به گزارش افکارنیوز، فیلم‌های سینمایی دو به کارگردانی سهیلا گلستانی و بهمن مرتضی فرشباف ضعیف ترین آثار پنج روز ابتدایی سی و سومین جشنواره فیلم فجر بودند که در سالن همایش‌های برج میلاد روی پرده رفتند و واکنش منفی فراوانی به همراه داشتند.

«دو» که تهیه کنندگی آن را پرویز پرستویی بر عهده دارد و خود نیز در آن به ایفای نقش پرداخته از مشکلات عدیده ای در فیلمنامه خود رنج می برد. فیلمنامه به هیچ وجه نمی تواند درام ایجاد کند و شخصیت ها و روابط متناقض است و از یکدستی برخوردار نیست و نمی تواند مسیر درستی برای حرف خود انتخاب کند و فاقد فراز و فرودهای دراماتیک مورد نیاز در فیلمنامه است و بهتر است که بگوییم فیلمنامه شکل نگرفته و شکاف های بسیاری دارد، ضمن اینکه باید گفت گلستانی برخلاف فیلمنامه اثر در اجرا و کارگردانی بسیار روان و خوب عمل کرده و عملکرد خوبی داشته است و این را می توان در انتخاب نماها و میزانسن ها مشاهده کرد. ضمن اینکه تصویربرداری و نورپردازی خوبی در نماهای فیلم «دو» می‌توان دید، اما این اجرا نمی‌تواند فیلم را نجات بدهد و فیلمنامه خوب از اصلی ترین فاکتورهای یک سینمای خوب است که باز هم در این دوره از جشنواره ما با فقدان فیلمنامه نویسان خوب و با دقت مواجه هستیم.

اما فیلم سینمایی «بهمن» که به اعتقاد من نمی توان عنوان فیلم را به آن اطلاق کرد، چرا که نه روایت منسجمی در داستان دارد و اساسا داستان مشخصی ندارد و بطور کلی فیلمنامه آن حتی انتظارات پنجاه درصدی را نیز برآورده نمی کند. به جرات می توان گفت که «بهمن» فیلمنامه ندارد و تکلیف خودش به هیچ وجه مشخص نیست و نمی تواند یک هسته مرکزی را هدف قرار بدهد و حرف خود را بر محور آن پیش ببرد، با تمام اینکه عنوان شده این اثر درباه بحران میانسالی است، اما ما اتفاقات ساده این فیلم را در خدمت این مفهوم ندیدیم و آشفتگی و گنگ بودن از بارزترین مشخصات «بهمن» است و حتی حضور معتمدآریا در این فیلم هم نمی تواند تماشاگر را برای تماشای اثر تا پایان ترغیب کند و به سرعت کسالت را به او منتقل می کند. برخلاف سهیلا گلستانی که در اجرا خوب عمل کرده بود، فرشباف در اجرا هم نتوانسته بود دستورالعمل مشخصی داشته باشد و درگیر یکسری تجربه آزمون پس داده بی ارتباط با فضای خود شده بود و در این مرحله هم نتوانسته بود نمره قبولی از مخاطبان خود در سالن همایش های برج میلاد دریافت کند.


این دو تجربه و چند اثر دیگر که در روزهای گذشته از جشنواره دیده ایم ، نشانگر این است که برخی از هنرمندان برداشت غلطی از تجربه های جدید در ساختار و فیلمنامه و حتی در اجرا دارند و به نظر هر ابهام و آشفتگی و گنگ بودنی را بعنوان یک تجربه ن تلقی می کنند و عنوان ضدقصه و ضدپیرنگ و یا تجربه گرایی روی آن می گذارند . نکته دیگری که وجود دارد این است که امیدواریم که آثار دیگری که به جشنواره راه نیافتند و مورد توجه هیات انتخاب قرار نگرفتند، به واقع این استحقاق را نداشته باشند. اگر قرار باشد این آثار را به عنوان فیلم هایی با استانداردهای قابل قبول برای حضور در جشنواره بپذیریم. باید برای حدود ٨ درصد از فیلم هایی که توجه هیات انتخاب را جلب نکرد تاسف خورد که از بهمن و دو ضعیف تر هستند.