به گزارشافکارنیوز، قادر باستانی، نویسنده و مدرس علوم ارتباطات اجتماعی، ۲۲ سال پیش، در پاییز ۱۳۷۰، زمانی که دانشجوی رشته ارتباطات بود، این مصاحبه را به عنوان کار عملی درس روزنامه نگاری تخصصی با دکتر کاظم معتمدنژاد انجام داده است. با تشکر از ایشان که این مطلب را از آرشیو شخصی خود به صورت اختصاصی در اختیار ما قرار داد، برای روح مرحوم دکتر معتمد نژاد، پدر علوم ارتباطات اجتماعی ایران، طلب آرامش و غفران الهی می کنیم.

بچه ها دوستش دارند. صمیمی است. تاکنون سابقه نداشته سر کلاس خود حاضر نشود. صحبتش شیرین است و در سخنرانی کم نظیر. دانشجویان فرانسوی اش می گویند او حافظه فیل دارد، چرا که اعداد و ارقام و تاریخ دقیق ایام گذشته را همیشه در ذهن خود حفظ می کند. تا حال نشده است که قراری را یادداشت نماید و قرارهایی را که با دانشجویان، استادان و دوستان خود می گذارد، هفته ها بعد در خاطر دارد و در جایی نمی نویسد. اساس زندگی اش را مطالعه تشکیل می دهد. تنها در اوقات کار و استراحت است که مطالعه او متوقف می شود.

بزرگترین آرزوی استاد این است که فرصت استفاده از مطالعات خود را داشته باشد و بتواند آگاهی های علمی به دست آمده اش را از طریق کلاس های درسی و کتاب ها و مقاله ها، به جوانان، دانشجویان و جامعه علمی کشور منتقل نماید. علاقه خاصی به میهن خود دارد. دلسوز است و چون شمعی خود را وقف روشنایی جامعه نموده است. آری او آدم عجیبی است.

سرگذشت

دکتر کاظم معتمد نژاد در سال ۱۳۱۳ در شهر بیرجند در خانواده ای فرهنگی به دنیا آمد. وی پس از دریافت مدرک لیسانس در رشته حقوق از دانشگاه تهران، تحصیلات خود را در فرانسه ادامه داد و مدرک دکترای دولتی حقوق و علوم سیاسی و همچنین دکترای تخصصی علوم ارتباطات را دریافت داشت. استاد هنگام تحصیل در فرانسه به فکر افتاد پس از بازگشت به میهن، با همکاری روزنامه کیهان، یک دوره عالی جهت تربیت روزنامه نگار ترتیب دهد. وی با توجه به اینکه هنگام تحصیل در دانشگاه تهران، به عنوان سرپرست سرویس خارجی روزنامه کیهان نیز فعالیت داشت، پس از بازگشت از اروپا، ابتدا یک دوره عالی روزنامه نگاری در موسسه کیهان، با همکاری مسئولان وقت آن موسسه ایجاد کرد. بدین منظور جلسه آزمون در سال ۱۳۴۳ با شرکت ۵۰ لیسانسیه داوطلب کنکوری در روزنامه کیهان ترتیب یافت و ۳۰ نفر جهت آموزش دوساله پذیرش شدند.

تاسیس دانشکده علوم ارتباطات اجتماعی

تجربه موفقیت آمیز تشکیل این دوره سبب شد که با مشارکت استاد معتمد نژاد و چند نفر دیگر در سال ۱۳۴۶ موسسه عالی مطبوعات و روابط عمومی، در محل فعلی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی تاسیس گردد. در سال ۱۳۵۰ که نخستین فارغ التحصیلان دوره لیسانس در شرف دریافت دانشنامه خود بودند، نام موسسه به دانشکده علوم ارتباطات اجتماعی تبدیل گردید.

استاد معتمدنژاد از ابتدای تاسیس دانشکده، معاونت آموزشی آن را بر عهده گرفت و از سال ۱۳۵۵ تا آبان ۱۳۵۹ که دانشکده در «مجتمع دانشگاهی ادبیات و علوم انسانی» ادغام شد، سمت ریاست دانشکده را بر عهده داشت.

استاد در مورد شیوه عملکرد دانشکده در زمان طاغوت می گوید: سعی می کردیم اصولی عمل کنیم؛ اگرچه دانشکده نمی توانست از شرایط محیط به دور باشد، ولی به عنوان معلم، کوشش می کردیم خدمت واقعی را به دانشجو و جامعه ارائه دهیم و از انحرافات و اعمال غرض ها و سوء استفاده از محیط دانشکده جلوگیری کنیم.

وی می گوید: همیشه سعی می کردیم بی طرفی و استقلال دانشکده را حفظ کنیم و به همین جهت، در میان تشکیلات مختلفی که به موسسه کیهان وابسته بودند، شاید یکی از سالم ترین و مفیدترین آنها همین دانشکده محسوب می شد؛ در حالی که خیلی جنبه های منفی در برخی از نشریات کیهان وجود داشت.

وی اضافه می کند: به همین جهت، به جریاناتی که رژیم وقت، خیلی از روشنفکران و دانشگاهی ها را به آن سو کشاند، ما کشیده نشدیم.

فعالیت در روزنامه کیهان

استاد معتمدنژاد در هنگام سرپرستی سرویس خارجی روزنامه کیهان، در سال های ۱۳۳۶ تا ۱۳۳۹ خدمات شایسته ای به جامعه روشنفکر آن زمان ارائه داد. وی می گوید: در دوره خفقان بعد از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، در سرویس اخبار و مقالات خارجی روزنامه کیهان، گروهی بودیم که از طریق ترجمه بعضی از مقالات توانستیم در جامعه ایران تاثیر بگذ اریم. در آن زمان تهیه کردن مقاله درباره پاتریس لومومبا و فیدل کاسترو امری مثبت بود.

استاد در سال های مذکور، درباره رویدادهای مهم بین المللی، تفسیر سیاسی می نوشت و سلسله مقالاتی نیز در مورد مبارزات استقلال طلبانه کشورهای جهان سوم ارائه می داد که در میان آنها مجموعه مقالات «لومومبا…» تاثیر به‌سزایی در قشر روشنفکر آن زمان گذاشت. استاد می گوید: به دنبال انقلاب کوبا در سال ۱۹۵۹ یک مجموعه مقاله از ژان پل سارتر، نویسنده معروف فرانسوی، درباره بازتاب این انقلاب در آمریکای لاتین انتخاب نمودم و از آقای جهانگیر افکاری خواهش کردم که مقاله را ترجمه کند و خودم عنوان «جنگ شکر» را روی مقالات گذاشتم که به صورت پاورقی در کیهان منتشر شد. آقای افکاری بعد آن را به صورت کتاب انتشار داد و چندین بار تاکنون چاپ شده است.

مطالعات استاد

دکتر کاظم معتمدنژاد، کتاب‌هایی در زمینه های درسی علوم ارتباطات با عنوان های «روزنامه نگاری»، «وسایل ارتباط جمعی» و «روش تحقیق در محتوای مطبوعات»، تالیف و چاپ نموده است که هرکدام از این کتاب ها در حوزه مربوط به خود، تنها مرجع دانشجویان محسوب می گردد. وی مقالات متعددی نیز به زبان های فارسی، انگلیسی و فرانسوی در مجله های تخصصی ایران و آمریکا و انگلستان و فرانسه منتشر کرده است. جزوات درسی گوناگونی نیز در ایران و فرانسه تهیه و در اختیار دانشجویان گذاشته است. استاد در مورد کتاب جدیدی که در دست تالیف دارد، می گوید: کتابی که الان در حدود پانزده سال است در دست تهیه دارم، «کتابشناسی ارتباطات در جهان سوم» نام دارد.

استاد در این کتاب، بیش از پانزده هزار عنوان کتاب و مقاله مربوط به ارتباطات در جهان سوم و درباره جهان سوم جمع آوری نموده است. در این کتاب، کلیه نشریات تخصصی معروف دنیا در تمام قاره ها از ۱۹۴۵ – پایان جنگ جهانی دوم – تا سال ۱۹۹۵ به مدت ۵۰ سال که به زبان های انگلیسی و فرانسوی است، مورد بررسی استاد قرار گرفته و عناوین مقالات استخراج گردیده است و در دو جلد منتشر خواهد شد. این کتاب مقدمه مفصلی نیز دارد که در مورد ارتباطات در جهان سوم بحثمی نماید.

استاد معتمدنژاد مقالات زیادی نیز به سمینارها و کنفرانس های بین المللی ارائه کرده است. زمینه های مطالعاتی استاد، بیشتر در رابطه با نگرش های منفی غربی ها به مشرق زمین و روابط تاریخی سلطه آمیز آنها با شرق و همچنین شیفتگی غیرعادی شرقی ها نسبت به غرب و مسیر متقابل و متعارض آن است. وی می گوید: با توجه به شرایط کنونی جهان، باید با هوشیاری بیشتری، موارد سلطه و وابستگی بین شمال و جنوب را مطالعه کنیم.

وی اضافه می کند: زمینه مطالعاتی خاصی را که اکنون دنبال می کنم، درباره ریشه های تاریخی ارتباطات نوین و نقش آنها در توسعه و تحکیم سلطه جهانی غربی و نیز تاثیر خاص مجراهای تجددخواهی و مخصوصاً مطبوعات است. در این مورد به ویژه چگونگی سلطه ارتباطی غرب و کشورهای شرقی، توسعه سلطه در آخرین امپراطوری های اسلامی هند گورکانی، ایران صفوی و قاجار و ترکیه عثمانی است.

استاد پس از پیروزی انقلاب اسلامی، مطالعات خود را گسترش داده و بیشتر در مورد مسایل جهان سوم تحقیق می کند. وی معتقد است که تحت تاثیر انقلاب اسلامی، توجه اش به کشورهای جهان سوم بیشتر شده است. سه محور عمده مطالعات دکتر معتمدنژاد عبارتند از: ۱. جهان سوم ۲. جهان اسلام ۳. ایران.

استاد می گوید: فکر کردم ما زمانی می توانیم از مطالعات مربوط به ارتباطات بهره برداری کنیم که مسائل خودمان را درک نماییم. اگر خودمان را نشناسیم، به تقلید کشیده می شویم و مجبوریم آن موقع در زمینه تخصصی ارتباطات فقط تقلید کنیم.

استاد ادامه می دهد: مطالعه باید انتقادی باشد. مطالعات معمولی، همچنان که متاسفانه آثارش هنوز هم در فرهنگ ما باقی است، ما را به حالت گذشته برمی گرداند؛ در حالی که مطالعات انتقادی به ما کمک می کند که انقلاب اسلامی را پیش ببریم و به اهداف خودمان برسیم.

روزنامه نگاری ما تقلیدی است

دکتر معتمدنژاد در مورد روزنامه نگاری در ایران می گوید: روزنامه نگاری ما یک روزنامه نگاری تقلیدی است و این جای تاسف است. برای پُر کردن این خلا و بازگشت به شرایط بهتر، ما باید برای دنیا پیام داشته باشیم، نظیر دوره ابن سینا. ما می توانیم کتاب بنویسیم. در مورد جامعه خودمان بنویسیم. در مورد جوامع اسلامی بنویسیم و این کتاب‌ها مورد توجه قرار بگیرد.

استاد معتقد است: وسایل ارتباط جمعی از امکانات بالقوه خود استفاده نمی‌کنند و با شرایط کنونی جامعه ما انطباق ندارند. وسایل ارتباط جمعی خیلی از موقعیت ها را از دست می دهند که جبران آن خیلی مشکل است.

استاد می گوید: ما ارتباطات سنتی اسلامی مختص به خود داریم. عوامل اصلی پیروزی انقلاب اسلامی، مسجد و منبر و راهپیمایی های مذهبی بود. تعالیم اسلامی در ارتباطات خیلی می تواند مورد استفاده قرار گیرد. انقلاب اسلامی باید در این زمینه از خود یک نمونه و الگو بسازد و به جهان عرضه کند.

از زندگی خود راضی هستم

دکتر معتمدنژاد، تنها استادی بود که بعد از انقلاب در دانشکده علوم ارتباطات باقی ماند و بقیه استادان به خارج از کشور مهاجرت کردند. وطن دوستی استاد و دلسوزی و علاقه بیش از حد به بالا بردن توان آموزشی جامعه اسلامی، مانع از ماندن او در فرنگ شد.

وی می گوید: بر خلاف آنها که رفتند و ماندند، من رفتم و برگشتم؛ دوست داشتم خدمتم را ادامه دهم. از اقامت های خود بهره برداری کردم و در طول تدریس و تحقیق در دانشگاه پاریس و دیگر دانشگاه های فرانسه، زمینه های مطالعاتم را فراهم نمودم. من بیشتر برای میهن خودم بهره برداری کردم. بیشتر از یک نیم سال در آنجا نمی ماندم و در فاصله سال های ۱۳۶۲ تا ۱۳۶۸ نیمسال اول را در تهران و نیمسال دوم را در پاریس تدریس کردم.

استاد در مورد آنهایی که در فرنگ ماندند، می گوید: آنها تحت تاثیر شرایط مختلفی قرار گرفتند؛ یک عده تحت تاثیر شرایط خانوادگی یا نوع تربیت شان بودند. من شخصاً با علاقه ای که به فرهنگ و کشور خودم داشتم، فکر کردم در اینجا موثرتر باشم و مفیدتر واقع شوم.

استاد می گوید: من در اینجا هویت خود را دارم. حرمت بیشتری هم دارا هستم؛ چون بیشتر مورد نیاز هستم. به همین جهت نیز در فرنگ به من در مقایسه با کسانی که آنجا مانده اند، احترام بیشتری می گذارند. آنها حالا به نحوی خارجی یا به عنوان سربار تلقی می شوند، در حالی که به من به عنوان کسی که در کشور خودش محترم است و در جامعه خودش مورد احترام است، نگاه می کنند. اکنون با آنکه مانند سال های پیش برای دوره‌های نیمسالی با دانشگاه پاریس همکاری نمی کنم، در دوره های چندهفته ای، به صورت فشرده برنامه های قبلی را دنبال می نمایم.

استاد معتمدنژاد زندگی پُربار و موفقی داشته است. دو فرزند استاد یکی دارای دکترای حقوق و دیگری دارای دکترای اقتصاد از دانشگاه پاریس یک(دانشگاه پانتئون - سوربن) هستند و فرزند سوم ایشان نیز به عنوان استاد علوم اقتصادی با این دانشگاه همکاری می کند.

استاد در مورد نقش همسرش در زندگی مشترک خود می گوید: من و همسرم در دوران تحصیلات دانشگاه تهران با هم آشنا شدیم و ازدواج کردیم. همکاری ها، دلسوزی ها و فداکاری های همسرم، در پیشرفت های علمی و ادامه خدمات دانشگاهی و توسعه مطالعاتم بسیار موثر بوده است و اگر این دلسوزی ها و همکاری ها نمی بود، به احتمال زیاد نمی توانستم با فراغ بال در زمینه های آموزشی و پژوهشی خدمت کنم.

همسر استاد دارای مدرک فوق لیسانس حقوق و وکیل دادگستری است.

استاد همیشه در زندگی امیدوار و پراشتیاق است. در زمان انقلاب وی جزو امضاکنندگان اساسنامه «انجمن دفاع از آزادی مطبوعات» بود. در آن موقع استاد تنها امضاکننده ای بود که مسئولیت اداری – ریاست دانشکده علوم ارتباطات اجتماعی – را بر عهده داشت.

وی در این مورد می گوید: من به پیشرفت انقلاب امیدوار بودم و پس از پیروزی انقلاب، آن خوشبینی را ادامه دادم و ماندم و خدمت کردم و خیلی هم با ذوق و شوق این خدمت را به انجام رساندم.

استاد فرزانه و متعهد دکتر کاظم معتمدنژاد، «پدر علوم ارتباطات اجتماعی»، برای استقلال مجدد رشته علوم ارتباطات اجتماعی و تاسیس دوباره شاخه های روزنامه نگاری و روابط عمومی و تاسیس دوره فوق لیسانس این رشته، کوشش های فراوانی کرده است. برگزاری نخستین سمینار مسائل مطبوعات در ایران که با همکاری گروه علوم ارتباطات اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی و معاونت مطبوعاتی و تبلیغاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و سرپرستی علمی وی به عنوان دبیر سمینار در اسفند ۱۳۶۹ در تهران تشکیل شد، نیز از جمله خدمات بسیار ارزنده اوست.