به گزارش افکارنیوز، مسخره کردن از نگاه انسان های وارسته و از دیدگاه دین اسلام همواره مورد نکوهش قرار گرفته است. جایگاه مسخره کنندگان هم در بین مردم و هم در نزد پروردگار بسیار پست بوده است. به بهانه افزایش تمسخر اقوام، شخصیت ها و بزرگان و … در شبکه های اجتماعی و فضای مجازی، به بررسی اجمالی و ریشه یابی این رذیله اخلاقی خواهیم پرداخت:

۱ -، سَخَّرَ در زبان عرب، به معنای به خدمت گرفتن و در اختیار در آوردن است که این عمل یعنی در اختیار گرفتن از کوچک شمردن و تحقیر کردن شی، حاصل می شود چرا که هر موجودی اگر بخواهد در اختیار و خدمت موجود دیگری قرار گیرد، لا محاله باید از آن موجود کوچکتر و حقیر تر باشد. و این امر از هر جهتی که این تسخیر اتفاق می افتد لازم است.

به طور مثال اگر یک شیئی بخواهد از نظر ابعاد، مُسَخَّر شی دیگر باشد، باید از این نظر ابعادی حقیر تر و کوچکتر از شی ثانی داشته باشد و یا اگر انسانی بخواهد فرد دیگری را از نظر مراتب علمی در تسخیر خود داشته باشد، باید از این نظر(مرتبه علمی) از او بالاتر باشد و آن فرد تسخیر شده باید از این نظر از او حقیرتر و کوچکتر باشد. این موضوع، یک اصل فلسفی است که هر موجود تسخیر شده ای از مسخر خود حقیرتر است.

۲ - هر موجودی که از جهان خارج خود درکی و مشاهده ای دارد این مشاهدات را به وسیله تصورات ذهنی خود از آن جهان خارج، به دست می آورد. بدین نحو که؛ انسان(به طور مثال به عنوان یک مدرک و درک کننده مسائل) هر درک و تصوری که از هر پدیده ای دارد، آن تصور را از صورت ذهنی خود، از آن پدیده، که در ذهن خود دارد می گیرد و بدین جهت است که نقشِ درست دانستن و تطبیق دانائی های انسان و دارائی های او(دارائی های علمی) در این زمینه، با واقعیت، خارج امری است در اولویت اول و اصلی برای علم فلسفه و این مهم را(تطبیق داشته های ذهنی با واقعیت های خارجی) در این علم، برهان بر عهده دارد که مانند چراغی و یا ترازوئی نقش داوری بین داشته های ذهنی انسان و جهان واقع خارجی را ایفا می کند.



۳ - به سخره گرفتن که ضِحک و خنده از آن حاصل می شود نتیجه تسخیر شی مورد سُخره است، توسط درک کننده آن. به این معنا که اگر انسانی به امری و یا موضوعی خندید، در واقع آن موضوع و یا آن پدیده در نظر او حقیر گشته است اولا، و پس از این تحقیر آنرا در قیاس با خود کوچک شمرده ثانیا، و این نسبت باعثآن شد تا خود را نیز بزرگ بیابد ثالثا، و این همان تسخیر است که از این به سُخره گرفتن برای انسان حاصل می شود و در واقع خنده آدمی در این زمان، بروز حالتی است که از درک خود به عنوان موجودی بزرگتر و عظیمتر حاصل می شود.



در واقع انسان در زمان تمسخُر خود را بزرگتر از چیز دیگری می یابد و از این درک به عنوان موجودی بزرگتر و بسیط تر، انبساطی برای او حاصل می شود که این انبساط به وسیله خنده بروز می یابد.



۴ - با توجه به موارد دو و سه، هر گاه انسانی پدیده ای را مورد تمسخر خود قرار داد اولا آن پدیده را در ذهن خود کوچک شمرده و ثانیا از این کوچکی او، بزرگی خود را درک نموده و از این بزرگی انبساطی برای او حاصل شده است بنابر این در هر خنده ای باید ابتدا به ریشه و مبنای تسخیر توجه داشت که باز می گردد به درک آن فرد از پدیده مورد تمسخر.



۵ - حکما بر این باورند که هر تمسخری، ریشه در یک شبهه علمی و نظری دارد. به این بیان که ابتدا یک امر مُقدَّس در ذهن فرد حاصل می شود و آن فرد تَصوُّری از آن موضوع و یا فرد مقدس برایش حاصل می گردد و سپس آن تصور ذهنی را در نزد خود حقیر می بیند و در نتیجه، از این حقارت بزرگی خود را درک کرده و تمسخر و خنده حاصل می شود. بنابر این در هر تمسخری، باید دید که، آن صورت ذهنی که از آن امر مقدس حاصل شده است(که همان شناخت افراد از موضوع مورد تمسخر است) به چه نحوی در ذهن حضور پیدا کرده که قابل تحقیر است و در اصل باید بگوئیم به چه شکلی در ذهن حاضر شده که حقیر است و در اصل این حقارت با حضور آن صورت ذهنی او را همراهی می کند نه اینکه پس از حضور در ذهن فرد حقارت را به او منسوب کند که این محال است.



پس نتیجه می گیریم که ریشه یِ تمسخر؛ نحوه یِ حضور شی و یا موضوع مورد تمسخر در ذهن است و اگر چنانچه آن موضوع همانگونه که در خارج حضور دارد و درعالمِ واقعیت، قائم است، در ذهن حاضر شود چون جهتی از حقارت ندارد محال است مورد تسخیر و تمسخر قرار گیرد. از این جهت است که امیر مومنان(ع) فرمودند: دشمن مردم جهالتشان است.(الناس اعداء علی ما جهلوا)



یعنی آنچه که باعثهر گونه دشمنی و امثال آن در مردم می شود تصوراتشان و داشته های علمی شان از موضوعات است که با آن می جنگند.



۶ - برای مقابله با اموری از این دست در سطح جامعه؛ تنها راهی که می تواند موثر واقع شود تبیین ریشه تمسخر است. به این معنا که اگر قرار است تمسخر از بین برود تنها یک راه دارد و آن اینکه در جهت حضور حقیقی موضوع، در اذهان مردم تلاش شود، چرا که آنچه مردم آنرا مورد تمسخر قرار می دهند همانا درکشان از موضوع مورد تمسخر است، که قطعا امری مسخره است چرا که اگر مسخره نبود نمی توانست آنرا تمسخر کنند.



بنابراین اگر در مورد موضوعات خاص، کوشیده شود تا تبیینِ لازم برای شناخت کافی، از آن موضوع حاصل شود، مخاطب آن موضوع را آنچنان که در واقع می باشد درک می کند و اگر موضوعی در واقع دور از جهات حقارت بود وقتی که درست و مطابق با واقع در ذهن مخاطب حاصل شود، قطعاً و لامحالة خالی از آن جهات می باشد(جهات حقارت که باعثتمسخر است) و دیگر مورد تمسخر واقع نخواهد بود. چنانچه در حدیثی از امام هفتم وارد است که ایشان فرمودند با جهل مبارزه کنید نه با جاهل. و این بدان معناست که اگر می خواهید جاهلی بر روی زمین نباشد باید علم را گسترش دهید و جهل را از میان بردارید تا به تبع آن جاهلی باقی نماند.



۷- در مورد راهکار فوق باید این را نیز اضافه نمود که اگر انسانی موضوع خاصی برایش درست و صحیح و مطابق با واقع تبیین شود ، آن موضوع در ذهن و عقل او به صورت درست و صحیح حاضر خواهد بود و عقل نظری او ناگزیر از پذیرش آن صورت به گونه واقع خواهد بود اما اگر انسانی اهل عناد باشد و عقل عملی که عهده داره قبول است (در مقابل عقل نظری که عهده دار فهم است) این موضوع را قبول نکند با آنکه آن صورت از واقعیت خبر می دهد اما باز هم این فرد عنود، دست از تمسخر بر نخواهد داشت و البته در این موارد کار علمی جواب نخواهد داد. اما عُمده آن است که در مورد عموم مردم، باید ابتدا امور علمی ایشان تامین گردد، تا اگر از این مرحله به بعد کسی دست به تمسخر زد با او به عنوان عنود برخورد شود.