به گزارش افکارنیوز، با تغییر در ریاست سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، برخی رویکرد های این سازمان نیز تغییر نموده است؛ که از جمله به تغییر معاون سیما و معاون صدا، ادغام برخی شبکه های سیمای ملی، تعطیلی برخی از شبکه های رادیو، تعدیل در نیرو ها و… می توان اشاره نمود.

اما مهمترین بخش هایی که انتظار تغییر در آن ها بود، هنوز هیچ تغییری نکرده اند. این بخش ها در حقیقت، بخش های محتوایی هستند، یعنی آن چیزی که مخاطبان رسانه ملی از صدا و سیما می‌بینند.

در یک سازمان رسانه ای، بزرگترین سرمایه نه میزان شبکه و کارمند و تجهیزات، بلکه میزان مخاطب است. سیمای ملی هرقدر هم که در کمیت ارتقاء یافته باشد، اگر با یک کیفیت مطلوب همراه نگردد، نمی تواند سرمایه های خود را که همان مخاطبانش هستند حفظ نماید.

در دنیای امروز که دائما بر تعداد شبکه های ماهواره ای فارسی زبان افزوده می شود، این رسانه ملی است که باید سعی نماید ضمن حفظ مخاطبان خود با هر سلیقه، برنامه های مناسب و درخور شان رسانه ملی جمهوری اسلامی را پخش نماید و همچنین بتواند با نوآوری و ارتقاء کیفی، مخاطبان جدید نیز کسب کند.

اما عواملی اساسی بر سر راه این ارتقاء کیفیت و حفظ مخاطب وجود دارد؛ عواملی که برخی از آن ها ناشی از کمبود بودجه این سازمان است. اما ریاست سازمان باید در نظر داشته باشد، در عین کمبود بودجه، اگر از سرمایه های سازمان که آنچنان که اشاره شده مخاطبان آن است، مصرف نماید، اعتماد عمومی نسب به رسانه ملی کم و کمتر خواهد شد و آن هنگام است که این سازمان عریض و طویل باید اعلام ورشکستگی نماید.

یکی از بخش هایی که در عین درآمدزایی برای صدا و سیما، نوعی ضرر اساسی برای این سازمان بزرگ و مهم محسوب می شود، اگهی های بازرگانی است، اما نه همه انواع آگهی ها.

دو دسته از آگهی های بازگانی ضرری اساسی به رسانه ملی وارد می کنند:

۱ - آگهی هایی که مخالف با سبک زندگی ایرانی - اسلامی است.

۲ - آگهی هایی که اجناس و خدمات بی کیفیت را تبلیغ می کند.

در توضیح دسته اول از آگهی ها، باید گفت این نوع از آگهی ها در حقیقت نقض کننده برنامه های آموزشی در خصوص سبک زندگی ایرانی - اسلامی است. مثلا در برنامه های خانواده، نوع اقتصاد مبتنی بر دین یعنی اقتصادی که مخالف مصرف گرایی و مصرف زدگی است ترویج می شود، اما پس از آن تبلیغات انواع لوازم مصرفی همه رشته ها را پنبه می کند!

چنین رویدادی در خصوص تغذیه سالم، روابط اعضاء خانواده و موارد دیگری از این دست نیز صادق است.
این رخداد مهم در حدی است که عملا رویکرد آگهی های بازرگانی صدا و سیما در اکثر موارد بر خلاف رویکرد محتوایی شبکه ها است و گویی هدف واحد بازرگانی فقط کسب درآمد بدون در نظر گرفتن هم سو بودن محتوا و آموزه های آگهی بازرگانی با اهداف تولیدات محتوایی شبکه ها اعم از برنامه های آموزشی، خانوادگی و سریال ها است.

این مشکل گویی نوعی تناقض درونی در سازمان را مشخص می کند که لازم است مدیریت جدید سازمان بیش از پیش به آن توجه نماید و اجازه ادامه چنین رویکرد دوگانه ای را نداده و واحد بازگانی را به سمت نظارت و مدیریت محتوای آگهی های بازرگانی هدایت نماید تا این آگهی ها هم به جای ضد فرهنگی بودن، آموزنده باشند.


ترویج مصرف‌گرایی و تجمل گرایی
در توضیح دسته دوم آگهی ها، با توجه به اعتماد مردم نسبت به صدا و سیما، آگهی های پخش شده به صورت خودبه خود از اعتبار خاصی برخوردارند و مردم کالای آگهی شده و شرکت عرضه کننده آن را معتبر می پندارند، چرا که فکر می کنند قطعا نظارتی بر روی کالای تبلیغ شده وجود دارد. هرچند که در برخی کالاهای خاص، عرضه کننده باید مدارکی ارائه کند اما صدا و سیما تنها مدارک را بررسی می کند و در حقیقت با کیفیت کالا کاری ندارد.

در این صورت است که این تبلیغات و ارائه کالاهایی بی کیفیت که اساسا تولید کنند مشخصی ندارد(چینی) به نام کالای ایرانی به مردم معرفی می شوند(با ارائه اسنادی که نشان دهند تولید ایران بود محصول است ولی در حقیقت اینچنین نیست) و مخاطبان رسانه پس از تهیه آن کالا با بی کیفیت بودن و کذب بودن ادعای فروشنده مواجه می شوند. اینجاست که خریدار که ازقضا مخاطب رسانه ملی و از سرمایه های این سازمان است، نسبت به رسانه ملی هم بی اعتماد خواهد شد. برای بهتر روشن شدن این مورد نیز می توان به فروش انواع محصولات جعلی از طریق آگهی بازرگانی مانند کرم حلزون اشاره نمود که حتی بعدا مشخص شد که مجوز تولید هم نداشته است.


تبلیغات انواع محصولات بی کیفیت و جعلی به نام محصول ساخت ایران
یکی از دیگر انواع موارد درآمدزایی شرکت ها از برنامه های سیمای ملی نیز برگزاری مسابقات از طریق پیامک و با تبلیغات تلویزیونی است. مسابقاتی که بدون مشخص کردن اینکه برای شرکت کننده هزینه خواهد داشت، سوالاتی را مطرح می کند و شرکت کننده پس از شرکت در مسابقه متوجه می شود که به ازاء هر پیامک دریافتی باید مبلغی بپردازد؛ و این کار در صورتی اتفاق می افتد که قبل از شرکت در مسابقه درباره آن اطلاع رسانی نشده است.

در این هنگام است که مخاطب رسانه ملی خود را قربانی یک دلالی پیامکی می بیند، اما در این بین سیمای ملی است که متضرر نهایی خواهد بود چرا که مخاطبان رسانه ملی ریزش می کند و شرکت های تبلیغ دهنده به سود سرشار خود می رسند و این بین صدا و سیما فقط به درآمدی رسیده است که در مقابل از دست دادن سرمایه هایش هیچ است!


متن پیامک ارسالی سامانه مسابقه پیامکی در هنگام پخش برنامه مذهبی
اکنون وقت آن است که جناب دکتر سرافراز، سرافرازانه با شناختی که از اهمیت مخاطبان رسانه دارند جلوی این حراج سرمایه های رسانه ملی را بگیرند و از این اعمال ضد و فرهنگی و دوگانگی رویکرد جلوگیری نمایند.