به گزارش افکارنیوز، ملاله یوسف‌زی دختر شانزده ساله، ساکن ایالت سوات پاکستان است که در جریان منع تحصیل در مدارس دخترانه، به دستور طالبان، این شرایط را نپذیرفت و شروع به تلاش برای ایجاد امکان تحصیل دختران در سوات کرد.

وی مطالبی در دفاع از حق تحصیل دختران در روزنامه‌های محلی و بین‌المللی منتشر کرد و بسیار سریع به عنوان پرچم‌دار تلاش برای احقاق حق تحصیل دختران شناخته شد.

از طرفی، «ملاله» از فوریه ۲۰۰۹، در سن ۱۱ سالگی، با نام مستعار گل ماکی شروع به بلاگ‌نویسی در سایت بی بی سی اردو، علیه طالبان کرده بود و فقط پس از یک هفته از زمانی‌که خانواده اش از سوات گریختند، مجبور به توقف این کار شد و این ریسک جواب داد و سازمان هلندی حقوق کودکان، با نامزد کردن او در اواخر ماه اکتبر برای جایزه بین المللی صلح کودکان، شجاعت و رهبری او را به رسمیت شناخت.

با کاهش تسلط طالبان بر آن منطقه به‌تدریج برخی مدارس دخترانه در سوات مجدداً راه‌اندازی شد و عده‌ای مشغول به تحصیل شدند، تا اینکه در روز سه‌شنبه ۹ اکتبر ۲۰۱۲[۱۸ مهر ماه ۹۱] اعضای مسلح شبه‌نظامیان وابسته به طالبان بعد از چند دوره تهدید خود ملال و خانواده‌اش، سرانجام به مدرسه محل تحصیل او حمله کرده و با شلیک چند گلوله، وی را ترور کردند.

احسان الله احسان که خود را سخنگوی طالبان پاکستانی می‌خواند به رسانه‌ها گفته است که این گروه ملاله یوسفزی را به دلیل داشتن افکار ضدطالبانی مورد حمله قرار داده اند و وی “نماد کفر و هرزگی” است.

واکنش‌ها به ترور «ملاله»


در پی ترور نافرجام «ملاله یوسف‌زی» بان کی‌مون دبیرکل سازمان ملل طی پیامی به «ملاله» می‌گوید: مشخص است که طالبان از چه می‌ترسد: “دختری کتاب در دست”.

۵۰ روحانی مسلمان عضو «شورای سنیان» هم اعلام کردند که حمله به ملاله توسط شبه نظامیان طالبان صورت گرفته و آن‌ها برخلاف استاندارهای اسلامی رفتار می‌کنند. مقامات محلی شهر خیبر پختونخوا نیز بیان داشتند که جایزه ۱۰ میلیون روپیه‌ای(بیش از ۱۰۰ هزار دلار آمریکا) به خاطر کمک به دستگیری مجرمین تعیین شده است.

حامد کرزای رئیس جمهور افغانستان حمله به وی را محکوم نمود. در دره سوات و پاکستان تظاهرات علیه طالبان و اقدامات آن‌ها صورت گرفت و اعتراضات و حمایت‌هایی از سوی مردم و دانش آموزان از این نوجوان در سراسر صورت گرفته است.

جالب آن‌که در همه زمانی که ملاله در انگلستان به سر می‌برد هزاران پیام و دسته گل از سوی طرفداران او از سرتاسر جهان به‌سمت بیمارستان روانه می‌شود و گروه‌های طرفدار صلح و حقوق بشر به‌یاد او شبها جلوی بیمارستان شمع روشن می‌کردند.

پس از ترور


ملاله به‌سرعت روانه بیمارستانی با مراقبت‌های امنیتی و نظامی می‌شود. سر او آسیب دیده و شرایطش بحرانی است. برای یافتن مضروب کننده او ۱۰۰ هزار دلار جایزه تعیین می‌شود و یک خط هوایی بین المللی به مقصد آمریکا اجاره می‌شود تا به‌محض به خطر افتادن سلامتی او بدون اتلاف وقت روانه بیمارستانی در آمریکا شود. با بهبود نسبی حال او و خارج شدن وضعیتش از بحران ملاله به بیمارستان سلطنتی ملکه الیزابت در بیرمنگام انگلستان منتقل می‌شود و روز جمعه به هوش می‌آید.

افتخارات کسب شده «ملاله»


پس از وقوع عملیات نظامی در منطقه و پاکسازی طالبان پاکستانی، حکومت پاکستان به او جایزه شجاعت داد، وی همچنین برنده جایزه صلح بین‌المللی «تیپرری» شد. کسب جایزه «صلح معتبر» در اروپا به دلیل اراده و شجاعتش در حمایت از حق تحصیل برای دختران، جایزه «آزادی اندیشه پارلمان اروپا» موسوم به «جایزه آزادی افکار ساخاروف»، کسب نشان «شهروند افتخاری کانادا»، قرار گرفتن در لیست نامزدهای دریافت جایزه نوبل صلح ۲۰۱۳، کسب لقب «انسان دوست سال» از سوی پوهنتون هارورد، از دیگر افتخارات «ملاله» است.

همچنین مجلهٔ تایمز او را پس از باراک اوباما دومین شخصیت جهان در سال ۲۰۱۲ نامید و قرار است که دیویس گاگنهایم در همکاری مشترک با «والتراف پارکس» مستندی درباره زندگی وی بسازد و سرانجام ۱۰ اکتبر به نام روز «ملاله» از سوی دبیر کل سازمان ملل متحد تعیین شد.

کتاب «منم ملاله»

کتاب خاطرات «ملاله یوسف زی» با عنوان «منم ملاله» توسط صداقت حیاتی به فارسی ترجمه شده است. این کتاب شرح خاطرات وی از زمانی است که مورد اصابت گلوله طالبان قرار گرفت تا زمانی که به انگلیس منتقل شد. او همچنین در این کتاب به شرح فعالیت‌های فرهنگی‌اش در محل سکونتش دره سوات می‌پردازد که یکی از مراکز حضور طالبان در پاکستان است.

کتاب «من ملاله هستم» به طور هم‌زمان، در اسلام آباد و لندن توزیع شد. یکی از خریداران این کتاب در اسلام‌آباد می‌گوید: او اکنون به سخنگویی جهانی برای حق تحصیل به ویژه تحصیل زنان در اقصی نقاط دنیا بدل شده است. شهروندی دیگر بر این باور است که بخشی بزرگی از جامعه، ملاله را نماد تحصیل و مقاومت در برابر شبه‌نظامیان می‌داند.

او در این داستان اعتقاد دارد که این تنها داستان خودش نیست بلکه داستان ۶۱ میلیون کودکی است که از درس و تعلیم محروم مانده اند.

مخالفان فعالیت‌های «ملاله»


اگر چه ملاله در سراسر دنیا از تحسین و تمجید برخوردار است، اما در پاکستان واکنش مردم به صعود وی به مقام یک ستاره با شک و تردیدهایی رو به رو بوده و بعضی‌ها او را متهم می‌کنند که عروسک خیمه شب بازی غرب است.

مقامات آموزشی پاکستان اعلام کردند، تدریس کتاب خاطرات «ملاله یوسف زی»، نوجوان پاکستانی که اکنون به چهره‌ای در دنیای حقوق بشر تبدیل شده، در مدارس خصوصی این کشور ممنوع است، زیرا معتقدند که وی در کتابش احترام کافی برای دین اسلام قائل نشده است همچنین از دولت پاکستان خواسته تا این قانون را در مدارس دولتی نیز اعمال کند.

کسی شبیه «ملاله» نیست؟!


درست یک هفته بعد از حمله به ملاله در پاکستان یک اتفاق دیگر در ایالت هلمند در افغانستان فقط کمی دورتر از ایالت سوات پاکستان رخ می‌دهد. «برجان» ۱۲ساله «ولی» ۱۰ساله و «خان‌بی‌بی» ۸ساله کشته می‌شوند. با یک هواپیمای بدون سرنشین تحت یک عملیات نظامی که تازگی‌ها با اصرار زیاد نظامیان ارشد آمریکایی مبنی بر کنترل و بالابردن حداکثری میزان دقت حملات این هواپیماها «عملیات دقیق» نام گرفته است.

آن‌طور که مقامات آمریکایی می‌گویند: چند عضو گروه طالبان مشغول بمب‌گذاری در جاده بوده‌اند که هواپیماهای بدون سرنشین به آنها حمله می‌کنند و این بچه‌ها هم کشته می‌شوند. “حتماً خوش‌شانس نبوده‌اند”.

در ابتدای کار آمریکایی‌ها کشتار کودکان را مثل همیشه تکذیب می‌کنند، می‌گویند چنین اتفاقی نیفتاده است و سه نظامی وابسته به طالبان در جریان یک بمب‌گذاری کشته شده‌اند اما به‌تدریج با آشکار شدن بیشتر شواهد آمریکا دوباره رویّه معمول این مواقع را تکرار می‌کند: «متأسفیم».

ملاله پاکستانی یا ملاله آمریکایی؟


از سوی دیگر با تمرکز بر برخی جملات «ملاله» می‌توان در صحت قول و فعل غربی‌ها در خصوص وی تردید کرد. یوسف‌زی در یکی از سخنرانی‌هایش «هیلاری کلینتون» را نمادی از قدرت برای زنان در سراسر جهان دانسته و علت این امر را یکی از جملات کلینتون بیان کرده است: چرا که او همواره می‌گوید حقوق زنان، حقوق بشر است.

در جای دیگر گفته است که: «اوباما و آمریکا در راستای حمایت از آموزش در افغانستان، پاکستان و در میان پناهندگان سوری تلاش می‌کنند.»

در قسمتی از سخنرانی اش در مقر سازمان ملل نیز جمله قابل تعملی را گفته است: این شفقت را من از محمد، پیامبر رحمت، عیسی مسیح و بودا آموخته ام. این میراثتحول را از مارتین لوترکینگ، نلسون ماندلا، محمد علی جناح به ارثبرده‌ام.

در مجموع به نظر میرسد که در انتشار کتابهایی از این دست دقت عمل بیشتری صورت گیرد و یا همراه با انتشار این قبیل کتب، مقاله تحلیلی همراه با آن منتشر شود تا ذهن خواننده مجذوب خواستههای غرب نشود.