی که سیدضیاء هاشمی مدیرعامل خانه سینما بودند، اقدام گسترده یی انجام دادند تا آقای رئیسیان را از ریاست کانون حذف کنند. با چند نفر از اعضای شورای مرکزی مذاکره کردند تا بگویند این تغییر به نفع کانون است.

با خود من مذاکره یی داشتند که بهتر است رئیسیان عوض شود و در نهایت با اینکه در جلسه شورای مرکزی مساله تغییر رییس مطرح شد، این موضوع در آنجا هم رای نیاورد و حالاجالب است که آقای هاشمی و رئیسیان که آن زمان این همه ضد یکدیگر بودند، الان دوستان نزدیک هستند.

آرایش در سینمای ایران براساس مسائل مادی خیلی زود تغییر می کند.

در آن زمان «پرونده هاوانا» را کار کرده بودند.
آن فیلم را ساخته بودند و مشکلاتی ایجاد شده بود که ارتباط خوبی با هم نداشتند تا اینکه اختلافات موجود در خانه سینما آن دو را به هم نزدیک کرد و الان دوستانی صمیمی هستند و ما هم بابت این قضیه به آنان تبریک می گوییم.

آقای هاشمی حتما خاطرشان هست که در راهروی خانه سینما با خود من وارد مذاکره شدند که اگر تو هم موافقت کنی، ما می توانیم نظر شورای مرکزی را جلب کنیم، اما من به دلایلی که بعدا توضیح می دهم، مخالفت کردم و این اتفاق نیفتاد.

آقای رئیسیان در آن زمان در جریان نبود، اما حدود ۱۰ روز بعد که در جریان قرار گرفت به من به صورت سربسته گفت ممنون که پای رفاقتت ایستادی و من رفقایم را هیچ گاه فراموش نمی کنم. این جمله یی است که او گفت و من به روی خودم نیاوردم چون ترجیح می دادم اصلامستقیم مطرح نشود.

یکی، دو بار هم صحبت هایی در شورای مرکزی صورت می گیرد تا اینکه به زمانی می رسیم که در انتخابات مجمع عمومی کانون تعداد آرای من بیشتر از ایشان شد. من به ایشان آن جمله یی که او در گفت و گو با شما بیان کرده را نگفتم، دیدم وقتی آرا شمارش می شود چهره ایشان را که بعد از این همه سال رفاقت تغییراتش را تشخیص می دهم، دچار تغییر شده، کنارش رفتم و به شوخی به او گفتم: «علیرضا ما ملخص شماییم ها… اینها را از چشم من نبینی…» او هم خندید که من می دانم ماجرا چیست و من هم معتقدم او می دانست ماجرا چیست، اینکه جریانی در کانون وجود دارد که علاقه مند نیست او ادامه دهد. او به دلیل زیرکی اش دریافته بود تعدادی از اعضا به عمد به او رای نداده بودند. او به جای اینکه این را تحلیل کند، جبهه گیری کرد.

وقتی من در کانون بالاترین رای را آوردم در شورای مرکزی پافشاری شد که من باید رییس کانون شوم و تاکید من هم این بود که نباید چنین شود.

سعی کردم دوستانی که نظرشان به ریاست من بود توجیه کنم تا درک کنند بهتر است آقای رئیسیان رییس بمانند.

چرا؟
الان توضیح می دهم. نه منتی سر این ماجرا دارم نه چیز دیگری، مصالحی را در نظر می گرفتم که در مورد آنها توضیح خواهم داد. باید به تصمیمی که ما دو سال بعد از این ماجرا گرفتیم، اشاره کنم، اینکه در اساسنامه تاکید کردیم هیچ فردی نمی تواند بیش از دو دوره رییس کانون شود، زیرا استنباط این است که هر کسی شش یا هشت سال رییس کانون باشد این تصور در او به وجود می آید که کانون با او معنا پیدا می کند و می تواند آن را به هر سمتی که بخواهد ببرد و اگر نباشد کانون از بین می رود.

همه اینها موجب شد در برهه یی کار به جایی برسد که رای به برکناری آقای رئیسیان داده شود. این طی شش ماه به وجود نیامده بود، ذره ذره و در سال های مختلف این ذهنیت در آقای رئیسیان به وجود آمده بود که هیچ کس نمی تواند ایشان را تغییر دهد.

این می توانست برای هر فرد دیگری هم اتفاق بیفتد. اگر آن موقع من با تغییر آقای رئیسیان از ریاست کانون مخالفت می کردم به این دلیل بود که باور داشتم اگر ایشان از ریاست کنار بروند با این مساله به راحتی کنار نمی آیند و دست به اقداماتی تخریبی می زنند. این را در شکل های دیگری در کانون از سوی ایشان دیده بودیم.

زمانی کانون کارگردانان، نماینده یی در ارشاد و همچنین یک تهیه کننده هم در این شورا شرکت می کرد. سال ها آقای رئیسیان نماینده کانون در شورای پروانه ساخت بودند.

در مقطعی به این نتیجه رسیدیم که بهتر است نماینده ها عوض شوند و آقای رئیسیان تغییر کردند و آقای هنرمند به آن شورا رفتند.

آقای هنرمند و اعضای شورای مرکزی شاهد هستند که هر هفته زمانی که آقای هنرمند به کانون می آمدند و گزارش جلسه شورای پروانه ساخت را می دادند ممکن نبود از طرف آقای رئیسیان با ایرادات و اشکالاتی روبه رو نشوند و این جمله به ایشان گفته نشود که وقتی ما بودیم چه می کردیم و حالاچه شده است. عین جملاتی که امروز هم در صحبت های منتشر شده و در روزنامه شما می خوانیم.

ما با شناختی که از آقای رئیسیان داشتیم تصور می کردیم ایشان با توانایی هایی که دارند، می توانند برای کانون مثبت باشند و سعی می کردیم نقاط ضعف را نبینیم.

باور من در مورد ایشان همین بود و بعدها نیز دیدیم کنار رفتن ایشان از ریاست کانون عملااو را در مقابل کانون قرار داد. سنگ اندازی ها را از سوی ایشان نه فقط در مورد کانون بلکه در مورد کلیت خانه سینما شاهد شدیم.

آقای رئیسیان گفتند جلسه یی که برای برکناری ایشان برگزار شد، به اطلاع خودشان نرسیده بود. ایشان رییس بودند و طبیعتا باید دعوت می شدند. چرا این دعوت صورت نگرفت؟
در کانون اتفاقاتی افتاد که به بعضی از آن ها آقای رئیسیان به روایتی اشاره کردند که روایت اصلی چیز دیگری است.

کانون کارگردانان نه من هستم نه آقای رئیسیان، این کانون یک سابقه ۲۰ ساله دارد که متکی به حمایت و انرژی ۲۰۰ نفر کارگردان عضو آن است.

کانون تک تک آحاد آن هستند و همان ها کانون را به جایی رسانده اند که امروز می بینیم و در بالاترین جایگاه خود قرار گرفته است.

وقتی شما دچار این توهم می شوید که کانون من هستم، کم کم دچار بازی هایی می شوید که این بازی ها از دید شورای مرکزی دور نمی ماند.

شما تصمیماتی می گیرید و برای آن اقداماتی انجام می دهید و تصور می کنید آن را ذره ذره در شورای مرکزی جا می اندازید و وقتی این شورا متوجه ماجرا می شود، واکنش نشان می دهد: این مسائل ذره ذره داشت اوج می گرفت و بالامی رفت تا رسید به ماجرای آن بیانیه یی که در مصاحبه شما به آن اشاره کردند. ایشان در آن مصاحبه اعلام می کنند آن بیانیه زمانی نوشته شد که چهار ماه از زمان روی کار آمدن شمقدری می گذشت.

شما در ادامه از ایشان می پرسید بالاخره متن چه شد، نانوشته ماند، و ایشان می گویند بعد از عید نوشته شد، یعنی چیزی حدود هشت ماه بعد از آمدن تیم آقای شمقدری روی کار.

در این زمان تکلیف تیم آقای شمقدری و سجادپور با سینما و سینماگران مشخص شده بود.

اگر آنان در شروع کار گفته بودند می خواهیم تغییر ریل دهیم، در نهایت به عمل نزدیک شده بودند و آقای حسن برزیده نماینده کانون به این نتیجه رسیده بود که حضورش در جلسات پروانه ساخت بی نتیجه است و آنان کار خودشان را می کنند.

نماینده بعدی که از سوی کانون معرفی شد، از سوی مسوولان در ارشاد پذیرفته نشد، چون توجیه آنان این بود که گفته شده فقط باید یک کارگردانان در شورا باشد و حالاآقای شورجه اینجا هستند و نیازی به نماینده کانون نیست.

جشنواره را برگزار کرده بودند و این جشنواره در بخش های مختلف مورد انتقاد شدید دوستان بود و اتفاقا در آن بیانیه به ماجرای جشنواره و نوع برگزاری اشاره شده بود. آن بیانیه به گونه یی نبود که چهار ماه از مدیریت آقای شمقدری گذشته باشد و حالاما بخواهیم متن تندی منتشر کنیم.

بیانیه یی در کانون تهیه می شود و ممکن است نظرات در مورد آن متفاوت باشد. اینکه ایشان می گویند یک نفر در جمع کانون گفته شما بیانیه تند و تیز بدهید و این بیانیه تند حمایت می شود، کاملاخلاف واقع است.

در شورای مرکزی بحثاین شد که در این شرایط کانون، دادن چنین بیانیه یی تبعات سیاسی دارد یا نه و کسی مطرح کرد که نگران نباشید ما از خط قرمزها عبور نمی کنیم و به بخشی از دولت انتقاد داریم، اما اینکه کسی از جایی خط داده شما بیانیه دهید تا ما شمقدری را سرنگون کنیم تحریف واقعیت و دروغ محض است.

یک روز ما متوجه شدیم بیانیه سر از دفتر آقای سجادپور درآورده، اما ما چطور متوجه این موضوع شدیم؟ اطلاع ما این بود که آقای رئیسیان به دفتر آقای سجادپور رفته و صحبت آقای رئیسیان این بود که آقای سجادپور به من زنگ زده که بیا اینجا.

اعتراض دوستان در شورای مرکزی بر این اساس بود که شما به چه حقی به دیدار آقای سجادپور رفته اید؟ به گفته آنان حتی اگر آقای سجادپور درخواست دیدار داده بود باید شورای مرکزی در جریان قرار می گرفت و آقای رئیسیان با موضع شورای مرکزی در آن دیدار صحبت می کردند.

این سلسله زنجیری بود که دوستان بارها دیده بودند و به نظر می رسید آقای رئیسیان ارتباطی با دوستان در وزارت ارشاد دارد و همچنین ایشان موضع گیری هایی در مورد شورای عالی سینما می کنند که مورد تایید شورای مرکزی نیست، اما به نام شورای مرکزی تمام می شود.

یکی، دو جلسه با آقای رئیسیان گفت وگو شد و این موضوعات از سوی شورای مرکزی طرح شد، اما موضع ایشان بی توجهی و برخورد قدرت مدارانه بود. مساله بالاگرفت و رسید به جایی که بحثبرکناری آقای رئیسیان از شورای مرکزی مطرح شد. دو جلسه از آقای رئیسیان دعوت کردیم که ایشان هر دفعه بنا به دلایلی در آن حاضر نشدند. بالاخره جلسه یی تشکیل شد که هر هشت نفر شورای مرکزی و بازرس آن آقای لطیفی و آقای کرم پور هم بودند.

آقای کرم پور که دوست نزدیک آقای رئیسیان بودند اطلاعات را به ایشان منتقل می کردند و ما هم مشکلی با این مساله نداشتیم چون حرف بدی نمی زدیم. در آن جلسه قرار بود با آقای رئیسیان اتمام حجت شود.

بین اعضا بحثدر گرفت که چه کنیم، او را از ریاست برکنار کنیم یا بماند؟ چند نفر معتقد بودند در فاصله یک ماه به مجمع عمومی کانون نباید این کار را بکنیم.

کمتر از یک ماه بعد مجمع عمومی برگزار شد.
مجمع عمومی را خود ما اعلام کردیم و چون تصمیم گرفتیم زودتر برگزار شود زمان جدیدی برای آن تعیین کردیم. چند نفر از دوستان شورای مرکزی معتقد بودند تا انتخابات بعدی وضعیت تغییر نکند.

اعضای شورای مرکزی از بازرس خواستند با ایشان تماس بگیرند و بگویند دوستان در جلسه منتظرند. آقای لطیفی رفتند و تماس گرفتند و آمدند و گفتند که من از همه شما عذر می خواهم، آقای رئیسیان گفته اند من به این جلسه نمی آیم و شما هیچ غلطی نمی توانید بکنید.

همه آن سه، چهار نفری که معتقد بودند در انتخابات بعدی وضعیت ریاست آقای رئیسیان روشن شود، موافقت کردند برگه برکناری ایشان را امضا کنند و هر هشت نفر امضا کردند، چون این یک توهین مستقیم و قدرت نمایی به شورای مرکزی بود.

بعدها این انتقاد در میان بچه های خود ما مطرح شد که شاید بهتر بود موضوع را مطبوعاتی نمی کردیم و تا مدتی مساله بین خودمان باقی می ماند، تا مشکلات روحی و اعتباری برای آقای رئیسیان به وجود نمی آورد، اما در اصل قضیه هیچ گاه شکی به وجود نیامد.

امروز هم معتقدم آن حرکتی که در کانون کارگردانان صورت گرفت نقطه عطفی بود که در جریان آن با دیکتاتوری مقابله کردیم.

در آن مقطع که شورای مرکزی کانون نامه برکناری آقای رئیسیان را مطبوعاتی می کند، زمانی است که جنجال سازی در جامعه به صورت عرف در آمده و نه فقط در سینما و فرهنگ و هنر در تمامی عرصه ها از این الگو پیروی می شود. نقش این الگو را در تصمیم گیری برای مطبوعاتی کردن موضوع چقدر می دانید.
خیلی درست نیست که من صد در صد از اقدامی که انجام داده ایم دفاع کنم، اما این را می دانم ایشان تیر خلاص را با آن پیغامی که داد، زد.

ایشان در مصاحبه با شما گفته اند حرکت ما خلاف قانون بود و ما نمی توانستیم چنین کاری کنیم. ما به صورت قانونی حق انجام دادن این کار را داشتیم.

اگر رییس شورای مرکزی بگوید من ۱۰ جلسه نمی آیم و کسی نمی تواند من را عوض کند درست نیست.

این موضوع ربطی هم به مجمع عمومی ندارد، چون رییس را شورا انتخاب می کند. این نبوده که خودشان استعفا دهند، گویا برای ایشان افت داشت که برکنار شوند، پس گفتند برکنار هم نشده ام. برکناری جزو سازوکار دموکراسی است.

لحن مصاحبه شما با آقای رئیسیان خودش گویای همه آن چیزهایی است که در مورد آن زمان می گویم. در انتخابات پیش روی کانون بعد از آن ماجرا هیچ یک از ما هشت نفر نامزد نشدیم تا حمل بر جنگ قدرت نشود.

ما قبل از مجمع عمومی استعفا دادیم و کنار رفتیم و وضعیت اصلااین طور نبود که ما براساس جو جلسه کنار برویم. آقای رئیسیان مثل الان که فرافکنی می کنند در آن جلسه آمدند و گفتند همه این دلایل بهانه است و این خط از سوی تهیه کننده یی مطرح می شود که شریک آقای اسعدیان است. اتهامات زیادی به آن تهیه کننده وارد کردند.

جالب است که آن تهیه کننده از ایشان شکایت کرد و آقای رئیسیان در جلسه شورا از او عذرخواهی کرد.

آقای رئیسیان یک تئوری داشتند و می گفتند من و عسگرپور به هم گره خورده ایم و می خواهند ما دو نفر را با هم بزنند و می گفتند هر یک از ما را که بزنند آن یکی هم زده می شود و وقتی آقای رئیسیان زده شدند، خواستند ثابت کنند که اگر شما من را زدید من هم خانه سینما را می زنم. تصور ایشان این بوده که اگر من نباشم اصلاخانه سینمایی هم نخواهد بود.

این موضوعی که می گویید بارها اشاره شده است، خود آقای رئیسیان از کسانی که مدعی این ماجرا هستند در خواست ارائه سند کرده اند. در این موارد چه سندی می توان ارائه کرد.
بهترین سند صحبت های آقای شمقدری است. او در یکی از گفت و گوهایش در یک ماه قبل گفتند یکی از مدیرعاملان خانه سینما و یکی که سال ها ریس صنف بوده، بارها در این مدت به ما کمک کرده اند.

هرکسی می داند اینها چه کسانی بوده اند.

اگر آقای شمقدری این حرف را نزده بودند، وقتی آقای سجادپور چتر واحد تهیه کنندگان را راه انداختند، آقای رئیسیان در خانه هنرمندان پای تخته ایستاده بود و رای ها را می نوشت، آقای رئیسیان می گویند یک ماه در هیات ساماندهی صنوف بودم و دیدم فایده ندارد و کنار رفتم.

آن هیات اصلابرای این راه افتاده بود که جایگزین خانه سینما شود، پس شما این را قبول دارید که خانه سینما تعطیل، منحل، نابود و … است. کسانی که عضو آن هیات بوده اند، نمی توانند مدعی شوند ما می خواستیم خانه سینما راه بیندازیم. من نمی خواهم به مواردی اشاره کنم که آقای رئیسیان بگویند سندش کو؟ از جمله زمانی که آقای رئیسیان شش رییس صنف را با خودشان نزد وزیر بردند و گفتند نگران نباشید اینها خانه سینما هستند.

ما اطلاع داریم، اما سندی نداریم. آیا همین چند حرکتی که در مورد خانه سینما کردند موجب نمی شود ما تصور کنیم ایشان در تعطیلی نقش داشتند؟ ما بر این باوریم نقاط ضعف اساسنامه به گفته آقای شمقدری از سوی آقای رئیسیان یادآوری شده است.

بالاخره دم خروس در این حرکت ها بیرون می زند. امروز شرایط فرق کرده و طبیعی است که آقای رئیسیان بخواهند این وضعیت را پاکسازی کنند و دوباره وارد شوند.

همکاری شما با حوزه هنری به عنوان رییس کانون کارگردانان در وضعیتی که حوزه با تعدادی از اهالی سینما به مشکل برخورده بود، از سوی ایشان مورد انتقاد قرار گرفت. پاسخی در این مورد دارید؟
آقای رئیسیان چرا مسائل شخصی یک فرد را به کانون تسری می دهند. من دو سال قبل قرارداد نگارش «دا» را با حوزه داشتم. یک سال و نیم بعد ماجرای شش فیلم تحریمی به وجود آمد، آیا توقع داشتند من قراردادم را فسخ کنم؟

نامه یی که از سوی کانون برای ۲۱ عضوی که در مجمع عمومی تشکل جدید کارگردانان حاضر شده بودند، به خصوص نامه یی که برای آقای افخمی رفته بود، مورد انتقاد آقای رئیسیان بود.
به هر حال گروهی در مجمع عمومی تشکلی موازی کانون کارگردانان حاضر می شوند و این حضور به معنای پذیرش آن گروه جدید است و ما هم در این شرایط وضعیت آنان را معلق کردیم. چه کار دیگری می توانستیم بکنیم.
زوم
برای ما برخی جملات نخ نما شده است: اینکه من قاطی بازی های جناحی و حزبی نمی شوم، اینکه خانه سینما سیاسی عمل کرده، بدون اینکه سند و مدرکی برای آن ارائه شود نخ نما شده است. انصاف هم در این میان چیز خوبی است.

آقای رئیسیان مدعی هستند وقتی ایشان رییس بودند، کانون مغز و قلب خانه سینما بوده: رییس شورای عالی داوری از ما بود، رییس شورای صنفی نماینده کانون بود و در شورای پروانه ساخت نماینده داشتیم، اما دو سال است که خانه سینما تعطیل است.

ما به شورای صنفی که در اتحادیه تشکیل می شود، نماینده معرفی نکردیم. ما با ارشاد در جنگ بودیم و ارشاد از ما نماینده قبول نمی کرد، حالاشما می گویید در دوره من ما اینقدر سمت داشتیم و الان نداریم؟