به گزارش افکارنیوز، او ضعف فیلمنامه را عامل جدی در کیفیت پایین کارها می‌داند و امیدوار است با اهمیت دادن به قصه، فیلمنامه‌های ما به روزهای اوج گذشته‌شان باز گردند. گفت‌وگو با مشایخی را در زیر می‌خوانید.
از این روزها بگویید؟
مدتی است به شدت سرما خورده‌ام و همین موضوع، بیماری ریه‌ام را تشدید کرده و باعثخانه‌نشینی‌ام شده است. پزشکان با توجه به آلودگی هوا خواسته‌اند کمتر بیرون بروم و بیشتر در خانه استراحت کنم.

پس در حال انجام توصیه پزشکان هستید؟
بله، تا بهبودی سرما خوردگی‌ام حداقل این توصیه را رعایت می‌کنم، اما نمی‌توانم این نسخه را همیشه اجرا کنم. از کنار مردم بودن انرژی می‌گیرم و حضور در کنار آن‌ها حالم را خوب می‌کند. به همین خاطر به محض این‌که سلامتم را به دست بیاورم دوباره فعالیت‌هایم را از سر می‌گیرم.

در سال‌های اخیر حضورتان در فیلم و سریال‌های مختلف در قیاس با گذشته کمرنگ‌تر شده است؟
خود خواسته است. سعی کردم در طول این سال‌ها براساس خط‌ کشی‌ای که در ذهنم وجود دارد انتخاب کنم و در هر کاری حضور پیدا نکنم. تعریفم از بازیگری صرفا جلوی دوربین رفتن نیست، چون اگر چنین تفکری داشتم، بی‌شک تعداد آثاری که در آن بازی کردم ۱۰ برابر می‌شد. برای خودم و مخاطبان ارزش قائل هستم و همواره سعی می‌کنم بر اساس ذهنیتی که دارم نقش‌ها را انتخاب کنم. در سال‌های اخیر کارها به لحاظ کیفی افت زیادی پیدا کرده و ما شاهد تولید آثار قابل‌توجهی در این حوزه نیستیم. مجموعه این موارد باعثشده مانند گذشته پر کار نباشم.

با این اوصاف خودتان تن به این کم کاری دادید، وگرنه پیشنهادها مانند گذشته است؟
بله، اما کیفیتش پایین آمده، چه فایده شما در هفته چند پیشنهاد داشته باشید، اما از خواندن فیلمنامه هیچ کدام لذت نبرید. مدتی قبل برایم فیلمنامه‌ای آمد که از خواندنش عصبانی شدم. به همسرم گفتم حیف این وقت، انرژی و سرمایه نیست که صرف ساختن یک کار بد می‌شود. سال‌هاست اهمیت فیلمنامه و قصه‌گویی را فراموش کرده‌ایم، در حالی که مخاطب تشنه شنیدن قصه‌ خوب است و دوست دارد همچنان قصه بشنود. گاهی که قصه‌های گذشته‌ را با خودم مرور می‌کنم، با خودم می‌گویم ای کاش یک نفر پیدا شود و آن‌ها را تبدیل به فیلمنامه کند.

خودتان در این مورد گامی بر نداشتید، یعنی سفارش طرحی بدهید یا دست به قلم شوید؟
راستش را بخواهید دیگر از حوصله‌ام خارج است بخواهم با این بیماری و مشکلاتی که دارم دست به قلم شوم و فیلمنامه بنویسم. اما مدتی قبل برای یکی از دوستان خوش‌ذوق و جوان که دست به قلم هم دارد، داستانی واقعی از سال ۱۳۲۸ روایت کردم و از او خواستم این داستان را به فیلمنامه تبدیل کند.

بازیگران ما وقتی به مرز میانسالی و پیری می‌رسند، خطر کم‌کاری و در پی آن بازی در نقش‌های کلیشه‌ای آن‌ها را تهدید می‌کند؟
بله، این بزرگ‌ترین آفت سال‌های اخیر است. از زمانی که سینما و تلویزیون تصمیم گرفتند تمام نقش‌های اولشان‌ را به جوان‌ها بسپارند و پیشکسوت‌هارا در حاشیه قرار دهند. وقتی هنرمندی به مرز پیری می‌رسد باید از او و هنرش مراقبت کرد، نه این‌که با قصه‌های ضعیف او را به سمت کلیشه سوق داد.

یکی از انتقادهایی که به شما می‌شود هم اتفاقا رفتن به سمت همین کلیشه‌هاست؟
این انتقادها به گوش خودم هم رسیده اما چندان موافق نیستم. این که برخی می‌گویند مشایخی فقط نقش پدر و پدربزرگ بازی می‌کند درست نیست، این موضوع زمانی می‌تواند صحت داشته باشد که صرفا در این‌ نقش‌ها حضور داشته باشم و نقش دیگری را تجربه نکرده باشم. در حالی که شما اگر به کارنامه هنری‌ام نگاهی بیندازید، متوجه خواهید شد تجربه‌های متفاوتی داشته‌ام که فارغ از نقش پدر یا پدربزرگ و خان دایی یا خان داداش بوده، اما ظاهرا نقش‌آفرینی در این کارها در حافظه مردم بیشتر نقش بسته و آن‌ها من را با این کاراکتر ها به یاد می‌آورند. به نظرم این موضوع بیش از آن‌که ناشی از ضعف بازیگر باشد، نشان از توانایی اوست، چرا که این نقش‌ها را به گونه‌ای باورپذیر ایفا کرده که از ذهن مخاطب پاک نمی‌شود.

در سال‌های اخیر شما بیشتر در حوزه تلویزیون متمرکز بودید. این موضوع به علاقه شما به این حرفه رسانه باز می‌گردد یا این‌که در سینما پیشنهاد مناسبی ندارید؟
برایم بازی در تلویزیون، سینما و تئاتر تفاوتی ندارد و بیشتر به فکر بازی در یک اثر خوب هستم، اما نکته‌ای که نمی‌توان فراموش کرد، این‌که نمی‌توان نقش رسانه‌ای مانند تلویزیون را در زمینه اعتلای هنر نادیده گرفت. به نظرم حساسیت در آثار تلویزیونی به مراتب بیشتر از سینماست. چون مخاطب با انتخاب خودش به سینما می‌رود، اما در تلویزیون دیگر انتخابی وجود ندارد، پس در قبال مخاطب‌های تلویزیون مسئولیت بیشتری دارید، چون هر اشتباهی در این زمینه ممکن است به نادیده گرفتن شما ختم شود. ممکن است یک مخاطب سینما به دلیل بهایی که بابت بلیت پرداخت کرده یک اثر سینمایی را تا به انتها دنبال کند، اما این اتفاق در تلویزیون وجود ندارد و مخاطب اگر در چند دقیقه اول جذب کار نشود، به واسطه کنترل تلویزیون آن اثر را خیلی زود عوض کند و سراغ کار دیگری برود.

شما همواره به کارگردان‌های کار اولی اعتماد می‌کنید. نگران نتیجه کار نیستید؟
نه، همیشه گفته‌ام باز هم می‌گویم. از کار کردن با کارگردان‌های جوان لذت می‌برم. آن‌ها جوان هستند و باید کارشان را از جایی شروع کنند. اگر ما به آن‌ها اعتماد نکنیم و کمکشان‌ نکنیم، هیچگاه‌ به موفقیت نمی‌رسند. به همین خاطر همیشه سعی می‌کنم با انرژی در کار آن‌ها حضور پیدا کنم.


به تازگی سریال «همه چیز آنجاست» به کارگردانی شهرام شاه‌حسینی با بازی شما از تلویزیون پخش شد. از بازی در این سریال راضی بودید؟
عواملی که در این سریال حضور داشتند همه تلاششان را به کار بستند تا کار خوبی ارائه دهند. خوشبختانه در شرایطی که تلویزیون دچار ریزش مخاطب شده همه چیز آنجاست توانست مخاطبان خودش را پیدا کند.