به گزارش افکارنیوز، نشست عصر تجربه عصر روز یکشنبه ۲۶ آبان با رونمایی از کتاب «جناب آقای دیو» نوشته محمدعلی علومی و در مراسمی با حضور اسماعیل امینی، احمد عربلو، قاسم‌زاده، علیرضا لبش و محمد حسنی در محل سرای داستان بنیاد ادبیات داستانی ایرانیان برگزار شد.

در این برنامه دکتر قاسم‌زاده روزنامه‌نگار باسابقه در سخنانی با بیان اینکه اگر سیر تاریخی ادبیات ایران پس از کودتا ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ را تا به امروز با هم مرور کنیم، می‌توانیم نکات جالبی را از آن استخراج کنیم، گفت: در فاصله سالهای ۳۵ تا ۴۹ اولویت در ادبیات ایران با ترجمه بود و ترجمه هم سهل الوصول تر بود. تولید یا بسیار کم بود و یا خیلی از آن استقبال نمی‌شد.

وی افزود: من در سال‌هایی که دوره دبیرستان را می‌گذراندم در کنار کارهای نوشتن بسیار شاهد بودم که رمان هم خوانده می‌شود و پز می‌دادیم که رمان‌های روسی می‌خوانیم. اگر به مطبوعات هم نگاه کنید می‌بینید که بسیار فقیرانه تر به مسئله رمان نویسی پرداخته اند.

این کارشناس حوزه ادبیات ادامه داد: اگر ما در حوزه رمان نویسی ایران نقصی می‌بینیم، می‌توانیم ریشه‌های آن را در خیلی جاها جستجو کنیم اما یک نقص این است که جامعه ما از نظر پرسش فقیر است. جامعه ای که پرسش نداشته باشد، دچار فقر فلسفی خواهد شد و در چنین جامعه ای رمان که شاخصه بودن و شدن یک جامعه است، چندان شکل نمی‌گیرد. متاسفانه حتی رمان نویس‌های ما هم در پرسش فقیر بودند.

قاسم‌زاده تاکید کرد: طنز و سیاست همواره همسایه بودند و همیشه هم همسایه‌های بدی برای هم بودند. می‌توان گفت مطبوعات از دهه ۳۰ تا ۵۰ دست و بالشان در حوزه طنز بازتر بوده است و طنز یک دایره چرخش را داشت.

وی که سالها در انگلیس و آمریکا مشغول تحصیل و تدریس بوده است یادآور شد: یکی از علت‌های این که انگلیسی‌ها به راحتی از طنز استفاده می‌کنند، این است که خودشان را پایان تاریخ نمی‌دانند و لذا تاریخ خودشان را به طنز نقد می‌کنند. دومین دلیلش این است که با این که در انگلیس هم مثل سراسر جهان و مثل ایران، مردم مشکلات دارند اما حد جدی گرفتن مشکلاتشان را هم می‌دانند. برعکس اینجا که وقتی مشکلات پیش می‌آید همه قاطی می‌کنند.

قاسم‌زاده همچنین گفت: طنز در جامعه ای رشد می‌کند که آزادی گل بدهد اگر آزادی گل ندهد ما دیگر طنزی نداریم بلکه ادای طنز داریم.

در این برنامه همچنین احمد عربلو داستان نویس در سخنانی درباره کتاب «جناب آقای دیو» نوشته محمد علی علومی گفت: علومی توانسته است با موفقیت قالب تازه ای را در این کتاب شکل بدهد، او با هنرمندی داستان‌های این کتاب را به هم پیوند داده است.

وی در عین حال گفت: البته در بعضی جاها نویسنده به طنزهای ژورنالیستی نزدیک شده است تا حدودی هم خوانندگان این کتاب افراد خاص هستند چرا که الزاما شما باید احمد محمود و بسیاری از شخصیت‌هایی را که در رمان اسمشان آمده، بشناسید.

عربلو همچنین گفت: بعضی وقت‌ها نوشتن طنز سالم مشکل است البته من احساس کردم که کتاب جناب آقای دیو از این لحاظ مشکلی ندارد.

این داستان نویس با این حال یک نمونه از مواردی را که به گفته او شایسته نبود در این رمان می‌آمد بازگو و این پرسش را مطرح کرد که یک طنزنویس تا چه حد مجاز است به مسائل خصوصی و شخصی نزدیک شود.

در این برنامه همچنین اسماعیل امینی شاعر و طنزپرداز در سخنانی گفت: طنز اساسا برای خندیدن نیست بلکه هدف آن اندیشیدن است و خنده تنها ابزاری است در دست طنزپرداز، واقعیت این است که همه شئونات ما شدیدا تحت تاثیر سیاست بازی است و این بسیار بد است و به ضرر فرهنگ و روابط انسانی تمام می‌شود.

وی افزود: کارهای ارزشمند فرهنگی مانند «موسیقی عطر گل سرخ» نوشته عمران صلاحی و «جناب آقای دیو» نوشته محمد علی علومی متاسفانه زیاد دیده نمی‌شوند.

امینی موضوع طنز در همه دوران‌ها را انسان و وضعیت متناقض او در جهان هستی عنوان کرد و گفت: انسان به دلیل اندیشه‌ها و آرزوهایش، موجودی نامحدود اما عالمی که در او زندگی می‌کند محدود است، همین یک وضعیت متناقض است و یک دستمایه خوب و شاید بهترین دستمایه است برای خلق آثار طنز.

این طنزپرداز همچنین در پاسخ به پرسش عربلو درباره نزدیک شدن طنزنویس به موارد ممنوعه نیز گفت: اساسا طنز بدون وارد شدن به حریمهای ممنوعه، طنز محسوب نمیشود و این یکی از عناصر اصلی در تعریف طنز هم هست. هنر طنزپرداز این است که وارد همه این حریمها بشود ولی طنزش به کسی برنخورد. اشتباه بزرگی که رخ داده است این است که ما در ارزیابی طنزپردازهایمان به این موضوع میپردازیم که چقدر او به ریشههای سیاست زده است و یا چقدر فحشهای آبدار داده است؟ شرط خوب و پوشیده و هنرمندانه نوشتن، لزوما باز بودن شرایط نیست.